لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
 
ایل شاهسون
ایل بزرگ شاهسون
درباره وبسایت


با سلام خدمت شما همراهان عزیز وجود یک وبسایت برای ایل بزرگ شاهسون قابل محسوس بود تصمیم گرفتیم با کمک عده ای از فرهیختگان عزیز اولین سایت ایل شاهسون را راه اندازی کنیم به امید اتحاد ایل شاهسون .
درباره ایل شاهسون:شاهسون بغدادی. [سَ وَ نِ بَ] از ایلات تُرک اطراف تهران، ساوه، زرندوگرماب وزنجان و قزوین بوده‌اند که ییلاق‌شان خلجستان و فراهان و قشلاق‌شان ساوه و زرند بوده‌است و در اطراف قزوین به سی طایفه منقسم می‌شدند ... . (جغرافیای سیاسی کیهان ص۱۱۲)
مذهب شاهسون‌های بغدادی از زمان صفوی یا پیش از آن شیعهٔ دوازده امامی بوده‌است. شاهسون‌ها در تغییر مذهب رسمی ایران به شیعه نقش مهمی داشته‌اند.

شاهسون ایل بغدادی ازدو سر شاخه زیر تشکیل شده است :

1 لک

2 آرریخلی .

که هر کدام از این سر شاخه ها دارای طوایفی می باشند .

مجموع طوایف ایل شاهسون بغدادی 32 طایفه به شرح زیر می باشد :

1 قاراقویونلو

2 کوسه لر

3 دلیلر ( دللر )

4 سولدوز

5 یارجانلی

6 حاققی جانلی

7 احمدلی

8 موسولو

9 شرفلی

10 کرملی

11 کله ون

12 موختابند لی ( موخته ون لی )

13 قرنلی ( قرللی )

14 چلبلی

15 ذولفوغارلی

16 کاروانلی

17 اتک باسانلی

18 میغن

19 نیلغاز

20 دوگر

21 قوتولو

22 ساتیلی

23 حوسن خانلی ( حسین خانلی )

24 اینانلی ( ایناللی )

25 الی قوردلو ( علی قوردلو )

26 خیدیرلی

27 قسیملی ( قاسم لو )

28 زیلیق لی

29 قریب لک

30 حسن لی

31 آغ قویونلو

32 دئولته ون

قشلاق این ایل از گوی داغ ( کیلومتر ۵۰ اتوبان قم - تهران ) شروع و تا اطراف شهر ساوه و زرند پراکنده اند

ییلاق این ایل هم اطراف شهرستانهای قروه ، رزن و آوج همدان بوده است.

مدیرسایت :حجت فاتح

ارسال متن و اشعار در تلگرام با شماره :09125550828

مدیر وبسایت : admin blog
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

حجت فاتح 
حجت فاتح مدیر مسئول پایگاه خبری ایرسا نیوز در پنجمین دوره انتخابات شورای شهر ساوه شرکت نموده اند دوستان شاهسون از ایشان حمایت قاطع کنید 

photo_2017-05-10_09-38-49 (2)

چت اورداپ

چت اورداپ




نوع مطلب :
برچسب ها : حجت فاتح، شورای شهر ساوه، لیست کاندیدای شورای شهر ساوه، ساوه، بیوگرافی حجت فاتح،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396
admin blog

طایفه بزرگ اجیرلو

طایفه اجیرلو به دو بخش تقسیم می شود که به ان گوبک (ناف)

1.صیطاق .که یارذه تیره اشاره شده

2.طورون.که در اطراف گرمی سکونت دارند

بخش اول صیتاق 11تیره بنامهای سورتلو.اسماعیلو.امیرخانلو.شئنلو.بدرلو

کوسالو .حلاجلار.یعقوب بیگلو..قره ساقلو .قرمز ساقلو.بالغ بر 20000نفر هستند.این طایفه همراه با طایفه ی قوجه بیگلو .جنوب ترکیه در سال 1600 میلادی وارد دشت مغان شده اند

به طور کل ازطایفه قوجه بیگلو جدا شده.یک طایفه مستقل بنان اجیرلو در مغان تشکیل دادند.

طایفه اجیرلو از. لحاض چنگ و جابوکی دلاور بودند به همین خاطر ..کدخدا یا بیگ از بین اینها انتخاب میشد..

به عنوان فرماندهان لشگر صفوی برگزیده بودن .توانستن دشمنان را از کشور خارج کنند .الان در خراسان شمالی طایفه اجیرلو. بسیار زیاد هست .

در زمان صفویان نادر تازه ظهور کرده بود در کلاک و دهاتی که اکثر ساکنان انها اجیرلو بودند

با کمک رئس طایفه اجیرلوشخصی بنام سلمان بیگ توانست قدرت را به عنوان نائب السلطنه در خراسان بدست بگیرد..

البته طایفه اجیرلو دلاور مردانی بود بنامهای ِسلمان .صالح خان .عبادالله بیگ کیانی .نعمت بیگ .خداوردی قاسم زاده. .نصرت بیگ شاهین و اخرین بیگ قوتازبیگ شاهین که در سال 1385 شمسی فوت میکنند ..که قبرش در اع مزاز می باشد

پیمان ورزند





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 15 اردیبهشت 1396
admin blog

با سلام خدمت دوستان شاهسون بیگدلو

طایفه شاهسون بیگدلو به فرماندهی فیروز بیگ به علت خشکسالی و باراند گی کم .84000خانوار از همدان به کشور عثمانی ترکیه کوچ کرده اند .مناطقی بیگدلوها کوچ کرده اند که دو لت عثمانی جا داده ،سیواس.کازیان،انتپه.یوزقات ساکن شدند..

در دست این افراد آدمها خوب و ضعیف بودند .که در بین طوایف یکی از افراد که به از طایفه باراک .به ارابه دولت عثمانی دستبرد زده بود .که در اون دوره دولت عثمانی خیلی قوی بود ..و علی پاشا عثمانی به فرمانده فیروز شاهسون بیگدلو میگوید اون شخصی که به ارابه پست ما دستبرد زده را تحویل بدهند .

و فیروز این را قبول نکرده.و گفته ما او را مجازات میکنیم.و این اختلافات باعث شده .37000خانوار به فرماندهی فیروز به ارومیه کوچ کرده اند ..و مابقی ان به سوریه رقعه کوچ کرده اند که در آنجا ظلم هایی از جانب دولت عثمانی شده ..،به علوی بودن (شیعه)..و طور خلاصه آنهایی که در دشت مغان پارسااباد زندگی میکنند .،از رقعه سوریه آمده اند به شاملو مشهور هستن

با کمال تشکر پیمان ورزند





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1396
admin blog

یکی بهم گفت تورکی یادم بده گفتم باشه

دوز یعنی نمک

دوز یعنی درست

دوز یعنی بچین

دوز یعنی خوک

دوز یعنی صبرکن

لبخندی زد وگفت اینو نمی توانم یکی دیگه بگو... گفتم باشه:

................................................

اوزوم یعنی خودم

اوزوم یعنی صورتم

اوزوم یعنی شناکنم

اوزوم یعنی جداکنم

اوزوم یعنی انگور

...............................................

کفت : اینم نمی توانم بنویس بده از رویش بخوانم.گفتم باشه نوشتم

:کتی گتی کتی گتی گتی چست؟

گفت یعنی چی ؟؟؟

گفتم یعنی: دهاتیه رفت کت رو برداشت و برگشت

...............................................

اندر عجایب زبان تورکی...

فعل " چیخدیم"

کنکوردان چیخدیم(قبول شدم)

پله دن چیخدیم(بالا رفتم)

حسابیندان چیخدیم(کسر کردم)

اداره دن چیخدیم(خارج شدم)

سالدیم چیخدم(نشستم فکر کردم)

بکارچیلیغا چیخدیم (تعطیل شدیم

...............................................

و او همانجا جان به جان آفرین تسلیم کرد!!!

در زبان تورکی 9 نوع گریه کردن داریم: آغلاماق ، سیزلاماق، زیرلاماق، سیزیلداماق، اینله مک، زاریماق، هوکورتمک، ایچین چالماق، وییلداماق. دکتر صابر مقدم که پزشک فارس زبان و مشهوری در تبریز است می گفت: اوایل آمدنم به تبریز مریضی داشتم که می گفت "معدم گوینییر" گفتم " درد می کنه؟" گفت یوخ آغریمیر گوینییر! و من بعد ها فهمیدم که ترک ها به زخم معده می گویند گوینییر و به درد عصبی معده می گویند آغریماق و به التهاب معده می گوین سانجی. یعنی بدون آندسکوپی می توانم برایشان دارو تجویز کنم! چون زبانشان انواع درد کردن را تجزیه تحلیل می کنند

"ویژگی ﻫﺎﯼ ﺯﺑﺎﻥ تورﮐﯽ"

ﺍعضای ابتدایی گوارش ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ تورﮐﯽ با ﺣﺮﻑ "د" شروع ﺷﺪﻩاند:

ﺩﯾﻞ‏(ﺯﺑﺎﻥ‏)

ﺩﻭﺩﺍﻕ‏(ﻟﺐ‏)

ﺩﺍﻣﺎﻕ‏(ﮐﺎﻡ‏)

ﺩﯾﺶ‏(ﺩﻧﺪﺍﻥ‏)

ﺩﯾﻤﺪﯾﮏ‏(ﻣﻨﻘﺎﺭ‏)

ﻫﺮ ﺍﻧﺪﺍﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﺣﺮﻑ "ﻕ" :

ﻗﯿﭻ‏(ﭘﺎ‏)

ﻗﻮﻝ‏(ﺩﺳﺖ‏)

ﻗﺎﻧﺎﺩ‏(ﺑﺎﻝ‏)

ﻗﻮﯾﺮﻭﻕ‏(ﺩﻡ‏)

ﻗﺎﺭﻭﻥ‏(ﺷﮑﻢ‏)

ﻗﻮﻻﻕ‏(ﮔﻮﺵ‏)

ﺍعضای ﭼﺸﻢ ﺑﺎ "گ" :

گؤﺯ‏(ﭼﺸﻢ‏)

ﮔﺎﺵ‏(ﺍﺑﺮﻭ‏)

ﮔﯿﻠﻪ‏(ﻋﻨﺒﯿﻪ‏)

ﮔﯿﭙﺮﯾﮏ‏(ﻣﮋﻩ‏)

ﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮ ﺗﺎ ﮐﻤﺮ ﺑﺎ "ﺏ" :

ﺑﺎﺵ‏(ﺳﺮ‏)

ﺑﻮﯾﻨﻮﺯ‏(ﺷﺎﺥ‏)

ﺑﻮﯾﻮﻥ‏(ﮔﺮﺩﻥ‏)

ﺑﺌﻞ‏(ﮐﻤﺮ‏)

ﺑﻮﺧﻮﻥ‏(ﭘﺸﺖ‏)

ﺑﻮﺭﮎ‏(ﻗﻠﻮﻩ‏)

ﺑﺎﺭﺳﺎﻕ‏(ﺭﻭﺩﻩ‏)

ﺷﺎﯾﺪ ﺣﺘﯽ بؤﺭﮎ‏(ﮐﻼﻩ‏) ﻭ ﺑﺎﺷﻤﺎﻕ‏(ﮐﻔﺶ‏) ﮐﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺳﻮﯼ ﺑﺪﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ میپوﺷﺎﻧﻨﺪ, ﺍﺯ ﺭﻭﯼ این ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﻮﺩﻩ؛

ﻫﺮ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺗﯿﺰ دارای زاویه با "د" :

ﺩﯾﺮﻧﺎﻕ‏(ﻧﺎﺧﻦ‏)

ﺩﯾﺰ‏(ﺯﺍﻧﻮ‏)

ﺩﯾﺮﺳﮏ‏(ﺁﺭﻧﺞ‏)

ﺩﺍﺑﺎﻥ‏(ﭘﺎﺷﻨﻪ‏)

وقتی میگن زبان تورکی جز سه زبان برتر و باقاعده دنیاست به این میگن؛

اتاق

اتاق+لار

اتاق+لار+دا

اتاق+لار+دا+کی

اتاق+لار+دا+کی+لار

اتاق+لار+دا+کی+لار+دان

اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری

اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری+نی

اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری+نی+گتیر

تـــــــــــــــــــورکی هنــــــــــــــــر است

آیا مى دانید:

1-زبان توركى سومین زبان زنده و توانمند دنیاست؟

آیا مى دانید:

2- زبان توركى 500 میلیون متكلم در جهان دارد؟

آیا مى دانید:

3- زبان توركى 7200 سال قدمت دارد؟

آیا مى دانید:

4- زبان توركى 100/000 وازه ى اصیل دارد؟

آیا مى دانید:

5- زبان توركى 3500 فعل اصلى دارد؟

آیا مى دانید :

6- زبان توركى 24/000 فعل غیر اصیل دارد؟

آیا مى دانید:

7- زبان توركى 46 زمان فعلى دارد؟

آیا مى دانید:

8- 100% كلمات زبان توركى ریشه دارند؟

آیا مى دانید:

9- زبان توركى زبان اكثریت مردم ایران است؟

آیا مى دانید :

10- زبان توركى داراى 9 آوا است؟

آیا مى دانید :

11- زبان توركى بعنوان زبان بین المللى در جهان به ثبت رسیده است؟

آیا مى دانید :

12- زبان توركى بعنوان شاهكار زبان ها و ادبیات بشرى شناخته شده است؟

آیا مى دانید:

13- از زبان توركى براى ارسال دیتاهاى رادارهاى جهان استفاده مى كنند؟

آیا مى دانید :

14- زبان توركى را بعنوان زبان استاندارد یونسكو در اروپا و آمریكا مى شناسند؟

آیا مى دانید:

15- زبان توركى داراى 450/000 عنوان كتاب در جهان است؟

آیا مى دانید:

16- زبان توركى صاحب اولین دومین و سومین خط بشرى در جهان است

پس به تورکی صحبت کردنت افتخار کن

یاشاسین بوتون تورک ملتی





نوع مطلب :
برچسب ها : اموزش زبان شاهسون، زبان شاهسون، گویش شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396
admin blog

با سلام خدمت دوستان شاهسون بیگدلو

طایفه شاهسون بیگدلو به فرماندهی فیروز بیگ به علت خشکسالی و باراند گی کم .84000خانوار از همدان به کشور عثمانی ترکیه کوچ کرده اند .مناطقی بیگدلوها کوچ کرده اند که دو لت عثمانی جا داده ،سیواس.کازیان،انتپه.یوزقات ساکن شدند..

در دست این افراد آدمها خوب و ضعیف بودند .که در بین طوایف یکی از افراد که به از طایفه باراک .به ارابه دولت عثمانی دستبرد زده بود .که در اون دوره دولت عثمانی خیلی قوی بود ..و علی پاشا عثمانی به فرمانده فیروز شاهسون بیگدلو میگوید اون شخصی که به ارابه پست ما دستبرد زده را تحویل بدهند .

و فیروز این را قبول نکرده.و گفته ما او را مجازات میکنیم.و این اختلافات باعث شده .37000خانوار به فرماندهی فیروز به ارومیه کوچ کرده اند ..و مابقی ان به سوریه رقعه کوچ کرده اند که در آنجا ظلم هایی از جانب دولت عثمانی شده ..،به علوی بودن (شیعه)..و طور خلاصه آنهایی که در دشت مغان پارسااباد زندگی میکنند .،از رقعه سوریه آمده اند به شاملو مشهور هستن

با کمال تشکر پیمان ورزند





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396
admin blog
قوطاز بیگ شاهین اجیرلو و ریچارد تاپر
قوطاز بیگ شاهین اجیرلو و ریچارد تاپر نویسنده تاریخ دشت مغان در دهه 50
ارسالی پیمان ورزند
photo_2016-05-22_20-31-53

دشت مغان

 دَشت مُغان نام جلگه‌ای است در شمالی‌ترین قسمت استان اردبیل در شمال باختری ایران. مغان جلگه‌ای است در ساحل جنوبی رود ارس و غرب دریای خزر که قسمت عمده آن در جمهوری آدربایجان و بخشی نیز شمالی‌ترین قسمت استان اردبیل در شمال غربی ایران را تشکیل داده است.

 

جغرافی

منطقه مغان از شمال به رود ارس، از جنوب به رشته کوه صلوات و ادامه کوههای تالش، از غرب به دره رود و از شرق به دریای خزر محدود است. پس از معاهده ترکمنچای قسمت عمده مغان به روسیه تزاری واگذار شد.

دشت مغان سرزمینی هموار و مسطح است که از آبرفت‌های رودخانه ارس و شعبات آن بوجود آمده‌است، بغیر ازمرز مشترک مغان با مشکین شهر و جمهوری آذربایجان در منطقه جنوبی و جنوب شرقی گرمی که شکل کوهستانی دارد در بقیه نقاط آن عارضه مهمی به چشم نمی‌خورد. این منطقه در حوزه آبریز دریای خزر واقع شده‌است. دشت مغان دنباله جلگه‌های ساحلی غرب خزرمی باشد که ارتفاع متوسط آن در کرانه‌های رود ارس و بالهارود بین ۵۰ تا ۱۰۰ متر است و بتدریج به طرف جنوب با شیب کم به ارتفاع آن اضافه می‌شود.

مغان از سه شهر تشکیل یافته است . پارس آباد مغان ، بیله سوار مغان ، گرمی (مغان ) .البته بخش های مختلفی هم اکنون اضافه شده است . جعفرآباد، اصلاندوز از آنجمله است . برای یافتن اطلاعات بیشتر سایت اینترنتی مغان ارس مطالب مفیدی در خصوص مغان دارد. مغان ارس اگرچه در پارس آباد مغان نوشته می‌شود اما سعی دارد به مطالب کلی مغان از جنبه‌های مختلف بپردازد. اخیرا در سایت مغان ارس تصاویر ورزشی از زمانهای قدیم قرار داده شده است . این موضوع نشان می‌دهد مغان فرهنگ لازم برای ورزش را همیشه در خود داشته است .مقالات مفیدی در رابطه با مغان در بخش دشت مغان این سایت وجود دارد.

 آدرس سایت مغان ارس : [http://www.moghanaras.com

 تاریخ

 مغان در کتب تاریخی

پروفسور ریچارد تاپر از اساتید بازنشسته دانشگاه لندن اخیرا در نامه‌هایی که برای سایت مغان ارس نوشته است بهمراه انها تصاویری که خودش از زندگی عشایری در دشت مغان در آنزمان تهیه کرده است را نیز فرستاده است و گفته است که عکسها و فیلمهایی از دشت مغان در 46 سال قبل تهیه کرده است که انها را در وبسایت خودش که قرار است راه اندازی شود قرار خواهد داد. از نامه‌های پروفسور ریچارد تاپر در اینجا قرار می دهیم که به مدیر مغان ارس فرستاده است و در این نامه ایشان به گوشه‌هایی از تاریخ مغان که خود در ثبت ان تاثیر داشته است اشاره کرده است. نام کتاب ایشان که ترجمه شده است عشایر دشت مغان می‌باشد. نقل از سایت مغان ارس : " مجردی عزیز ! بخاطر ارسال سریع پاسخ نامه از شما متشکرم. از دریافت آن خوشحال گردیدم. باید عذرخواهی کنم بخاطر اینکه به زبان انگلیسی می نویسم. اما بروشنی پیداست که سواد انگلیسی شما بسیار بهتر از زبان فارسی و ترکی من می‌باشد و بعلاوه کامپیوتر من مکینتاش است و خط های غیر لاتین را خیلی خوب ساپورت نمی‌کند.

من بسیار خوشحالم که کتابم به خوبی به دشت مغان رسیده است. همانطوریکه مستحضرید ترجمه ممکن است به این خاطر انجام گرفته است که کتاب نوشته شده من به زبان انگلیسی یکی از جوایز " بهترین تحقیق فرهنگی سال" را چند سال قبل در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی به خود اختصاص داد. من خیلی ناراحت شدم از اینکه نتوانستم بعلت بیماری مادرم شخصا برای دریافت جایزه حضور بهم رسانم.

چند مطلب دارم که ممکن است برایتان جالب باشد و به عرض عالی میرسانم. اول اینکه من سایت آقای باقرزاده را هم بازدید کردم که یک سایت پرباری است. برایم خیلی جالب می‌شد اگر ترجمه داستان نوراله بیگ قوجه بیگلو آقای اسدی را می دیدم.( من هنوز نوار ضبط شده اوریجینال را دارم. )

همچنین برایم جالب بود که تصاویر خودم و همسر سابقم خانم نانسی را در 45 سال قبل دیدم. تصویر ما را در کنار حاتمی ( پسر حاتم بیگ ) نشان می‌داد که یادآور آن زمان برایم بود.

در ایمیل حاضر دو عکس که تعلق به من دارند و مربوط به آن زمان (تابستان 1965) می‌باشد را الصاق کرده ام. در آن عکس نانسی را نشان می‌دهد و آقای حاتمی و برادر جوانترش منوچهر را نیز در بردارد.همچنین تصویری از اولین دیدارم از شاهسونها را الصاق کرده ام که در تابستان 1963 گرفته شده است و برادر بزرگتر ایشان آقای علیخان را در بیرون از آلاچیق نشان می‌دهد ، برادر بزرگتر ایشان بالاخان ( بطرز غم انگیزی در تصادف رانندگی یکسال بعد درگذشت و پرچم سیاه در آلاچیق در تصویر اول به نشانه سوگواری برای مرگ وی می‌باشد. ) آخرین بار علیخان را در مشگین شهر و منوچهر را در تهران در سال 1993 دیدم.

(توضیح : همچنین یک تصویر رنگی در سایت مغان شهر وجود دارد که بنام نانسی تاپر ، همسر ریچارد تاپر درج شده است که لباس محلی پوشیده است و در کنار علیخان رییس گیکلو ایستاده است. این در واقع تصویر نانسی نیست. اما تصویر مربوط به موگول اندروز (Műgűl Andrews) همسر پیتر اندروز (Peter Andrews) می‌باشد که با همدیگر علیخان را چند سال بعد از ما ملاقات کردند. من اندروز را خیلی خوب می شناسم . آنها در آلمان زندگی می‌کنند و پیتر متخصص پیشرو در دنیا در خصوص چادرهای پوشیده از نمد از قبیل آلاچیق شاهسونها می‌باشد.

باید اضافه نمایم که نانسی و من متاسفانه دیگر با هم زندگی نمی کنیم. ما دو پسر داریم ، هر دوی آنها اکنون سی ساله هستند. روارد (Ruard) موسیقی شناس می‌باشد.( او هم اکنون در شانگهای چین در حال تحقیق می‌باشد. ) ادوارد (Edward) پسر دیگرم پزشک است و در لندن زندگی می‌کند. در این میان ، من دوباره ازدواج کرده ام و همسرم خانم دکتر زیبا میرحسینی انسان شناس و ایرانی است.زیبا و من بطور مختصر پارس آباد را دیدار کردیم در سالهای 1993 و 1995 و همین آخرین دیدارم از ایران بود. ( زیبا هر از چندی به دلیل اینکه خانواده اش در تهران است به ایران می‌آید. ) امیدوارم بزودی دوباره به ایران بیاییم.

من شمار زیادی تصاویر از دیدارم با شاهسونها دارم. همه آنها را اسکن کرده ام بصورت دیجیتالی موجود هست. کیفیت متاسفانه خیلی خوب نیست. همین امر در رابطه با برخی فیلم ها که من گرفته ام نیز صدق می‌کند. اکنون که من بازنشسته هستم امیدوارم بزودی وبسایت خودم را کامل کنم و تعدادی از تصاویر و فبلم ها را در آنجا قرار خواهم داد. همچنین لینک سایتهای مغان شهر و مغان ارس را نیز قرار خواهم داد.

از موضوعات مربوط به شاهسونها و موضوعات دیگر نیز در این سایت قرار خواهد گرفت. در این ایمیل تصویر خودم را هم که اخیرا تهیه شده و صفحه‌ای از مجله( " alumni magazine ") دانشگاه را که خودم در آنجا تدریس می‌کردم برایتان ارسال میدارم.(مرکز مطالعات شرقی و آفریقایی لندن).

به اطلاع میرسانم که اخیرا کتاب دیگری منتشر کرده ام به همراه دوستم جان تامپسون (Jon Thompson) در خصوص عشایر ایران The Nomadic People of Iran)) کتاب شامل مقالاتی در خصوص گروههای عشایری عمده می‌شود ، اما توجه اصلی این کتاب به مجموعه شگفت انگیز تصاویر گرفته شده بوسیله نصراله کسرائیان معطوف می‌باشد. کتاب دیگری که من ویرایش کرده ام در خصوص سینمای جدید ایرانی به زبان ترکیه‌ای در استانبول ترجمه شده است اما هنوز تا آنجا که من می دانم به زبان فارسی ترجمه نشده است. با بهترین آرزوهای بیشتر – ریچارد تاپر انگلستان - لندن "





نوع مطلب :
برچسب ها : پیمان ورزند، تازیخچه مغان، تاریخچه پارس اباد، قوطاز بیگ شاهین اجیرلو، ریچارد تاپر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396
admin blog

تاریخچه شهر پارس آباد



پارس آباد شهر کوچک نوپاییست که در سال 1330 توسط فردی بنام آقای مهندس ابراهیم پارسا(مدیر عامل شرکت شیار) پایه گذاری شده است. این شهر در شمالی‌ترین نقطه سرزمین مغان (نقطه صفرمرزی) و ساحل رود ارس قرار گرفته است ،از نقطه نظر آ ب و هوا باید گفت دارای تابستانهای گرم و زمستانهای معتدل است. بنا به آخرین سر شماری در 1375 جمعیت این شهر و حومه 138887 نفر گزارش شده است که از این تعداد نزدیک 46 درصد در نقاط شهری و بقیه در روستاهای اکناف بسر می‌برند.

رود ارس كه در مرز ایران و آذربایجان قرار دارد از طریق سد انحرافی میل مغان سبب آبیاری مزارع و ایجاد حوضچه هایی برای پرورش ماهی می‌شود. رود ارس بركت و حیات و پویایی را به مردم پارس آباد و حومه به ارمغان آورده است. معلوماتی که برخی منابع در اختیار می گذارند روشن می سازد که قبل از اجرای برنامه اصلاحات ارضی ساکنین حوزه قوچ قیشلاقی مغان (پارس آباد)بیشتر عشایر کوچرو بودند و چرخه اقتصادی آنها از طریق دامداری سنتی می چرخید. آنها زندگی نیمه متمرکزی داشتند و از صدها سال پیش پس از نابودی «نهر تیمور» از کارهای کشاورزی کاملاً بدور بودند.

باید گفت دهه چهل نقطه عطفی در تاریخ اقتصادی- فرهنگی منطقه مغان محسوب می‌شود. در آن دوره با ایجاد راههای شوسه و حفر و تأسیس کانالهای عریض و طویل آبیاری توسط شرکتهای شیار و پرسسیون، راه اندازی شرکتهای کشت وصنعت ودامپروری مدرن، ساخت سد میل مغان، ایجاد باغهای وسیع هلو، آلو،شلیل،فندق،سیب سبز، گیلاس و زیتون، احداث سیلوها و کارخانه‌های بزرگ قند و لبنیات و پنبه، توسعه ورشد شهری پارس آباد هر چند غیر طبیعی اما شتاب بیشتری بخود گرفت وبازارش رونق یافت.

بدنبال این تحولات اکثر ساکنین این منطقه کوچ نشینی را رها کرده و به سوی زندگی متمرکز شبه مدرن روی آوردند. آنها در نتیجه تقسیم بندی اراضی در قالبهای سه، شش و دوازده هکتاری ،صاحب زمین‌های مزروعی شدند.تدریجاً کشاورزی یعنی، کشت و زرع مکانیزۀ گندم ،پنبه، چغندر، ذرت و... به کار اصلی اهالی منطقه تبدیل شد و درساختارکلی پارس آباد کنونی تأثیربسزایی گذاشت. از دستاوردهای تحولات اقتصادی دهه‌های اخیر پارس آباد که منجر به تحولات عمیق فرهنگی شد می‌توان به شکل گیری طبقات جدیدی از هزاران دانش آموز، دانشجو، دبیر، استاد، مهندس و پزشک و نهایتا تأسیس دانشگاه اشاره نمود."ازكتابهای تاریخ چنین استنباط می‌شود كه در عهد باستان، این دیار دارای آبادیهای زیادی بوده است كه از جمله آنها فروردین، اردیبهشت و بنام سایر ماههای سال بوده است كه بعدها به علت تغییرات زمین به كلی از بین رفته اند."در سال 1328 این منطقه كه در آن پارس آباد قرار دارد بنام قوچ قشلاقی معروف بوده است. در این منطقه عشایر مغان با ابتدایی ترین امكانات زندگی می كردند. شغل آنها دامداری بوده و به عبارتی در این منطقه كشت صورت نمی‌گرفته است. در همین ایام مطالعاتی در منطقه انجام می گیرد و شركت شیار با مقصد احیای كشاورزی و زمین های زراعی تاسیس می گردد. این شركت در یوشان آباد كه بعدها شاه آباد نامیده شد مستقر شدند.

نام این منطقه نیز انقلاب به جعفرآباد تغییر یافت. از اولین كارهای این شركت ایجاد راه شوسه ازاردبیل به مغان و تاسیس كانالهای آب رسانی در منطقه بوده است. این شركت به علیرضاآباد كه بعدا به اسلام آباد تغییر نام داد انتقال داده می‌شود. شركت پرسیون بعنوان پیمانكار تاسیسات آب رسانی كارهایی را در این زمینه به مرحله اجرا رسانده بود كه موسسه ای برای آموزش كشاورزان تشكیل داده می‌شود. در كتاب دشت مغان در گذر زمان نویسنده آن چنین بیان داشته است كه: " اولین كانال آب رسانی كه آبگیر آن كمی بالاتر از علیرضاآباد واقع بود حدود چهارهزار هكتار از مزارع را مشروب می كرد." دومین كانال آب رسانی با ظرفیت بیست متر مكعب در ثانیه در سال 1337 به بهره برداری می رسد. اما موفقیت این كانالهای آب رسانی بر طبق پیش بینی انجام گرفته عملی نمی‌شود و بنابراین از 28 هزار هكتار اراضی موجود فقط چهارده هزار هكتار به صورت 12 هكتاری بین زارعین تقسیم می گردد. عشایر زیاد رغبت نشان نمی‌دهند و به دلیل استقبال كم از این زمینها، اكثرا روستائیان صاحب زمین می شوند. رفته رفته كه تعداد داوطلب بیشتری برای تصاحب زمین پا جلو می گذارند بنابراین اراضی موجود به صورت شش هكتاری و در مرحله سوم بصورت سه هكتاری تقسیم می گردند.

مرحوم میرزاآقا مجردی بعنوان نقشه بردار و فردی بومی كه به حسن اخلاق و صداقت و پاكدامنی مشهور عام و خاص بوده است برای توزیع زمینهای كشاورزی با جان و دل كوشش می كند و امروز علیرغم گذشت قریب چهارده سال از درگذشت ایشان هنوز خاطره نیكی های وی در بین كشاورزان دشت مغان زبانزد می باشد.

شركت شیار اولین تراكتورها را با نام تراكتورهای زنجیره ای d6c و با  سوخت نفت سفید وارد منطقه می كند. رفته رفته بنگاه عمران مغان وظیفه خود را به سازمان آب و برق می سپارد و این سازمان نیز بعدها به دوقسمت مجزا تغییر ساختار داد و اكنون امور آب كار آب رسانی منطقه را بعهده دارد.

همان طوری كه قبلا اشاره شد مهندس پارسا مدیر عامل شركت شیار در سال 1330 شمسی طرح كلی شهر پارس آباد را می ریزد و این شهر علیرغم اینكه حتی یك سكنه نداشته است به نام خود مهندس پارسا نامگذاری می‌شود. البته ناگفته نماند كه از ابتدا نقشه این شهر بر اساس اصول شهرسازی ریخته می‌شود اگر چه تعدادی از ساكنان در قسمتی از شهر این موضوع را رعایت نكرده اند. نویسنده كتاب دشت مغان در گذر زمان در خصوص ساكنان این شهر چنین می نویسد: " در سال 1355 كه قریب 150 خانوار در آن سكونت داشتند، خانه هایی كه از شهرداری تا مسجد جامع ساخته شده بودند به طور مرتب در كنار خیابان خاكی به همان عرضی كه امروز هست قرار گرفته بودند و قسمت جلوی خانه‌ها را برای منطقه تجاری خالی گذاشته بودند. " شهر پارس آباد به دلیل نزدیكی به مزارع كشاورزی و وجود تپه ماهورهایی در قسمت شمالی آن ازاهمیت ویژه ای برای شركتها و در كل مزرعه داران برخوردار بوده است. كاركنان شركت شیار برای رونق دادن و آبادكردن پارس آباد به این شهر انتقال داده می شوند. وجود " بنگاه عمران دشت مغان " در پارس آباد تاثیر بسزائی درسرعت بخشی به عمران و آبادانی پارس آباد داشته است.

در سال 1370 پارس آباد رسما به شهر تبدیل شد.اسم این شهر به مرور زمان از پارساآباد به پارس آباد تغییر یافت. مسجد جامع پارس آباد در سال 1338 تاسیس یافت .در سال 1371نیز توسعه یافت. پارس آباد همانطوریكه قبلا ذكر شد صرفنظر از پیشینه تاریخی آن كه به 1330 بر می گردد از نظر موقعیت جغرافیایی در محلی قرار گرفته است كه تاریخی كهن را با خود دارد. چه بسیا ر رخدادهای مهم تاریخی كه در این خاك بوقوع نپیوسته است. در زمان قاجاریه این منطقه محل نزدیك به لشكریان قاجاری برای جنگهای قره داغ بوده است.

قلعه اولتان كه در 15 كیلومتری این شهر در اولتان قرار دارد گنجینه پر رمز و رازی از پیشینه این دیار سبز دارد. امید آن میرود كه با زحمات مسئولان مربوطه هرچه زودتر این قلعه تاریخی شكافته شود و رازهای سر به مهر این دیار در طول تاریخ بر ما معلوم گردد و چه بسا همین شناختهای مشخص و دقیق از گذشته خواهد توانست تحولات شگرف اقتصادی و علمی را برای مغان ارمغان آورد.

تپه نادر نیز كه محل تاجگذاری نادرشاه افشار می باشد در اصلاندوز در نزدیكی این شهر قرار دارد. اما آنچه مسلم است اینها همه تاریخ غنی مغان نمی‌تواند باشد. پیشرفت های علمی و توسعه علم باستان شناسی و پرورش مهندسان بومی در زمینه های تاریخ و باستان شناسی، خواهد توانست ناگفته های خاك مغان را یكی یكی بر ما آشكار سازد. این سنگها و این خاكها و تپه ماهورهایی را كه می بینید چه بسیار رازهایی را در سینه خود نگاه داشته اند. تاریخ هر ملتی نشانه عظمت و شكوه آن ملت است.

بیاییم تاریخ خود را پاس بداریم. این متن مطمئنا تاریخ كامل این دیار سبز نیست و انتظار داریم در صورتی كه نوشته ای، عكسهایی از سازندگان پارس آباد و افراد كوشا در عمران و آبادانی آن در دسترس دارید برای ما ایمیل كنید تا در تصحیح بعدی این نوشته آن را در مد نظر قرار دهیم.

کار آفرینان و احیا کنندگان شهر پارساباد
۱.ابراهیم پارسا 2.محمود علیلو مشهور به داور 3.منوچهر کفایی 4.ساسان ورزند (کارافرین )

photo_2015-10-31_22-52-27 (2)

photo_2017-04-26_16-00-43

photo_2017-04-26_12-29-54

photo_2016-05-22_20-31-53

photo_2015-10-31_22-54-05





نوع مطلب :
برچسب ها : تاریخچه شهر پارس آباد، شاهسون های پارس اباد، کار آفرینان و احیا کنندگان شهر پارساباد،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396
admin blog

به نام خدا

                                                                                  

درتاریخ ها ونوشته ها ازپشتکوه به خصوص کمتر نام برده شده وشواهد نشان می دهد ساکنان این منطقه که جزیی از«لرکوچک» می باشند به طور یقین جزئئ از طوایف کرد است ودرکتب معتبر بختیاری ، لربزرگ ولرستان اعم از «پیشکوه خرم آباد»و«پشتکوه لرکوچک»هستند،همان طورکه مرحوم آیت الله مردوخ کردستانی درتاریخش نگاشته وطوایف « کرد»رادو دسته می داند :1-کرد آرارات 2-کرد زاگرس .1حدود کوه آرارات رانسبت به سوریه درشرق ،نسبت به ترکیه درجنوب ونسبت به ارمنستان تاحدود کردستان دانسته که «کرد آرارات»وازحدود کرمانشاه تاحدود فارس «کرد زاگرس»نوشته وکرد را به دو قسمت شرقی وغربی تقسیم کرده است .اگرما نوشته ی تاریخ مردوخ را بپذیریم که از حدود سوریه تاحدود کردستان وکرمانشاه ، کرد آرارات وکرد غربی وازحدود کرد غربی تاحدود فارس کرد شرقی به حساب می آید ؛ بنابراین پشتکوه،جزئئ ازکرد زاگرس می باشد وکرد شرقی است .درتاریخ مردوخ آمده است که زردشت،کردوازمردم «اورامانات»است فریدون پادشاهایران که اهل اصفهان بوده وباهمدستی «کاوه آهنگر»سلسله ی ضحاکیان رامنقرض کرده اند،نیز«کرد»بوده است .درایران (کرد شرقی)دو پادشاه که هردو برادربوده اند یکی درشرق به نام« گشتاسب» پادشاه بوده ودیگری درغرب به نام «لهراسب»مردوخ ،کی قباد(پادشاه ایران)را کرد می داند؛درجایی می نویسد:«تاریخ نویس مجبور نیست آنچه را که شنیده باور داشته باشد» 2- به راستی مرحوم آیت الله مردوخ ،عالمانه این جمله را نگاشته  است .                                                                                                             

حدود پشتکوه :ازطرف شمال ،ابتدا به استان لرستان وسپس به استان کرمانشاه وازطرف شرق ،ابتدا به استان لرستان وسپس به استان خوزستان واز غرب به استان کرمانشاه وازطرف جنوب از سه قسمت به کشورعراق منتهی می شود:1-بخش«چواروسومارایوان»درمقابل شهرهای «مندلی»و«زرباطیه» دراستان «دیاله ی عراق» 2-بخش صالح آباد مهران درمقابل شهرهای «بدره»و«کوت العماره استان«کوت» شهرستان دهلران در مقابل استان «العماره»                 (برگرفته از کتاب انساب شهری عشایری استان ایلام مولف:مرحوم رستم  رفعتی 

                                                                                                                                            (هرکسی کاو دور ماند از اصل خویش ************ بازجوید روزگاروصل خویش )

درحالی  مشغول نوشتن این وبلاگ برای معرفی سرزمین آباءواجدادیمان (منطقه دنه و بهرام آباد) هستیم که برای اولین باردرگردآوری اطلاعات ونوشته های آن ازگذشتگان وبزرگان برآمدیم که در اصل ارتباطات امروزی برخود لازم دانستیم برای سرزمین نیاکانمان کاری کرده باشیم وبتوانیم به خوبی آن را برای همگان معرفی کنیم وشاید این تنها کار کوچکی باشد که برای سرزمینمان انجام داده باشیم . طایفه گل گلی منطقه پهله زرین آباد، یکی از بزرگ ترین وپرجمعیت ترین طوایف محمد وند (ایل کرد)محسوب می شود و در کنارطایفه های دیگر محمدوند (ممی وند)شامل ،قطب الدین وآهنگر- برامصی – کاکعلی-جان قلی–گوران – دوست علی وند – پاپی – می می - ...همجوار می باشند. طوایف وساکنین منطقه زرین آباد،تنها منطقه ی دراستان ایلام می باشد که به ساکنینش «ایل کرد»می گویند که بازبان پهله ای سخن می گویند.ایل کرد منطقه پهله زرین آباد شامل سه طایفه ی بزرگ« محمد وند و جایروند وباپیروند» می باشند. که هر طایفه شامل چندین طایفه در تقسیم بندی سه طایفه اصلی قرار می گیرند . هرچند ایل کرد در تاریخ آیت الله مردوخ کردستانی وکتاب انساب مرحوم رستم رفعتی که توضیح کامل در اوایل نوشته آمده است به عنوان کرد پشتکوه و از مردمان زاگرس یاد شده است ؛ اینک  برای معرفی سرزمین منطقه دنه و بهرام آبادبا تمام اسناد و تصاویر مختلف این منطقه و بزرگان و شاعران و تمام کسانی که خدمت شایانی چه در بزرگی و بزرگ منشی و سخن وری و شجاعت و دلاوری و غیرت وگذشت در طول تاریخ این طایفه، نامی نیک به یادگار برای آیند گان بجای گذاشته، تا اصیل و ریشه خود را از یاد نبرند و با تمام تلاش و دقت که ما در جمع آوری اطلاعات موجود حق مطلب را بدون هیچ تعصبی در معرفی آنچه نوشته ایم، گفته باشیم.

واز همه ی خوانندگان وبلاگ و مردم طایفه گل گلی چنانچه نسبت به اطلاعات و نوشته های این وبلاگ نقد ویا عکس ویا شعرو مطلبی که بتواند ما را در کامل کردن آن یاری کنند صمیمانه دست همه را می فشاریم واز همه، خالصانه که ما را در گفتن حقایق در قسمت نظر خواهی و آدرس وبلاگ (طایفه ی گل گلی) یاری نمایند سپاسگزاریم .


نژاد م زخورشید روشن تر است                       زهرکس که تو گویی نژادم سراست 

 منم کرد گل گلی وچنان پیل تن                       پدر برپدر گرز شمشیر زن 

 چه خونی به رگ های این طایفه  است            که هر قطره اش غیرت وعاطفه است                                                                                                                                                                                                                                                                                       (شاعرگمنام )                                                                                                                                                                                                                     

                                                                                                                                               

                                               

                                                                                                  

طایفه گل گلی باتوجه به اسناد موجود وقباله نامچه ها و صحبت و روایت بزرگان وریش سفیدان طایفه ، به طوری که سینه به سینه و اجداد خود سه روایت گفته شده است 0 که این سه روایت به ترتیب ذیل عبارتند از :

1-طایفه گل گلی به روایت بزرگان واجداد خود مردمی بودند که اجداد آنها شامل پدر و سه فرزند از« زرنه ایوان» به منطقه میش خاص از توابع استان ایلام به دلیل قشلاق و ییلاق از زرنه ایوان به منطقه میش خاص ، بعد از مدتی در میش خاص سکنا گزید ه اند 0که پسر ارشد اجداد گل گلی همسری از منطقه میش خاص برمی گزیند 0این خانواده ی پدر وسه پسر ضمن داشتن زمین و املاک در میش خاص وبعد از مدتی پدر ودو پسر دیگر در منطقه میش خاص برسر زمین درگیر شده وازمنطقه میش خاص به منطقه گل گل ملکشاهی مهاجرت کرده وسالها در آنجا زندگی کردند و بعد از مدتی در منطقه گورابین «تخت برام یا ابراهیم»که ظاهرا ابراهیم نام یکی از اجداد طایفه گل گلی می باشد ساکن می شوند وتا سه نسل در تخت برام که ملک اجداد خود بوده به منطقه پهله زرین آباد ،روستاهای دنه و بهرام آباد ساکن می شوند0

   2-طایفه گل گلی به روایت بزرگان و اجداد خود مردمی بودند که اجداد آنها شامل پدر و سه فرزند از طایفه گراوند در کوهدشت لرستان به منطقه میش خاص آمده وسکنا گزیده اند  و فرزند ارشد دختری را به همسری بر می گزیند 0و بعد از سالیان دراز بر سر زمین و املاک، پدر و دو فرزند با بعضی ازمردم منطقه میش خاص درگیر شده وبه گل گل ملکشاهی مهاجرت می کنند و بعد از سالیان مدید به تخت برام گورابین مهاجرت کرده و تا سه نسل در این منطقه ساکن بوده اند 0منطقه تخت برام گورابین که توسط یکی از اجداد این طایفه خریداری و نام گذاری شده است 0وبعد ازمدت ها در منطقه پهله زرین آباد ، روستاهای دنه و بهرام آباد ساکن می شوندلازم به ذکر است که فرزندان و نوادگان پسر ارشد بزرگ گل گلی در میش خاص سه روستا را تشکیل می دهند و به نام طایفه گل گلی شناخته و معروف هستند.

3-طایفه گل گلی به روایت بزرگان و اجداد و بزرگان خود مردمی بودند که اجداد آنها شامل پدر و سه فرزند از طایفه حسنوند بالا گریوه در خرم آباد به منطقه میش خاص آمده و سکنا گزید ه اند وفرزند ارشد دختری را به همسری برمی گزیند وبعد ازسالیان دراز برسر زمین و املاک بابعضی ازمردم،منطقه میش خاص درگیر شده وبه گل گل ملکشاهی مهاجرت می کنند بعد از سالیانی به تخت برام گورابین آمده وتا سه نسل در این منطقه ساکن می شوند و سر انجام به منطقه پهله زرین آباد،روستاهای دنه و بهرام آباد ساکن شده اند.

طایفه گل گلی از ایل کرد می باشند در اوایل زمان والی پشتکوه حسین قلی خان ابو قداره به عنوان پارکابی (سرکرده ی خان )جهت امنیت جزء لشکر خان والی بوده و خیلی از بزرگان این طایفه در زمان خان والی به عنوان تفنگ چی ونامه برخدمت کرده اند آقایان مرحوم  صیدعلی (صیالی) فرزند کوچونی – نصرالله فرزند رحمی –علی فرزند علیرضاازتیره غلام رضا-مامی گل گلی وحاجی فرزندعلی محمد – محمد حسین فرزند میرزا– همت فرزندصید رضا از تیره آیینه – یاسین فرزند همت -اسدفرزندزیتعلی هواسعلی فرزندآیینه -صیدرضافرزندآیینه -مراد فرزند گل محمد -منصور فرزندصید رضا - مردمان این طایفه جسور و زرنگ بوده اند به دستور خان از دادن مالیات معاف می شوند0 وچون آن زمان همه ی طوایف کرد تحت فرمان خان لر (حسین قلی خان ابو قداره )که یکی از نوادگان خان اتا بکان لرستان اداره شده است و در آن زمان کل طوایف پشتکوه ایل کرد قبل از زمان خان با زبان اصلی پهله ای کردی صحبت نموده اند (ناصررزازی که یکی از خواننده های معروف کرد است زبان پهله ای رایکی از اصیل ترین زبان  کردی معرفی کرده )ولی در زمان خان پشتکوه (حسین قلی خان ابو قداره )لری صحبت کرده اند0 دین و مذهب طایفه گل گلی ،اسلام و شیعه دوازده امامی (ع)بوده است وقبرستان مردم طایفه گل گلی از قدیم ایام وتاکنون به خاطر ارادت زیاد این مردم به امام زاده سید ابراهیم (ع) فرزند بلافصل امام محمد باقر (ع) در جوار این امام زاده عزیزمی باشند و مردم طایفه گل گلی علاوه بروصلت فامیلی با سادات سید ابراهیم و سایر امام زاده سید ناصرالدین (ع)و سید فخرالدین (ع) و سادات ابراهیم قتال (ع) ارادت و احترام و اعتقاد خاصی برای این امام زاده ها ی عزیزقائل می باشند  .شغل اصلی این مردمان در قدیم دامداری و کشاورزی بوده است. طایفه گل گلی که یکی از طوایف بزرگ ایل کرد در پهله محسوب می شوند اکثر آنها در عراق به عنوان کرد فیلی ودر شهرستان های ایلام ، دهلران ،اندیمشک ،دزفول ، شوش ، اهواز،خرمشهر،ماهشهر،یزد،تهران،مشهد وکشورهای اروپایی مانند آلمان ،سوئد ساکن می باشند .                                                               عکس هایی ازتخت برام (ابراهیم) گورابین                                                                                                                                                           

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                           بیوگرافی (معرفی) اجداد و تیره های طایفه گل گلی

  جد طایفه گل گلی به نام    محمد تقی که فرزندان محمدتقی (مته)به نام های :1- ذوالفقار فرزندملک محمد،فرزند احمد بیگ، فرزند سبزمراد ، فرزند ابراهیم بزرگ (تخت برام گورابین به نام وی معروف است) : ابراهیم دارای دو فرزند به نام های 1- حسین  2- شاهین شاه (شین شای)0

فرزندان حسین به نام های 1- کوچکعلی 2 – شیرزاد 3- فرضالی  - که هر کدام از این فرزندان حسین به تیر ه های مختلف تقسیم شده اند و نصف طایفه گل گلی را شامل شده اند 0

فرزندان کوچکعلی به نام های 1- شیخ علی – 2- کوچونی (کوچانی) معروف هستند 0که فامیل های شیخی و بازیار و کوشانی از تیره کوچکعلی فرزند حسین می باشند .

فرزندان شیرزاد به نام های 1- شاهی 2- حسین 3- شریف 4- شیرمرد 5-عله،معروف هستند 0که فامیل های خنجر و شیرزادی و شریفی و ملکی و الهی از تیره شیرزاد فرزند حسین می باشند0

فرزندان فرضالی به نام های 1- دوستعالی 2- میرزعالی 3- ذوالفقار معروف هستند 0 که فامیل های فرضی و دوستی از تیره فرضالی از تیره فرضالی فرزند حسین می باشند 0

2- فرزندان شاهین شاه به نام های 1- عبدلی 2- آیینه 3- غلام رضا – که هر کدام از این فرزندان شاهین شاه به تیره های مختلف تقسیم شده اند و نصف بیشتر طایفه گل گلی را شامل می شوند.


فرزندان عبدلی به نام های 1- علی محمد 2- دوست محمد 3- ملکعلی 4- ملک محمد که معروف هستند فامیل های محمدی و عبدی و دوستی و دیرباز و حیدرزاده و ضمیری نژاد و علی محمدی و باسره و پیری و باور و شا ه محمدی و خرم نیا از تیره عبدعلی فرزند شاهین شاه می باشند که فرزندان عبدعلی بزرگ شامل علی محمد 2- دوست محمد 3- ملکعلی برادرزاده تیره ی حسین می باشند.

فرزندان غلام رضا به نام های 1-عبدال 2- علی رضا3-یارکه ، که معروف هستند 0 که فامیل های میرزایی و عباسی و قوی دست و گل گلی از تیره غلام رضا فرزند شاهین شاه می باشند0

فرزندان آیینه به نام های 1- مامی 2- عبدال 3- هواسعلی 4- صید رضا 5- ابراهیم (برام کوچک)بوده 0 از تیره آیینه فامیل های اسماعیل پور و علی مردانی و گل گلی و رحمی زاده وصیادی-وردی -ابراهیمی وطیبی وعابدی-از تیره آیینه فرزند شاهین شاه می باشند 0

لازم به ذکر است که یکی از فرزندان اجداد گل گلی درمیش خاص بخش بدره به نام طایفه ی گل گلی معروف می باشند وفرزندان بجامانده به تعداد سه روستا در میش خاص بدره ساکن هستند

ونیز لازم به یادآوری می باشد که طایفه گل گلی به دلیل ازدهام جمعیت از شش تیره اصلی (فرزندان حسین ،به نام های کوچکعلی ،شیرزاد،فرضالی) و(فرزندان شاهین شاه عبدلی ،غلام رضا ،آیینه ) که در حال حاضر به ده تیره بزرگ و مهم تبدیل شده اند  عبارتند از :1- شیخعلی 2- دوستعالی 3-شیرزاد 4- آیینه 5- غلام رضا 6- ملکعلی 7- ملکمحمد 8- علی محمد 9- دوستمحمد 10-عله  تبدیل گشته اندوبه طور شورایی (خرد جمعی) کلیه تصمیمات طایفه ایی را می گیرند به طوری که از هر تیره سه تا پنج نفر به نمایندگی از هر تیره حضور داشته که کلیه تصمیمات باید از سه پنجم جمعیت رای بگیرد وتصمیم شود که کلیه مفاد و اساسنامه در سال 1390 باحضور تمام طایفه پیمان نامه ایی به تصویب طایفه و امضاء همگان رسیده است 





نوع مطلب :
برچسب ها : طایفه گل گلی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396
admin blog

طایفه کلوند

 سیاحتنامه حدود، در سال 1264ه.ق. بیست و پنج خانوار چادرنشین از طایفه كله وند در دوزخورماتو زندگی می كرده است.(21)

و-  وجود مشابهت لهجه یی و همگونی ضرب المثلها و داستانها بین شاهسونهای بغدادی و طوایفی از تركهای كركوك كه ساكن "تل عفر"، "آلتین كوپرو"، "تیسین"، "بشیر"ریا، "تازه خرماتو"،" توزخرماتو" ، "امام زین العابدین"، "قاراتپه"، و "بیات لار" هستند.(22)

با توجه به شواهدی كه ارائه شد، نویسنده بر این باور است كه هسته اولیه ایل شاهسون بغدادی از نواحی كركوك به درون ایران كوچانده شده، و به احتمال قریب به یقین از همان بیاتها و یا طوایف ابوابجمع و وابسته یی بوده است كه میرزا مهدی خان استرآبادی به كوچ آنان از كركوك به خراسان اشاره كرده است.(23)

درباره نحوه مهاجرت و وضعیت ایل طی مدت استقرارش در خراسان و شیراز منبع موثقی در دسترس نیست. مرحوم فتح السلطان، كه بیش از یك صد سال عمر كرد (وفات1357)، از قول عمویش ایمانعلی خان كه یكصدو بیست سال عمر كرده بود، برای نویسنده نقل می كرد كه: جانی بیگ بزرگ ایل در سرحد عثمانی بوده است. سرخاب، یوسف و قاسمعلی خان برادران او بوده اند و قاسمعلی خان سركرده نظامی ایل بوده است. در دوران ؛آشوب و سقوط اصفهان ، احمدپاشا از قاسمعلی خان قول عدم تعرض گرفته مناطق غرب ایران را به تصرف خود در می آورد. نادر در حمله به بغداد پس از غارت ایل امر به كشتن قاسمعلی خان می دهد ولی با وساطت میرزا مهدی خان از كشتن او صرف نظر می كند. طوایف لك و آرخلو به خراسان عزیمت می كنند و قاسمعلی خان به خدمت نادر در می آید و به مقام میرآخوری می رسد. در بازگشت از هند به دلیل سرپیچی از امر نادر و به همراه آوردن غنایم مغضوب واقع شده و (به امر نادر گوش و یا بینیاو را می برند). وی در همین زمان در خراسان فوت می كند و در كنار سقاخانه حرم امام رضا(ع) به خاك سپرده می شود. به دنبال این حادثه، ایل شاهسون بغدادی اعتبار نخستین خود را از دست داده و در پی مرگ نادر از خراسان به شیراز مهاجرت كرده است. در شیراز، كریم خان زند به امید چیرگی بر دشمنان با علی خان شاهسون از تیره قاسملو پیمان اتحاد می بندد. پس از پیروزی كریم خان، علی خان شاهسون رئیس سواره نظام ایل شاهسون بغدادی در نزد او می شود. با مرگ كریم خان ایل شیراز را ترك می كند و سرانجام توسط آقا محمدخان در منطقه ساوه مستقر می گردد.

صحت تاریخی این قول بر نویسنده این رساله معلوم نشد. هرچند در كتاب فریزر از قاسم بیك خان، كه ناظم مناظم و اعتمادالدوله نادر بوده، ذكرنامی شده(24) و از علی خان شاهسون در ذیل وقایع دهه 1170ه.ق. از قبیل سركوب افغانها در مازندران، مبارزه با نصیرخان در حاشیه خلیج فارس، محاصره ارومیه، مبارزه با زكی خان، و محاصره كرمان و مبارزه با تقی خان درانی- مبارزه ای كه به مرگ علیخان انجامید- در منابع دوره زندیه به تفصیل سخن رفته است.(25)

درباره انتقال این ایل از شیراز به منطقه ساوه، در ذیل میرزا عبدالكریم بر تاریخ گیتی گشا از كوچانیدن ایلات عراقی از شیراز به عراق توسط آقامحمدخان قاجار به هنگام ورود به شیراز سخن به میان آمده است، اما نامی از ایلات كوچ داده شده برده نشده است.(26)

مع الوصف، وجود طوایف و تیره های همنامی چون:لك، آرخلو، احمدلو، موصلو، و قوتولو بین ایلهای بغدادی و قشقایی ، و اظهار صریح عشایر متعلق به تیره توللی در هر دو ایل مبنی بر وجود همبستگی تاریخی با یكدیگر، جای شبهه ای در انتقال ایل شاهسون بغدادی از شیراز به منطقه ساوه باقی نمی گذارد. بعلاوه اینكه، ترانه ای بین عشایر شاهسون بغدادی وجود دارد كه در وصف كوههای شیراز است و گوینده آرزوی گذر از آنها را می كند.(27) نیز هنری فیلد از علی قوردلوهای كوهمره سخن می گوید كه همنام با یكی از طوایف شعبه لك ایل شاهسون بغدادی است.(28)

اما، نخستین سندی كه حكایت از استقرار ایل بغدادی در بودباش كنونی اش می كند، به سال 1220 ه.ق. باز می گردد كه طی آن ایل بیگی گری " طایفه شاهسون "  بغدادی به همت خان از طایفه ساتلو داده شده است.(29) هر چند جزو اسناد ملكی سندی به تاریخ 1200ه.ق. وجود دارد ولی نامی از شاهسون بغدادی در آن برده نشده است.

rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01





نوع مطلب :
برچسب ها : طایفه کلوند، معرفی طایفه کلوند، پیشینه طایفه کلوند، کلوند، اشنایی با طایفه کلوند،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396
admin blog
حجت فاتح مدیر مسئول پایگاه خبری ایرسانیوز
درپنجمین دوره انتخابات شورای شهر ساوه شرکت نموده اند.
از جوانان مستعد ایل شاهسون
هم تباران ساوه ای می‌توانند به ایشان رای دهند.
photo_2016-12-28_09-33-09




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396
admin blog