لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
 
ایل شاهسون
ایل بزرگ شاهسون
درباره وبسایت


با سلام خدمت شما همراهان عزیز وجود یک وبسایت برای ایل بزرگ شاهسون قابل محسوس بود تصمیم گرفتیم با کمک عده ای از فرهیختگان عزیز اولین سایت ایل شاهسون را راه اندازی کنیم به امید اتحاد ایل شاهسون .
درباره ایل شاهسون:شاهسون بغدادی. [سَ وَ نِ بَ] از ایلات تُرک اطراف تهران، ساوه، زرندوگرماب وزنجان و قزوین بوده‌اند که ییلاق‌شان خلجستان و فراهان و قشلاق‌شان ساوه و زرند بوده‌است و در اطراف قزوین به سی طایفه منقسم می‌شدند ... . (جغرافیای سیاسی کیهان ص۱۱۲)
مذهب شاهسون‌های بغدادی از زمان صفوی یا پیش از آن شیعهٔ دوازده امامی بوده‌است. شاهسون‌ها در تغییر مذهب رسمی ایران به شیعه نقش مهمی داشته‌اند.

شاهسون ایل بغدادی ازدو سر شاخه زیر تشکیل شده است :

1 لک

2 آرریخلی .

که هر کدام از این سر شاخه ها دارای طوایفی می باشند .

مجموع طوایف ایل شاهسون بغدادی 32 طایفه به شرح زیر می باشد :

1 قاراقویونلو

2 کوسه لر

3 دلیلر ( دللر )

4 سولدوز

5 یارجانلی

6 حاققی جانلی

7 احمدلی

8 موسولو

9 شرفلی

10 کرملی

11 کله ون

12 موختابند لی ( موخته ون لی )

13 قرنلی ( قرللی )

14 چلبلی

15 ذولفوغارلی

16 کاروانلی

17 اتک باسانلی

18 میغن

19 نیلغاز

20 دوگر

21 قوتولو

22 ساتیلی

23 حوسن خانلی ( حسین خانلی )

24 اینانلی ( ایناللی )

25 الی قوردلو ( علی قوردلو )

26 خیدیرلی

27 قسیملی ( قاسم لو )

28 زیلیق لی

29 قریب لک

30 حسن لی

31 آغ قویونلو

32 دئولته ون

قشلاق این ایل از گوی داغ ( کیلومتر ۵۰ اتوبان قم - تهران ) شروع و تا اطراف شهر ساوه و زرند پراکنده اند

ییلاق این ایل هم اطراف شهرستانهای قروه ، رزن و آوج همدان بوده است.

مدیرسایت :حجت فاتح

ارسال متن و اشعار در تلگرام با شماره :09125550828

مدیر وبسایت : admin blog
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

قاغاناق و کتمز (ketemez)در عشایر

در دشت مغان که گوسفندان بره ها را به

دنیا می آوردند . گاها همراه چوپان تابه یا کاسه وجود نداشت . بعد از زایمان جفت گوسفند خارج می شد . در

جفت قسمتی وجود داشت . که هنگام دمیدن عین بادکنک شفاف می شد . آغوز گوسفند را در این بادکنک حاصل از جفت می دوشیدند.(تقریبا در حدود 5/لیتر ) سپس دهانه آن را می بستند. در اجاق اتش درست می کردند. قور آتش را به کناره اجاق کشیده با چوب دستی ان را

صاف می کردند. آغوز داخل بادکنک جفتی را خیلی آرام بر روی قور قرار می دادند. حدود 20 دقیقه صبر می کردند.

در این مدت قسمت پایینی آغوز پخته

می شد . سپس قور را بر روی آغوز

می کشیدند و قسمت بالایی هم بعد از مدتی پخته شده و سفت می شد . که به ان قاغاناق گفته می شد. پختن قاغاناق مهارت خاصی می خواست. البته دوستان

گرامی جناب آقای سلیمان امیری و مهدی احمدی قایقاناغ را درست توضیح داده اند .صمیمانه از این دو بزرگوار تقدیر و تشکر می نماییم. قایقاناق از تخم مرغ و ارد و کره حاصل می شود. اسامی این دو ماده غذایی به هم شبیهند . اگر آغوز در تابه یا کاسه دوشیده می شد و بر روی اتش قرار می گرفت و آرام پخته می شد به ان کتمز

(ketemez )

می گفتند.قاغاناق از کتمز خوشمزه تر بود.

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : قاغاناق، کتمز، ketemez، دشت مغان، شاهسون مغان، ایل شاهسون، شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 25 آبان 1397
admin blog
شاهسون ها 

ما شاهسون ها مرز نشین نبودیم
مرزها آنقدر عقب آمدند که به ما تکیه کردند
اصالتمان را موزه ها فریاد میکشند..
اگر از تاریخ نشان مرا خواهی ، خواهد گفت:
پدرانم همه اهل سخاوت بودند...
برادرانم شیردلانی ...که در سخت ترین نبردها خم به ابرو نیاوردند...
از دشمن هم سراغم بگیری ...
خواهد گفت :شاهسون ها مرد مردند!!!
239220 admin




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون ها، ما شاهسون ها مرز نشین نبودیم، شاهسون، ایل شاهسون، شاهسون ساوه، شاهسون قم، شاهسون شیراز،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 16 آبان 1397
admin blog

مردان شاهسون 

مرد شاهسون باید حواسش به همه چی باشد

rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01

یکی از مسئولیت های پدر خانواده تهیه وتدارک آرد برای پختن نان ،کاه و جو برای آذوقه زمستانی حیوانات می باشد.

..........برای تهیه آرد اول باید گندم از کشاورزان خریداری و سپس برای تبدیل آن به آرد به آسیاب برده تا توسط آسیابان(دئیرمنچی)گندم( بوقدا) را به آرد(یون،اون) تبدیل کرد .......

در یک روز خوب دو همتبار برای آسیاب رفتن، گندم ها را در چال ریخته و با نشاندن شتر ها بر روی پاهایشان چال را بصورت خورجینی بار آنها می کنند و شترها را بصورت قطار قرار داده و برای آرد کردن گندم راهی آسیاب می شوند...‌..... گویند برای بعضی ها گرفتن افسار شتر جذابیت خاصی داشته ،اوجور کی نقیل ائیلیبله ...... چوخ قئدیم بئیر شاه وزیرینن سئره اوسته دور موشدولا و یولا گوز تئیکمیشدیله بئیردن( بئیر لحظئ)وزیر هاناساچئکیب ،شاه وزیرَ باخیب(باخئب) یئنگشدن یولا باخیب(باخئب) گوریب بئیر زاد(چیزی) گوزه گئلمر

شاه دئیب :وزیرنوچو(چرا)؟ افسوسلئقینان هاناسا چکدی، سنئی کی ماشالله وضعی چوخ یاخچئده

وزیردئدی: جانی سالامات اولسون هچ، دَری گوزومَ کوچ گوروگدو

شاه ددی :نجور مئگر؟

وزیر ددی :قوربان من ایلیاتچیام وقتی اوُ، بوکوک، بوکوک یولو گوردم ،یاد ائیلدیم بئیر یکه قئطر دیو اولئیدی،و اونون اولَینه آق مایا باغلیدی او قئطر دیونین افساریین اَلی یه توتوپ چکئیدی ،دیوَلرین زنگینن، سسینن الی قوییدی قولاغیا بئیر بئش دئیدی، اونا اورکی بوزلاردی.... بله قدر زر زرگر داند و قدر گوهر گوهری......

بعد از اینکه چالها را از شترها باز می کنند این حیوانهای زحمت کش را باز می گذارند تا کمی برای خودشان باشند وبا چریدن در بیابان و خوردن گون و دیگرگیاهان نیروی تعدیل رفته خود را باز ستانند......

و اگر آسیاب شلوغ باشد چال های گندم را در نوبت قرار می دادندتا.......

سلیمان امیری فرد





نوع مطلب :
برچسب ها : مردان شاهسون، سلیمان امیری فرد، شاهسون، ایل شاهسون، شاهسون ساوه، شاهسون قم، شاهسون شیراز،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 10 آبان 1397
admin blog
خدمات نظامی شاهسون ها
چت اورداپ

چنانچه گفته شد اسکندر بیگ ترکمان در کتاب «تاریخ عالم آرای عباسی» به نقش نظامی شاهسون ها در عصر شاه اسماعیل و پس از آن اشاره کرده است , اما به توجه به داده های تاریخی نمیتوان نسبت به صحت همه این داده ها اطمینان حاصل کرد. اما بدون شک نخستین اقدامات و خدمات نظامی شاهسون ها همزمان با پناهندگی آنان به ایران بوده است.
در سال 1014 هجری هنگامی که چغال اوغلی سردار عثمانی در آذربایجان مشغول جنگ با قوای ایرانی بود شاه عباس به بایرام تکله یکی از بزرگان طایفه تکله (از طوایف شاهسون) فرمان داد تا با حملات بی وقفه به سپاهیان عثمانی تا میتواند سربازان عثمانی را به قتل رسانیده و به اردوی دشمن ضربه وارد کند. بایرام تکله نیز با گردآوری حدود 10 هزار سوار ضربات مهلکی به سپاه عثمانی وارد آورد و نقش بسزایی در شکست چغال اوغلی ایفا نمود. پس از آن شاه عباس بایرام تکله را به مقام خانی رساند و مغان و نواحی اطراف آن را به وی بخشید.
دومین اقدام نظامی شاهسون ها به سال 1027 هجری باز میگردد که در این سال , عثمانیان بار دیگر با سودای اشغال آذربایجان شهرها را یکی پس از دیگری تصرف کردند و هنگامی به اردبیل رسیدند در مقابله با شاهسون ها با وجود اینکه نفرات بیشتری داشتند شکست سنگینی متحمل شدند و بسیاری از سرداران و بزرگان عثمانی در این نبرد کشته شدند. ابراهیم پچوی تاریخ نگار عثمانی در این مورد می نویسد : «اکثر امراء مردند و سپاه تار و مار پشت و چنان رو سیاهی عظیمی به جای گذاشت که تا کنون سابقه نداشته است.»
شاهسون ها در  لشگرکشی پادشاهان ایران در مناطق خارج از آذربایجان و بسیار دورتر از نواحی تحت سکونت خود نیز حضور داشته اند. همچنین بنابه گزارش اولیا چلبی تاریخ نگار اهل عثمانی که در سال 1057 از باکو دیدار کرده است قلعه باکو توسط همین شاهسون ها حفاظت می شد. شاهسون ها از سال 1134 هجری همزمان با یورش لشگر عثمانی به آذربایجان در صف نخست مقابله مردم آذربایجان در برابر لشگر عثمانی تا سال 1141 بودند.
حضور تاثیرگزار شاهسون ها در قرن معاصر نیز ادامه داشته است. در سالهای پس از شهریور 1320 و همزمان با تلاش های شوروی برای اشغال آذربایجان این شاهسون ها بودند که از همان ابتدا در برابر عوامل شوروی به قیام مسلحانه دست زدند و با تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان به مقابله همه جانبه با عناصر فرقه دموکرات پرداختند. شاهسون ها چنان ضربات مهلکی بر پیکر فرقه دموکرات آذربایجان وارد آوردند که در مواردی ارتش سرخ راسا به مقابله با آنان پرداخت. تلاش های شاهسون ها در مقابله با فرقه دموکرات تا زمان حرکت ارتش ایران به سمت آذربایجان ادامه داشت و در آن هنگام نیز شاهسون ها در کنار ارتش به مبارزه با واپسین عوامل فرقه دموکرات و پاکسازی آذربایجان از آنان پرداخت.
شاهسون ها در طول حیات خود به عنوان یکی از وفادارترین و از جان گذشته ترین مردمان ایران شناخته می شوند و در سال های سکونت خود در آذربایجان از اوایل قرن 11 هجری همواره از مهمترین قدرت های نظامی عشیره ای و از مرزداران مورد اعتماد ایران بوده اند و علاوه بر حفاظت از آذربایجان بنابه نیاز حکومت در دیگر نقاط ایران نیز حضور داشته اند.

چت اورداپ





نوع مطلب :
برچسب ها : خدمات نظامی شاهسون ها، شاهسون ها، شاهسون، ایل شاهسون، شاهسون ساوه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 5 آبان 1397
admin blog

بو گنش دونیادا بیر قوش اولایدیم

یوردوما یوواما کاش توش اولایدیم

چکنده جومودلار عشقین کروانن

اونلارا قوشولوب دیل خوش اولایدیم

رسول پناهی ...و@معللیم





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم ، شاهسون ساوه، شاهسون ، ایل شاهسون، شاهسون تفرش، شاهسون جعفریه، شاهسون همدان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 17 مهر 1397
admin blog
لباس شاهسونها 
234884 admin
همانطور که با تغییر فصل پوشش گیاهی طبیعت تغییر می کند ، لباس مردم هم در بعضی موقع تحت تاثیر فرهنگ  قوم غالب و یا همنشینی با سایر اقوام قرار گرفته و تغییراتی پیدا کرده است 
ما وقتی به اقوام مختلف در سالهای دور نگاه می کنیم به وضوع تغییرات را می بینیم  لذا می توان گفت با تغییر سلسله ها لباس پوشش مردم هم دست خوش تغیرات و یا تغییر محل سکونت آنها باتوجه به شرایط محیط و یا تاثیر هم زیستی را می توان یکی دیگر از  تغییر لباس مردم گفت  
در کتاب جناب افشار وقتی پوشش کلی در مورد شاهسونها را می خوانیم هر قسمت از لباس این ایل بزرگ را با اقوامی چون گیلک ،کرد ویا ......در یک ردیف قرار داده که خود سخنی دیگر است بر تاثیر کدام یک بر دیگری....
....حال اگرما بخواهیم در کشور ایران یک دوره حدوا دویست ساله را در نظر بگیریم می بینیم که این تعبیر چقدر نزدیک به واقعیت است 
تغییر پوشش مردم را با تغییرسلسله ها یه مرور کوچکی اگر بکنیم ، از لباس های محلی و قومی به لباسهای کت چین دار و از آن به کت شلوار در پوشش مردان  رسیده و یا در بانوان لباس های قومی تعدیل یافته وبه پوششی که در حال حاضر می بینیم رسیده
این تغییرات پوشش لباس درهمه اقوام ساکن در ایران از جمله  ایل ما را می توان دید
......ما حاصل صحبت با بزرگان در مورد لباس شاهسونهای بغدادی را خدمتتان بیان می کنم ......... 
 حدودا یکصد وبیست سال پیش 
مردها بر سرشان کلاه نمدی می گذاشتند و دستاری و یا شالی از روی آن می بستند 
لباسهایشان اکثریت از پارچه متقال  بوده و بادست هنرمندان رنگ رزی به رنگ دلخواه تهیه می شده
لباس بالا تنه مردان از پارچه متقال و به رنگ سفید و یا آبی کم رنگ دوخته می شده و از روی پیراهن شالی به کمر می بستند واز روی آن جلیقه ائی می پوشیدند  
پوشش پائین تنه مردان یاشلوار را هم از پارچه متقال در نظر می گرفتند و رنگ نیلی پر رنگ که به رنگ سرمه ائی می زده  بصورت آزاد( گشاد)می دوختند 
جوراب اکثریت دست بافت و هنر خانواده های  ایل بوده  
پا پوش یا کفش گیوه بوده  و بعدازتهیه کفی به دست توانای مردان بافته می شده 
 کفش چرم دست دوز هم یکی دیگر از پاپوشهای آنها بوده
این نوع پوشش فکر کنم  با توجه به مردم غرب چیزی بین لباس سلجوقیان و قوم لک می باشد ، شایدعلت تشبه  بخاطر هم زیستی و در کنار هم بودن  باشدولی با کمی اختلاف نسبت به هم  ....
در بخش آرخلو یکی از  طایفه ها فکر کنم کمی پوشش شان با سایرین  فرق داشته مثل مردمان شمال شرق و شرق کشور یه شنلی  روی دوششان می انداختند 
......بعد از گذشت مدتی لباسها تغییر کرد 
یه کلاه نمدی روی سرو پیراهن سفید با جلیقه رنگ تیره و شلوار مشکی که در مقطعی خیلی گشاد و بزرگ می پوشیدند 
یک نوع پوشش کت چینی هم مد شده بود همان لباس رسمی رجال دوره قاجار تا اوایل به قدرت رسیدن رضا خان می باشد 
در دوره رضا خان کلاه های نمدی جای خود را به کلاه پهلوی داد و اگر کسی کلاه نمدی برسرش می گذاشت اذیتش می کردندو مورد تمسخر قرار می دادند و امنیه آن را از سر مردان بر می داشتند و پاره می کردند و....... تا اینکه کلاه ها مثل همه چی از سرها برداشته و اختیاری شد کلاه شاپو (دورلی بورک) هم به آن اضافه شد 
پوشش خانم های شاهسون 
زنان شاهسون بغدادی رنگ و نقش لباسشان را با توجه به سن وسالشان انتخاب می کردند 
بانوان ایل  کلاه بافته شده را بر سر می گذاشتند و از روی آن جناق سر (یاباش بزگی )که از سکه با قلاب به هم وصل شده و از روی آن لیچک ودستار بزرگی بر روی سر قرار می دادند  گاهی آن را زیر چانه سنجاق می زدند و گاهی آنرا را بصورت آزاد روی شانه ها رها می کردند و از روی آن  کله یاقلق را می بستتد (بستن کله یاقلق بین بانوان ایل بصورت های مختلف )
....لباس بالاتنه پیراهن راسته تا زیر زانو و جلیقه ائی از روی آن با زینت خاص می پوشیدند  و.........
ادامه دارد
سلیمان امیری فرد
234883 admin




نوع مطلب :
برچسب ها : لباس شاهسونها، سلیمان امیری فرد، شاهسون، ایل شاهسون قم، شاهسون ساوه، ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 12 مهر 1397
admin blog
عشایر ایل شاهسون 
ایل شاهسون 

شاهسون نام گروهی از ایلات کوچ روی مسلمان و ترک زبان در مناطق گوناگون از شمال غربی ایران است که بیشتر در دشت مغان و اردبیل سکونت می کنند. 

ایل شاهسون از سال های بسیار دور تا کنون شیوه کوچروی همراه با دامداری را برگزیده و عموما بین مراتع زمستانی در دشت های پست، حاصلخیز و بسیار پر آب مغان و اقامتگاه های تابستانی در دامنه های سبلان، در مناطق اردبیل، مشکین شهر، و سراب در حرکت است. 



قلمرو ایل شاهسون به خاطر منابع غنی طبیعی همواره مورد توجه افراد و حکومت های گوناگون بوده است تا جایی که مثلا نادر شاه افشار و آقا محمدخان قاجار هر دو در این منطقه تاجگذاری کردند، و یا حکومت های مختلف پارسی، عثمانی و حتی روسیه و بعدها شوروی سعی در فتح و اشغال آن داشتند. ایل شاهسون اما در این میان بیشترین پیوند را با شاهان صفوی ایجاد کرد و قابل توجه ترین حمایت، همراهی و وفاداری را نسبت به آنان از خود نشان داد؛ چنین شد که می گویند این ایل نام شاهسون به معنی دوستدار شاه را یافت.



ایلات آذربایجانی شاهسون در چادرهای نیم کروی به نام آلاچیق زندگی می کنند و گذر زندگی ایشان از راه پرورش دام و محصولات لبنی آن است. ایل شاهسون قالی های زیبا و شناخته شده ای در سطح جهانی دارد که البته در گذشته اصلا به منظور فروش بافته نمی شد، اما امروزه با تغییر سبک زندگی و مناسبات اجتماعی قالی های زیبای شاهسون برای عرضه در بازارهای داخلی و خارجی هم بافته می شوند. 
234886 admin
234885 admin
234884 admin
234883 admin
چت اورداپ


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : عشایر ایل شاهسون، عشایر شاهسون، ایل شاهسون، شاهسون، شاهسون آذربایجان، شاهسون قم، شاهسون شیراز،
لینک های مرتبط : شبکه اجتماعی، اورداپ، کدام حیوان ناشنواست؟، مخاصمه، چت، مرگ لیلا فروهر، پدر تاریخ جهان، سوغات شهر کرد، سوغات اصفهان، سوغات رشت، سوغات یزد، بازار لوله شیراز، بازار لوله قم، بازار لوله ساوه، بازار لوله تهران،

       نظرات
شنبه 31 شهریور 1397
admin blog

مقیاسهای اندازه گیری در شاهسون

(قسمت 4 )

بیر دولوم (Bir dolom) : از مقیاسهای

اندازه گیری سطح در شاهسون است .

و آن قسمتی از زمین چراگاه گوسفندان است که علف ان قبلا چرانیده نشده باشد علف بیر دولوموم زمین به صورت نیم دایره به یک گله گوسفندان توسط

چوپانان داده می شد مقدار مساحت بیر

دولوم بستگی به تعداد گوسفندان گله و میزان پر علف یا کم علف بودن زمین بستگی داشت. احتمال دارد گله گوسفند از صد تا هزار یا بالاتر از ان باشد هرچه تعداد گوسفندان یک گله زیاد و زمین چراگاه کم علف می شد مساحت نیم دایره ای بیر دولوم هم افزایش می یافت. هر چه تعداد گوسفندان گله کم و زمین چراگاه پر علف می شد مساحت بیر دولوم کاهش می یافت.

بیر شیریم (Bir shirim) : از مقیاسهای سطح در شاهسون است به فرض اگر گله داری زمین کافی برای چرانیدن گوسفندان نداشت برای اینکه از وی حمایت شود انکه زمین علفدار بیشتری داشت به پهنای 10 قدم یا کمی بیشتر از ان از زمین خود را نشانه گذاری کرده به ان فرد می داد که به ان بیر شیریم یر گفته می شد البته به پارچه کم عرضی که از حاشیه پارچه های عریض جدا می شد هم بیر شیریم گفته می شد .

بیر جوما ( Bir joma) :از مقیاسهای حجم در شاهسون است و ان عبارت است از مقدار علفی که در حد یک دریز

یا کمی بیشتر از ان در جایی جمع و روی هم انباشته می شد اتلاق می گردید چون جومای جمع شده جرم هم دارد علاوه بر حجم علف جمع شده می توان جرم آن را هم اندازه گرفت.

بیرقیسناخ (Bir gisnakh) : از مقیاسهایی حجم در عشایر است حجم کمتری از یک ماده که در یک دست بسته

قرار می گیرد منتها نوک چهار انگشت بسته شده غیر از انگشت شست باید

به کف دست برسد.

ضرب المثلی داریم که بیان می کند :

قیسناغینان قوپارتماخ اولماز

در مورد آدم سفت و سخت و خرج نکن

بکار می رود که مال یا پولش را در کف دستش پنهان می کند . این قسمت از مقیاسهای اندازه گیری به صورت عدد و معدود بکار می رود به همین خاطر کلمه بیر را به اول انها اضافه می نماییم .

در تهیه و تنظیم این قسمت از مقیاسهای اندازه گیری جناب اقای دکتر مجتبی جهانی ما را راهنمایی و یاری کردند قدردان زحمات این فرهیخته ایلی متواضع و دوست داشتنی هستیم.

rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01





نوع مطلب :
برچسب ها : اندازه گیری در شاهسون، شاهسون، ایل شاهسون، شاهسون ساوه،
لینک های مرتبط : بازار لوله شیراز، بازار لوله ساوه، بازار لوله قزوین، بازار لوله همدان، بازار لوله کیش، بازار لوله خوزستان، بازار لوله شهر کرد، بازار لوله شهریار، بازار لوله بهبهان، بازار لوله رشت، بازار لوله کرج،

       نظرات
یکشنبه 18 شهریور 1397
admin blog

گوزل سوز

یازار رسول پناهی

تاپامرام علتین

ندن بیر عیده اینسان

منطقی ایتمیر قبول

الوب ایشلری یالان!

بونلار عیناد ایدوب لر

دوزلیگه سوز یوخدی یوخ

عصر تمدوندده

لجوج آدم چوخدی چوخ

عمیر ائتمک بنذیر

بیر کوچری کروانا

آخئر چاتار مقصده

گئتسه اگر هریانا

بوسوز قدیم مثلدی

ایپ دوواناقدان کچئر

میوه نین ان یاخشی سئن

مئشئده چاقال سئچر

رسول دایم آختارش

گوزل سوز تاپ یاخشی یاز

قار قرودا قئشدادا

خیال ایله یازدی یاز

و...معللیم

ساغولون کورکملی شانلی ائللریم.





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون بغدادی، ایل قشقایی، ایل ملکشاهی، ایل بختیاری، ایل شاهسون، شاهسون ساوه ، شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 26 مرداد 1397
admin blog

داستان واقعی

سرگذشت یک انسان

با طبیعت و اطرافیانمان مهربان باشیم

سالهای نه چندان دور در یکی از روستاهای اطراف ساوه شخصی زندگی میکرد

در زمانهای قدیم چون یخچال نبود خانواده ها وقتی گوسفندی را می‌کشتند آن را قطعه میکردند و در انباری آویزان میکردند تا خشک شود به این صورت آذوغه را برای فصل زمستان و بهار نگهداری میکردند

اما داستان از آنجا شروع میشود که مرد خانه گوسفندی را سر میبرد و قطعه میکند و مادر خانواده گوشت ها را بعد از قطعه قطعه کردن در انباری خانه آویزان میکند

فردای آن روز پسر خانواده وقتی به خانه می آید میبیند مادرش گریه میکند وقتی علت گریه مادر را جویا میشود

مادر چنین پاسخ میدهد

فرزندم آن گربه ای که میبینی دیشب تمام گوشت ها را از مکانی که آویزان کرده بودم خورده و تلف کرده است و پدرت به علت همین اتفاق مرا سرزنش کرده و ادامه ...

نوجوان وقتی ماجرا را میشنود با خود نقشه ای میکشد گربه را با هر ترفندی شده می‌گیرد و گربه را به تنور خانه که پر از آتش و ذغال بوده می اندازد گربه در آتش می سوزد و جان میدهد

سال ها از آن ماجرا میگذرد تا اینکه پسر خانواده ازدواج میکند

بعد از مدتی بچه دار میشود متاسفانه نوزاد نمی‌ماند و همچنین نو زاد های بعدی .

در نوزاد های بعدی مادر نیز به همراه فرزند فوت می‌کند

مرد دوباره ازدواج میکند و این قضیه دوباره تکرار میشود این بار نیز همسر دوم با فرزندش فوت می‌کند

مرد دوباره ازدواج میکند ودر همسر سوم نیز ماجرا تکرار میشود و بچه ها یکی بعد از دیگری فوت میکنند

در این مدت به روی هم از سه همسر مجموعا ۲۱بچه فوت می‌کند و دو مادر نیز فوت میکنند

همسر سوم بچه بیست و دوم را به دنیا می آورد و عمه بچه اینبار بچه را بعد از زایمان با خود می‌برد تا او بزرگ کند بچه بزرگ میشود و نوجوانی رعنا میگردد وقتی عمه میبیند برادرزاده اش بزرگ شده اورا نزد برادرش می‌برد تا در کنار پدر و مادر واقعی خود زندگی کند

بعد از مدتی فرزند خانواده دام ها را برای چرا به صحرا می‌برد و در کارهای خانه کمک حال پدر می‌باشد

روزی از روزهای تابستان که فرزند خانواده گوسفندان را به صحرا می‌برد آسمان ابری میشود و رعد برق میزند و فرزند بیست و دوم نیز بر اثر رعد و برق فوت می‌کند

پایان ...

جمع بندی پایانی داستان با شما

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : داستان کوتاه ساوه، داستان واقعی ساوه، شاهسون ساوه، ایل شاهسون، شاهسون، شاهسون قم، شاهسون نیریز،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 15 مرداد 1397
admin blog

نی بزن نی زن

هرچه تلاش کردم عمق سوز دل از نامهربانی های پی در پی در حق مغان را بیان کنم. عقل و قلب و وجودم کم آورده و این اشعار مرحوم قره پور را مناسب حال روز مغان دیدم:

نی بزن نی زن، که من آتش به جان دارم چو نی

سوز دل از عشق خود، من ارمغان دارم چو نی

مردم از نای بدآهنگ و نی نامشربان

هفت بند استخوان سوزد ، فغان دارم چو نی

دل ننالد ، چون کند ؟ نامهربانی تا به کی

زخم دل را من هم از زخم زبان دارم چو نی

درد دل شاعر مغان با نویسنده تاریخ مغان ۱۳۷۵ ، ساحل زیبای آراز

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون مغان، شاهسون اردبیل، شاهسون، ایل شاهسون، شاهسون بغدادی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 3 مرداد 1397
admin blog

محمدعلی پیشاهنگ

عضو شورای نویسندگان

شاهسون کلمه‌‌ای‌ست مرکب از «شاه» فارسی و «سَوَن» ترکی آذری به معنی شاه‌دوست و دوستداران شاه. شاه‌عباس صفوی (996-1038 هجری قمری) این نام را بر روی فوجی (دسته‌ای) از سپاهیان گذاشت و فرمان داد هر فرد، طایفه، یا ایلی که مایل است، به فوج شاهسون بپیوندند و خود را شاهسون نامد.

صاحب فرهنگ ناظم‌الاطبا گوید: در همان روزهای اول که این حکم و فرمان صادر شد، ده هزار نفر در آن داخل شدند.شاهسون‌ها یکی از هفت ‌دسته‌ی قزلباش (ارتش سرخ کلاه صفوی) بودند.

خلاصه‌ی اسم عده‌ای از قبایل ترک‌زبان ساکن ایران، شاهسون است. در دوران حکومت صفویه کارهای بسیار بزرگی از جمله نگهداری فرمانروایان صفویه به دست این گروه انجام شد. این گروه که در دسته‌ی طرفداران خاندان صفویه بودند، در ترویج و گسترش عقاید مذهبی صفویه که همان مذهب شیعه بود بسیار مؤثر بودند.

جعفر شاهسونی متولد 1345 خورشیدی در شهر طیبه‌ی نی‌ریز، در یکی از اشعار ترکی خود می‌گوید:

«لیلی جان دنیادن یالان دنیا

بو عجوزه منه‌گلین اولماز»

«همه صحرا و دشت گردیدم

جیرا نه گوز لرین سنین اولماز »

معنی شعر: «لیلی‌جان، دنیا، دنیای دروغ است، این عجوزه برای من عروس نمی‌شود، همه‌ی صحرا و دشت را گردیدم، چشم‌های آهو مثل چشم‌های تو نمی‌شود.»

در جغرافیای سیاسی کیهان صفحه‌ی 87 نوشته شده «شاهسون» تیره‌ای از شعبه‌ی ایل جباره (کوچ‌رو یا کوچی) ایل عرب از ایلات خمسه‌ی فارس است.

طایفه‌ی شاهسون که به زبان ترکی مخلوط به فارسی سخن می‌گویند، فارسی را خوب می‌دانند و حرف می‌زنند. گذشته از طایفه‌ی شاهسون، ایل قرایی ساکن تنگ‌حنا بخش آباده‌طشک شهرستان نی‌ریز هم ترک‌زبانند.

طایفه‌ی شاهسون از زمان‌های گذشته به‌ویژه در عهد دولت قاجاریه (1209-1343 هجری قمری) به فارس (پارس) آمدند و در حوزه‌ی شهرستان نی‌ریز (حاجی‌آباد و سورمق) ساکن شدند.

سپس در حیدرآباد، چنارو، لای‌حنا، نصیرآباد، هرگان و... نیز سکونت گزیدند. همچنین در شهرستان استهبان و در روستاهای محمدآباد، بنوان، قلعه‌قرمز، دهویه و ... زیستند.

پس از مدتی که جزء ایل عرب جباره به سرپرستی طایفه‌ی لبومحمدی «از سال 1304 خورشیدی برابر با سال 1344 هجری قمری مطابق با 1925 میلادی» بودند، از طایفه‌ی لبومحمدی جدا شدند، به کارهای کشاورزی، دامداری، باغداری، کسب‌وکار در بازار و ... اشتغال ورزیدند.

این طایفه به تیره‌هایی به نام «آفکینلی»، «مرگیلی»، «جانعلی»، قره‌سنلی یا قره‌حسنعلی»، «دوغلی» «قره‌قوینلی» و... نیز تقسیم شدند.

شهرت اکثر آن‌ها شاهسونی، برخی محمدی و کشاورز و... می‌باشد. جمعیت شعبه‌های طایفه‌ی شاهسون به حدود پانصد خانوار می‌رسد.

سرپرستی، کلانترها و کدخدایان طایفه‌ی شاهسون

در این‌جا نام برخی از این بزرگان را ذکر می‌کنیم:

در دوران قاجاریه شخصی به نام «برات‌علی» پسر «شیرمحمد» حکم کلانتری را از قوام‌الملک شیرازی ‌گرفت، اما پس از یک سال، حکم کلانتری به «حاج‌مرادقلی» پسر عموی «برات‌علی» داده شد. انتظامات و وصول مالیات که قبلاً توسط کلانتران لبومحمدی وصول و به صندوق دولت تحویل می‌گردید، به «مرحوم حاج‌مرادقلی» که مردی بسیار شایسته بود و تمام افراد طایفه او را دوست داشتند، داده شد. بعد از او فرزندش «حاج‌قدرت‌ا... شاهسون» به سرپرستیِ طایفه منسوب شد.او هم مانند پدرش، مردی رئوف و نسبت به افراد طایفه دلسوز و مهربان بود.پس از فوتش سرپرستی طایفه‌ی شاهسون به فرزند وی«مرادقلی دوم»منتقل گردید.او و برادرانش مردانی درستکار و در امر کشاورزی،دامداری و باغداری،بسیار فعال بودند.

خلاصه این‌که افراد طایفه‌ی شاهسون، مردی درستکار،کارگر،دامدار،کشاورز، باغدار و زحمتکش هستند که تعدادی از آن‌ها نیز در کارهای دولتی و در پست‌های گوناگون،مشغول خدمت به جامعه هستند.زنان شاهسون نیز در گذشته به ریسندگی پشم،بافندگی قالی و گلیم و جاجیم ‌و خانه‌داری اشتغال داشتند.

در سابق سیدمحمد قطبی و سیدمظلومی در حاجی‌آباد مکتب‌خانه داشتند و به فرزندان آن‌ها سواد یاد می‌دادند. در حال‌حاضر در محل سکونت طایفه‌ی شاهسون، دبستان و مدرسه‌ی راهنمایی و دبیرستان ایجاد شده که دانش‌‌آموزان پس از پایان دوره، جهت کسب معلومات بیشتر برای ادامه‌تحصیل به شهرستان‌های نی‌ریز، استهبان، شیراز و سایر استان‌ها می‌روند و در نتیجه‌ عده‌ای دارای تحصیلات عالیه در رشته‌های گوناگون می‌باشند. در ضمن یادآوری می‌شود «خان‌میرزا»و «بیگ‌میرزا»و بعد از آن‌ها«عبدالرضا شاهسون»از کدخداهای شاهسون مقیم حاجی‌آباد نی‌ریز و «ا...‌مراد»و پسرش «خدامراد شاهسون» مقیم سورمق نی‌ریز بودند.

نکته‌ی قابل‌توجه این‌که طایفه‌ی شاهسون با دیگر طوایف وصلت کرده و اقوام شده‌اند.عده‌ای از آن‌ها با طایفه‌ی عرب‌مزیدی مقیم هرگان نی‌ریز و تعدادی با طایفه‌ی جابری ساکن معزآباد خرامه و... فامیل سببی گردیده‌اند.

با وجودی‌که بیشتر شاهسون‌ها در حاجی‌آباد و سورمق و تنگ‌حنا و قلعه‌قرمز ساکن هستند، بعضی‌ها در فصل بهار از داخل ساختمان خارج شده، چادرهای خود را در نقاط خوش‌آب و هوا نصب کرده، و به دامداری می‌پردازند. وضع روحیه‌ی طایفه‌ی شاهسون خوب و عالی، و مانند دیگر طایفه‌ها به اعیاد ملی و مذهبی و مراسم سوگواری اعتقاد دارند و در عید قربان گوسفند قربانی می‌کنند. هرکس مستطیع رفتن مکه شود، به حج می‌رود. آن‌ها عیدهای ملی نظیر نوروز خجسته‌ را نیز به نحو شایسته و با یسته‌ای برگزار می‌کنند.

امیرمختار کریم‌پور شاهسون، صاحب روزنامه‌ی معروف شورش

مرحوم زنده‌یاد امیرمختار کریم‌پور فرزند قدمعلی برادر بطنی «مرحوم حاج‌قدرت شاهسون» کدخدای طایفه‌ی شاهسون بود که مادرش از اعراب بود. کریم‌پور در نی‌ریز تحصیل کرد. مرحوم سیدعلی‌اکبر فقیهی پدر شهید دکتر سیدمحمدابراهیم فقیهی (3/10/1326 - 19/7/1360 خورشیدی) به نگارنده‌ی این سطور گفت: هنگام تحصیل در مدرسه، هر دو روی یک نیمکت و کنار هم می‌نشستیم. امیرمختار کریم‌پور مشهور به «شورش شیرازی» زمان نخست‌وزیری «دکتر محمدمصدق» سردبیر و مسئول روزنامه‌ی معروف شورش بود که آن‌را منتشر می‌کرد و مطالب آن بیشتر بر علیه محمدرضا شاه پهلوی (شهریور 1320-20/10/1357 خورشیدی) بود. وی از اشخاص مشهور طایفه‌ی شاهسون نی‌ریز است.

روزنامه‌ی اطلاعات‌هفتگی در مورد کریم‌پور شاهسونی می‌نویسد: «... به او پیشنهاد شد، چنانچه حاضر باشد در دادگاه «مصدق السلطنه» حضور یابد و به صورت «دکتر محمدمصدق» نخست‌وزیر آب دهان بیندازد، موردعفو قرار خواهد گرفت اما او زیر بار این حقارت و خیانت نرفت».

در ادامه می‌نویسد: «در شامگاه یکی از روزهای زمستان سال 1332 خورشیدی «امیرمختار کریم‌پور» را دست ‌بسته به حیاط باشگاه لشکر دوم زرهی برده و او را به شهادت رساندند.»

شاهسون‌های نی‌ریز فارس که به خراسان مهاجرت کرده‌اند :

برخی از طایفه‌ی شاهسون می‌گویند که در سال 1280 خورشیدی، تعدادی خانوار شاهسون، از نی‌ریز به استان خراسان رضوی مهاجرت کرده‌اند که هم‌اینک برخی از آن‌ها در حومه‌ی سرخس (روستاهای «بق‌بقو»، «سنگ سپر»، «کهنو»، «شهرک جدید شهید رجایی» و «شهرک رضویه» از حومه مشهود مقدس ساکن‌اند.)

روی هم رفته جمعیت آن‌ها به چهارصد خانوار می‌رسد و شهرت شاهسون دارند. یکی از اشخاص معروف حومه‌ی سرخس مشهد مقدس «حاج‌حسین‌خان شاهسون» می‌باشد. یکی از بزرگان طایفه‌ی شاهسون «علیخان‌شاهسون» بوده که نواب وکیل به ا و مأموریت می‌دهد تا به کرمان رود و «تقی‌خان درانی» را سرکوب نماید.

جعفر شاهسونی

در این‌جا شرح یکی از افراد طایفه‌ی شاهسون که دارای تحصیلات عالیه و از شعرای معاصر نی‌ریز مشکبیز می‌باشد را از کتاب «از آتش شعله‌خیز نی‌ریز» انتخاب کرده و می‌نویسیم. جعفر شاهسونی فرزند خیرا... در سال 1345 خورشیدی در نی‌ریز شکرریز دیده به جهان گشود و در سال‌های 1366 و 1373 در رشته‌های دینی و عربی از تربیت معلم مفتح جهرم و مدیریت و برنامه‌ریزی آموزشی دانشگاه شیراز فارغ‌التحصیل شد. او اکنون در دبیرستان‌های نی‌ریز انجام‌وظیفه کرده و به تعلیم و تربیت دانش‌آموزان مشغول می‌باشد.

وی از شعرای شیرین‌سخن و خوش‌ذوق نی‌ریز عنبرآمیز است که دارای طبعی روان و رسا می‌باشد. اشعارش بیشتر غزل، و غزل‌هایش شیرین و دلنشین می‌باشد.

چون در این مقاله سخن از ایل، طایفه و تیره‌ی شاهسون است، لذا شعری تحت عنوان «دختر ایل» از ایشان انتخاب کردیم که در زیر می‌خوانید:

«دختر ایل»

هنگام کوچ ایل شد بشتاب جیران

بگشای چشمان سیه از خواب جیران

آن‌سوی‌تر،نی‌می‌زند مردی دوکاره

چوپان و گله این طرف بی‌تاب جیران

از پشت کوه شرق کم‌کم قرص خورشید

سر می‌زند با رنگی از مهتاب جیران

آوای مادر می‌رسد از پشت چادر

هان کودکان ایل را دریاب جیران

تو می‌روی دست خدا پشت و پناهت

این سبزی،این آیینه،این هم آب جیران

من ماندم و تنهایی و یک دفتر شعر

ای رنگ چشمانت شراب ناب جیران

در پایان از برادران وخواهرانی که از طایفه‌ی شاهسون اطلاعاتی دارند به‌ویژه افرادی که از خود طایفه‌ی شاهسون هستند،دعوت می‌شود جهت کامل‌تر شدن این مقاله،اطلاعات خود را به صورت نثر یا نظم در اختیار هفته‌نامه گرانسنگ عصر نی‌ریز قرار دهند تا با نام خودشان چاپ شود.

منابع :

1- جغرافیای سیاسی کیهان،صفحه 78

2- فرهنگ لغت‌نامه ناظم‌الاحیاء به کوشش سعید نفیسی

3- لغت‌نامه دهخدا

4- وقایع ایلات خمسه پژوهشی در تبارشناسی ایل عرب جباره(کوچ‌رو) و پشتیبانی نوشته علی‌محمد نجفی

5- از آتش‌شعله‌خیز نی‌ریز تألیف سیداحمد موسوی مقدم

6- تاریخچه‌ی ایلات وعشایر عرب خمسه تألیف هوشنگ سهامپور

7- روزنامه اطلاعات هفتگی شماره 2549

8- فارسنامه ناصری، تألیف محمدحسن فسایی،تصحیح وتحشیه از دکتر منصور رستگار فسایی.

9- یادداشت‌ها ی نگارنده

10- دو بیت شعر سروده جعفر شاهسونی

(منبع مربوطه هفته نامه عصرنیریز)

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام






نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون، شاهسون ساوه، شاهسون قم، ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 31 تیر 1397
admin blog

طایفه قوردلرکی

سلام یک تیره از طایفه قوردلرکی ساکن خوزستان بغدادی.بغداوی است

وقتی سجلد درایران شروع شد

بخاطر اینک ب هویت این تیره را فارسی

کنند شهرت آنها جغداوی نوشته شد

سپس ب جغداوی مشهورشدن

ولی درسندهای قدیمی بغداوی ذکرشده

ب احتمال زیاد این تیره باید ریشه درشاهسونهای بغدادی داشته باشند

این مطالب جهت اطلاعات شما فرستادم.

جناب سیاوش مرادی لر کی

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : طایفه قوردلرکی، شاهسون، ایل شاهسون، شاهسون بغدادی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 31 تیر 1397
admin blog

داش قالاق

داش قالاق به معنی ترکی چیدن سنگچین می‌باشد که برمیگردد به اعتقادات قدیمی ها در میان ایل شاهسون که دربین قدیمی ها هنوز پابرجا می‌باشد مدتی پیش بود در یک زیارتگاه دیدم پیرزنی سنگها را بر روی هم می چیند به حالت کله قند کنجکاوی بنده را وادار به تحقیق در این موضوع کرد .

آنطور که بزرگان و قدیمی ها میگویند این اقدام در بین ایل شاهسون از سال های دور رواج داشته اما اکنون کمرنگ شده

حالا علت چیدن این سنگ ها چیست ؟

آیا یک رسم و رسوم قدیمی می‌باشد ؟

آیا ریشه خرافاتی دارد ؟

پاسخ خیر! صد البته که خرافات نیست و ریشه در اعتقادات مذهبی دربین مردم ایل شاهسون دارد

در زمان خلفای ضد علویان که با شیعیان دشمنی وفرزندان و نوادگان امامان معصوم را به شهادت می‌رساندند علویان به ایران مهاجرت میکردن و مأمورین حکومتی در تعقیب آنان بودند هنگامی که در این تعقیب و گریز ماموران ردی یا نشانی از امامزادگان میافتند و منطقه ناشناس بود برای اینکه منطقه را گم نکنند و یا فراموش نکنند سنگچین می‌چیدند تا فردا دوباره آن منطقه را جستجو کنند در این میان مردم برای سردرگمی مأمورین حکومتی شبانه در اطراف آن نشانه سنگچین های بسیاری می‌ساختند بدین ترتیب مأمورین وقتی وارد آن منطقه می‌شدند و یا صبح هنگام برای ادامه تعقیب گریز برمیخواستند با دیدند صدها سنگچین منطقه نشانه گذاری را از یاد می‌بردند

این موضوع دربین مردمان ایل نقل قول میشود

و قدیمی های ایل شاهسون هنگام زیارت در امکان مقدس در اطراف زیارتگاه داش قالاق می‌سازند اگر در اطراف زیارتگاه ها دقت کنید داش قالاق هایی مشاهده خواهید کرد

اما روایتی دیگر در مورد داش قالاق شنیدم این بود که قدیمی ها بعد از زیارت یا قبل از زیارت سنگچین می‌چیدند (داش قالاق)که به نوعی اعلام حضور خود و اردات خود را به آن مکان مقدس نشان دهند

روایات بعدی در مورد داش قالاق عده ای این سنگچین ها را به سلام به آن مکان مقدس تشبیه میکنند

باتشکر از

حسن صوفی

گل آقا روشن

وسایر عزیزان که ما را در تهیه این یاداشت همراهی کردند

نویسنده :حجت فاتح

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : ایل ملکشاهی، ایل شاهسون، شاهسون بغدادی، شاهسون، شاهسون ساوه، ایل شاهسون بغدادی، داش قالاق،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 29 تیر 1397
admin blog

بوش سفره

یازانی رسول پناهی

اوشاق دسترخانی بیردن بوش گوریرر

زاریئر آی آناچورگیمز یوخ

آناسی باشنا بیر قاپاز ورر

انودور آجدقی اوشاق اولور توخ

نیله سین قونشدا گوریرر یاغلنی

یوخا چخب نجه یاوان چوریی

باغرنن قاننی آز آز ئیرکن

یرئنن آز قالر چخا اوریی

کورپلیک دخیلین گوتیریب اله

تابشام آی آنا چوری پولونی

بیرگوزی آنادا بیری دخیلده

سندروب ساخسنی تاپب یولونی

آی گوروم دونیانی وئران قالیدی

آچمامش غنچانی غنندا ازیر

نیاری ساخلاییر دمیر قفسده

نبنی یوللایر داغ داشی گزیر

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون، ایل شاهسون، شاهسون بغدادی، شاهسون ساوه، شاهسون قم،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 28 تیر 1397
admin blog

بنام خدا

شاهسئون ائلی

قیزآلماق وبعضی رسم و رسوماتی

.....معمولا اوکسلرین که یوده(ائوده) اداخلی خیزان (اوشاق وقیز) وارلاری مسئولیتلری چوخدو ،درک هامی بایراملارا و گئد گئل لره حواسی اولا

چون قیز یا گئلین تا توی اولانا کیمین حجب و حیاسی و غرور خانواده سی بو اجازه نی ورمزیدی قبل از توی اوغلانین یویئنه گئده (الان تاثیراتی که جامعه مدرن بیزیم جامعه میزه قویب باعث اولوب بئیر سری رفتارلار بیزیم رسم و روسوماتا ائیضافا اولا )

۰۰۰۰اوزامان وضعیتَ اوتور دور (نشست وبرخاست) ائینینن(ائینکینن)بئیر مقدار فرقی واریدی معمولا یئوده سوزون اول و آخیرین ده ده دئیردی و او خط مئش گئدیب گئلمک لری مشخص ائیلردی و بو بئیر احترام وعزت خاص ده ده لره ویرردی و (واریدی) ....

اوجور کی بویوک لردن خئبر لش میشم(سوروشومام)گئلین، قئین آتانین چوخ احترامین ساخلاردی وحتی نیچه ائیل تویونان سورایا کیمین اوزونهَ ایجازا ورمزیدی یانا دانیشا و یا اوزون آچا(البته رسمیدی گئلینن دانیشماقینا اوغلانینن یوخین (یاوق) فامئیللری بئیر شیرینی دانیشماخینا ورردیله اونان سورا گئلین با حجب و متانتینن دانئیشاردی) ،قئین آتا دا گئلینی یئوینه خئیر وبرکت بئیلردی وبیله سینه ارزش قائل اولاردی و اکسئرن چوخ محترمانه بو کلماتینان چاقیراردی ، عزیزم، قیزیم، گوزوم ،جانیم و........

اوغلان هر موقا قیز گورومونه گئیدنده به قوله قئدیمکی لر الی دولو گئیدردی وبئیر مقداردا اداخلیسنا پای نظرده توتاردی و چوخ سر وسنگین و موادبانه قیزین ننه سی و ده ده سینن برخورد ائیلردی و آداخلیسینان اولار یانا دانشمازیدی بو احترام حتی تویدان سورا دا حفظ ائیلردی و آروادینان چیئن به چیئن( کنار هم )یول گئدمئزیدی و اگر اولادلاریی( بچه) اولئیدی اوزونن گئلمزیدی بویوک لر یانا قوجاقینا آلا ......

.....بیزیم ائلین ائگیدینین تصویری

نقش قلم ......

او سرده گورکن اوغلان

چینینه چروند اوغلان

آق گئیو ،گئن تومان

بورکون قویوب قجری

قرمز دسمال الیندا

آق کوینک دالیندا

آق شاله سالب بوینونا

یار یار دوشمز دیلینن

بئیر تیرینگه واریدی که گاهدان بعضیلرکی کورکنینن شوخلوق لاری واریدی اوغلانی گورردیله قیز گورومونه گئیدرشوخلوقونان (به شوخی) اونوینان توش اولانا اوخویاردیلا

...گئتکَ گوروم دسمالیدا نئیی وار

من سایمیشام اوندورد اونبش ناری وار......

یا ....انیم گلیم جاجیخدان یول سالدیم یونجایخدان جانیم بئله یواش گئل........

سلیمان امیری فرد

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون، ایل شاهسون، شاهسون نی ریز، ایل شاهسون بغدادی، شاهسون خیزانی، سلیمان امیری فرد، شجرنامه ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 25 تیر 1397
admin blog

مردی از تبار ایل شاهسون

یاداشت شب

ساعت 11:30شب نیمه دوم بازی فوتبال جام جهانی بود تلفن همراه بنده زنگ خورد

که خانم محترمی از ایل شاهسون درخواست کتاب چل یک دانه استاد حاجیلو را داشتند آنطور که از شواهد پیدا بود ایشان از سایت ایل شاهسون و یاداشت برداری های بنده از کتاب چل یک دانه با این کتاب آشنا شده بود و قصد تهیه کتاب چل یک دانه را داشت که نویسنده کتاب را به ایشون معرفی کردم وی نویسنده را می‌شناخت مکالمه اول ما با خداحافظی و صحبت های معمولی تمام شد

نکته جالب این مکالمه که بنده را مجاب به نوشتن این یاداشت کرد مکالمه دوم ما بود

در تماس مجدد این خانواده شاهسون دختر همتبارم عنوان کردند که اگر زحمتی نیست با پدر بنده صحبتی داشته باشید

و ابراز تمایل فراوان داشتم تا بنده نیز با ایشان صحبت کنم

صحبت های بنده با پیر مرده سالخورده از ایل شاهسون آغاز شد اشتیاق فراوان را با وجود کیلومتر ها فاصله حس میکرد

اشتیاق مردی از تبار ایل شاهسون که با وجود گذشت سالها کهولت سن را از صدای او تشخیص دادم و متوجه سن بالای وی شدم اما صدای دلنشین و لهجه شاهسونی او هنوز پابرجا بود

و او کسی نبود جز حاج مرد علی ملت دوست از طایفه قاراقویونلو

همان ابتدای صحبت ها از کوچ ایل شاهسون گفت از لابار قشلاق فرهادلی از گذشته های دور که نسل امروز برای شناخت تاریخ و فرهنگ خود بسیار به آن نیاز دارد

از ییلاق گردنه آوج و سلطان بولاقی وگرمگ...

شور و اشتیاق را در میان صحبت های حاج مرد علی احساس میکردم آرزوی سلامتی برای همه همتباران ایل شاهسون در تمام نقاط دنیا

بعد از قطع تماس بی اختیار این شعر ایلات را زمزمه کردم

کیملر ورودو غارا چادر دیرکین

کیملر یدی یوخای ساچ جورگین

ائل بیر اولسا بیر داغلار یاغی اورگوم

دورا دوندی کوچ دن دوشدی ائلیمز

هانی یر لرم داغلار ایکی گوزلرم آغلار

خبر آلما ائلیمدن یوردو قالبدی داغلار

نویسنده :حجت فاتح





نوع مطلب :
برچسب ها : حاج مرد علی ملت دوست، طایفه قاراقویونلو، ایل شاهسون، شاهسون، لابار، قشلاق شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 21 تیر 1397
admin blog

آداب و رسوم ایل شاهسون بغدادی

آیاق آچما دبی

رسم آیاق آچما ( پاگشا کردن عروس و داماد ) در دومرحله انجام میشود

اول پس از اینکه عروس و داماد به عقد هم در آمدند . پس ا زاینکه عقد جاری شد و این دو به هم محرم شدند مادر عروس ترتیب یک مهمانی پاگشا را می دهد و هدیه ای برای دامادش تهیه کرده و او و خانواده اش را به همراه اقوام درجه یک عروس و داماد را دعوت می کند و پس از صرف شام در حضور حضار هدیه خود را به داماد می دهد . و این به منزله این است که داماد می تواند هرگاه که خواست به دیدار عروس بیاید و خود نوید پذیرفتن داماد از سوی مادرزن میباشد .

همین کار را نیز خانواده داماد انجام می دهند و یک مهمانی با شکوه به افتخار عروس می دهند .

دوم . پس از ازدواج خانواده های درجه یک و دو اقوام و دوستان نزدیک به عروس و داماد یک مهمانی پاگشا به افتخار عروس و داماد می دهند و هدیه ای به رسم یادبود این مهمانی به آنها می دهند .

ابوالفضل فردوسی ( عارف )





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون، ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 16 تیر 1397
admin blog

ترکا بخونن

یکی بهم گفت تورکی یادم بده گفتم باشه

دوز یعنی نمک

دوز یعنی درست

دوز یعنی بچین

دوز یعنی خوک

دوز یعنی صبرکن

لبخندی زد وگفت اینو نمی توانم یکی دیگه بگو... گفتم باشه:

................................................

اوزوم یعنی خودم

اوزوم یعنی صورتم

اوزوم یعنی شناکنم

اوزوم یعنی جداکنم

اوزوم یعنی انگور

...............................................

کفت : اینم نمی توانم بنویس بده از رویش بخوانم.گفتم باشه نوشتم

:کتی گتی کتی گتی گتی چست؟

گفت یعنی چی ؟؟؟

گفتم یعنی: دهاتیه رفت کت رو برداشت و برگشت

...............................................

اندر عجایب زبان ترکی...

فعل " چیخدیم"

کنکوردان چیخدیم(قبول شدم)

پله دن چیخدیم(بالا رفتم)

حسابیندان چیخدیم(کسر کردم)

اداره دن چیخدیم(خارج شدم)

سالدیم چیخدم(نشستم فکر کردم)

بکارچیلیغا چیخدیم (تعطیل شدیم)

...............................................

و او همانجا جان به جان آفرین تسلیم کرد!!!!!!!!!!!!!

در زبان تورکی 9 نوع گریه کردن داریم: آغلاماق ، سیزلاماق، زیرلاماق، سیزیلداماق، اینله مک، زاریماق، هوکورتمک، ایچین چالماق، وییلداماق. دکتر صابر مقدم که پزشک فارس زبان و مشهوری در تبریز است می گفت: اوایل آمدنم به تبریز مریضی داشتم که می گفت "معدم گوینییر" گفتم " درد می کنه؟" گفت یوخ آغریمیر گوینییر! و من بعد ها فهمیدم که ترک ها به زخم معده می گویند گوینییر و به درد عصبی معده می گویند آغریماق و به التهاب معده می گوین سانجی. یعنی بدون آندسکوپی می توانم برایشان دارو تجویز کنم! چون زبانشان انواع درد کردن را تجزیه تحلیل می کند!" به افتخار همه ترک زبان ها.

"ویژگی ﻫﺎﯼ ﺯﺑﺎﻥ ﺗوﺮﮐﯽ"

ﺍعضای ابتدایی گوارش ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﺗوﺮﮐﯽ با ﺣﺮﻑ "د" شروع ﺷﺪﻩاند:

ﺩﯾﻞ‏(ﺯﺑﺎﻥ‏)

ﺩﻭﺩﺍﻕ‏(ﻟﺐ‏)

ﺩﺍﻣﺎﻕ‏(ﮐﺎﻡ‏)

ﺩﯾﺶ‏(ﺩﻧﺪﺍﻥ‏)

ﺩﯾﻤﺪﯾﮏ‏(ﻣﻨﻘﺎﺭ‏)

ﻫﺮ ﺍﻧﺪﺍﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﺣﺮﻑ "ﻕ" :

ﻗﯿﭻ‏(ﭘﺎ‏)

ﻗﻮﻝ‏(ﺩﺳﺖ‏)

ﻗﺎﻧﺎﺩ‏(ﺑﺎﻝ‏)

ﻗﻮﯾﺮﻭﻕ‏(ﺩﻡ‏)

ﻗﺎﺭﻭﻥ‏(ﺷﮑﻢ‏)

ﻗﻮﻻﻕ‏(ﮔﻮﺵ‏)

ﺍعضای ﭼﺸﻢ ﺑﺎ "گ" :

گؤﺯ‏(ﭼﺸﻢ‏)

ﮔﺎﺵ‏(ﺍﺑﺮﻭ‏)

ﮔﯿﻠﻪ‏(ﻋﻨﺒﯿﻪ‏)

ﮔﯿﭙﺮﯾﮏ‏(ﻣﮋﻩ‏)

ﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮ ﺗﺎ ﮐﻤﺮ ﺑﺎ "ﺏ" :

ﺑﺎﺵ‏(ﺳﺮ‏)

ﺑﻮﯾﻨﻮﺯ‏(ﺷﺎﺥ‏)

ﺑﻮﯾﻮﻥ‏(ﮔﺮﺩﻥ‏)

ﺑﺌﻞ‏(ﮐﻤﺮ‏)

ﺑﻮﺧﻮﻥ‏(ﭘﺸﺖ‏)

ﺑﻮﺭﮎ‏(ﻗﻠﻮﻩ‏)

ﺑﺎﺭﺳﺎﻕ‏(ﺭﻭﺩﻩ‏)

ﺷﺎﯾﺪ ﺣﺘﯽ بؤﺭﮎ‏(ﮐﻼﻩ‏) ﻭ ﺑﺎﺷﻤﺎﻕ‏(ﮐﻔﺶ‏) ﮐﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺳﻮﯼ ﺑﺪﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ میپوﺷﺎﻧﻨﺪ, ﺍﺯ ﺭﻭﯼ این ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﻮﺩﻩ؛

ﻫﺮ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺗﯿﺰ دارای زاویه با "د" :

ﺩﯾﺮﻧﺎﻕ‏(ﻧﺎﺧﻦ‏)

ﺩﯾﺰ‏(ﺯﺍﻧﻮ‏)

ﺩﯾﺮﺳﮏ‏(ﺁﺭﻧﺞ‏)

ﺩﺍﺑﺎﻥ‏(ﭘﺎﺷﻨﻪ‏)

وقتی میگن زبان ترکی جز سه زبان برتر و باقاعده دنیاست به این میگن؛

اتاق

اتاق+لار

اتاق+لار+دا

اتاق+لار+دا+کی

اتاق+لار+دا+کی+لار

اتاق+لار+دا+کی+لار+دان

اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری

اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری+نی

اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری+نی+گتی

تــــــــــــــــــورکی هنــــــــــــــــر است

آیا مى دانید:

1-زبان توركى سومین زبان زنده و توانمند دنیاست؟

آیا مى دانید:

2- زبان توركى 500 میلیون متكلم در جهان دارد؟

آیا مى دانید:

3- زبان توركى 7200 سال قدمت دارد؟

آیا مى دانید:

4- زبان توركى 100/000 وازه ى اصیل دارد؟

آیا مى دانید:

5- زبان توركى 3500 فعل اصلى دارد؟

آیا مى دانید :

6- زبان توركى 24/000 فعل غیر اصیل دارد؟

آیا مى دانید:

7- زبان توركى 46 زمان فعلى دارد؟

آیا مى دانید:

8- 100% كلمات زبان تركى ریشه دارند؟

آیا مى دانید:

9- زبان توركى زبان اكثریت مردم ایران است؟

آیا مى دانید :

10- زبان توركى داراى 9 آوا است؟

آیا مى دانید :

11- زبان توركى بعنوان زبان بین المللى در جهان به ثبت رسیده است؟

آیا مى دانید :

12- زبان توركى بعنوان شاهكار زبان ها و ادبیات بشرى شناخته شده است؟

آیا مى دانید:

13- از زبان توركى براى ارسال دیتاهاى رادارهاى جهان استفاده مى كنند؟

آیا مى دانید :

14- زبان توركى را بعنوان زبان استاندارد یونسكو در اروپا و آمریكا مى شناسند؟

آیا مى دانید:

15- زبان توركى داراى 450/000 عنوان كتاب در جهان است؟

آیا مى دانید:

16- زبان توركى صاحب اولین دومین و سومین خط بشرى در جهان است..

(گوندرن حاج ولی دنیادوست)


سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام






نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون، شاهسون ساوه، شاهسون قم، ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 خرداد 1397
admin blog

قیزیل اوزو گون یانی

دورمور بارماقیم قانی

گوونده گورد گوم یاری

بوگون گور مورم هانی

از کنار انگشتر طلایی خون انگشتم بند نمی آید .

دلبری را که هر روز می دیدم امروز نمیبینم .او کجاست ؟

قاریشدا اوت ایش شیقی

اولدوم دیدار عاشیقی

دئو دل لک سیز اولماز

اولدور مزله عاشیقی

در منظر روبرو آتشی برپاست ومن مشتاق دیدار یارم همان گونه که کاروان ساربان می‌خواهد عشق نیز دلبر میخواهد

برگرفته از کتاب چل یک دانه

استاد علی حاجیلی

کانال بزرگ ایل شاهسون





نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود کتاب چل یک دانه، کتاب چل یک دانه، علی حاجیلی، مشاهیر ایل شاهسون، ایل شاهسون، چل یک دانه، شعر شاهسونی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 17 خرداد 1397
admin blog

چل یک دانه

طریقه استفاده از فال دسته جمعی

در زمان های قدیم یکی از سرگرمی های خانواده های عشایر به خصوص ایل شاهسون گرفتن فال به وسیله اشعار بایاتی (چل یک دانه) در شب نشینی ها بوده که جهت گذراندن اوقات فراغت خودشان در فصل گرما در سیاه چادر ها و در فصل سرما در کنار کرسی دور هم جمع می‌شدند .

در میان جمع یک نفر تسبیح به دست با شمارش چهل و یک عدد از دانه های آن و نشانه گذاری بوسیله چرخاندن بند تسبیح به دور انگشت و به دور از چشم سایرین دانه های انتخاب شده را در ازای خوانش نوبتی بایاتی ها به طرف دیگر هدایت میکرد .

نحوه اجرا به این گونه بود که یک نفر با ذکر صلوات و با خلوص دل نیت میکرد و به اتفاق حاضرین نیم مصرع اول دو بیتی قرائت و زمانی که به دانه آخر می‌رسید تسبیح دار اعلام و آخرین نیم مصرع شده مجددا به صورت کامل قرائت و توسط جمع تشریح و تفسیر میگردید (خوب است یا بد )

این روش فالگیری در حال حاضر نیز توسط نسل کنونی و باهم فکری سالخوردگان (مخصوصا در شب چله )انجام و یاد آوری رسومات گذشتگان باعث شادی و انبساط خاطر می‌گردد

برگرفته از کتاب چل یک دانه

نویسنده :علی حاجیلی





نوع مطلب :
برچسب ها : کتاب چل یک دانه، دانلود کتاب چل یک دانه، علی حاجیلی نویسنده، فرهنگ ایل شاهسون، شاهسون ، ایل شاهسون، فال ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 16 خرداد 1397
admin blog
اهنگ جدید شاهسونی 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
دانلود آهنگ جدید شهرام کریمی 
اهنگ جدید تلی لیلی با صدای دلنشین شهرام کریمی 
نوازنده تنظیم و نوازندگی علی رضا فرخ تقدیم به ایل شاهسون 
برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه شود 


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون، دانلود آهنگ شاهسونی، دانلود اهنگ شاد شاهسونی، دانلود اهنگ شهرام کریمی، دانلود اهنگ شاهسونی جدید، ایل شاهسون، شهرام کریمی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 6 خرداد 1397
admin blog

داستان کرم و اصلی

#پارت5

در پارت چهارم داستان آنجا تمام شد که کرم هوس دیدن اصلی میکند و به سمت چادر ایل ارمنی میرود که اصلی برای عبادت به کلیسا رفته است ودایه یک نفر را به دنبال اصلی میفرستد ...

کرم در وصف اصلی شعری میخواند

گنه کلیسا دان گلر

آق سینه است وار ارمنی

اوتور باشیای دولانوم

سنه اولوم یار ارمنی

اصلی خانم اشعار کرم را میشنود و ناراحت میشود

اصلی از روزی که کرم را دیده بود در دل مسلمان شده بود گویی شعر کرم به مزاج اصلی خوش نیامده

کرم دوباره اینچنین ادامه میدهد

منم گنجنن لارچونی

اوپی اغزوین ایچینی

اتان قویب عرق چینی

اسون سالوب شال ارمنی

اصلی قدم از قدم برنداشت تا کرم شعرش را چنین ادامه داد

کرم دیر گدمه هنده

قاپیا گلرم گونده

حیف ای قالما بو دینه

گل مسلمان اول ارمنی

اصلی از از اشعار کرم ناراحت شد و برگشت قدم زنان رفت

کرم روبه له له کرد و گفت چی شد

و له له کرم را بابت اشعارش که خواند سرزنش نمود

کرم دوباره سازش را برداشت و چنین برای اصلی خواند ...

نه ددیم گوینی الالو اصلی جانوم

بیلمدیم اصلی جان بیلمدیم

بش دقیقه مهمان اولردی

بیلمدیم اصلی جان

اما اصلی همچنان مسیرش را ادامه داد کرم دوبار چنین ادامه داد

الیدیه مروارید دشیلری گومشله

سنی من مریم باغوشلا

کرم دیر قید گدمه

خنجری باغروم بیدمه

بی کس کرمی اینجیدمه

بیلمدیم من بیلمدیم اصلی جان

اصلی منصرف شد و برگشت به چادر دایه و کنار کرم نشست

کرم روبه له له کرد و از زیبایی و جمال اصلی تعریف کرد

کرم دوباره سازش را بر می‌دارد و چنین عشق بازی میکند در پیش یار

جمالی گورنده تاپدوم تصور

گل اوتو باشویا دولانوم اصلی

هچکس یوخوم ادیب دیوان السین

قیامته قالسون دیوانوم اصلی

اشعار و توصیف کرم از اصلی ادامه پیدا می‌کند و کرم سرمست ازاین دیدار ...

سن نادانای بیلمی عاشیق حالین

من امی دیم لب لرین بالونو

له له درخواست میکند که طوری رفتار کند که مبدا جوانان ارمنی متوجه حضور کرم نشوند که اگر چنین شود مصیبت بزرگی رخ خواهد داد .

کرم در ادامه چنین ادامه میدهد

سن نادانای دونیا گلمس عینیه

خداوندین ایشی دی منیم محبتم سالوب گوینی

پاییزین فصلینده گیدم اوینا

بهارین فصلینده اویانام اصلی

بعد از کلی اشعار گویی در وصف اصلی تصمیم به رفتن گرفتند

در حین رفتن کرم از چادر اصلی شخصی متوجه حضور کرم در چادر اصلی میشود و از روی حسادت و بخل سریع نزد پدر اصلی قارا ملک میرود و جریان را بازگو میکند وچنین میگوید:

قاراملک به خیالت با ضیاد خان مسلمان و پسرش کرم عهدی که بستی وفادارند؟

خبر نداری که چند ساعت می‌باشد که اصلی و کرم در چادر دایه باهم صحبت میکنند

ضیاد خان سریع دایه قری را احضار میکند

وتحقیق میکند و متوجه میشود

بله قضیه صحت دارد

قاراملک بزرگان ایل را جمع آوری میکند و جلسه ای میگذارد مبنی بر تصمیم گیری که چه واکنشی نشان دهند

شخصی از بزرگان ارامنه بلند میشود و میگوید این قول و قرار از ابتدا هم اشتباه بود

باید شبانه ایل را از این منطقه کوچ دهیم و به دیار خود برگردیم

اصلی از پچ پچ زنان ایل متوجه تصمیم پدر میشود دایه را صدا میزند تا مطمعن شود

دایه تایید میکند و به اصلی میگوید پدرت متوجه حضور کرم شده و تصمیم برکوچ دادن ایل گرفته است

اصلی از دایه تقاضای یک نفر از باسوادن ایل را میکند و میخواهد شخصی باسواد را نزد او بیاورد که به زبان ترکی کاملا مسلط باشد

میرزا را دایه معرفی میکند

اصلی از میرزا درخواست میکند نامه ای به کرم بنویسد و آنچه او میگوید برای کرم یاداشت کند

اصلی صحبت هایش را باشعر برای کرم چنین میخواند و کاتب می‌نویسد

قاراملک ائلری میزی کوچدی

من بو کاغذ یازانا ائل کوچردی

بو داغ اوستینن سنه ددیم کرم اوزی چکمه یراقا گوترمیک دوداخ دوداخ اوستونن

اصلی به زبان شعر میگوید و کاتب یاداشت میکند

غم لشکری اوستومیزه جار اولدی

داغلدی ائلرمیز تار و مار اولدی

شبنم دوشدی گول یارپاقو اوستینه منظور اصلی از شبنم و گل در شعر بالا این می‌باشد که با اشک بر روی گونه هایش جاری می‌باشد

فلک قویامز نه شاد اولاک گولک

امان فلک داد فلک بیداد فلک

بیر دردیم واریدی مین ده قویدی اوسنن

اصلی دیر کرم جان داها دوشدیم غربت ائلره

بی روانام گوز تیکرم یولارا

شیدا بلبل اوچا قونا گولره

اوخویا چهچه وورا با داغ اوستینه

صحبت های اصلی تمام شد

ایل ارمنی کوچ کرد و کرم نیز راهی شد

چند روزی از کوچ ایل قاراملک گذشت کرم دوبار هوای اصلی کرد و با هر زحمتی بود له له را راضی کرد که دوباره به طور مخفیانه به دیدار اصلی بیایند

کرم همراه له له راهی شد به سمت اصلی اما از کوه مابین که گذشتن نگاه کرم به دشت خالی از ایل ارمنی افتاد و پریشان از له له علت نبود ایل ارمنی را پرسید

له له پاسخ داد شاید به علت چرای دام مکان خود را تغییر داده باشند





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان کرم واصلی، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397
admin blog

اسامی ترکی

آدار – (Adar) آذر. آتش. نام خدای آتش. جستجوگر. نامدار.

آداش‎ – (Adaş) همنام. هم اسم. دو تن که یک نام داشته باشند، هرکدام نسبت به دیگری آداش خوانده می‎شوند. به همین صورت و معنا وارد فارسی شده است.

آدال – (Adal) صادق. راستگو.

آدالان – (Adalan) آد+آلان. نام آور.

آدالی – (Adalı) اهل جزیره. جزیره نشین.

آدان – (Adan) لیاقت. سزاواری.

آدانیر – (Adanır) نام آور. خوشنام.(ناپ).

آدای – (Aday) خشنودی. تشکر. خرسندی. نامزد. کوچکترین خویشاوند. سگ.

آدبای – (Adbay) آد+ بیگ. بزرگنام.(ناپ).

آدرا – (Adra) زمین بایر.

آدراش – (Adraş) خداحافظی. وداع.

آدسای – (Adsay) مرد محترم.

آدلی – (Adlı) نامدار. بنام. دارای نام. به یاد ماندنی.

آدلیم – ‌(Adlım) نامدار. مشهور.

آدی بای – (Adı bay) آدی+ بیگ. بزرگنام.(ناپ).

آدین – (Adın) دیگری. جدا. غیر. مشهور. نام آور.

آدینا – (Adına) جمعه. از طرف. بنام. به نمایندگی.

آذرتاش – (Azərtaş) سنگ آذرین.

آرات – (Arat) شخص جسور. آبیاری زمین قبل از کشت و بذرپاشی. جسارت. ماهی مرگ یا ترسناک در باور ترکان.

آراتا – (Arata) مزرعه‎ای که شخم خورده، آبیاری شده و آماده کاشت است. مزرعه‎ای که پس از کاشت، شخم و آبیاری شده.

آراتان – (Aratan) ماهی مرگ یا ترسناک در باور ترکان.

آراتی – (Aratı) امانت. جایزه.

آراز – (Araz) غوغا. جار و جنجال. جنگ. بخت. اقبال. سعادت. نیک بختی. دشمن. پهلوان آذربایجانی. رودخانه ارس. قهرمان منسوب به قوم آس. قهر کرده. با فاصله. درد. بیماری. سرما. سیل. جریان شدید آب. رمضان.

آرازان – (Arazan) خوشبخت. سعادتمند.

آراس – (Aras) موی اسب. پشم ضخیم. طالع. بخت. پهلوان آذربایجانی.

آراسا – (Arasa) سیار. بسیار گردش کننده.

آراستا – (Arasta) معصوم. بی گناه.

آراسیل – (Arasıl) موازی. پارالل.

آراش – (Araş) دو رگه. جستجو. کاوش.

آراشان – (Araşan) آب معدنی.

آراشما – (Araşma) جستجو. کاوش. خبرگیری.

آرال – (Aral) دریایی که میان کوهها باشد. دریاچه. میانه بالا. اتاق. میانه. جنگل. نیزار یا خارزار دور برکه ها. جزیره. رشته کوه. کوهی که مرز میان اروپا و آسیاست.

آرالاش – (Aralaş) متمرکز. پشته. انبوه. مخلوط. نیمه. جسمی شامل دو یا چند ماده ناهمگون و قابل جداسازی به روشهای مکانیکی. دو حالت متفاوت. دخالت.

آراما – (Arama) تحقیق. کاوش.

آرامان – (Araman) سمبل پاکی. مرد پاکیزه. هوس.

‎آران – (Aran) جای گرم. دشت. هموار. قشلاق. طویله اسب. آخور. ناحیه‎ای در میان رودهای کور و ارس. در اغلب منابع جغرافیایی به صورت ارّان و آلبان آمده است. نوعی مکتب فرش در قره‎باغ. سیخهایی که برای صید در رهگذر وحوش نصب ‎کنند. محوطه‎ای که برای خوابگاه دواب سازند.

آرانتا – (Aranta) بسیار جستجو کننده.

آراوان – (Aravan) فلاخن. تیرکمان مخصوص بچه ها برای زدن پرنده. خاک انداز.

آرایان – (Arayan) بررسی کننده. کنترلچی.

آرباس – (Arbas) مرد بسیار قوی.

آربان – (Arban) سعادت. کامروایی.

آربای – (Arbay) آر+بیگ. دلاور و بلندپایه. حاکم.

آربیل – (Arbil) آر+بیل. دلاور دانا.

آربین – (Arbin) زیاد. بسیار. ژرف. بیشمار.

آرتا – (Arta) مرتبه. رتبه. مقدس.

آرتابای – (Artabay) سپهسالار.

آرتات – (Artat) آشفته. خراب.

آرتاس – (Artas) آبشار.

آرتاش – (Artaş) همراه. دوست.(ناپ).

آرتالان – (Artalan) پس زمینه.

آرتام – (Artam) باارزش. رجحان. برتری. پایان. بهره.(ناپ).

آرتان – (Artan) افزایش یابنده. افزوده. زمان طلوع خورشید. خرابکار.

آرتوت – (Artut) ارمغان. هدیه.

آرتوم – (Artum) تلاشگر. با ارزش. برتری.(ناپ).

آرتون – (Artun) جدی. متین. باوقار. باوجدان. زیره (گیاه).

آرتیت – (Artıt) ارمغان. هدیه.

آرتیلان – (Artılan) زیاد شونده.

آرتیمان – (Artıman) سمبل زیادت.

آرتین – (Artın) معصوم. سرشار. بلور.

آرجان – (Arcan) پاک نهاد. دلاور. قوی هیکل. (ناپ).

آرچان – (Arçan) روشن. نورانی.

آرچیل – (Arçıl) پاکیزه. تمیز. خجالتی. آزرمگین.

آرچین – (Arçın) مأمور بلندپایه. کدخدا. کمان(ناپ).

آرخاداش – (Arxadaş) پشتیبان. دوست. حامی. به صورت «آرقداش» به همین معنا وارد لهجه های عراقی و لیبیایی زبان عربی شده است.

آرخاش – (Arxaş) پشت به پشت. هماهنگ. مداوم. جایی که باد آنجا را نگیرد.

آرخاما – (Arxama) رسیدگی.

آرخان – (Arxan) رهبر پاک. عقب. پس. طناب. سو. جهت. طرف. دور. بعید. نهایت.(ناپ)

آرخانا – (Arxana) آسوده خاطر. آب پنیر.

آرخاییش – (Arxayış) پشتوانه.

آرخایین – (Arxayın) مطمئن.

آردارا – (Ardara) ادامه. دوام. پستو. پیچیده. مبهم.

آرداش – (Ardaş) متوالی. پی در پی.

آرداشان – (Ardaşan) کنده ای که روی آن هیزم شکنند.

آردال – (Ardal) نایب قهرمان.

آردالا – (Ardala) درشت. بزرگ. پس و پیش. کیف آویزی بغلی. زنگ بزرگی که به آخرین شتر کاروان بندند.

آردالان – (Ardalan)






نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 24 اردیبهشت 1397
admin blog

گره‌ک

؛

بیر گۆن، آی اوْلدوم

آی ، آی

آی اوْلدوم

آییلدیم،

سوْروشما

گؤردویومدن

گؤرمه‌دیییمدن!

سوْر

سوْروش

سوْروشما،

گؤردویومو

نئجه دئییم!؟

گؤرمه‌دیییمی نئجه!؟

گؤرمه‌یین گره‌ك...

گؤر

گؤرمه

دى

یی

مى

گؤر

گؤرمه

گؤرمه‌یین...!

(بختیار فرٌخ)

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397
admin blog

سئو سئومك

؛

گئجه‌لریم دانا چکیر، دان اولدوزویدان یولداشام

قارانلیغا قایغی چکمز سوسقونلوغا بیر سیرداشام

باتماز گۆن-چیخماز بیرجاندان‌‌‌ اؤلوشگه‌میش دیلک‌لرله

آلاتوْرانلیق ایچینده، یاشاماقدان باشاباشام!

کیریمیش‌جه بوجاغیمی، سانما آیمازلیق یوخوسو

ائیله‌سه قیرپیم‌جا باخیش،سئل‌لر قارشیندا سرت داشام

گؤرمه‌لى‌دیر نه‌دئمه‌لى، سوسقونلوقداكى گؤرونتو

چکیمینه دویغولانان سؤزجوک‌لردن جوْشوب داشام

ایلقارینی ایلغارلایان یاغی سؤزو اینانیلماز

اۆز کره دئسه ده سنه، آرخایین اوْل كی قارداشام

اولاس گؤزلر یوْرغون-آرغین یاتاندا یاى قاش‌لار آستا

گؤرونمه‌ین قاشلارینی،سوْی‌سوز سؤیلر چاتماقاشام

دره‌لردن آخان سئل‌لر توْختاقلاشار آرانلیقدا

گؤزومده گیزله‌نن اؤزلم، قوْیماز داها یوْلدان چاشام

سئومك وورغونو سئودالى‌؛ سئویلن‌لر اۆره‌ك قانی!

"بختیار" بونو آنلادى، تكجه سئو سئومك دیر، یاشام!

(بختیار فرٌخ )

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397
admin blog

سنین قوجاغیندا

؛

قوْى گلیب بیرجه دیرچه‌لیم

ائلیم ، سنین قوجاغیندا

بو تانسیق دوْداقدان گۆلوم

گۆلوم، سنین قوجاغیندا

؛

بیر اوْینایا یاى قاش‌لارى

وئریب اوْزان‌لار باش‌لارى

آخان گؤزومدن یاش‌لارى

سیلیم، سنین قوجاغیندا

؛

گؤروم یئنى‌دن اۆزونو

دئییم سؤزون قوْى دۆزونو

داندیرانین شوْرگؤزونو

دیلیم، سنین قوجاغیندا

؛

"بختیار"ین دیله‌گى سن

بیر دینجه‌لسین خسته بدن

یاشاماغى آنلایاركن

اؤلوم، سنین قوجاغیندا

؛

(بختیار فرٌخ)

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397
admin blog

ایل اینانلو

اینانلو ایلی ترک زبان از ایلات خمسه می باشد که در نواحی آذربایجان و فارس زندگی می‌کنند.

اصل ایل اینانلو از «ترکستان است که در زمان سلاطین مغول به فارس آمده، توقف نموده‌اند و در بیشتر اوقات چندین هزار نفر لشکر سواره و پیاده ازاین ایل در رکاب سلاطین خدمت نموده‌اند.

تاریخچه ویرایش

غلامحسین‌خان شاهسون سرتیپ توپخانهٔ مبارکه ولدالصدق حسین‌خان شهاب‌الملک می‌گفت: در زمان شاه عباس که بعضی از ایلات شاهسون شدند اجداد من با طایفه خود ازاین کوگ‌پر برخاسته شاهسون شدند؛ یعنی شاه‌دوست؛ محمود بگلو، یا عزلو.

آگاهی‌های بیشتر دراین زمینه حاکی از آن است که پنج‌هزار خانوار از ایل اینانلو «از سنه ۱۲۹۵ زندگانی چادرنشینی را ترک گفته و به زراعت (پرداخته‌اند) و محل اقامت آنها بیشتر در مشرق و جنوب‌شرقی ایالت فارس است ….».

سرزمین و کوچ

قشلاق این ایل بلوک خفر و داراب و فسا است و ییلاق آنها بلوک رامجرد ، مرودشت و… می باشد.

دین و زبان

اینانلوها؛همانند اکثر ایلات ترک زبان ایران به زبان ترکی سخن گفته ؛مسلمان و شیعه دوازده امامی می باشند.

طوایف

این ایل دارای ۲۱ طایفه می باشد که اسامی آن ها عبارتند از:

ابوالوردی

اسلام‌لو

افشاراوشاغی

امیرحاجی

ایران‌شاهی

بلاغی

بیات

چهارده‌چریک

چایان

رادبگلو

دهو

دیندارلو

بیگ اینالو

زرندقلی

سُرکلو

سکّز

قورت

قره‌قره

چغی‌لو

کرائی

گوک‌پر

جرغه (حسین آبادجرغه)

زنگنه

قزلباش(غلباش)

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397
admin blog


شاهسون های اصفهان


جداعلای این خاندانها لطفعلی خان بوده است ..که ازطایفه بیات شاملو ایل اینانلو محسوب میشدند وبه فرمان شاه عباس کبیر به عنوان قشون وارتش شاهسونان قزلباش جهت تدابیر امنیتی ونگهبانی اصفهان پایتخت صفویان وهم چنین به گفته عده ای ازمورخین ترازاول درقشون الله وردی خان گرجی حاکم فارس وبعدها پسرش امام قلی خان وجنگ با پرتغالی ها وآزاد کردن بندر گمبرون که بعد ازاین واقعه به بندر عباس تغییرنام پیداکرد.به علت این خدمات ارزشمند تیول ومراتعی ازطرف شاه عباس به این ایل به عنوان پاداش داده شد .که مناطقی چون چادگان واطراف میباشد ..ودران زمان چون ایل اینانلوی شاهسون حالت کوچرو داشته است در اطراف شیراز محلی بنام بیدزرد(ساری سوگوت )قشلاق واملاک داشته اند..که درزمان حدودا اواخرصفویه درگیری های شدیدی باحاکم وقت شیراز اتفاق می افتد واین امرباعث میشود ویکی ازبزرگان فارس به دست لطفعلی خان وطوایف همراه ایل اینالو کشته شود . ولطفعلی خان وطوایف مذکور املاک بیدزرد رابه عنوان خونبها داده وقشلاق را کلا ترک نموده ووارد ییلاق فریدن شوند.واولین مکان انها میرآباد تیران وکرون بوده که هنوزهم خاندان لطفی درانجا ساکن هستند بعدها مجددا با قشون فارس درمیراباد درگیرشده وطایفه بیات ایل اینانلو که به شجاعت وتیراندازی شهره عام وخاص بوده اند دونفر ازقشون حکومتی فارس راکشته وبه ییلاق اصلی خود درمنطقه چادگان نقل مکان می کنند..ودردشت بزرگ شافلق استقرار یافته وبه همراه طوایف دیگر اینانلو همچون طایفه ینگی جک (ینگی جکلو)که دراسناد قدیمی وبنچاق روستا همگی به عنوان طایفه ینگی جکلوی اینانلوکه یکی ازدوشعبه اصلی اینانلوهای شاهسون هستندنام برده شده اند.درآمده وبه علت سرمای شدید منطقه شافلق وعدم امنیت کامل به مزرعه اینانلوجه که در دامنه کوه قرار داشته ومکان امن تری بوده نقل مکان میکنندکه بعدها بنام روستای اینالوجه نام گذاری میشود

به قلم روح الله میرزایی اینانلو

برگرفته از سخنان ارزشمند حاج علی اوسط محمدی وبرادرشان حاج اکبر محمدی .حاج محمد میرزایی .وخاندان وابسته که اکثریت مطالب وشجره نامه اززبان مرحوم مشهدی عزیزآقای محمدی پدر بزرگوار اخوان محمدی بیان شده استa


ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام






نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397
admin blog

این دلنوشته از دکتر خشایار کرمی دانش آموخته دبستان عشایری بابامیدان رستم است.

برای روز معلم

بوسه آموزگار

اولین بار که پایم به مدرسه باز شد، کمتر از شش سال سن داشتم و جثه ام خرد بود.مأمور سپاه بهداشت به پدرم گفت: "این بچه سوء تغذیه دارد".هیچ وقت نفهمیدم چرا پدرم آن جمله را تا مدتها برای دیگران نقل می کرد.آن وقتها مهد کودک و پیش دبستانی در روستا نبود و دانش آموزان غیر رسمی به نام "مستمع آزاد" در کلاس اول می نشستند.جایم آخر کلاس و هم نیمکتی ام "تاج گل"؛ دختری از فامیل پدری ام و همسایه دیوار به دیوارمان بود که جثه ای درشت و حرکاتی کند داشت. بعدها فهمیدم که محصول زایمانی سخت و مبتلای "فلج مغزی" بوده است. هر دوتایمان به حساب آموزگار و دانش آموزان دیگر نمی آمدیم و سرمان به کار خودمان بود.کار من این بود که دست تاج گل را بگیرم تا بتواند حروف را به سختی بر کاغذ بنویسد. شبها با مادرم به خانه آنها می رفتیم. مادر او و مادر من در کنار چاله ای پر از آتش بلوط، قلیان می کشیدند و ما در گوشه ای به درس و مشقمان مشغول می شدیم. در اتاقی با دیوارهای خشتی، سقفی چوبی و دوداندود و دری ساخته شده از حلبی و چوب که اغلب اوقات گوساله یا بزغاله ای هم در گوشه دیگر آن همزیست اهالی خانه بود و خوراکمان "توله"۱ آب پز؛سیمای"فقر مطلق"!

پائیز به آخر نرسیده؛ تاج گل خزان شد. کالبد بی جانش را پیچیده در پتو بر "بات"۲ گذاشتند.قدش بلندتر شده بود. گرگ‌و میش یکی از آخرین غروب های آذرماه بود و این بیخودترین نامی است که بر این ماه سرد و بی"آذر" گذاشته اند. در پیش چشمان وحشت زده و مغموم من و در میان شیون و ضجه های جانخراش زنانی که صورتشان را به ناخن خراشیده بودند، مردان ده، بات را بر دوش گذاشتند و بردند تا او را در جوار "امامزاده باپیر" به خاک بسپارند.تاج گل که رفت من هم دل و دماغی برایم نماند؛ مدرسه را رها کردم.

سال بعد که به سن مدرسه رسیدم، هنوز جثه ام ریز بود.با این تصور که هنوز "مستمع آزاد" هستم، من را بر روی نیمکت آخر کلاس نشاندند.آموزگارمان خانم معلمی بود تازه کار که از دانشسرای عشایری آمده بود. نامش"ثریا"، هم نوجوان بود و هم نو عروس؛ در لباس های رنگین عشایری چون طاوسی خوش خط و خال رخنمایی می کرد و صورت شادابش در میانه شبستان چارقد و لچک۳ و طرّه زلفهای سیاهش چون"خوشه پروین"می درخشید. اول انقلاب بود و دبستانهای آموزش و پرورش در روستا هنوز زیر سایه تعلیمات عشایری کار می کردند.هنوز قامت خانم معلم های عشایری و روستایی در چادر و مقنعه و روپوش"سیاه" دفن نشده بود. خود، از عشایر بودند و دست پرورده آن عشایر زاده دانشمند، محمد بهمن بیگی که دلبسته طبیعت بود و عاشق زندگی زانرو به شاگردانش دستور داده بود که با لباس خودشان بر سر کلاس بروند. لباس پر نقش و نگار آنها با الهام از طبیعتی که در آن می زیستند رفرفی از نقش خیال بود بر قامت آن فرشتگان"عشق" و "آگاهی"و امید بخش"زندگی"و "نشاط" و آنها نیز چه خوب درس استاد را در گوش شاگردان زمزمه می کردند.چه پرشور اما بی توقع، آموخته هایشان را در جان ما می ریختند تا ثابت کنند که معلمی کردن و "آموختن" تنها به"عشق" میسر می شود نه به "مزد".بر جلد کتابهایمان هنوز خاکستر "مرگ" ننشسته بود و خداوندان خشم و کین،صفحاتشان را به "عزا"ی "کلمات" ننشانده بودند.بر سطرهای آن کتاب ها خدایی اگر نوشته شده بود، خدای مهربانی و در میان آن سطرها، شوری اگر موج می زد شور زندگی بود.

پائیز و زمستان گذشت و بهار از راه رسید.دانش آموز رسمی،نشسته بر آخرین نیمکت، خاموش و منتظر، نام"مستمع آزاد" را بر خود می کشید.تعطیلات نوروز که تمام شد آموزگار پرسیدن آغاز کرد.گویی همه درسها در چهارده روز تعطیلی از کله ها پریده بود.کسی جواب نداد.آموزگار دوباره پرسید.با ترس از شنیدن جواب"نه" دست بلند کردم و گفتم:

- خانم اجازه!

-مگر بلدی؟

-خانم اجازه بله

-بفرما

برای نخستین مواجهه رسمی با تخته سیاه به پیش تاختم. قامتم به تخته سیاه نمی رسید. خانم با بزرگواری و مهربانی یا شاید ترحم و دلسوزی، چهارپایه ای زیر پایم گذاشت و من مسلط و چابک ،سراسر میدان فراخ "تخته سیاه "را یک تنه، با سلاح" گچ سفید" و رگبار "کلمه"ها فتح کردم.

آموزگارم جیغی کشید و سرخ شد.از خوشحالی بود یا شرم از بی توجهی؛ نمی دانم. هر چه بود متواضعانه خم شد، مرا بغل کرد و بوسید.مهربانی او در میان امواج عطرآگین گردن آویز میخک و مَهلویش۴ دوچندان بر من نشست.بی درنگ مرا بر نیمکت اول نشاند و دفتری از وسایل شخصی خود به من هدیه داد.همان سال شاگرد اول شدم و سالهای دیگر هم.

امروز در گذر از میانسالی با خود می اندیشم اگر در زندگی توفیقی داشته ام و اگر از "انسانیت" چیزی بر جان من نشسته باشد به اعجاز آن "مهربانی بی دریغ" و آن نخستین" بوسه آموزگار " بوده است.

۹۷/۲/۱۱ شیراز

=========================

۱-توله:پنیرک

۲-بات: چهارچوپی معادل تابوت

۳-لچک:

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 17 اردیبهشت 1397
admin blog


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...