تبلیغات
ایل شاهسون - مطالب ابر اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
 
ایل شاهسون
ایل بزرگ شاهسون
درباره وبسایت


در كتاب یادنامه حكیم تیلیم خان شعری از نصرت‌الله زرگر به زبان زرگرهای ساكن شهریار نقل شده است:
دنیلوگی ناپی گاجوسكی مُلی اگه لِس تاپسا پِردو گودلو اووِل
چیلالو مانوشس پورتِسدار ناناك اگه توناك پِی شِل لاچو اووِل
چیلالو مانوشا آمال ناآستار هر گاجوسكی ناآن تودا كریستار
ناجاناجا هر نامورشس دارستار دووی تِریاندا لسگی بارو گا اووِل
چیلالو مانوشس نوول سیگ آمال خوخای ماستان سُوِِل ناخا مو پوِرال
كالو دئوس ناچید سیر چیریكناكال چیریكنیگی گا اِو بودلا چو اووِل
بیدادالوس كِرِه ناكِر هچ كان فال نانیكِلا دئولِس توتار اووافال
هر تانیس چیلالو آلاو ناپِن مو پورال مورشوس كورلو افتاتان اووِل
تیلیمِس آلاو هچ كان ناكِرتی خاخای آوِریس رومناكی نادیك مویاكای
هر نامورشِس ماریستا توناخای میرو آلاو توكانیستی موك اووِل
مدیرسایت :حجت فاتح
ارسال متن و اشعار در تلگرام با شماره :09125550828

مدیر وبسایت : admin blog
نویسندگان
برچسبها
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی 

لالایی مادران

سسلندیم هی اوجادان
سسیم چیخدی پاجادان

تاری سنی ساخلاسین
چیچکدن قیزیلجادان

با صدای بلند از خداوند خواستم

که نگه دار تو باشد و تو را از بیماریها ( آبله و سرخک ) در امان دارد.
چت اورداپ




نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی، اشعار فولکلور، ایل شاهسون، شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 11 آبان 1396
admin blog

اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی

تشبیه کردن یار به ماه و به گل سرخ نشان از زیبایی شناسی و زیبایی پرستی و در نهایت عشق به آفریدگار زیبایی را در دل یک شاهسون پرورش می دهد .
چرا رخسار سفید یار چون ماه می درخشد و گونه سرخ یار گل سرخ را در ذهن وی تداعی میکند ...

چیخدیم دام آراسینا 
باخدیم آی پاراسینا
قیزیل گول جارگا وئریر
یار گیریب آراسینا

درمیان  پشت بام دو خانه ایستادم 
و به صورت چون ماه یار نگریستم
یار در میان گلهای سرخ ایستاده است 
گویی گل سرخ یار است و یار گل سرخ

عشق به معشوق در قلب یک شاهسون مثال زدنی است آنجا که نام زیبای یار که بر کاغذ سفیدی نوشته شده ، آن کاغذ به شیئی مقدس بدل می گردد و محبوب میشود...
قیزیل گول پنجه پنجه
سنی کیم ایستیر منیم جه
آدیی یازدیم کاغاذا
دولانتیردام یانیمجا

گل سرخ خرمن شده است
آیا کسی هست تو را اندازه من دوست داشته باشد؟
نامت را بر کاغذی نوشته ام
و آن را با خود به هر کجا می برم.

اشعار برگرفته از کتاب بایاتی علی حاجیلی 

نویسنده : ابوالفضل فردوسی ( عارف )




نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی، ابوالفضل فردوسی ( عارف )، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 6 بهمن 1395
admin blog
اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی ....

هنگامی به سختی می افتد یا کسی را در سختی و عسرت می بیند می داند آنکه مشکل را برطرف می کند خداوند است

بابا ناچار آغلاما
گونوی گئچر آغلاما
دوگونو سالان آللاه
اوزو آچار آغلاما

پدربزرگ ( بابا در ترکی شاهسونی به پدر بزرگ اطلاق میشود ) از روی ناچاری و گرفتاری گریه نکن
چرا که روزگار در حال گذر است
خدایی که ( جهت امتحان ) به کارها گره می اندازد
خودش هم آن را باز می کند.

زمانی که در تلاطم روزگار به سختی می افتد و به خاطر پیش نرفتن کارش و پیشرفت خودش مورد شماتت اطرافیان واقع میشود چنین می گوید:

آپاردی چایلار منی
هفته لر آیلار منی
منیم دوواریم آلچاخ
هر گلن داشلار منی

رودخانه ها مرا با خود بردند ( به سختی افتادم )
عمرم در این گذر می گذرد ( بدون آنکه بتوانم کاری انجام دهم )
چون دیوارم کوتاه است 
هر کس رد میشود و مرا با سنگ می زند ( شماتت می کند )




نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، محصولات شاهسون، عکس نیت شاهسون، ایل شاهسون اینانلو، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 26 دی 1395
admin blog
 اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی ...

گفتیم که این اشعار از صفای باطن و صداقت درون یک شاهسون نشات گرفته و بسیار ساده و گاها عمیق و پر معنا بیان شده است.

اشعار فولکلور ایل از طریق شفاهی و سینه به سینه از نسلی به نسل بعدی انتقال یافته و در یادها مانده تا امروز که به نسل ما رسیده است.

حال وظیفه ماست که این اشعار را حفظ و صیانت کرده و با مکتوب کردن آن ماندگارتر نماییم که دوست بسیار عزیزم جناب علی حاجیلی در دو جلد بعضی از این اشعار را به قلم کشیده است .

یک شاهسون زمانی که عاشق است در کمال سادگی مشتاق دیدار است و دلتنگ پس زمانی که دیدار میسر نمی شود میسراید :

قیزیل اوزوگون یانی
دورمئر بارماغیم قانی
گونده گوردوگوم یاری
بوگون گورمئرم هانی

ازکنار انگشتر طلایی خون انگشتم بیرون می زند.
یاری را که هر روز می دیدم
امروز نمی بینم او کجاست ؟

او زمانی که در مورد عاشق شدنش از سوی دیگران در هجمه شماتت قرار می گیرد ملتمسانه می گوید : 

قارشیدا اوت ایششیغی
اولدوم دیدار موشتاغی
دووه دللک سیز اولماز
اولدورمزلر عاشیغی

در سینه کوه روشنایی ناشی از آتش می بینم
و من مشتاق دیدار یار هستم.
همانگونه که شتر بی ساربان نمیشود.
عاشق را بخاطر عشق نمی کشند.

هرگاه یک شاهسون دچار غربت میشود ضمن حفظ اصالت خویش از غربت خویش چنین می نالد : 

غریبم بو ائللرده
سو چالخانیر گوللرده
آوارا بولبول اولدوم
اوخومئرم هر یئرده

در این دیار غریبم
آب در درون آبگیر می چرخد
مانند یک بلبل آواره شده ام
که نمی توانم هر کجا بخوانم
فرستنده :ابولفضل فردوسی 




نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی، اشعار فولکلور، فرهنگ ایل شاهسون، شعر در ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 24 دی 1395
admin blog