لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
 
ایل شاهسون
ایل بزرگ شاهسون
درباره وبسایت


با سلام خدمت شما همراهان عزیز وجود یک وبسایت برای ایل بزرگ شاهسون قابل محسوس بود تصمیم گرفتیم با کمک عده ای از فرهیختگان عزیز اولین سایت ایل شاهسون را راه اندازی کنیم به امید اتحاد ایل شاهسون .
درباره ایل شاهسون:شاهسون بغدادی. [سَ وَ نِ بَ] از ایلات تُرک اطراف تهران، ساوه، زرندوگرماب وزنجان و قزوین بوده‌اند که ییلاق‌شان خلجستان و فراهان و قشلاق‌شان ساوه و زرند بوده‌است و در اطراف قزوین به سی طایفه منقسم می‌شدند ... . (جغرافیای سیاسی کیهان ص۱۱۲)
مذهب شاهسون‌های بغدادی از زمان صفوی یا پیش از آن شیعهٔ دوازده امامی بوده‌است. شاهسون‌ها در تغییر مذهب رسمی ایران به شیعه نقش مهمی داشته‌اند.

شاهسون ایل بغدادی ازدو سر شاخه زیر تشکیل شده است :

1 لک

2 آرریخلی .

که هر کدام از این سر شاخه ها دارای طوایفی می باشند .

مجموع طوایف ایل شاهسون بغدادی 32 طایفه به شرح زیر می باشد :

1 قاراقویونلو

2 کوسه لر

3 دلیلر ( دللر )

4 سولدوز

5 یارجانلی

6 حاققی جانلی

7 احمدلی

8 موسولو

9 شرفلی

10 کرملی

11 کله ون

12 موختابند لی ( موخته ون لی )

13 قرنلی ( قرللی )

14 چلبلی

15 ذولفوغارلی

16 کاروانلی

17 اتک باسانلی

18 میغن

19 نیلغاز

20 دوگر

21 قوتولو

22 ساتیلی

23 حوسن خانلی ( حسین خانلی )

24 اینانلی ( ایناللی )

25 الی قوردلو ( علی قوردلو )

26 خیدیرلی

27 قسیملی ( قاسم لو )

28 زیلیق لی

29 قریب لک

30 حسن لی

31 آغ قویونلو

32 دئولته ون

قشلاق این ایل از گوی داغ ( کیلومتر ۵۰ اتوبان قم - تهران ) شروع و تا اطراف شهر ساوه و زرند پراکنده اند

ییلاق این ایل هم اطراف شهرستانهای قروه ، رزن و آوج همدان بوده است.

مدیرسایت :حجت فاتح

ارسال متن و اشعار در تلگرام با شماره :09125550828

مدیر وبسایت : admin blog
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کانال تلگرام ایل شاهسون 

تلگرام ایل شاهسون 

جهت عضویت در کانال تلگرام ایل شاهسون در تلگرام به این شماره پیام دهید 09125550828

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام






نوع مطلب :
برچسب ها : تلگرام ساوه، تلگرام ایل شاهسون، کانال تلگرام ایل شاهسون، کانال ایل شاهسون، شاهسون، ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 14 تیر 1398
admin blog
دست بالای دست بسیار است

......... ایل شاهسون بغدادی بخاطر شرایط بوجود آمده در منطقه رو به ضعف گذاشته بود خوانین منطقه از فرصت استفاده کرده و با توجه به نفوذشان در دستگاه دولتی و به لبه تیغ افتادن این ایل غیور و نبودن حامی توانا تلافی سالها زیر دست بودن را  با............
ییلاق یکی  از تیره های طایفه دوگر در این گردآب روزگار به طعمه چشم فکر کنم قرگوزلوها  گرفتار شد 
.......خان فرمان داد ریش سفید های طایفه مذکور ساکن در آن ییلاق را به روستای که قلعه فرماندهی انها بود بیاورند 
........با توجه به دعوت خان چند نفر از ریش سفید های ........‌..
بعداز احوالپرسی وارد اصل موضوع شدند و خان به دلیل اینکه اینجا از قدیم جزء یورد ما بوده باید ترک کنید بحث بالا می گیرد 
......خان دستور می دهد مهمان های دعوت شده را به نردبانی ببندند و امر به زدن شلاق یا ترکه (چوب نازک تازه ) را می کند ، بنده خداها می بینند هیچ راهی نمانده اگر زیاد مقاومت کنند شاید زیر شکنجه کشته شوند لذا قبول می کنند و صلح نامه ایی را به امضاء می رسانند 
......یکی از ریش سفید ها  سر نترسی داشت و این خاری و خفت را برای خود شرم می دانست ، نتوانست خودش را نگه دارد ، با طنعه می گوید ما را به مهمانی آوردید و خوب ازما پذیرایی کردید ان شاالله طوری جبران کنم تا نقل مجالس شود
.........مدتی گذشت ریش سفید سلحشور برای انتقام آماده شد یکی ، دو نفر را با خود همراه می کند
..... چند مدتی در نزدیکی ده خان  رفت و آمده ها را زیر نظر می گیرند،  طوری برخورد می کنند کسی به آنها شک نکند 
....چهار پنج نفر از سواران خان بفرماندهی یک از اقوام نزدیک خان برای سرکشی به زمین ها و دهات زیر فرمانشان راهی روستاهای اطراف می شوند 
.......مرد دلاور شاهسون که حق وحقوق شان پایمال شده بود ، و به هیچ طریقی نتوانسته بود حق و حقوقشان را باز پس گیرند لذا دنبال فرصتی بود تا از آنها انتقام سختی بگیرد 
.....وقتی آنها از روستا خارج شدند در یکی از مناطق خلوت در کمین شاهسونها افتادند با شلیک اولین تیر از اسبها پیاده شدند و سنگر گرفتند تیراندازی به اوج خود رسیده بود 
......شاهسون سلحشور سنگر خان را شناسای کرد و با هر تیری که شلیک می کرد جابجا می شد تا به هدف نزدیک شود 
.......در موقعیتی قرار گرفت اگر خان کمی جابجا می شد مورد هدف وی قرار می گرفت 
.....شاهسون سلحشور تیری  به سمت سنگر خان شلیک کرد خان تا آمد جواب تیر را بدهد در مقابل سرعت عمل شاهسون کم آورد و تیری بر سینه اش نشست و غرق در خون شد وقتی اطرافیان خان وضعیت را چنین دیدند سعی کردند خودشان را به خان برسانند 
......مهاجمین هم وقت را مناسب دیده به سمت اسب هایشان خیز برداشته وسوار اسب شده میدان جنگ را .... .......
سلیمان امیری فرد




نوع مطلب :
برچسب ها : دست بالای دست بسیار است، ایل شاهسون بغدادی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 31 خرداد 1398
admin blog
علی اكبر خان منصور نظام شاهسون بغدادی

(بازوی نظامی مجلس مشروطه)



شاهسون های بغدادی نقش مهمی در تاریخ معاصر ایران از افشاریه تا پهلوی داشته اند كه این مقاله اشاره ای گذرا به یكی از سركردگان این ایل به نام علی اكبر خان منصور نظام دارد و نقش نظامی او و سوران شاهسون بغدادی در محافظت از امنیت داخلی تهران توسط مجلس مشروطه را نشان می دهد؛ هم چنین اهمیت این سوران در واقعة به توپ بستن مجلس را بیانگر است كه محمد علی شاه تصمیم می گیرد با پراكنده كردن سواران شاهسون بغدادی و دور كردن منصور نظام از تهران ، دخالت احتمالی این نیروی نظامی را به نفع مشروطه خواهان از میان بردارد. هم چنین پناه آوردن ملك المتكلمین و صور اسرافیل به خانة منصور نظام دارای اهمیت است. به طور كلی روحیة آزادی خواهی ایلی كه نوعی مفهوم آزادی و حریت ایرانی است ، را می توان تشخیص داد كه با مفهوم غربی آن متفاوت می باشد.


لازم به یادآوری است كه برخی از سرفصل ها را نگارنده افزوده و در اصل بازگفته و دست نوشته ای علی اكبر خان قرابلگو( فتح السلطان) نبوده است.




ایلات و عشایر و اقوام گوناگون ایرانی در طی تاریخ طولانی این فلات پرماجرا در گرد فرهنگ و تمدن خاصی، به یك اتحاد ملی دست یافته اند1كه در حول سه محور طریقت، شریعت و سیاست، « دولت» های مستحكمی را تشكیل داده اند.
ایل شاهسون بغدادی كه تا به اكنون مورد بی مهری پژوهشگران قرار گرفته 3نقش مهمی در طول تاریخ داشته است كه در دو بخش عمده قابل بررسی و بحث است. یك، پیش از رواج نام «شاهسون» كه شاخه های ایلی این قوم بخصوص آق قوینلو ها و قره قوینلوها در طول تاریخ حایز اهمیت بوده اند و پشینة آنها تا به اقوام تركمن اوغوز   می رسد كه حدیث طولانی دارد4 ؛و دیگر بعد از پیدایش این نام در متون تاریخی كه كنفدراسیونی از ایلات تشكیل شد و در دولت صفوی جهت بالانس قدرت سیاسی و نظامی رول مهمی را به عهده گرفت5؛ اما پیشینیة تاریخی شاخة بغدادی این ایل به دورة نادری باز می گردد و اسناد تاریخی منتشر نشده 6و برخی از متون و مآخذ تاریخی اشارات جسته و گریخته ای به سرداران و سرگردگان و خوانین این طایفه دارند كه  توسط نادر از بغداد به ایران كوچانده می شوند. ایل شاهسون بغدادی در قشون دورة زندیه و قاجاریه حضور فعالی داشته اند.7 بخصوص در منطقة شیراز و كرمان تا قزوین و همدان و ساوه از بازوان قدرت نظامی حكومت مركزی به شمار می رفته اند. در این باره، در پژوهش ها و خاطرات و اسناد منتشر نشده یا در دست انتشار اطلاعات كافی بدست می آید ولی بخشی از این منابع و مدارك و شواهد قابل توجه است چرا كه آن بخشی از تاریخ مردم ایران را روشن می سازد كه در سیر تكاملی روند آزادی و دموكراسی این ملت روشنایی های بی بدیل می افكند . روحیة آزادی خواهی ایلات ایرانی از قشقایی، لر و كرد، و تركمن ... در طول تاریخ معاصر بر هیچ كس پوشیده نیست و همین روحیه و اندیشه نیز برداشت خاصی از مفهوم «آزادی» و «قانون» را به همراه داشت كه به قول استاد ماشاء الله آجودانی از مفهوم غربی آن متفاوت بود.8
  به تحریك همین اندیشة آزادی خواهانة ایلی، شاهسون های بغدادی در نهضت مشروطه و بخصوص در جریان به توپ بستن مجلس از پشتیبانان مشروطه شدند و ، از قوای نظامی حامی مجلس بودند كه با حذف آنها جرأت و جسارت حمله به مجلس توسط مُستبدان پیدا شد؛ هم این حمایت از آزادی و آزادی خواهی و حس وطن دوستی این ایل بعدها از دوران جنگ های جهانی و اشغال ایران و حتی قضیة ملی شدن  9 صنعت نفت نیز دیده می شود كه همین فضایل و ویژگی ها نیز بعدها موجب مخالفت دولت پهلوی با شاهسون های بغدادی می گردد.
 2. علی اكبر خان منصور نظام
    در نهضت مردمی مشروطه، سواران شاهسون تحت فرماندهی علی اكبر خان منصور نظام بزرگ در تهران حضور فعال داشتند؛ این علی اكبر خان منصورنظام در هیجده سالگی به طور رسمی سركردگی ایل شاهسون بغدادی را به عهده گرفته بود اما به طور غیر رسمی[به علت خردسالی و سپس بزرگ شدنش] در سال 1299 هجری قمری سركردة ایل بوده است؛ یعنی از حدود سال های 1306 الی 1307 ه.ق به طور رسمی به این سمت برگزیده میشود؛10 وی در دورة مظفر الدین شاه سوران ایل شاهسون را با فرمان شاه به خدمت قزاقی در می آورد و با فرمان شاهی به درجة میرپنجی(سرلشكری) انتخاب می گردد. این فرمان در ییلاق خان نشین ایل واقع در روستای آب باریك همدان از توابع شهرستان رزن به ایشان ابلاغ می گردد. منصور نظام از همان روستا، مشغول سربازگیری می شود و با سیصد سوار شاهسون بغدادی به قزاق خانه می آید؛ در تهران، غوغای مشروطه بالا گرفته بود؛ 11 برخی از سواران شاهسون بغدادی نیز با سرپرستی جعفر قلی وكیل باشی منصور نظام در شاه عبدالعظیم به بست نشسته بودند كه با آمدن منصور نظام از مأموریت اصفهان از بست خارج می شوند؛ در این زمان سواران ایل شاهسون بغدادی حاضر نبودند كه در خدمت قزاق خانه باشند لذا دوبارة اسدخان نصیرنظام كه دایی منصور نظام بود و ایل بگی بخش لك ایل را به عهده داشت با حمایت برخی از ریش سفیدان ایل، بار دیگر در شاه عبدالعظیم به  بست می نشینند و در وقتی مقتضی بست را به مجلس می كشانند و خواستار خروج از قزاق خانه می شوند؛ این بلوا و بست نشینی موفق می شود و سرانجام سواران ایل از قزاق خانه خارج می شوند ،و به یورت های خویش بازگشتند و با حمایت نكردن از مستبدان، از مشروطه دفاع نمودند و به خدمت دولت استبدادی در نیامدند؛ در این حین منصور نظام به زیارت كربلا رهسپار می شود و پس از زیارت به همدان و روستای آب باریك باز می گردد.
    در این زمان محمد علی شاه قدرت را به دست می گیرد و تهران، طی حكمی منصور نظام را به پایتخت فرا می خواند. مشروطه چی ها ، منصور نظام را به مجلس احضار می كنند و در آنجا او را به قران سوگند می دهند كه در حمایت از مشروطه  كوشش نماید و به آن خیانت نكند. وی نیز قسم یاد می كند و تا آخرین روز شهادت خویش پای بند قسم خود باقی می ماند. منصور نظام در مجلس با صوراسرافیل و ملك المتكلین دوستی بسیار نزدیكی پیدا می كند كه از متن سند ذیل كاملاً هویداست. 12
 3. منصور نظام و یاد كردن قسم در مجلس و حفظ  امنیت تهران
علی اكبر خان فتح السلطان كه خود در وقایع مشروطة تهران حضور داشته است و از سواران ایل شاهسون بغدادی بوده ، می گوید:«..... به علت مخالفت محمد علی شاه با مجلس به وسیلة شترخانه و قاطرخانه دستور داده می شود13 كه شهر را شلوغ و ایجاد ترس و وحشت نمایند. از طریق مجلس امنیت شهر تهران را به منصور نظام واگذار  می نمایند تا شبانه روز مواظب امنیت باشد،14 و اراذل و اوباش را دستگیر نمایند.15
    منصور نظام به نمایندگان شهربانی تهران به [ناخوانا] 16 بین سی تا پنجاه سوار      می دهد17 كه شبانه شهر را حفاظت نمایند، حتی منصور نظام به عرض مجلس        می رساند  كه سواران با تفنگ نمی توانند مردم را بزنند، از مجلس دستور می دهند كه با چوب دستی امنیت را برقرار كنند و منصور نظام، سواران شاهسون را به چوب دستی كه [در كار بردآن]18 تخصصی بالاتر از تفنگ نزد انان برای جنگ و دعوا داشته است 1، مجهز 20می سازد؛ و شبانه [هر شب] بین ده تا بیست نفر از اراذل و اوباش را دستگیر و تحویل مجلس [محبوس = مجلس] می دادند.21
    از جمله دو نفر بسیار قدرتمند و با نفوذ شهر تهران و طرفدار محمد علی شاه [یعنی] سنی حضرت 22 و مختار السلطنه [كه] از قدرتمندان آن روز بودند و به دستور مجلس [توسط] منصور نظام، شبانه هر دو دستگیر و به دوشان تپه اعزام می دارند، و سپس از دوشان تپه به دستور مجلس پنجاه سوار شاهسون، آنها را به كلات نادری برده و تحویل می دهند. 23
    [این] جریانات به شاه گزارش می گشته و محمد علی شاه از در مخالفت باطنی با منصور نظام در می آید؛
از طرفی [دیگر] مشاوران به عرض می رسانند، چنانچه بخواهید به مجلس توپ ببندید، منصور نظام در مجلس قسم یاد كرده كه طرف آنان را گرفته و نگذارد و تا زمانی كه منصور نظام در تهران است، بخصوص سوارانش نیز همراهش هستند، خطر جدی برای دولت است.

 4. پراكندن سواران شاهسون بغدادی به وسیلة مستبدان
    پس از اندیشه، محمد علی شاه تصمیم می گیرد كه سواران منصور نظام را پراكنده ساخته و قدرتش را بكاهد، از طرفی چون منصور نظام وابسته به دولت بوده 24 و در اختیار دولت، [پس] بلافاصله چندین فرمان صادر می گردد، جهت پراكنده كردن قوای منصور نظام؛ [فرمان ها] به ترتیب زیر:
1. یكصد و پنجاه سوار به فرماندهی حسن خان سرهنگ؛25 سواران شاهسون بغدادی را روانة كرمان می نمایند. (كه [من] علی اكبر خان فتح السلطان در هفده سالگی ام همراه این سواران به كرمان رفتم. اولین مأموریت خودم)26
2. پنجاه سوار به فرماندهی جوادخان سلطان به خلخال روانه می گردند.
3. یكصد سوار الباقی را به خرم آباد گسیل می دارد. 
    اكنون سواران منصور نظام را پراكنده ساخته ولی خودش در تهران است.
    باز می اندیشند كه خطرناك است و به شاه می گویند؛ قربان، ایل شاهسون فقط این عده كه شما پراكنده ساختید نیستند، چنان چه منصور نظام اراده كند در عرض 48 ساعت از ایل خود تا ده هزار الی بیست هزار سوار پیاده را می تواند به تهران احضار [كند] و كنترل تهران را در اختیار بگیرد!
    اكنون در تهران فقط منصور نظام مانده [است] ؛ [با] میرزا عبدالله خان سردسته سواران و عزت الله خان ضرغام نظام .
 5 منزل منصور نظام و پناهگاه مشروطه خواهان
    برای دور كردن منصور نظام از تهران، شاه به دستور و امضاء خودش فرمانی به مضمون زیر به منصور نظام می دهد: علی اكبر خان منصور نظام به محض وصول این حكم حركت كرده و به سنندج (كردستان) [بروید] و خود را به حكومت كردستان معرفی كنید.27
    منصور نظام این حكم را صبح وصول می كند و آماده جهت حركت می گردد كه روز بعد روانه شود، غروب ان روز صوراسرافیل و ملك المتكلمین شبانه به منزلش می آیند و از منصور نظام درخواست پناهندگی می كنند 28 كه منصورنظام، شاه دستور داده ما را دستگیر 29 نمایند؛ ما را مخفی كن.
    منصور نظام آنان را به اندرون منزل خود برده و خودش هم می رود و نزد آنان در اندرون می نشیند و می گوید: بگوید كه منصور نظام رفته به كردستان .
منزل آن روز منصور نظام در خیابان سپه فعلی نرسیده به میدان حسن آباد، درست جنب بیمارستان [ناخوانا] 30فعلی بوده است كه عبارت از سه حیاط بزرگ (بیرونی ـ اندرونی ـ طویله) بود. 31
روز بعد، میرزا عبدالله خان [كه] هر روز به قزاق خانه می رفته و با اكثر صاحب منصبان و سران قزاق خانه دوست بوده است،  یكی از دوستان متنفذ میرزا عبدالله خان [بطور] خصوصی به میرزا می گویند، كه میرزا عبدالله خان به شاه گفته اند كه منصور نظام به كردستان نرفته و در منزلش می باشد؛ بنابراین دستور است كه برای تفتیش ، فردا صبح به منزلش بیایند.
میرزا عبدالله، جریان را به منصور نظام گزارش می دهد. منصور نظام چاره می اندیشد كه من مهمان دارم اینها كه از من فراری تر32 هستند، اینجا را چه كنم؛ چاره می اندیشد، به میرزا عبدالله خان می گوید كه من می روم پیش آنها [یعنی صوراسرافیل و ملك المتكلمین] و تو بیا و نزد آنها جریان را گزارش كن.
میرزا عبدالله خان به جمع دوستان می پیوندد و جریان را برای بار دوم به عرض منصور نظام می رساند كه بله فردا می آیند به تفتیش منزل شما. صوراسرافیل و ملك المتكلمین متوجة جریان شده و از منصور نظام می خواهند آنها را از اینجا به جای امنی روانه سازد. منصور نظام ، شبانه با درشكه، صوراسرافیل و ملك المتكلمین را به شمیران، باغ یكی از دوستان خودشان روانه می نماید.
سپیده دم صبح نزده، تاریك هنگام، منصورنظام و طاووس خانم با درشكه به شاه عبدالعظیم رهسپار می گردند و میرزا عبدالله خان و ضرغام نظام می مانند تا منزل را بكوچانند.
میرزا عبدالله خان و ضرغام منزل منصور نظام را بر چهل شتر كه از ایل به تهران گندم آورده بوده است، بار می نمایند و ضمن این كه میرزا عبدالله خان در خیابان سپه مشغول خریداری طناب بوده است، قوای دولتی از باغ شاه به طرف مجلس حركت  می نمایند؛ و در آن وقت محمد قلی خان میرپنج رئیس توپخانة قزاق كه پیش آ پیش قوا بوده است، به میرزا عبدالله خان در خیابان سپه می گوید:
می روم سراغ برادر هایت.
 ۶. قهوه قجری شربت شهادت
مجلس به توپ بسته می شود و منزل منصور نظام به شاه عبدالعظیم می رسد و به اتفاق منصور نظام از آنجا به طرف قم حركت می نمایند. در قلعة محمد علی خان دو روز، در منزل ظفرنظام می مانند و سپس از آنجا به طرف آب باریك همدان حركت           می نمایند؛ و منصور نظام به كردستان نمی رود، چند روزی كه در آب باریك می ماند از تهران تلگراف می رسد كه منصور نظام از رفتن به كردستان خود داری كرده و به تهران باز گردید.
    منصورنظام خود از این تلگراف می فهمد كه كارش تمام است و آخر عمرش فرار رسیده [است]. این را به اطرافین نیز باز می گوید؛ 33 ولی با این حال پس از چند روز به طرف تهران حركت می كند؛ 34اكنون فصل تابستان و سال 1326 قمری است . منصور نظام به تهران وارد شده و خود را به وزارت جنگ به امیر بهادر  كه وزیر جنگ می باشد، معرفی می نماید.
    امیر بهادر با روی خوش به وی می گوید كه خسته هستید، بروید، و فردا صبح تشریف بیاورید، منصور نظام می رود و فردا صبح به حضور امیر بهادر شرف یاب می گردد. امیر بهادر از وی استقبال نموده و وی را دعوت به نشستن می نماید؛ . پس تعارف بجای می آورد و سپس دستور قهوه می دهد، 35 منصور نظام پس از صرف قهوه به دستور امیر بهادر كه شما خسته هستید و بفرماید منزل تا حكم و دستور برایتان بگیرم.
منصور نظام به همراه میرزا عبدالله خان و صمصام نظام به تهران رفته بود. 36
بنا به گفتة میرزا عبدالله خان وصمصام نظام، منصور نظام كه به منزل رسید، وی را حالت استفراق و سرگیجه گرفت؛37 و تا دكتر برسانند، جان به جان آفرین تسلیم       می نماید.
وی در زیر[با] سرپوشی [و] به وسیله ای حكومت ـ كه یكی از مشروطه خواهان بود ـ 38 سر به نیست می شود؛ بدون آن كه نامی از وی باشد و یا آبی از آب تكان بخورد.
منصور نظام مردی متوسط لقامه، چهارشانه و تا حدودی چاق و زمخت قیافه بود 39 و حالتی مردانه داشت. 40
وی در حدود سال 1288 قمری به دنیا آمده و در تابستان سال 1326 قمری با خوردن سم و زهر مسموم می گردد. به علت جوانی و به دست گرفتن امورات ایل و          خانواده اش در جوانی و ثروت بی كران پدرش ـ فتحعلی خان سرتیپ ـ را با          بخشش های بی جاو پیش كش های زوركی از طرف شاهزادگان قاجار اعمال می گردیده است، تقریباً به پایان رسانده و تا حدودی از ثروت خود را به علت مخالفت با دایی خود اسدخان مصرف و در راههای پوچ مبارزه با اسدخان نصیرنظام كه ایل بگی نیز بوده به مصرف می رساند...»41
 7. نتیجه گیری
این بخش از خاطرات و نوشته ها و بازگفته ها و اسناد مرحوم علی اكبر خان قرابگلو معروف و ملقب به فتح السلطان روشنایی قابل توجهی در تاریخ مشروطة ایرانی        می اندازد كه در فرصتی مناسب با هم كاری آقای هرمز محیط منتشر خواهد شد.
در هر صورت این مقاله كوشید تا یكی از شهیدان جوان مشروطة ایرانی را به اختصار بشناساند و یكی از بازوهای نظامی انقلاب را معرفی كند. علی اكبر خان منصور نظام دارای شخصیتی قابل توجه است . وی در سنین جوانی مدیریت یك ایل را به عهده می گیرد . وارد درگیری های خانوادگی خوانین ایل می گردد اما این نزاع های كوچك او را از مسایل مهم مملكتی دور نمی سازد؛ توجة این جوان شجاع به نهضت بزرگی كه در كشورش پیدا شده بود و همراه شدن با این نهضت قابل تقدیر است. از همه مهمتر این نكته است كه وی با شجاعت تمام، دوستان انقلابی خود را در خانة خویش پناه می دهد و از فرمان محمد علی شاه سر می پیچد و به كردستان نمی رود و با سیاست، دوستانش را به جای امنی می برد و سیاست محتاطانه ای را اختیار می نماید و از سوی دیگر شجاعانه به استقبال مرگ می رود و شربت شهادت قجری را می نوشد.
با این كه منصور نظام متعلق به طبقة فئودال است اما از جمله رجال عصر قاجار       می باشد كه از منافع و مزایای طبقاتی خود چشم پوشیده و غرق در ثروت خانوادگی نمی گردد و گام در راه آزادی می نهد و همراه و هم سو با مردم ستم كشیدة ایران        می شود. او چون نمونة بارزی از رهبران و سرداران آزادی خواه هرگز پای بر روی قسم خود كه در راه حفظ مشروطه یاد كرده است، نمی گذارد و تا آخرین روزهای حیات، منزلش پناهگاه آزادی خواهان است.
هر چند كه جبر تاریخ به وسیلة قهوة قجری كوشید تا نامش را به فراموش خانه سیاست ببرد اما عقل تاریخ بر آن شد تا روح آزادی، نام آزادی خواهان را در روند تكاملی خویش و تا رسیدن به حكومت خرد پاس دارد و پنهان كاری قهوة قجری شربت شهادت در راه آزادی رقم بخورد. این آزادی از نوع ایرانی آن با اندیشة لیبرالی غربی كاملاً متفاوت است و همین روحیه ایرانی - ایلی توانایی پرداختن به نوع سیاست ماكیاولی را نیز ندارد 42 كه خاستگاه مدنی و شهرنشینی دارد و در حالی كه ساخت دولت و حكومت در ایران ساختی ایلی و روستایی و روستاهای باد كرده (= شهر)      می باشد 43 لذا تفكر علمی و اندیشة سیاسی نوع خاص ایرانی خود 44 را شكل می دهد كه با وجود آگاهی از خطر مرگ، به استقبال آن می روند؛ یكی از این  نمونه های تاریخی منصور نظام بود. نامش و یادش جاوید باد.
 یادداشت ها و منابع
1. كیاوند، عزیر؛ «حكومت، سیاست و عشایر»ص 37 به بعد [از قاجاریه به بعد](واحد تحقیقات و مطالعات شورای عالی عشایر 1368)
لمتون، آن. كی. اس: «نظریه دولت در ایران» فصل اول ترجمه و اضافات چنگیز پهلوان(نشرگیو1379)
مینورسكی، ا.م: «سازمان اداری حكومت صفوی تحقیقات تذكره الملوك»ص 236 به بعد ایرانیان و تركان مقیم ایران ترجمة مسعود رجب نیا (امیركبیر 1368)
2. شعبانی، رضا: مبانی تاریخ اجتماعی ایران، فصل سوم ص 72ـ92 (قومس 1282)
3. در این بین باید از همت والای دكتر عطا الله حسنی شكرگذار بود كه به طور بسیار دقیق و علمی در چندین مجلد پژوهش گسترده ، سال ها در این باره تحقیق نموده اند كه انشاء الله در فرصت مناسبی این پژوهش های ذی قیمت را به زیور طبع بیآرایند.
ـ حسنی ، عطاالله: « ایل شاهسون بغدادی گزارشی از نیمه راه » شمارة اول مجلة دانشكدة ادبیات دانشگاه تهران نشریه گروه تاریخ، سال یكم ، شمارة اول، بهار 1379.
ـ حسنی، عطاالله: «تاریخ فرهنگی ایل شاهسون بغدادی» ( انتشارات ایل شاهسون بغدادی،1381)
4. سومر، فاروق: «قراقوینلوها» ترجمه دكتر وهاب ولی( مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی 1369)حسن زاده، اسماعیل: «حكومت تركمانان قراقوینلو و آق قوینلو» (سمت1379)
گوندوز، طوفان؛ «ریشه های تركمنان آق قوینلو» ترجمة اسرالشوفی و بلال خاكی ، ویراستة و مقدمة فرهنگ جهانبخش(انتشارات گواه، زیرچاپ)
5. سومر، فاروق؛ «اوغوزها(تركمن ها) ترجمة آنادردی عنصری ( انتشارات حاج طلایی، گنبد قابوس 1380) ت




نوع مطلب :
برچسب ها : منصور نظام، ایل شاهسون بغدادی، علی اكبر خان فتح السلطان، صور اسرافیل،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398
admin blog
بیر ضرب المثل ایل شاهسون بغدادی ایچینده 

" کور بیر خیال ائیله ییب ها اولا ها اولمایا "

بیر گون بیر آرواد کیشی بیر یولدان گئدیردیلر . بیر کوره توش گلدیلر .
کور یالواریب اونو اوزلر ایدن آپارالار .
آرواد کوره باخیب گوزونه خوش گلمه دی و آروادلیق حیسسی اونا دئدی بو  کیشی بیر یامان و پیس کیشیدی .
اوز کیشی سین چاغیریب اونا دئدی : 
بو کیشی نی بوراخ گئدک هر نه باخیرم مونا کومک ائله یک بیزه شر اولاجاک .
کیشی بیر اورک یانان آدامیدی . اورگی یانیب آروادینا دئدی : گوناه واری چولده قالیب اونو دا اوز یانیمیزجا آپاردیک یئو ائشیگینه چاتدیردیک .
هر نه آرواد یالواردی کیشی نین قولاغینا سوز باتمادی .
کیشی اوز ائششگیندن انیب کور کیشی نی میندیردی . گئت ها گئت گئدیردیلر .

های دم کور کیشی سوروشیردی : کنده چاتیبیک .
کیشی جاواب وئریردی : یو هله کنده قالیب .

موددت یول گلمیشدیلر آز قالمیشدی کنده چاتالار ، کیشی کور کیشیه یه دئدی : آز قالیب کنده چاتاک یئویی هاردادی آپارام اورا .
کور کیشی دئدی : منی کندین مئیدانینا آپار .
کیشی اونو گتیریب مئیدانا چاتدیردی .
دئدی بودا کندین مئیدانی .
بیردن کور کیشی ایکی اللی باشینا دویدو : آی هاوار دادیما چاتین . بو کیشی منیم آروادیمی الیمدن آلیب .
خالخ ییغیلیب .
بولارین داوالاری یوخاری یا چکدی .
آخیر لو کندین قاضی سی گلیب و اولار اورتاسیندا دیوان ائله دی

اول دوروب کیشی نین باشینا چیغیردی : کیشی اوتانمئره ی خالخین آروادین الیندن آلیره ی .
کیشی هرنه آند ایچدی اوزون بویان اویانی ووردو قاضی سوزونه باخمادی .
قاضی بویوردو بو اوچ نفری هر بیرینی بیر اوتاغا سالین قیراغدا دورون گورون هر بیری نه دئییر .
بو ایشی گوروب قولاخ آسدیلار .
آرواد دئدی : کیشیمه دئدیم ها بو کور کیشی نین قیلیغیندن بللی دی که شر آدامدی قولاخ وئرمه دی .
کیشی دئدی : بیچارا آرواد دئدی بو کیشی پیس آدامدی بوراخ گئدک من سوزونه باخمادیم ایندی بو موکافاتا دوشوبام .
کور کیشی دئدی : کور بیر خیال ائیله ییب ها اولا ها اولمایا .

قاضی بیلدی کور کیشی یامانلیغا گیریب او کیشی نین اوره گین اله گتیریب . اولاری یولا سالدی 

ایندی بو سوز مثل اولوب 



ابوالفضل فردوسی ( عارف )




نوع مطلب :
برچسب ها : ضرب المثل ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون بغدادی، ابوالفضل فردوسی ( عارف )، کور بیر خیال ائیله ییب ها اولا ها اولمایا،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 25 بهمن 1397
admin blog

ضرب المثل ترکی

ضرب المثل شاهسونی

قیش توکندی اوزو قارلیخ کوزه قالدی

زمستان تمام شد روسیاهی برای ذغال ماند





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون، شاهسون ساوه، شاهسون قم ، شاهسون مسجد سلیمان، شاهسون زرندیه، شاهسون مغان ، ایل شاهسون بغدادی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 3 دی 1397
admin blog

طایفه کوسه لر 

بنام خداوند کریم

در دشت بسیار زیبا با آنکه زیبائی های ایل داشت فراموش می شد .... قلب پاک شاهسون و صمیمیت آنها نسبت به هم اوج نوع دوستی وعشق به همنوع را به نمایش می گذاشت ...... در منطقه ییلاق چند چادر از طایفه کوسه لر از تیره های مختلف مثل گلهای ارغوانی زینت بخش دشت زیبای شده و دوستان خوب و فامیلهای عزیز را بعد از مدتی در کنار هم قرار داده بود ،

....سرفرصت در کنار هم زیر یکی از چادرها و یا دم غروب با وزش نسیم ملایم مروری به خاطرات گذشته می زدند و جوانان و نوجوانان از تعریف های آنها به وجد آمده .......

در یکی از روزها چوپانان (چووانلار)حیوانات را به صحرا برده بودند خبر آوردند یکی از حیوانات شیخ جواد گم شده و معلوم نیست چی شده این موضوع باعث کل کل کردن طرفین و...... شد ،کلبا( کلبی) مح مد محمدآقا(محمدعلی مطیع) و عاواس (عاباس) اوغلو درویش با رفیق شان شیخ جواد شروع به شوخی و کل کل کردند ....

کلبی( کالبی )مح مد آقا می گفت:شیخ شما فقط اسم در آوردی! اگر راست می گی (می گوی) خواب ببین حیوانت کجاست؟

عاباس اوغلو درویش هم در ادامه صحبتش می گفته :کلبلی مح مد آقا اذیت ائیلمه شیخ گِهداً بیر نظر وئیرر، اودا شانسی دوز گئلر، بئیزده شیخی چوخ ائیستریک قابئل ائیلریک ...

خنده های هرسه در بیابان خدا نوای شور و صمیمیت را می داد و .... بعد از چند دقیقه شیخ در جواب آنها می گفت: تاری قارا گلمسین سیز کی قارنی قارا دویلویدوز به نئیه بوجور ،اولومویوز

این بگو و مگو و شوخی ها بالخره به شرط بندی می کشد قرار می گذارند اگرشیخ نتواند جای حیوان گم شده اش رابگوید باید به آنها نهار بدهدو اگر شیخ توانست جای حیوان را بگوید آنها به شیخ نهار بدهند

.......... شیخ بعداز نماز صبح یه چشمی روی هم می گذارد تا ......(گوز ائیستیدر)....... از خواب بیدار و کمی مکث می کند می گوید حیوان را پیدا کردم.......

بعد از چند ساعت مثل همیشه با دوستانش دور هم جمع می شوند

چون این ماجرا کمی طولانی شده بود،یکی از آن بزرگواران می گوید :شیخ نهار را کی بخوریم

شیخ در جواب می گوید : هر موقع که بپزید، بنده آماده خوردنم

هر سه زدن زیر خنده .....

کالبی مح مد می گوید :انگار خیلی مطمعن هستی

شیخ در جواب می گوید: البته که مطمعن هستم، ادامه میدهد بعد از نماز صبح در فکر صحبت هایمان خوابم برد در خواب دیدم دو نفر در مورد حیوان گم شده من صحبت می کردند یکی از آنها گفت در بین گله ائی ست که از اینجا خیلی دور می باشد، فردا دم غروب در کنار دیگر حیوانات روستا برای آبخوری به پیش ....کهریز خواهند برد ، من فردا صبح راه می افتم تا دم غروب آنجا باشم

.......فردای آنروز خودش را به محلی که گفته شده بود می رساند ،

تا غروب منتظر می شود، بلخره گله برای خوردن آب به کنار کهریز می آید شیخ خیلی خونسرد حیوان خود را جدا کرده .......

....دوستان او می گویند الحق که.......

داستانی بود از گفته های پدرم و نقل از کسانی که در آن ییلاق همسایه وی بودند...

سلیمان امیری فرد


سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : سلیمان امیری فرد، ایل شاهسون بغدادی، شاهسون ساوه، شاهسون قم، شاهسون شیراز، شاهسون ترکیه، شاهسون سوریه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 19 مرداد 1397
admin blog


رسم ارثیه در شاهسون ایل بغدادی

این رسم زمانی اجرا می شد که ایل در کوچ بود امروزه این رسم اجرا نمی شود .

وقتی دختر و پسری ازدواج می کردند و خداوند فرزندانی به ایشان عنایت می کرد اعم از دختر و پسر .

این فرزندان قد کشیده و بزرگ شده و ازدواج می کردند .

دختر یه خانه بخت می رفت و پسر همسرش را به خانه پدریش می آورد سالها می گذشت تا اینکه فرزندان دیگر از جمله دختر و پسر ازدواج می کردند .

به ترتیب پسر بزرگتر با گرفتن چندین گوسفند یک شتر و چند بز و یک یا دو سیاه چادر تشکیل یک خانواده مستقل می داد و برای ایشان نیز در قشلاق یک خانه خشت گلی توسط خانواده پدری ساخته می شد .

به این ترتیب همه پسرها و دخترها از خانه پدری جدا می شدند .

کوچکترین پسر وارث نهایی آنچه می ماند میشد و صاحب یورد پدر می شد .

حتی بعد از مرگ پدر برادرها و خواهر ها روز اول عید به دیدار یورد پدر می رفتند و به اجاق پدر سلام می کردند و این تا زمان مرگ آن پسر کوچکتر ادامه می یافت.

دختر ها از گرفتن ارث از خانه پدری و اموال پدر خودداری می کردند و این حق برایشان محفوظ بود که اگر با خانواده شوهر به اختلاف می خورد یا به دلیل فوت همسر مجبور میشد خانه شوهر را ترک کند به خانه پدری بیاید و پسر کوچک موظف بود به بهترین نحو ممکن از خواهرش مراقبت نماید .

ابوالفضل فردوسی ( عارف )

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون ساوه، ایل شاهسون بغدادی، شاهسون، شاهسون قم، شاهسون شیراز، شاهسون نیریز، شاهسون پارس اباد،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 14 مرداد 1397
admin blog

معرفی طوایف ایل شاهسون

تیره قیشلی

طایفه یارجانلی این طایفه یکی از طوایف بزرگ ایل شاهسون بغدادی می‌باشد که از چندین تیره تشکیل شده است که یکی از تیره های آن تیره قیشلی میباشد

تیره قیشلی در روستای غلام بلاغی (معروف به چشمه پلنگی ) زندگی میکنند به عبارتی قشلاق این تیره اطراف روستای غلام بلاغی بوده است

ییلاق این تیره مناطقی چون لار ،مصرقان بوده است با گذشت زمان و زندگی شهر نشینی این تیره نیز چون سایره تیره ها روبه زندگی شهر نشینی آورده است

هنرمندان

از هنرمندان این تیره میتوان

عاشیق محمد علی صحرایی را نام برد .

ازبزرگان این تیره میتوان

حاج محمود یوسفی

مشهدی تراب یوسفی

نادعلی صحرایی

اسدالله صحرایی

عروجعلی صحرایی

محرم بوداق

را نام برد

نویسنده :حجت فاتح

کانال ایل بزرگ شاهسون

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : تیره قیشلی، طوایف ایل شاهسون، شاهسون ساوه، روستای غلام بلاغی، ایل شاهسون بغدادی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 3 مرداد 1397
admin blog

داش قالاق

داش قالاق به معنی ترکی چیدن سنگچین می‌باشد که برمیگردد به اعتقادات قدیمی ها در میان ایل شاهسون که دربین قدیمی ها هنوز پابرجا می‌باشد مدتی پیش بود در یک زیارتگاه دیدم پیرزنی سنگها را بر روی هم می چیند به حالت کله قند کنجکاوی بنده را وادار به تحقیق در این موضوع کرد .

آنطور که بزرگان و قدیمی ها میگویند این اقدام در بین ایل شاهسون از سال های دور رواج داشته اما اکنون کمرنگ شده

حالا علت چیدن این سنگ ها چیست ؟

آیا یک رسم و رسوم قدیمی می‌باشد ؟

آیا ریشه خرافاتی دارد ؟

پاسخ خیر! صد البته که خرافات نیست و ریشه در اعتقادات مذهبی دربین مردم ایل شاهسون دارد

در زمان خلفای ضد علویان که با شیعیان دشمنی وفرزندان و نوادگان امامان معصوم را به شهادت می‌رساندند علویان به ایران مهاجرت میکردن و مأمورین حکومتی در تعقیب آنان بودند هنگامی که در این تعقیب و گریز ماموران ردی یا نشانی از امامزادگان میافتند و منطقه ناشناس بود برای اینکه منطقه را گم نکنند و یا فراموش نکنند سنگچین می‌چیدند تا فردا دوباره آن منطقه را جستجو کنند در این میان مردم برای سردرگمی مأمورین حکومتی شبانه در اطراف آن نشانه سنگچین های بسیاری می‌ساختند بدین ترتیب مأمورین وقتی وارد آن منطقه می‌شدند و یا صبح هنگام برای ادامه تعقیب گریز برمیخواستند با دیدند صدها سنگچین منطقه نشانه گذاری را از یاد می‌بردند

این موضوع دربین مردمان ایل نقل قول میشود

و قدیمی های ایل شاهسون هنگام زیارت در امکان مقدس در اطراف زیارتگاه داش قالاق می‌سازند اگر در اطراف زیارتگاه ها دقت کنید داش قالاق هایی مشاهده خواهید کرد

اما روایتی دیگر در مورد داش قالاق شنیدم این بود که قدیمی ها بعد از زیارت یا قبل از زیارت سنگچین می‌چیدند (داش قالاق)که به نوعی اعلام حضور خود و اردات خود را به آن مکان مقدس نشان دهند

روایات بعدی در مورد داش قالاق عده ای این سنگچین ها را به سلام به آن مکان مقدس تشبیه میکنند

باتشکر از

حسن صوفی

گل آقا روشن

وسایر عزیزان که ما را در تهیه این یاداشت همراهی کردند

نویسنده :حجت فاتح

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : ایل ملکشاهی، ایل شاهسون، شاهسون بغدادی، شاهسون، شاهسون ساوه، ایل شاهسون بغدادی، داش قالاق،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 29 تیر 1397
admin blog

بنام خدا

شاهسئون ائلی

قیزآلماق وبعضی رسم و رسوماتی

.....معمولا اوکسلرین که یوده(ائوده) اداخلی خیزان (اوشاق وقیز) وارلاری مسئولیتلری چوخدو ،درک هامی بایراملارا و گئد گئل لره حواسی اولا

چون قیز یا گئلین تا توی اولانا کیمین حجب و حیاسی و غرور خانواده سی بو اجازه نی ورمزیدی قبل از توی اوغلانین یویئنه گئده (الان تاثیراتی که جامعه مدرن بیزیم جامعه میزه قویب باعث اولوب بئیر سری رفتارلار بیزیم رسم و روسوماتا ائیضافا اولا )

۰۰۰۰اوزامان وضعیتَ اوتور دور (نشست وبرخاست) ائینینن(ائینکینن)بئیر مقدار فرقی واریدی معمولا یئوده سوزون اول و آخیرین ده ده دئیردی و او خط مئش گئدیب گئلمک لری مشخص ائیلردی و بو بئیر احترام وعزت خاص ده ده لره ویرردی و (واریدی) ....

اوجور کی بویوک لردن خئبر لش میشم(سوروشومام)گئلین، قئین آتانین چوخ احترامین ساخلاردی وحتی نیچه ائیل تویونان سورایا کیمین اوزونهَ ایجازا ورمزیدی یانا دانیشا و یا اوزون آچا(البته رسمیدی گئلینن دانیشماقینا اوغلانینن یوخین (یاوق) فامئیللری بئیر شیرینی دانیشماخینا ورردیله اونان سورا گئلین با حجب و متانتینن دانئیشاردی) ،قئین آتا دا گئلینی یئوینه خئیر وبرکت بئیلردی وبیله سینه ارزش قائل اولاردی و اکسئرن چوخ محترمانه بو کلماتینان چاقیراردی ، عزیزم، قیزیم، گوزوم ،جانیم و........

اوغلان هر موقا قیز گورومونه گئیدنده به قوله قئدیمکی لر الی دولو گئیدردی وبئیر مقداردا اداخلیسنا پای نظرده توتاردی و چوخ سر وسنگین و موادبانه قیزین ننه سی و ده ده سینن برخورد ائیلردی و آداخلیسینان اولار یانا دانشمازیدی بو احترام حتی تویدان سورا دا حفظ ائیلردی و آروادینان چیئن به چیئن( کنار هم )یول گئدمئزیدی و اگر اولادلاریی( بچه) اولئیدی اوزونن گئلمزیدی بویوک لر یانا قوجاقینا آلا ......

.....بیزیم ائلین ائگیدینین تصویری

نقش قلم ......

او سرده گورکن اوغلان

چینینه چروند اوغلان

آق گئیو ،گئن تومان

بورکون قویوب قجری

قرمز دسمال الیندا

آق کوینک دالیندا

آق شاله سالب بوینونا

یار یار دوشمز دیلینن

بئیر تیرینگه واریدی که گاهدان بعضیلرکی کورکنینن شوخلوق لاری واریدی اوغلانی گورردیله قیز گورومونه گئیدرشوخلوقونان (به شوخی) اونوینان توش اولانا اوخویاردیلا

...گئتکَ گوروم دسمالیدا نئیی وار

من سایمیشام اوندورد اونبش ناری وار......

یا ....انیم گلیم جاجیخدان یول سالدیم یونجایخدان جانیم بئله یواش گئل........

سلیمان امیری فرد

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون، ایل شاهسون، شاهسون نی ریز، ایل شاهسون بغدادی، شاهسون خیزانی، سلیمان امیری فرد، شجرنامه ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 25 تیر 1397
admin blog

ترکا بخونن

یکی بهم گفت تورکی یادم بده گفتم باشه

دوز یعنی نمک

دوز یعنی درست

دوز یعنی بچین

دوز یعنی خوک

دوز یعنی صبرکن

لبخندی زد وگفت اینو نمی توانم یکی دیگه بگو... گفتم باشه:

................................................

اوزوم یعنی خودم

اوزوم یعنی صورتم

اوزوم یعنی شناکنم

اوزوم یعنی جداکنم

اوزوم یعنی انگور

...............................................

کفت : اینم نمی توانم بنویس بده از رویش بخوانم.گفتم باشه نوشتم

:کتی گتی کتی گتی گتی چست؟

گفت یعنی چی ؟؟؟

گفتم یعنی: دهاتیه رفت کت رو برداشت و برگشت

...............................................

اندر عجایب زبان ترکی...

فعل " چیخدیم"

کنکوردان چیخدیم(قبول شدم)

پله دن چیخدیم(بالا رفتم)

حسابیندان چیخدیم(کسر کردم)

اداره دن چیخدیم(خارج شدم)

سالدیم چیخدم(نشستم فکر کردم)

بکارچیلیغا چیخدیم (تعطیل شدیم)

...............................................

و او همانجا جان به جان آفرین تسلیم کرد!!!!!!!!!!!!!

در زبان تورکی 9 نوع گریه کردن داریم: آغلاماق ، سیزلاماق، زیرلاماق، سیزیلداماق، اینله مک، زاریماق، هوکورتمک، ایچین چالماق، وییلداماق. دکتر صابر مقدم که پزشک فارس زبان و مشهوری در تبریز است می گفت: اوایل آمدنم به تبریز مریضی داشتم که می گفت "معدم گوینییر" گفتم " درد می کنه؟" گفت یوخ آغریمیر گوینییر! و من بعد ها فهمیدم که ترک ها به زخم معده می گویند گوینییر و به درد عصبی معده می گویند آغریماق و به التهاب معده می گوین سانجی. یعنی بدون آندسکوپی می توانم برایشان دارو تجویز کنم! چون زبانشان انواع درد کردن را تجزیه تحلیل می کند!" به افتخار همه ترک زبان ها.

"ویژگی ﻫﺎﯼ ﺯﺑﺎﻥ ﺗوﺮﮐﯽ"

ﺍعضای ابتدایی گوارش ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﺗوﺮﮐﯽ با ﺣﺮﻑ "د" شروع ﺷﺪﻩاند:

ﺩﯾﻞ‏(ﺯﺑﺎﻥ‏)

ﺩﻭﺩﺍﻕ‏(ﻟﺐ‏)

ﺩﺍﻣﺎﻕ‏(ﮐﺎﻡ‏)

ﺩﯾﺶ‏(ﺩﻧﺪﺍﻥ‏)

ﺩﯾﻤﺪﯾﮏ‏(ﻣﻨﻘﺎﺭ‏)

ﻫﺮ ﺍﻧﺪﺍﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﺣﺮﻑ "ﻕ" :

ﻗﯿﭻ‏(ﭘﺎ‏)

ﻗﻮﻝ‏(ﺩﺳﺖ‏)

ﻗﺎﻧﺎﺩ‏(ﺑﺎﻝ‏)

ﻗﻮﯾﺮﻭﻕ‏(ﺩﻡ‏)

ﻗﺎﺭﻭﻥ‏(ﺷﮑﻢ‏)

ﻗﻮﻻﻕ‏(ﮔﻮﺵ‏)

ﺍعضای ﭼﺸﻢ ﺑﺎ "گ" :

گؤﺯ‏(ﭼﺸﻢ‏)

ﮔﺎﺵ‏(ﺍﺑﺮﻭ‏)

ﮔﯿﻠﻪ‏(ﻋﻨﺒﯿﻪ‏)

ﮔﯿﭙﺮﯾﮏ‏(ﻣﮋﻩ‏)

ﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮ ﺗﺎ ﮐﻤﺮ ﺑﺎ "ﺏ" :

ﺑﺎﺵ‏(ﺳﺮ‏)

ﺑﻮﯾﻨﻮﺯ‏(ﺷﺎﺥ‏)

ﺑﻮﯾﻮﻥ‏(ﮔﺮﺩﻥ‏)

ﺑﺌﻞ‏(ﮐﻤﺮ‏)

ﺑﻮﺧﻮﻥ‏(ﭘﺸﺖ‏)

ﺑﻮﺭﮎ‏(ﻗﻠﻮﻩ‏)

ﺑﺎﺭﺳﺎﻕ‏(ﺭﻭﺩﻩ‏)

ﺷﺎﯾﺪ ﺣﺘﯽ بؤﺭﮎ‏(ﮐﻼﻩ‏) ﻭ ﺑﺎﺷﻤﺎﻕ‏(ﮐﻔﺶ‏) ﮐﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺳﻮﯼ ﺑﺪﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ میپوﺷﺎﻧﻨﺪ, ﺍﺯ ﺭﻭﯼ این ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﻮﺩﻩ؛

ﻫﺮ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺗﯿﺰ دارای زاویه با "د" :

ﺩﯾﺮﻧﺎﻕ‏(ﻧﺎﺧﻦ‏)

ﺩﯾﺰ‏(ﺯﺍﻧﻮ‏)

ﺩﯾﺮﺳﮏ‏(ﺁﺭﻧﺞ‏)

ﺩﺍﺑﺎﻥ‏(ﭘﺎﺷﻨﻪ‏)

وقتی میگن زبان ترکی جز سه زبان برتر و باقاعده دنیاست به این میگن؛

اتاق

اتاق+لار

اتاق+لار+دا

اتاق+لار+دا+کی

اتاق+لار+دا+کی+لار

اتاق+لار+دا+کی+لار+دان

اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری

اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری+نی

اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری+نی+گتی

تــــــــــــــــــورکی هنــــــــــــــــر است

آیا مى دانید:

1-زبان توركى سومین زبان زنده و توانمند دنیاست؟

آیا مى دانید:

2- زبان توركى 500 میلیون متكلم در جهان دارد؟

آیا مى دانید:

3- زبان توركى 7200 سال قدمت دارد؟

آیا مى دانید:

4- زبان توركى 100/000 وازه ى اصیل دارد؟

آیا مى دانید:

5- زبان توركى 3500 فعل اصلى دارد؟

آیا مى دانید :

6- زبان توركى 24/000 فعل غیر اصیل دارد؟

آیا مى دانید:

7- زبان توركى 46 زمان فعلى دارد؟

آیا مى دانید:

8- 100% كلمات زبان تركى ریشه دارند؟

آیا مى دانید:

9- زبان توركى زبان اكثریت مردم ایران است؟

آیا مى دانید :

10- زبان توركى داراى 9 آوا است؟

آیا مى دانید :

11- زبان توركى بعنوان زبان بین المللى در جهان به ثبت رسیده است؟

آیا مى دانید :

12- زبان توركى بعنوان شاهكار زبان ها و ادبیات بشرى شناخته شده است؟

آیا مى دانید:

13- از زبان توركى براى ارسال دیتاهاى رادارهاى جهان استفاده مى كنند؟

آیا مى دانید :

14- زبان توركى را بعنوان زبان استاندارد یونسكو در اروپا و آمریكا مى شناسند؟

آیا مى دانید:

15- زبان توركى داراى 450/000 عنوان كتاب در جهان است؟

آیا مى دانید:

16- زبان توركى صاحب اولین دومین و سومین خط بشرى در جهان است..

(گوندرن حاج ولی دنیادوست)


سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام






نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون، شاهسون ساوه، شاهسون قم، ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 خرداد 1397
admin blog

داستان کرم و اصلی

#پارت5

در پارت چهارم داستان آنجا تمام شد که کرم هوس دیدن اصلی میکند و به سمت چادر ایل ارمنی میرود که اصلی برای عبادت به کلیسا رفته است ودایه یک نفر را به دنبال اصلی میفرستد ...

کرم در وصف اصلی شعری میخواند

گنه کلیسا دان گلر

آق سینه است وار ارمنی

اوتور باشیای دولانوم

سنه اولوم یار ارمنی

اصلی خانم اشعار کرم را میشنود و ناراحت میشود

اصلی از روزی که کرم را دیده بود در دل مسلمان شده بود گویی شعر کرم به مزاج اصلی خوش نیامده

کرم دوباره اینچنین ادامه میدهد

منم گنجنن لارچونی

اوپی اغزوین ایچینی

اتان قویب عرق چینی

اسون سالوب شال ارمنی

اصلی قدم از قدم برنداشت تا کرم شعرش را چنین ادامه داد

کرم دیر گدمه هنده

قاپیا گلرم گونده

حیف ای قالما بو دینه

گل مسلمان اول ارمنی

اصلی از از اشعار کرم ناراحت شد و برگشت قدم زنان رفت

کرم روبه له له کرد و گفت چی شد

و له له کرم را بابت اشعارش که خواند سرزنش نمود

کرم دوباره سازش را برداشت و چنین برای اصلی خواند ...

نه ددیم گوینی الالو اصلی جانوم

بیلمدیم اصلی جان بیلمدیم

بش دقیقه مهمان اولردی

بیلمدیم اصلی جان

اما اصلی همچنان مسیرش را ادامه داد کرم دوبار چنین ادامه داد

الیدیه مروارید دشیلری گومشله

سنی من مریم باغوشلا

کرم دیر قید گدمه

خنجری باغروم بیدمه

بی کس کرمی اینجیدمه

بیلمدیم من بیلمدیم اصلی جان

اصلی منصرف شد و برگشت به چادر دایه و کنار کرم نشست

کرم روبه له له کرد و از زیبایی و جمال اصلی تعریف کرد

کرم دوباره سازش را بر می‌دارد و چنین عشق بازی میکند در پیش یار

جمالی گورنده تاپدوم تصور

گل اوتو باشویا دولانوم اصلی

هچکس یوخوم ادیب دیوان السین

قیامته قالسون دیوانوم اصلی

اشعار و توصیف کرم از اصلی ادامه پیدا می‌کند و کرم سرمست ازاین دیدار ...

سن نادانای بیلمی عاشیق حالین

من امی دیم لب لرین بالونو

له له درخواست میکند که طوری رفتار کند که مبدا جوانان ارمنی متوجه حضور کرم نشوند که اگر چنین شود مصیبت بزرگی رخ خواهد داد .

کرم در ادامه چنین ادامه میدهد

سن نادانای دونیا گلمس عینیه

خداوندین ایشی دی منیم محبتم سالوب گوینی

پاییزین فصلینده گیدم اوینا

بهارین فصلینده اویانام اصلی

بعد از کلی اشعار گویی در وصف اصلی تصمیم به رفتن گرفتند

در حین رفتن کرم از چادر اصلی شخصی متوجه حضور کرم در چادر اصلی میشود و از روی حسادت و بخل سریع نزد پدر اصلی قارا ملک میرود و جریان را بازگو میکند وچنین میگوید:

قاراملک به خیالت با ضیاد خان مسلمان و پسرش کرم عهدی که بستی وفادارند؟

خبر نداری که چند ساعت می‌باشد که اصلی و کرم در چادر دایه باهم صحبت میکنند

ضیاد خان سریع دایه قری را احضار میکند

وتحقیق میکند و متوجه میشود

بله قضیه صحت دارد

قاراملک بزرگان ایل را جمع آوری میکند و جلسه ای میگذارد مبنی بر تصمیم گیری که چه واکنشی نشان دهند

شخصی از بزرگان ارامنه بلند میشود و میگوید این قول و قرار از ابتدا هم اشتباه بود

باید شبانه ایل را از این منطقه کوچ دهیم و به دیار خود برگردیم

اصلی از پچ پچ زنان ایل متوجه تصمیم پدر میشود دایه را صدا میزند تا مطمعن شود

دایه تایید میکند و به اصلی میگوید پدرت متوجه حضور کرم شده و تصمیم برکوچ دادن ایل گرفته است

اصلی از دایه تقاضای یک نفر از باسوادن ایل را میکند و میخواهد شخصی باسواد را نزد او بیاورد که به زبان ترکی کاملا مسلط باشد

میرزا را دایه معرفی میکند

اصلی از میرزا درخواست میکند نامه ای به کرم بنویسد و آنچه او میگوید برای کرم یاداشت کند

اصلی صحبت هایش را باشعر برای کرم چنین میخواند و کاتب می‌نویسد

قاراملک ائلری میزی کوچدی

من بو کاغذ یازانا ائل کوچردی

بو داغ اوستینن سنه ددیم کرم اوزی چکمه یراقا گوترمیک دوداخ دوداخ اوستونن

اصلی به زبان شعر میگوید و کاتب یاداشت میکند

غم لشکری اوستومیزه جار اولدی

داغلدی ائلرمیز تار و مار اولدی

شبنم دوشدی گول یارپاقو اوستینه منظور اصلی از شبنم و گل در شعر بالا این می‌باشد که با اشک بر روی گونه هایش جاری می‌باشد

فلک قویامز نه شاد اولاک گولک

امان فلک داد فلک بیداد فلک

بیر دردیم واریدی مین ده قویدی اوسنن

اصلی دیر کرم جان داها دوشدیم غربت ائلره

بی روانام گوز تیکرم یولارا

شیدا بلبل اوچا قونا گولره

اوخویا چهچه وورا با داغ اوستینه

صحبت های اصلی تمام شد

ایل ارمنی کوچ کرد و کرم نیز راهی شد

چند روزی از کوچ ایل قاراملک گذشت کرم دوبار هوای اصلی کرد و با هر زحمتی بود له له را راضی کرد که دوباره به طور مخفیانه به دیدار اصلی بیایند

کرم همراه له له راهی شد به سمت اصلی اما از کوه مابین که گذشتن نگاه کرم به دشت خالی از ایل ارمنی افتاد و پریشان از له له علت نبود ایل ارمنی را پرسید

له له پاسخ داد شاید به علت چرای دام مکان خود را تغییر داده باشند





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان کرم واصلی، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397
admin blog

اسامی ترکی

آدار – (Adar) آذر. آتش. نام خدای آتش. جستجوگر. نامدار.

آداش‎ – (Adaş) همنام. هم اسم. دو تن که یک نام داشته باشند، هرکدام نسبت به دیگری آداش خوانده می‎شوند. به همین صورت و معنا وارد فارسی شده است.

آدال – (Adal) صادق. راستگو.

آدالان – (Adalan) آد+آلان. نام آور.

آدالی – (Adalı) اهل جزیره. جزیره نشین.

آدان – (Adan) لیاقت. سزاواری.

آدانیر – (Adanır) نام آور. خوشنام.(ناپ).

آدای – (Aday) خشنودی. تشکر. خرسندی. نامزد. کوچکترین خویشاوند. سگ.

آدبای – (Adbay) آد+ بیگ. بزرگنام.(ناپ).

آدرا – (Adra) زمین بایر.

آدراش – (Adraş) خداحافظی. وداع.

آدسای – (Adsay) مرد محترم.

آدلی – (Adlı) نامدار. بنام. دارای نام. به یاد ماندنی.

آدلیم – ‌(Adlım) نامدار. مشهور.

آدی بای – (Adı bay) آدی+ بیگ. بزرگنام.(ناپ).

آدین – (Adın) دیگری. جدا. غیر. مشهور. نام آور.

آدینا – (Adına) جمعه. از طرف. بنام. به نمایندگی.

آذرتاش – (Azərtaş) سنگ آذرین.

آرات – (Arat) شخص جسور. آبیاری زمین قبل از کشت و بذرپاشی. جسارت. ماهی مرگ یا ترسناک در باور ترکان.

آراتا – (Arata) مزرعه‎ای که شخم خورده، آبیاری شده و آماده کاشت است. مزرعه‎ای که پس از کاشت، شخم و آبیاری شده.

آراتان – (Aratan) ماهی مرگ یا ترسناک در باور ترکان.

آراتی – (Aratı) امانت. جایزه.

آراز – (Araz) غوغا. جار و جنجال. جنگ. بخت. اقبال. سعادت. نیک بختی. دشمن. پهلوان آذربایجانی. رودخانه ارس. قهرمان منسوب به قوم آس. قهر کرده. با فاصله. درد. بیماری. سرما. سیل. جریان شدید آب. رمضان.

آرازان – (Arazan) خوشبخت. سعادتمند.

آراس – (Aras) موی اسب. پشم ضخیم. طالع. بخت. پهلوان آذربایجانی.

آراسا – (Arasa) سیار. بسیار گردش کننده.

آراستا – (Arasta) معصوم. بی گناه.

آراسیل – (Arasıl) موازی. پارالل.

آراش – (Araş) دو رگه. جستجو. کاوش.

آراشان – (Araşan) آب معدنی.

آراشما – (Araşma) جستجو. کاوش. خبرگیری.

آرال – (Aral) دریایی که میان کوهها باشد. دریاچه. میانه بالا. اتاق. میانه. جنگل. نیزار یا خارزار دور برکه ها. جزیره. رشته کوه. کوهی که مرز میان اروپا و آسیاست.

آرالاش – (Aralaş) متمرکز. پشته. انبوه. مخلوط. نیمه. جسمی شامل دو یا چند ماده ناهمگون و قابل جداسازی به روشهای مکانیکی. دو حالت متفاوت. دخالت.

آراما – (Arama) تحقیق. کاوش.

آرامان – (Araman) سمبل پاکی. مرد پاکیزه. هوس.

‎آران – (Aran) جای گرم. دشت. هموار. قشلاق. طویله اسب. آخور. ناحیه‎ای در میان رودهای کور و ارس. در اغلب منابع جغرافیایی به صورت ارّان و آلبان آمده است. نوعی مکتب فرش در قره‎باغ. سیخهایی که برای صید در رهگذر وحوش نصب ‎کنند. محوطه‎ای که برای خوابگاه دواب سازند.

آرانتا – (Aranta) بسیار جستجو کننده.

آراوان – (Aravan) فلاخن. تیرکمان مخصوص بچه ها برای زدن پرنده. خاک انداز.

آرایان – (Arayan) بررسی کننده. کنترلچی.

آرباس – (Arbas) مرد بسیار قوی.

آربان – (Arban) سعادت. کامروایی.

آربای – (Arbay) آر+بیگ. دلاور و بلندپایه. حاکم.

آربیل – (Arbil) آر+بیل. دلاور دانا.

آربین – (Arbin) زیاد. بسیار. ژرف. بیشمار.

آرتا – (Arta) مرتبه. رتبه. مقدس.

آرتابای – (Artabay) سپهسالار.

آرتات – (Artat) آشفته. خراب.

آرتاس – (Artas) آبشار.

آرتاش – (Artaş) همراه. دوست.(ناپ).

آرتالان – (Artalan) پس زمینه.

آرتام – (Artam) باارزش. رجحان. برتری. پایان. بهره.(ناپ).

آرتان – (Artan) افزایش یابنده. افزوده. زمان طلوع خورشید. خرابکار.

آرتوت – (Artut) ارمغان. هدیه.

آرتوم – (Artum) تلاشگر. با ارزش. برتری.(ناپ).

آرتون – (Artun) جدی. متین. باوقار. باوجدان. زیره (گیاه).

آرتیت – (Artıt) ارمغان. هدیه.

آرتیلان – (Artılan) زیاد شونده.

آرتیمان – (Artıman) سمبل زیادت.

آرتین – (Artın) معصوم. سرشار. بلور.

آرجان – (Arcan) پاک نهاد. دلاور. قوی هیکل. (ناپ).

آرچان – (Arçan) روشن. نورانی.

آرچیل – (Arçıl) پاکیزه. تمیز. خجالتی. آزرمگین.

آرچین – (Arçın) مأمور بلندپایه. کدخدا. کمان(ناپ).

آرخاداش – (Arxadaş) پشتیبان. دوست. حامی. به صورت «آرقداش» به همین معنا وارد لهجه های عراقی و لیبیایی زبان عربی شده است.

آرخاش – (Arxaş) پشت به پشت. هماهنگ. مداوم. جایی که باد آنجا را نگیرد.

آرخاما – (Arxama) رسیدگی.

آرخان – (Arxan) رهبر پاک. عقب. پس. طناب. سو. جهت. طرف. دور. بعید. نهایت.(ناپ)

آرخانا – (Arxana) آسوده خاطر. آب پنیر.

آرخاییش – (Arxayış) پشتوانه.

آرخایین – (Arxayın) مطمئن.

آردارا – (Ardara) ادامه. دوام. پستو. پیچیده. مبهم.

آرداش – (Ardaş) متوالی. پی در پی.

آرداشان – (Ardaşan) کنده ای که روی آن هیزم شکنند.

آردال – (Ardal) نایب قهرمان.

آردالا – (Ardala) درشت. بزرگ. پس و پیش. کیف آویزی بغلی. زنگ بزرگی که به آخرین شتر کاروان بندند.

آردالان – (Ardalan)






نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 24 اردیبهشت 1397
admin blog

گره‌ک

؛

بیر گۆن، آی اوْلدوم

آی ، آی

آی اوْلدوم

آییلدیم،

سوْروشما

گؤردویومدن

گؤرمه‌دیییمدن!

سوْر

سوْروش

سوْروشما،

گؤردویومو

نئجه دئییم!؟

گؤرمه‌دیییمی نئجه!؟

گؤرمه‌یین گره‌ك...

گؤر

گؤرمه

دى

یی

مى

گؤر

گؤرمه

گؤرمه‌یین...!

(بختیار فرٌخ)

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397
admin blog

سئو سئومك

؛

گئجه‌لریم دانا چکیر، دان اولدوزویدان یولداشام

قارانلیغا قایغی چکمز سوسقونلوغا بیر سیرداشام

باتماز گۆن-چیخماز بیرجاندان‌‌‌ اؤلوشگه‌میش دیلک‌لرله

آلاتوْرانلیق ایچینده، یاشاماقدان باشاباشام!

کیریمیش‌جه بوجاغیمی، سانما آیمازلیق یوخوسو

ائیله‌سه قیرپیم‌جا باخیش،سئل‌لر قارشیندا سرت داشام

گؤرمه‌لى‌دیر نه‌دئمه‌لى، سوسقونلوقداكى گؤرونتو

چکیمینه دویغولانان سؤزجوک‌لردن جوْشوب داشام

ایلقارینی ایلغارلایان یاغی سؤزو اینانیلماز

اۆز کره دئسه ده سنه، آرخایین اوْل كی قارداشام

اولاس گؤزلر یوْرغون-آرغین یاتاندا یاى قاش‌لار آستا

گؤرونمه‌ین قاشلارینی،سوْی‌سوز سؤیلر چاتماقاشام

دره‌لردن آخان سئل‌لر توْختاقلاشار آرانلیقدا

گؤزومده گیزله‌نن اؤزلم، قوْیماز داها یوْلدان چاشام

سئومك وورغونو سئودالى‌؛ سئویلن‌لر اۆره‌ك قانی!

"بختیار" بونو آنلادى، تكجه سئو سئومك دیر، یاشام!

(بختیار فرٌخ )

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397
admin blog

سنین قوجاغیندا

؛

قوْى گلیب بیرجه دیرچه‌لیم

ائلیم ، سنین قوجاغیندا

بو تانسیق دوْداقدان گۆلوم

گۆلوم، سنین قوجاغیندا

؛

بیر اوْینایا یاى قاش‌لارى

وئریب اوْزان‌لار باش‌لارى

آخان گؤزومدن یاش‌لارى

سیلیم، سنین قوجاغیندا

؛

گؤروم یئنى‌دن اۆزونو

دئییم سؤزون قوْى دۆزونو

داندیرانین شوْرگؤزونو

دیلیم، سنین قوجاغیندا

؛

"بختیار"ین دیله‌گى سن

بیر دینجه‌لسین خسته بدن

یاشاماغى آنلایاركن

اؤلوم، سنین قوجاغیندا

؛

(بختیار فرٌخ)

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397
admin blog

ایل اینانلو

اینانلو ایلی ترک زبان از ایلات خمسه می باشد که در نواحی آذربایجان و فارس زندگی می‌کنند.

اصل ایل اینانلو از «ترکستان است که در زمان سلاطین مغول به فارس آمده، توقف نموده‌اند و در بیشتر اوقات چندین هزار نفر لشکر سواره و پیاده ازاین ایل در رکاب سلاطین خدمت نموده‌اند.

تاریخچه ویرایش

غلامحسین‌خان شاهسون سرتیپ توپخانهٔ مبارکه ولدالصدق حسین‌خان شهاب‌الملک می‌گفت: در زمان شاه عباس که بعضی از ایلات شاهسون شدند اجداد من با طایفه خود ازاین کوگ‌پر برخاسته شاهسون شدند؛ یعنی شاه‌دوست؛ محمود بگلو، یا عزلو.

آگاهی‌های بیشتر دراین زمینه حاکی از آن است که پنج‌هزار خانوار از ایل اینانلو «از سنه ۱۲۹۵ زندگانی چادرنشینی را ترک گفته و به زراعت (پرداخته‌اند) و محل اقامت آنها بیشتر در مشرق و جنوب‌شرقی ایالت فارس است ….».

سرزمین و کوچ

قشلاق این ایل بلوک خفر و داراب و فسا است و ییلاق آنها بلوک رامجرد ، مرودشت و… می باشد.

دین و زبان

اینانلوها؛همانند اکثر ایلات ترک زبان ایران به زبان ترکی سخن گفته ؛مسلمان و شیعه دوازده امامی می باشند.

طوایف

این ایل دارای ۲۱ طایفه می باشد که اسامی آن ها عبارتند از:

ابوالوردی

اسلام‌لو

افشاراوشاغی

امیرحاجی

ایران‌شاهی

بلاغی

بیات

چهارده‌چریک

چایان

رادبگلو

دهو

دیندارلو

بیگ اینالو

زرندقلی

سُرکلو

سکّز

قورت

قره‌قره

چغی‌لو

کرائی

گوک‌پر

جرغه (حسین آبادجرغه)

زنگنه

قزلباش(غلباش)

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397
admin blog


شاهسون های اصفهان


جداعلای این خاندانها لطفعلی خان بوده است ..که ازطایفه بیات شاملو ایل اینانلو محسوب میشدند وبه فرمان شاه عباس کبیر به عنوان قشون وارتش شاهسونان قزلباش جهت تدابیر امنیتی ونگهبانی اصفهان پایتخت صفویان وهم چنین به گفته عده ای ازمورخین ترازاول درقشون الله وردی خان گرجی حاکم فارس وبعدها پسرش امام قلی خان وجنگ با پرتغالی ها وآزاد کردن بندر گمبرون که بعد ازاین واقعه به بندر عباس تغییرنام پیداکرد.به علت این خدمات ارزشمند تیول ومراتعی ازطرف شاه عباس به این ایل به عنوان پاداش داده شد .که مناطقی چون چادگان واطراف میباشد ..ودران زمان چون ایل اینانلوی شاهسون حالت کوچرو داشته است در اطراف شیراز محلی بنام بیدزرد(ساری سوگوت )قشلاق واملاک داشته اند..که درزمان حدودا اواخرصفویه درگیری های شدیدی باحاکم وقت شیراز اتفاق می افتد واین امرباعث میشود ویکی ازبزرگان فارس به دست لطفعلی خان وطوایف همراه ایل اینالو کشته شود . ولطفعلی خان وطوایف مذکور املاک بیدزرد رابه عنوان خونبها داده وقشلاق را کلا ترک نموده ووارد ییلاق فریدن شوند.واولین مکان انها میرآباد تیران وکرون بوده که هنوزهم خاندان لطفی درانجا ساکن هستند بعدها مجددا با قشون فارس درمیراباد درگیرشده وطایفه بیات ایل اینانلو که به شجاعت وتیراندازی شهره عام وخاص بوده اند دونفر ازقشون حکومتی فارس راکشته وبه ییلاق اصلی خود درمنطقه چادگان نقل مکان می کنند..ودردشت بزرگ شافلق استقرار یافته وبه همراه طوایف دیگر اینانلو همچون طایفه ینگی جک (ینگی جکلو)که دراسناد قدیمی وبنچاق روستا همگی به عنوان طایفه ینگی جکلوی اینانلوکه یکی ازدوشعبه اصلی اینانلوهای شاهسون هستندنام برده شده اند.درآمده وبه علت سرمای شدید منطقه شافلق وعدم امنیت کامل به مزرعه اینانلوجه که در دامنه کوه قرار داشته ومکان امن تری بوده نقل مکان میکنندکه بعدها بنام روستای اینالوجه نام گذاری میشود

به قلم روح الله میرزایی اینانلو

برگرفته از سخنان ارزشمند حاج علی اوسط محمدی وبرادرشان حاج اکبر محمدی .حاج محمد میرزایی .وخاندان وابسته که اکثریت مطالب وشجره نامه اززبان مرحوم مشهدی عزیزآقای محمدی پدر بزرگوار اخوان محمدی بیان شده استa


ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام






نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397
admin blog

این دلنوشته از دکتر خشایار کرمی دانش آموخته دبستان عشایری بابامیدان رستم است.

برای روز معلم

بوسه آموزگار

اولین بار که پایم به مدرسه باز شد، کمتر از شش سال سن داشتم و جثه ام خرد بود.مأمور سپاه بهداشت به پدرم گفت: "این بچه سوء تغذیه دارد".هیچ وقت نفهمیدم چرا پدرم آن جمله را تا مدتها برای دیگران نقل می کرد.آن وقتها مهد کودک و پیش دبستانی در روستا نبود و دانش آموزان غیر رسمی به نام "مستمع آزاد" در کلاس اول می نشستند.جایم آخر کلاس و هم نیمکتی ام "تاج گل"؛ دختری از فامیل پدری ام و همسایه دیوار به دیوارمان بود که جثه ای درشت و حرکاتی کند داشت. بعدها فهمیدم که محصول زایمانی سخت و مبتلای "فلج مغزی" بوده است. هر دوتایمان به حساب آموزگار و دانش آموزان دیگر نمی آمدیم و سرمان به کار خودمان بود.کار من این بود که دست تاج گل را بگیرم تا بتواند حروف را به سختی بر کاغذ بنویسد. شبها با مادرم به خانه آنها می رفتیم. مادر او و مادر من در کنار چاله ای پر از آتش بلوط، قلیان می کشیدند و ما در گوشه ای به درس و مشقمان مشغول می شدیم. در اتاقی با دیوارهای خشتی، سقفی چوبی و دوداندود و دری ساخته شده از حلبی و چوب که اغلب اوقات گوساله یا بزغاله ای هم در گوشه دیگر آن همزیست اهالی خانه بود و خوراکمان "توله"۱ آب پز؛سیمای"فقر مطلق"!

پائیز به آخر نرسیده؛ تاج گل خزان شد. کالبد بی جانش را پیچیده در پتو بر "بات"۲ گذاشتند.قدش بلندتر شده بود. گرگ‌و میش یکی از آخرین غروب های آذرماه بود و این بیخودترین نامی است که بر این ماه سرد و بی"آذر" گذاشته اند. در پیش چشمان وحشت زده و مغموم من و در میان شیون و ضجه های جانخراش زنانی که صورتشان را به ناخن خراشیده بودند، مردان ده، بات را بر دوش گذاشتند و بردند تا او را در جوار "امامزاده باپیر" به خاک بسپارند.تاج گل که رفت من هم دل و دماغی برایم نماند؛ مدرسه را رها کردم.

سال بعد که به سن مدرسه رسیدم، هنوز جثه ام ریز بود.با این تصور که هنوز "مستمع آزاد" هستم، من را بر روی نیمکت آخر کلاس نشاندند.آموزگارمان خانم معلمی بود تازه کار که از دانشسرای عشایری آمده بود. نامش"ثریا"، هم نوجوان بود و هم نو عروس؛ در لباس های رنگین عشایری چون طاوسی خوش خط و خال رخنمایی می کرد و صورت شادابش در میانه شبستان چارقد و لچک۳ و طرّه زلفهای سیاهش چون"خوشه پروین"می درخشید. اول انقلاب بود و دبستانهای آموزش و پرورش در روستا هنوز زیر سایه تعلیمات عشایری کار می کردند.هنوز قامت خانم معلم های عشایری و روستایی در چادر و مقنعه و روپوش"سیاه" دفن نشده بود. خود، از عشایر بودند و دست پرورده آن عشایر زاده دانشمند، محمد بهمن بیگی که دلبسته طبیعت بود و عاشق زندگی زانرو به شاگردانش دستور داده بود که با لباس خودشان بر سر کلاس بروند. لباس پر نقش و نگار آنها با الهام از طبیعتی که در آن می زیستند رفرفی از نقش خیال بود بر قامت آن فرشتگان"عشق" و "آگاهی"و امید بخش"زندگی"و "نشاط" و آنها نیز چه خوب درس استاد را در گوش شاگردان زمزمه می کردند.چه پرشور اما بی توقع، آموخته هایشان را در جان ما می ریختند تا ثابت کنند که معلمی کردن و "آموختن" تنها به"عشق" میسر می شود نه به "مزد".بر جلد کتابهایمان هنوز خاکستر "مرگ" ننشسته بود و خداوندان خشم و کین،صفحاتشان را به "عزا"ی "کلمات" ننشانده بودند.بر سطرهای آن کتاب ها خدایی اگر نوشته شده بود، خدای مهربانی و در میان آن سطرها، شوری اگر موج می زد شور زندگی بود.

پائیز و زمستان گذشت و بهار از راه رسید.دانش آموز رسمی،نشسته بر آخرین نیمکت، خاموش و منتظر، نام"مستمع آزاد" را بر خود می کشید.تعطیلات نوروز که تمام شد آموزگار پرسیدن آغاز کرد.گویی همه درسها در چهارده روز تعطیلی از کله ها پریده بود.کسی جواب نداد.آموزگار دوباره پرسید.با ترس از شنیدن جواب"نه" دست بلند کردم و گفتم:

- خانم اجازه!

-مگر بلدی؟

-خانم اجازه بله

-بفرما

برای نخستین مواجهه رسمی با تخته سیاه به پیش تاختم. قامتم به تخته سیاه نمی رسید. خانم با بزرگواری و مهربانی یا شاید ترحم و دلسوزی، چهارپایه ای زیر پایم گذاشت و من مسلط و چابک ،سراسر میدان فراخ "تخته سیاه "را یک تنه، با سلاح" گچ سفید" و رگبار "کلمه"ها فتح کردم.

آموزگارم جیغی کشید و سرخ شد.از خوشحالی بود یا شرم از بی توجهی؛ نمی دانم. هر چه بود متواضعانه خم شد، مرا بغل کرد و بوسید.مهربانی او در میان امواج عطرآگین گردن آویز میخک و مَهلویش۴ دوچندان بر من نشست.بی درنگ مرا بر نیمکت اول نشاند و دفتری از وسایل شخصی خود به من هدیه داد.همان سال شاگرد اول شدم و سالهای دیگر هم.

امروز در گذر از میانسالی با خود می اندیشم اگر در زندگی توفیقی داشته ام و اگر از "انسانیت" چیزی بر جان من نشسته باشد به اعجاز آن "مهربانی بی دریغ" و آن نخستین" بوسه آموزگار " بوده است.

۹۷/۲/۱۱ شیراز

=========================

۱-توله:پنیرک

۲-بات: چهارچوپی معادل تابوت

۳-لچک:

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 17 اردیبهشت 1397
admin blog

شجاعت

در سلسله صحبتها راجع به خصال ایل به بحث قورخمامازلیق : (شجاع بودن نترسیدن ) می رسیم :

شجاعت از دیرباز یک صفت پسندیده و تحسین برانگیز در میان اقوام بوده است و در ایل شاهسون با توجه به اینکه زندگی عشایری داشته اند و گاه مکاری گری نیز می کرده اند و عملا و بطور مستقیم با حیوانات وحشی راهزنان دزدان و .... سر کار داشته اند امری ضروری بود که فرد و افراد نترس و شجاع باشند و از این خصلت در برابر تهاجم دفاعی شایسته و بایسته انجام دهند .

به نمونه ای از این شجاعت در قالب داستان بدون ذکر نام انسانها اشاره ای می نماییم :

روزی یکی از نفرات شاهسون ایل بغدادی با اهل خانواده خود از قشلاق به سمت ییلاق می رفتند در بین راه خانی از خوانین که نفرات قابل ذکری هم در کنار خود داشت راه بر این شخص می بندد که اگر میخواهی از این گذر رد شوی باید باج بدهی .

آن شخص به خان می گوید : من و تو دایی یئگن ( دایی و خواهر زاده ) هستیم و دیگران اگر ببینند که دایی از خواهرزاده باج می خواهد به من و تو می خندند . من و خود را مضحکه مردم نکن و بگذار رد شویم .

آن خان به نفرات خود اشاره می کند و می گوید :

حال که جلوی تو را گرفته ام ناگزیر از گرفتن باج هستم .

صحبتهایی رد و بدل میشود که خان عصبانی شده و با اسب به سوی این شاهسون می تازد و آن شخص با چوبدستی خود که از بادام تلخ بوده چنان چوبی بر خان فرود می آورد که خان و اسب با هم به زمین می خورند اطرافیان خان به آن شخص حمله می کنند که زن و دختر بزرگ و یکی دو تن از پسرها چنان ضرب شصتی نشان می دهند که اطرافیان خان مجبور به عقب نشینی میشوند

آن شاهسون به خان می گوید :

قورددان قورخان قویون ساخلاماز

هرکه از گرگ بترسد میش داری نمی کند

من اگر در خود هنری نبینم با این همه گوسفند و اهل و عیال به بیایان نمی زنم .

سخن در باب شجاعت و نترسیدن زیاد است به همین مقدار بسنده کرده و مابقی درک مطلب را به خوانندگان عزیز می سپارم .

ابوالفضل فردوسی ( عارف )

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 17 اردیبهشت 1397
admin blog
یکی از آداب و رسوم ایل شاهسون بغدادی گوبک کسمه  ( نشان کردن یک دختر برای پسری هنگام بریدن ناف ) بود که اینک به بوته فراموشی سپرده شده است 

گوبک کسمه بیر رسمی دی کی شاهسون ایچینده واریدی .

بیر قیز کی دونیایا گلئردی . اونون عمی سی آروادی یا دایی سی آروادی یا بی بی یا خالاسی کی اوغلان لاری واریدی تا ۴ یاشینا چئیین ، او قیزین گوبگینی بو  اوغلانین آدینا کسیردیلر .

یعنی او قیزین گوبگینی قویئردیلر اوغلانین شصت بارماغی نین  دیرناغی اوستونه و اونون آدینا کسئردیلر .

او زامان کی بیر آرواد گومانلی ایدی 

اوغلان صاحاب او گومانلی آروادا و کیشی سینه دئردی : ایه قیز اولا بیزیم ( احمد ) یندی .

اولار دا ایه راضی اولمئیدیلر قابول ائله مئردیلر 

گویونلری اولئیدی سس ائله مئردیلر یا دا دیل ایدن دئردیلر.

هئچ زامان بو ایکی یئو سوزلریندن دونمئردیلر ، گرک او قیز و اوغلان بیر بیر ایدن توی ائلئیدیلر .

آیری ائلچی ده تاپیلئردی 

دئردیلر : بو قیز فلانی نین اوغلونا گوبک کسمه دی

ابوالفضل فردوسی ( عارف ) به روایت از بزرگان و ریش سفیدان ایل شاهسون بغدادی




نوع مطلب :
برچسب ها : گوبک کسمه، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 14 اردیبهشت 1397
admin blog
همانطور که قبلا اشاره کردیم یکی از نشانه های تمدن و فرهنگ  هر ملتی ضرب المثل می باشد : 

نئچه ضرب المثل شاهسون ائل بغدادی ایچینده 

آت موردینده

آتیی قوردا چاپما 

یورقا آتی اولان کیشیی دن بیرده تزه ائوله نن دن سفره گئتمه 

آتیی چاپدیی اندیی آتیی دولانتیر تری ساوییا

آتی آت یاندا باغلایای یا قاپما اورگه نر یا تپمه 

اومود دویلودو گلین اولا آتادا میندی 

اومود دویلودو ائششگه مینه آتادا میندی 

آتدان دوشوب آددان دوشمئییب

آتلی پیادادان خبری یوخدو

بو آت او دووه نی قیترمز 

دایی سین تانیمایان اوغلانیدان آتاسین تانیمایان آتیدان مئیدانا گئتدیم .

بیر یئره ییغان : ابوالفضل فردوسی ( عارف )




نوع مطلب :
برچسب ها : ضرب المثل شاهسون، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397
admin blog
کلمات و اصطلاحات دوگانه در ایل شاهسون بغدادی 

قارین قاسسیخ 

یوقون یومورو

قونوم قونشو

قاپی پاجا

قاب قاششیخ

اویان بویان 

دلی دولو 

قیر قودوخ 

قوش قجیر 

قورد قوش 

چینی چاناخ

جاهال جومبولو

قار قاریشیخ 

قار یاقیش 

ایلان چالان 

آلا بولا 

قارا قورا 

قویون قوزو 

ییق ییغیش

قاویم قارداش 

دیگیر دینگه 

چالا چولا

دلیک دئشیک 

قوچ قوزو 

ائل طایفا 

ات دیرناخ

دیل داماخ

باش بئیین 

سور سوموک 

سوموک سامیخ

باش آیاخ

گرد آوری : ابوالفضل فردوسی ( عارف )




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397
admin blog
کلمات و اصطلاحات در ایل شاهسون بغدادی 

دام داش 

داش قیه

ایش داش 

داش دوش 

داغ داش 

داش قالاخ

دیل دوداخ

دیل داماخ

دیل آغیز

باش قولاخ

باش آیاخ

دوش باش 

باش بئیین 

جان اسر : ضعیف و ناتوان : کلافه

جان ها جان : گرم و صمیمی 

جانلی : توانا ، زنده 

ایککی جانلی : حامله 

جانسیز : ضعیف ، مرده 

جانجان : نامی دخترانه

گردآوری : ابوالفضل فردوسی ( عارف )




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397
admin blog
رسم دوش قاپماق در ایل شاهسون بغدادی 

دوش قاپماق در حقیقت رسم ورزشی است و آن دو سرعت می باشد و گاه دو استقامت بود .

در روز عروسی سینه گوسفندی را در پارچه ای گذاشته و اعلام می کردند هرکس که این سینه گوسفند را می خواهد جهت مسابقه قاچماق ( دویدن ) آماده شود .

آن سینه گوسفند را در دست کسی قرار می دادند و او در فاصله معین شده می ایستاد و نفرات آماده به مسابقه بر روی خطی می ایستادند و شخصی بعنوان داور انتخاب میشد و شروع مسابقه را اعلام می کرد و نفرات پس از طی مسافت مسابقه سینه گوسفند را تصاحب می کرد و نزد بزرگ طایفه می آمد و او نیز او را تشویق و گاه صله ای عطا می کرد . اشخاصی که می توانستند در مسابقات متعدد برنده باشد بعنوان دونده طایفه معرفی میشد و با خان به دیگر طایفه ها و اقوام می رفت و در مسابقه دو شرکت می کرد.

ابوالفضل فردوسی ( عارف )




نوع مطلب :
برچسب ها : ابوالفضل فردوسی ( عارف )، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397
admin blog

خوش صدا ترین پیامبر کدام پیامبر بود؟

http://www.ordup.com/poll/35343


نام دو آشپز ضحاک؟

http://www.ordup.com/poll/21334


خداوند متعال دنیا را در چه روزی آفریده است؟ 

http://www.ordup.com/poll/22175


واژه کردی هربژی یعنی چی؟

http://www.ordup.com/poll/25636


پدر علم پزشکی کیست؟

http://www.ordup.com/poll/10101


لقب کریم خان زند چی بود؟

http://www.ordup.com/poll/1850


کدام کودک خواب یازده ستاره را دید؟

http://www.ordup.com/poll/34538


وزن اسکلت بدن انسان تقریبا چقدر است ؟

http://www.ordup.com/poll/13353


نت چهارم موسیقی چه نام دارد؟

http://www.ordup.com/poll/1076


از آثار نازی صفوی؟؟

http://www.ordup.com/poll/23259


بند پوتین چند سوراخ دارد؟

http://www.ordup.com/poll/34065


کدام جانور در دریا است که مغز ندارد؟

http://www.ordup.com/poll/34664





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397
admin blog
چند خصلت برگزیده در ایل شاهسون بغدادی 

شاهسون ائل بغدادی دا 

اهمیت لی خویلار

چورک وئرمک ( مهمان نوازی ) 

قورخمامازلیق ( نترسیدن شجاع بودن )

تاصیب ائل و طایفا و فامیل اوچون

آت مینمک و آت چاپماق 

قاچماق ( دویدن )

ال آقاچلی اولماق ( کسی که با چوب خوب میتوانست بجنگد ) 

آتیلماق ( پرش )

بیر بیرینه کومک اولماق و مدد وئرمک

سوز ائشیتمک و بویوک سوزونه قولاق آسماق 

بویوک و قوجا و قاررینی احترام ائله مک 

دوشگون لرین الین توتماق

ابوالفضل فردوسی ( عارف ) 


در مورد هر یک صحبتهایی خواهیم نمود
سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397
admin blog

مثل شیرین شاهسون

{ بوو اشک ین پالانو دوشوب غارنوو آل تونآ }

پالون این خر افتاده زیر شکمش

یکی از جوانان اقوام با زور و یک دندگی میخاست با دختری ازدواج کنه

دختر ... از طایفه ی غریب بود

خانواده جوان از این کارش نا راحت بودن رضایت نداشتن

خان ایل گفت : بالام بوو اشک ین پآلآنوو دوشوب غارنوو آلتونا ها

یعنی پسرت خرشده که هیچ

پالونش هم افتاده زیر شکمش

یعنی

اگه این کار و انجام بده دیگه نه میتونه جلو بره نه میتونه عقب برگرده

پالونون زیر شکمش نمیزاره تکون بخوره

زبان و رفتار شاهسون هر کدوم دنیایی از قصه و حکایت به همراه داره

 ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397
admin blog

{ شاهسون چوخ بیل میش }

ک کولوگ اوتوو = = آویشن کوهی

آویشن خشک شده و کوبیده را

برای جلوگیری از خون ریزی زخم های سطحی و عمیق استفاده کنید

عفونت زخم را ازبین برده و

سر زخم را میبندد

خون ریزی را فوری بند می آورد

این گیاه معجزه میکند

[ وقتی زخمی شدین آویشن را روی زخم بریزید و محکم روی زخم را ببندید]

آویشن .. برای درد دندان و کشیدن عفونت دندان بهترین دارو ست

[آویشن خشک را روی دندان بریزید و آن را چند دقیقه در دهان نگه دارید ]

اویشن .. برای نفخ معده و درد شکم ماثر و کاریست

[ یک قاشق آویشن خشک را با آب میل کنید ]

یک ساعت بعد از کشیدن دندان و برداشتن باند استریل روی زخم آویشن بریزید و روی آن چند دقیقه نگه دارید تا هم عفونت زخم کشیده شود هم زخم زودتر خوب شود

با کشیدن آویشن و استعمال دود آن درد دندان تسکین پیدا میکند

برای استعمال از پیپ استفاده کنید

آویشن را هم چون چای دم کنید و در هرارت پاین بگذارید تا خوب دم بکشد

وآن را میل کنید

برای دفع سم از خون ماثر میباشد

آویشن را با ماست خوب مخلوط کنید و بخورید اسهال را از بین میبرد

مطالب بالا در کتاب طب سنتی درج شده

کارهای بالا از تجربیات شاهسون میباشد به آن شک نکنید.که قدیمی یا اکثر خانه وار های الان شاید بدونند.

وقتی که به دکتر دست رسی نباشد

آویشن دکتر خوب و معجزه گر میباشد

سلامتی همه دوستان

 ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 3 اردیبهشت 1397
admin blog

{ معجون شاهسون }

تخم مرغ رسمی ، شیر تازه و کمی عسل

اول دو عدد زرده ی تخم مرغ را از سفیده جدا کنید

و آن را با قاشق خوب هم بزنید تا یک دست شود

شیر داغ را آرام و کم کم به آن زیاد کنید

موقع افزودن شیر داغ زرده را هم بزنید

تا در شیر پخته نشود

بعد از این کمی عسل به آن اضافه کنید

این معجون برای کودکان خیلی مفید است

 ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 3 اردیبهشت 1397
admin blog


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5