تبلیغات
ایل شاهسون - بزرگان ایل شاهسون لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
 
ایل شاهسون
ایل بزرگ شاهسون
درباره وبسایت


در كتاب یادنامه حكیم تیلیم خان شعری از نصرت‌الله زرگر به زبان زرگرهای ساكن شهریار نقل شده است:
دنیلوگی ناپی گاجوسكی مُلی اگه لِس تاپسا پِردو گودلو اووِل
چیلالو مانوشس پورتِسدار ناناك اگه توناك پِی شِل لاچو اووِل
چیلالو مانوشا آمال ناآستار هر گاجوسكی ناآن تودا كریستار
ناجاناجا هر نامورشس دارستار دووی تِریاندا لسگی بارو گا اووِل
چیلالو مانوشس نوول سیگ آمال خوخای ماستان سُوِِل ناخا مو پوِرال
كالو دئوس ناچید سیر چیریكناكال چیریكنیگی گا اِو بودلا چو اووِل
بیدادالوس كِرِه ناكِر هچ كان فال نانیكِلا دئولِس توتار اووافال
هر تانیس چیلالو آلاو ناپِن مو پورال مورشوس كورلو افتاتان اووِل
تیلیمِس آلاو هچ كان ناكِرتی خاخای آوِریس رومناكی نادیك مویاكای
هر نامورشِس ماریستا توناخای میرو آلاو توكانیستی موك اووِل
مدیرسایت :حجت فاتح
ارسال متن و اشعار در تلگرام با شماره :09125550828

مدیر وبسایت : admin blog
نویسندگان
برچسبها
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داستان ریش سفیدان ایل 

بنام خداوند توانا 
.....زندگی و منش بزرگان شاهسون برای مردم منطقه وافراد ایل  جذابیت داشته و در دورهمی ها وشب نشینی ها نقل مجالس می شد و یکی از این صحبت ها که خاطره دلنشینی برای یکی از مردان میان سال  تیره کرلی داشته و باافتخار از  نیکو کار ی ،خیری ،با خدا بودن و خواب دیدنهای هم ایلیش  وشهرت وی در بین روستائیان و مردم ایل  به آقای مهدی پورکند تعریف کرده  و به عقیده ایشان نظر لطف خدا اجر کار های او بوده ......
با معرفی  ایشان  داستان را.....
....   یکی از ریش سفیدهای تیره خالدی از خاصای طایفه کوسه لر  بنام شیخ جواد فرزند چراغعلی فرزند دانیال فرزند علی یار فرزند محمدیار فرزند بولود بئی را با نقل از پدرم برایتان بیان می کنم 
.....پدرم می گوید حدودا سال ۱۳۲۹ بود برای ییلاق قسمتی از چراگاه آغجا قله (آغجه قلعه) را اجاره کرده بودیم شش چادر بزرگ وکوچک یک اوبای جمع وجوری را تشکیل داده بود همسایه های ما ۱-زبیده خانم  از طایفه قره بکلو همسر دائی درویشم از طایفه کیچکینعلی ۲-خانم دختر خوداورن از تیره هارانلی ۳-مردعلی یولچی از تیره سیرخابلی ۴-محمود آزاد از تیره سیرخابلی همسرش خاله خوش قدم بود۵-حسین ضرابی (حوسن )از تیره خالدی 
....در اوبا (اووا) شیخ جواد باداشتن بیشترین گوسفند وچندین شترو اسب یکی از افراد سرمایه دار بشمار می رفت 
در اوبای ما دوستی وعلاقه به هم  آنقدر دلها را به هم   نزدیک  کرده بود  همه مثل یک خانواده بودیم.
همسایه ها در دوشیدن و مشک تکان دادن  (چالاخام چالخاماغ) به ما کمک می کردند 
برای اینکه کمی از نحوه تهیه کره مطلع شویم  از مادرم نحوه تهیه آنرا سئوال کردم 
مادرم می گوید گوسفندها را بعد از اینکه می دوشن با توجه به شیری که آماده می شود در قابلمه بزرگ ویا در دیک (قازان ) جوشانده وبعد از اینکه از جوشیدن افتاد به آن ماست می زنند اگر کم باشد در مشکی که< آیران یری> گفته می شود نگهداری می کنند تا به اندازه ائی برسد مشک بریزند و اگر زیاد باشد وجای نگهداری نداشته باشد همان روز چاتما (سه پایه )را برپا ومشک را آویخته وشروع به تکان دادن آن(چالخاماغ) می کنند.

..........پدرم می گوید چون شیر ما زیاد بود همان روز چاتما را بر پا و مشک (چالخام ) را آماده کردند 
 پدرم عادت داشت مشک اول را بین همسایه ها تقسیم می کردو مشک های بعدی را سهم خود قرار می داد
 همسایه ها هم همیشه کمک حال ما بودند 
 پدرم مشک اول را بین همسایه ها تقسیم کرد  همه خوشحال  مشک دوم را پر از ماست کرده و آماده تکان دادن (چالخاماغ) برای تهیه کره  کردند بعد از چند بار تکان دادن افراد تکان دهند مشک متوجه شدن مشک خیلی سنگین به نظر می آید وقابل تکان دادن نیست لذا دهان مشک را باز کردند همه به تعجب کره های سفید داخل مشک را روی هم تل انبار شده دیدند
..... پدرم می گوید یکی دوبار هم در طی سالهای بعد برای پدرش این اتفاق افتاده 
و این کار نادر نقل مجالس و شب نشینی بین مردم شده بود پدرم می گوید در طی سالهای چادرنشینی این اتفاق خیلی کم پیش می آمد و اونجور که می گفت  برای چند نفر بیشتر اتفاق نیافتده و آنها هم افراد بسیار خیری بودند .....

سلیمان امیری فرد




نوع مطلب :
برچسب ها : سلیمان امیری فرد، شاهسون، مشاهیر ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 7 دی 1396
admin blog
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر