لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
 
ایل شاهسون
ایل بزرگ شاهسون
درباره وبسایت


با سلام خدمت شما همراهان عزیز وجود یک وبسایت برای ایل بزرگ شاهسون قابل محسوس بود تصمیم گرفتیم با کمک عده ای از فرهیختگان عزیز اولین سایت ایل شاهسون را راه اندازی کنیم به امید اتحاد ایل شاهسون .
درباره ایل شاهسون:شاهسون بغدادی. [سَ وَ نِ بَ] از ایلات تُرک اطراف تهران، ساوه، زرندوگرماب وزنجان و قزوین بوده‌اند که ییلاق‌شان خلجستان و فراهان و قشلاق‌شان ساوه و زرند بوده‌است و در اطراف قزوین به سی طایفه منقسم می‌شدند ... . (جغرافیای سیاسی کیهان ص۱۱۲)
مذهب شاهسون‌های بغدادی از زمان صفوی یا پیش از آن شیعهٔ دوازده امامی بوده‌است. شاهسون‌ها در تغییر مذهب رسمی ایران به شیعه نقش مهمی داشته‌اند.

شاهسون ایل بغدادی ازدو سر شاخه زیر تشکیل شده است :

1 لک

2 آرریخلی .

که هر کدام از این سر شاخه ها دارای طوایفی می باشند .

مجموع طوایف ایل شاهسون بغدادی 32 طایفه به شرح زیر می باشد :

1 قاراقویونلو

2 کوسه لر

3 دلیلر ( دللر )

4 سولدوز

5 یارجانلی

6 حاققی جانلی

7 احمدلی

8 موسولو

9 شرفلی

10 کرملی

11 کله ون

12 موختابند لی ( موخته ون لی )

13 قرنلی ( قرللی )

14 چلبلی

15 ذولفوغارلی

16 کاروانلی

17 اتک باسانلی

18 میغن

19 نیلغاز

20 دوگر

21 قوتولو

22 ساتیلی

23 حوسن خانلی ( حسین خانلی )

24 اینانلی ( ایناللی )

25 الی قوردلو ( علی قوردلو )

26 خیدیرلی

27 قسیملی ( قاسم لو )

28 زیلیق لی

29 قریب لک

30 حسن لی

31 آغ قویونلو

32 دئولته ون

قشلاق این ایل از گوی داغ ( کیلومتر ۵۰ اتوبان قم - تهران ) شروع و تا اطراف شهر ساوه و زرند پراکنده اند

ییلاق این ایل هم اطراف شهرستانهای قروه ، رزن و آوج همدان بوده است.

مدیرسایت :حجت فاتح

ارسال متن و اشعار در تلگرام با شماره :09125550828

مدیر وبسایت : admin blog
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

طوایف ایل بزرگ اینانلوی شاهسون


طوایف ایل اینانلو ساكن در آذربایجان شرقی اردبیل و مغان شامل پیرایواتلو.كلاش- كور عباسلو- یورتچی- دورسون خوجالو-گیگلو-دلیكانلو و طوایف پتارلو- قوزادلو-دمیرچی و طوایف و تیره های مناطق مرند جین ووران.جان محمدی.حاجی میرلو.حاجی بالا جالو.عیسی خواجه.گویجه لو.میسمارلو.نادرلو.ییجك.اسپرلی .آق باش

طوایف اینانلو ساكن در مناطق آذربایجان غربی (نقده-قوشاچای-سولدوز-بناب و..)شامل طلیفه حیدر لو-قراموسالو-آق باشلو می باشند ........

طوایف ساكن در مناطق قزوین.ساوه.بویین زهرا.ساوجبلاغ.سكزآباد.رباط كریم.شهریار.اشتهارد.زرند.همدان.زنجان.و دیگر مناطق استان تهران و البرز عبارتنداز یغمورلو.پتانلو.كوسه لو.چرخلو.مورشانلو.موسی لو.گنه چی.شهپلكلو.چولاخلو.كه این نه طایفه به دوققوزلو موسوم می باشد.و طوایف خلیفه لو.سید لر.بوزلر.موسی لو راحتلو.شویكلو.بابالو.دیلاقیردلو.قورلو.قهرلو.آغ ساقلو.ایلانلو.سكزلو یورتچی...........

طوایف ساكن در فارس..........

ابیوردی.اسلاملو.چهارداچیریك.قورت.قورت بیگلو.قورت ایلركی.قورت رحیم شمشیری.دیندارلو.یغمورلو.ایران شاهلو. افشاراوشاقی.چایان.بیات.اصلانلو.زنگنه.بلاغی.امیرحاجی لو.قزلباش (غلباش).خوبیارلو.دادبیگلو.دهولو.رئیس بیگلو.زرندقلی.سكزلو.قره قره . چیغیلو.توللی.كرایی.گوگ پر.محمودبیگلو.محمدعلی بیگلو.ایل خاص.سوروكلو.الواكلو.قرایی.نوواكی.وطایفه شاهسون ساكن در مناطق نیریز و استهبان كه از طایفه بزرگ گوگپر یا ایران شاهیلو میباشند

ایل شاهسون اینانلو به دو شعبه بزرگ ینگی جك و گوگپر تقسیم می شود.كه طوایف او عبارتنداز راحتلو.شولك لو.قره چارلو.قونقورلو.آغ ساچلو.شاه ورنلو.جارچیلو.كه در نواحی قم وساوه وو اسكان دارند.

اینانلوهای ساكن محال فریدن اصفهان...........

طایفه سوندوكلو

طایفه تخماقلو

بخشی از طایفه بزرگ ینگی جك که در روستای اینانلوجه ساکن هستند

طوایف ساكن در مناطق خوزستان و چهار محال و بختیاری

1 طایفه ی بزرگ قورت ایلركی . چهارمحال بختیاری بوده است كه ساكن شهر های هفتگل رامهرمز .اغاجاری بهبهان وبخشی از طوایف سكزلو و اصلان لو هم جوار طایفه ی بزرگ قورت ایلركی هستند. و طایفه ی كرایی كه در روستایی به نام كرایی سكونت دارند. و بخشی از طایفه ی ابیوردی در شهر بلداجی .جونقان و شهرستان بروجن در چهار محال بختیاری اسكان یافته اند.

کتاب اینانلو در گذر زمان نوشته استاد گرانقدر جناب خرم احسانی

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام





نوع مطلب :
برچسب ها : اینانلو، شاهسون، ایل بزرگ شاهسون، شاهسون اردبیل، شاهسون مغان، شاهسون آذربایجان غربی، کتاب اینانلو در گذر زمان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 20 فروردین 1397
admin blog

ایلات اینانلو در شهرستان مرند

ایلات اینانلو در شهرستان مرند به فاصله بیست،تاشصت کیلو متر از مرند در بالا وپایین جاده مرند وخوی قشلاق میکنند

نام روستاهایی که ایلات اینانلو در زمان تخته قاپو کردن عشایر در انها ساکن شده اند بدین ترتیب میباشد :

۱- آغبلاق

۲- قاپولوق

۳-قرخلار

۴-خلخال

۵-قوش قیه سی

۶- قمیش آغل

۷- قرمزی قشلاق

۸- گزافر

۹- جامه بزرگ

اینالو

عشایر اینانلو ، ابتداء از " تُركستان " آمده و در فارس مستقر شده اند،جمعیت این ایل در سال ۱۳۱۱ شمسی ۵۰۰۰ خانوار (۲۲) و در سال ۱۳۶۰ به همراه ایل "بهارلو" ۳۹۲۰ خانوار بوده اند.تیره های ایل اینانلو عبارتند از : بولوردی ، اسلام لو ، افشار اشاقی ، امیر حاجی ، ایران شاهی ، بلاغی ، بیات ، دولیخانی ، اوشات ، قزلباش ، لُر و نَفَر ، معصوم خانی ، اخلاص ، جرقه ، دهو ، سكنر ، تكه ، چیان اینالّو، یا اَیْنالّو، اینانلو، یكى‌ از ایلهای‌ ترك‌ زبان‌ استان‌ فارس‌ و بخشى‌ از اینالوهای‌ ایران‌ كه‌ وابسته‌ به‌ قوم‌ اغوزهستند (مینورسكى‌، .(8 ظاهراً میان‌ اینالوهای‌ فارس‌ و ایل‌ بزرگ‌ اوشار یا افشار (ه م‌) پیوندهایى‌ وجود  داشته‌ است‌ و شاخه‌ یا تیره‌ای‌ از ایل‌ اینالو، افشار اوشاغى‌، یعنى‌ فرزند افشار نامیده‌ مى‌شده‌اند(همو،4-3؛ فسایى‌، 2/1576)

تاریخ‌ مهاجرت‌ ایل‌ اینالو به‌ استان‌ فارس‌ دقیقاً روشن‌ نیست‌. فسایى‌ زمان‌ آمدن‌ اینالوها به‌ فارس‌ را در دورة سلاطین‌ مغول‌، در قرن‌ 7 یا اوایل‌ قرن‌ 8ق‌ آورده‌ است‌ (2/1573). اوبرلینگ‌ احتمال‌ داده‌ كه‌ افشار اوشاغى‌ همراه‌ با گروه‌ اینالو، از نواحى‌ مركزی‌ ایران‌ به‌ فارس‌ آمده‌اند، چه‌، به‌ هنگام‌ فرمانروایى‌ منصور بیك‌ افشار در فارس‌ در 904ق‌/1499م‌، افشارها در این‌ ناحیه‌ بوده‌اند. ( ایرانیكا، I585در1278ق‌/ 1861م)

‌     ایل‌ اینالو و ایل های‌ باصری‌، بهارلو، عرب‌ و نَفر‌به‌ هم‌ پیوستند و اتحادیة ایلات‌ خمسه‌را تشكیل‌ دادند. در آن‌ زمان‌، ایل‌ اینالو، مانند ایلهای‌ دیگر احتمالاً دارای‌ یك‌ نظام‌ عشیره‌ای‌ منسجم‌ و مبتنى‌ بر گروه‌بندی‌ نَسَبى‌ و اقتصادی‌ ایلى‌ بوده‌ است‌.

  سازمان‌ ایلى‌: 

 ساخت‌ نظام‌ ایلى‌ - عشایری‌ اینالو، و وضعیت‌ اجتماعى‌ - اقتصادی‌ و سیاسى‌ آن‌ در گذشته‌ روشن‌ نیست‌. بارث‌ سازمان‌ ایل‌ باصری‌ را نمونه‌ای‌ از سنخ‌ سازمان‌ ایلى‌ - عشیره‌ای‌ ایلهای‌ كوچندة مناطق‌ جنوبى‌ ایران‌ مى‌داند (ص‌ و از همین‌ جا مى‌توان‌ تصویری‌ در بارة ایل‌ اینالو به‌ قیاس‌ حاصل‌ كرد.

تیره‌ در اصطلاح‌ ایلات‌ خمسه‌ مرادف‌ با طایفه‌ به‌ كار مى‌رود. اسناد تاریخى‌ موجود، به‌ شماری‌ از تیره‌های‌ وابسته‌ به‌ ایل‌ اینالو اشاراتى‌ دارند، ولى‌ تمایزی‌ میان‌ تیره‌ها و زیر تیره‌های‌ ایل‌ نمى‌گذارند. فسایى‌ در فارس‌نامة ناصری‌ (همانجا) از 25 تیرة ایل‌ اینالو نام‌ مى‌برد. هنری‌ فیلد كه‌ در( 1336ق‌/1918م‌) به‌ ایران‌ آمده‌، 14 شاخه‌ یا گروه‌ از ایل‌ اینالو (آیینه‌لو، آیین‌لو) و محل‌ زیست‌ هر یك‌ از آنها را نام‌ مى‌برد (ص‌ 256- 257) كه‌ نام‌ چند تیره‌ از آنها در فارس‌نامه‌ نیامده‌ است‌. بهمن‌ بیگى‌ تیره‌های‌ عمدة اینالو (نام‌ ایل‌ اشتباهاً اینارلو ضبط شده‌ است‌) را در( 1324ش‌، 8) تیره‌ به‌ نامهای(‌ بیات‌، بوالوردی‌، چهارده‌ چریك‌، میرحاجلو، افشار، اسلاملو، كرّایى‌ و یغمارلو) بر مى‌شمارد (ص‌ 55) از این‌ تیره‌ها تنها تیرة( یغمارلو) در فهرست‌ فارس‌نامه‌ نیامده‌ است‌. نشریة مركز عشایری‌ ایران‌ (نك: مجموعة اطلاعات‌...، 87) در نموداری‌ از سازمان‌ ایلى‌ اینالو در( 1361ش‌) 11 تیره‌ را ذكر مى‌كند كه‌ چند تیرة آن‌ در فهرستهای‌ فسایى‌، فیلد و بهمن‌ بیگى‌ نیامده‌اند.

        كم‌ و بیش‌ بودن‌ شمار تیره‌ها و اختلاف‌ در نام‌ تیره‌های‌ ایل‌ اینالو در فهرستهای‌ تاریخى‌، تغییراتى‌ را در شكل‌ سازمان‌ ایلى‌ و پراكندگى‌ تیره‌ها و زیر تیره‌های‌ آن‌، یا درآمیختن‌ بعضى‌ از آنها با ایلها و تیره‌های‌ دیگر و یا یك جانشین‌ شدن‌ آنها نشان‌ مى‌دهد؛ مثلاً گروهى‌ از تیرة ابوالوردی‌ یا بولوردی‌ - كه‌ زمانى‌ از بزرگ‌ترین‌ تیره‌های‌ ایل‌ اینالو بوده‌ - ظاهراً در( 1280ق)‌ به‌ دهات‌ آسپاس‌ و ابوالوردی‌ شیراز رفتند و سكنى‌ گزیدند (حسن‌ بیگى‌، 91 -92)، و گروهى‌ دیگر به‌ ایل‌ قشقایى‌ پیوستند و با طایفه‌های‌ كشكولى‌ بزرگ‌ و درّه‌ شوری‌ و عملة این‌ ایل‌ آمیختند (پرهام‌، 257). سایكس‌ (ص‌ 430 ، حاشیه‌) از 10 خانوار عشایر كوچندة باووردی‌ در سیرجان‌ یاد كرده‌، و مینورسكى‌ احتمال‌ داده‌ است‌ كه‌ اینان‌ از بولوردیهای‌ اینالو هستند (ص‌ 4 ، حاشیة 2

 سازمان‌ رهبری‌:

 مطابق‌ با نظام‌ تاریخى‌ - سنتى‌ در سازمان‌ ایلى‌ - عشایری‌ ایلهای‌ خمسة فارس‌، از جمله‌ ایل‌ اینالو (نك: بارث‌، 72 ,55 )، گروهى‌ كدخدا و كلانتر یا خان‌ سازمان‌ رهبری‌ ایل‌ را مى‌گردانیده‌اند. گفته‌اند كه‌ از دورة صفوی‌ تا حدود سال‌( 1240ق‌) حكومت‌ بر ایل‌ اینالو ظاهراً در خاندان‌ خانها یا كلانتران‌ تیرة ابوالوردی‌ مى‌گشته‌ است‌ (نك: فسایى‌، 2/1573)، اما بعدها رهبری‌ ایل‌ از تیرة ابوالوردی‌ بیرون‌ آمد و هر چند گاهى‌ در دست‌ یكى‌ از خانهای‌ تیره‌های‌ اینالو، مانند قورت‌، سركلو و بلاغى‌ بود (همو، 2/1576).

كوچندگى‌ و ده‌نشینى‌: اینالوها همچون‌ دیگر ایلات‌ خمسه‌، تا پیش‌ از قرن‌ 14ق‌ كوچنده‌ بودند و ییلاق‌ و قشلاق‌ مى‌كردند. زمستانگاه‌ (قشلاق‌) ایل‌، بلوك‌ خفر، داراب‌ و فسا، و تابستانگاه‌ (ییلاق‌) آنان‌، بلوك‌ رامجِرد و مرودشت‌ بود. از 1293ق‌ به‌ تدریج‌ گروه‌ بزرگى‌ از اینالوها زندگى‌ كوچندگى‌ و چادرنشینى‌ را رها كردند و در صحرای‌ قره‌بُلاغ ‌فسا نشیمن‌ گزیدند و ده‌نشین‌ شدند (فسایى‌، همانجا). كوچندگان‌ چادرنشین‌ از راه‌ شبانى‌ و گله‌داری‌ در دشت‌ و بیابان‌، و استقرار یافتگان‌ ده‌نشین‌ از راه‌ كشت‌ و ورز روی‌ خاك‌ زندگى‌ مى‌گذراندند.

از آنجایى‌ كه‌ بیشتر تیره‌های‌ ایل‌ اینالو ده‌نشین‌ شده‌اند، و گروهى‌ هم‌ كه‌ كوچ‌ مى‌كردند به‌ تیره‌ها و طایفه‌های‌ ایلهای‌ كوچندة دیگر منطقه‌ پیوسته‌اند، امروز دیگر نامى‌ از ایل‌ اینالو در اجزاء عشایر كوچندة ایل‌ خمسه‌ در سرشماری‌ سال‌ 1366ش‌ دیده‌ نمى‌شود (نك: سرشماری‌...، 13-14؛ نیز نك: ه د، ایلات‌ خمسه‌

.جمعیت‌: به‌ دست‌ آوردن‌ شمار دقیق‌ جمعیت‌ ایل‌ اینالو، در گذشته‌ و حال‌ به‌ سبب‌ عدم‌ ثبت‌ آمار دقیق‌ جمعیت‌ ایل‌ در دورة كوچندگى‌ اینالوها، و پراكندگى‌ آنها در مناطق‌ مختلف‌ فارس‌ و پیوستن‌ به‌ ایلها و طایفه‌های‌ دیگر، و نیز اسكان‌ یافتن‌ آنها در دهات‌ دشوار است‌. برخى‌، آماری‌ تخمینى‌ از جمعیت‌ اینالوها در گذشته‌ داده‌اند كه‌ هیچ‌یك‌ بر پایة آمارشناسى‌ علمى‌ استوار نیست‌. مثلاً خانم‌ شیل‌ شمار اینالو را در 1266-1267ق‌/1849-1850م‌، 800 ،4چادر و خانه‌ (ص‌ 399 )، و مسعود كیهان‌ در 1311ش‌، 5 هزار خانوار (2/86) آورده‌ است.

    سپاهگیری:

 ایل‌ اینالو پیوسته‌ گروهى‌ سوار تفنگدار ورزیده‌ و كاركشته‌ برای‌ جنگ‌ و ستیز و تاخت‌ و تاز آماده‌ داشت‌. این‌ تفنگداران‌ بیشتر در خدمت‌ شاهان‌ و شاهزادگان‌ و حكومتگران‌ محلى‌ فارس‌ و یا در خدمت‌ خانها و كلانتران‌ ایل‌ بودند و در حفظ منافع‌ اقتصادی‌ و پیشبرد هدفهای‌ سیاسى‌ و نظامى‌ آنان‌ مى‌كوشیدند. ظل‌السلطان‌ (ص‌ 200) در شرح‌ سفرش‌ به‌ آباده‌ - آنجا كه‌ به‌ یك‌ صد تن‌ سوار «عین‌ آلو شاهسون‌» اشاره‌ مى‌كند - به‌ احتمال‌ زیاد از ایل‌ اینالوی‌ فارس‌ یاد مى‌كند كه‌ او را همراهى‌ مى‌كرده‌اند.در 1308ق‌ ایل‌ اینالو به‌ نهضت‌ عشایری‌ فارس‌ پیوست‌ و همراه‌ ایلهای‌ بهارلو و عرب‌ و نفر برضد حكومت‌ وقت‌ فارس‌ شورش‌ كرد و با نیروهای‌ حكومت‌ محلى‌ و دولت‌ به‌ نبرد پرداخت‌ (بیات‌، 53). در جنگ‌ جهانى‌ اول‌ (1332-1337ق‌/1914- 1918م‌) نیز، اینالوها به‌ رغم‌ كوششهای‌ خاندان‌ قوام‌ در متحد و همسو كردن‌ ایلات‌ فارس‌ با هدفهای‌ خود، به‌ قشقاییها پیوستند، و همراه‌ بهارلوها با رهبری‌ صولت‌ الدولة قشقایى‌ با قوای‌ انگلیس‌ و پلیس‌ جنوب‌ جنگیدند (نك: ه د، ایلات‌ خمسه‌).

مآخذ: بهمن‌ بیگى‌، محمدبهمن‌، عرف‌ و عادت‌ در عشایر فارس‌، تهران‌، 1324ش‌؛ بیات‌، كاوه‌، شورش‌ عشایری‌ فارس‌، تهران‌، 1365ش‌؛ پرهام‌، سیروس‌،     ایلات‌ و عشایر، تهران‌، 1362ش‌؛ حسن‌ بیگى‌، م‌.، «قالى‌ بولوردی‌ فارس‌»، فصلنامة عشایری‌ ذخائر انقلاب‌، تهران‌، 1367ش‌، شم 2؛ سرشماری‌ اجتماعى‌ - اقتصادی‌ عشایر كوچنده‌ (1366ش‌)، نتایج‌ تفصیلى‌، ایل‌ خمسه‌، مركز آمار ایران‌، تهران‌، 1368ش‌؛ ظل‌السلطان‌، مسعودمیرزا، تاریخ‌ مسعودی‌، تهران‌، 1362ش‌؛ فسایى‌، حسن‌، فارس‌نامة ناصری‌، به‌ كوشش‌ منصور رستگار فسایى‌، تهران‌، 1367ش‌؛ فیلد، هنری‌، مردم‌شناسى‌ ایران‌، ترجمة عبدالله‌ فریار، تهران‌، 1343ش‌؛ كیهان‌، مسعود، جغرافیای‌ مفصل‌ ایران‌، تهران‌، 1311ش‌؛ مجموعةاطلاعات‌ و آمار ایلات‌وطوایف‌عشایری‌ایران‌،نشریةمركزعشایری‌ایران‌، تهران‌، 1361ش‌؛

دودمان تركی اینجو

اینْجو، دودمانى‌ ایرانى‌ كه‌ در نیمة اول‌ سدة 8 ق‌/14م‌ مقارن‌ با اواخر عصر ایلخانان‌، چندی‌ به‌ مناصب‌ دیوانى‌ و فرمانروایى‌ ایالات‌ جنوبى‌ ایران‌ از اصفهان‌ تا كناره‌های‌ خلیج‌ فارس‌ دست‌ یافتند (قس‌: شبانكاره‌ای‌، 296: كه‌ این‌ دودمان‌ را ترك‌ نژاد خوانده‌ است‌). نخستین‌ فرد نام‌ آور آنان‌ شرف‌ الدین‌ محمود شاه‌ فرزند محمدبن‌ فضل‌الله‌ بود كه‌ نسب‌ خود را به‌ چند واسطه‌ به‌ خواجه‌ عبدالله‌ انصاری‌ مى‌رساند ( منتخب‌التواریخ‌...،170؛ فصیح‌، 3/32؛ حمدالله‌، تاریخ‌...، 664)، اگرچه‌ در صحت‌این‌ انتساب‌تردید هست‌. به‌روایت‌ دیگر نام‌ پدر محمود شاه‌، امیر طخطاخ‌ اینجو بوده‌، و رشیدالدین‌ فضل‌الله‌ در مكتوبى‌ كه‌ به‌ او نوشته‌، از وی‌ با این‌ عنوان‌ یاد كرده‌ است‌ (ص‌ 168-169). اینجو در اصل‌ واژه‌ای‌ مغولى‌ و به‌ معنای‌ املاك‌ خالصه‌ و اختصاصى‌ سلطانى‌ و دیوان‌ بود (نك: ه د، اینجو، اصطلاح‌) و چون‌ ادارة املاك‌ خالصه‌ در اواخر عهد ایلخانى‌ در عهدة شرف‌الدین‌ محمود شاه‌ بود، بدین‌ لقب‌ معروف‌ شد (غفاری‌، تاریخ‌ جهان‌ آرا، 221، تاریخ‌ نگارستان‌، 280).

پس‌ از شرف‌الدین‌، دیگر افراد خانوادة او نیز به‌ اینجو شهرت‌ یافتند (قزوینى‌، محمد، 1/166). تصدی‌ خالصه‌ شغل‌ مهم‌ و پراستفاده‌ای‌ بود و شرف‌الدین‌ از این‌ راه‌ مال‌ بسیار اندوخت‌ (غنى‌، 1/5). محمودشاه‌ اوایل‌ سلطنت‌ محمد خدابنده‌، یعنى‌ از 703ق‌/1304م‌ مأمور فارس‌ شد و به‌ تدریج‌ بر آنجا استیلا یافت‌ و در 725ق‌/1325م‌ توانست‌ بر مجموعة ولایات‌ فارس‌ به‌ استقلال‌ حكومت‌ كند و بلوكات‌ آنجا را متحد نماید (احمد زركوب‌، 101-102)؛ اما او بیشتر اوقات‌ ملازم‌ اردوی‌ سلطانى‌ بود و از سوی‌ خود نایبانى‌ را به‌ فارس‌ مى‌فرستاد ( منتخب‌التواریخ‌،172).

محمود شاه‌ به‌ تدریج‌ و در طى‌ سالیان‌ با مردم‌ فارس‌ و به‌ ویژه‌ شیراز ارتباط نزدیكى‌ برقرار كرده‌ بود، به‌ گونه‌ای‌ كه‌ حتى‌ زمانى‌ كه‌ عنوان‌ حكومت‌ نداشت‌، فرمانروایان‌ بى‌ مشورت‌ او نمى‌توانستند كاری‌ از پیش‌ ببرند (قزوینى‌، یحیى‌، 262-263). روابط محمود با سلطان‌ ابوسعید، در اواخر سلطنتش‌ تیره‌ شد (اقبال‌، تاریخ‌ مفصل‌ایران‌ از صدر...، 567). از این‌ رو، در 734ق‌/1334م‌ ابوسعید او را از حكومت‌ فارس‌ بركنار كرد، اما محمود از فرمان‌ او سر برتافت‌ و ابوسعید فرمان‌ به‌ قتل‌ او داد. غیاث‌الدین‌ محمد رشیدی‌ وزیر خویشاوند شرف‌الدین‌ محمود به‌وساطت‌ برخاست‌ و ابوسعید به‌ زندانى‌ شدن‌ وی‌ در قلعة طبرك‌ اصفهان‌ اكتفا كرد. متعاقب‌ آن‌ فرزندش‌ مسعود شاه‌ نیز به‌ روم‌ (آسیای‌ صغیر) تبعید گردید (حافظ ابرو، 187- 188؛ اقبال‌، همانجا). ظاهراً محمود مدتى‌ طولانى‌ در زندان‌ نماند و باز مورد اعتماد و اقبال‌ واقع‌ شد؛ اما آرپاخان‌ كه‌ پس‌ از قتل‌ ابوسعید در 18 ربیع‌الا¸خر 736 رسماً به‌ جانشینى‌ او منصوب‌ شد، به‌ گمان‌ آنكه‌ شرف‌الدین‌ محمود یكى‌ از فرزندان‌ هلاكو را در خانة خود نگه‌ داشته‌، تا در موقع‌ مناسب‌ او را به‌ سلطنت‌ برساند، بر وی‌ خشم‌ گرفت‌ و در نیمة رجب‌ 736 او را به‌ قتل‌ رساند. دو تن‌ از پسران‌ محمود، یعنى‌ مسعودشاه‌ و ابواسحاق‌ نیز كه‌ در تبریز بودند، از آنجا گریختند (فصیح‌، 3/47؛ شبانكاره‌ای‌، 298- 299؛ اقبال‌، تاریخ‌ مفصل‌ ایران‌ از استیلای‌...، 1/349-350).

شرف‌الدین‌ محمود فرمانروایى‌ مردم‌ دار بود و از ثروت‌ كلان‌ خود در كارهای‌ خیر و عام‌المنفعه‌ استفاده‌ مى‌كرد، چنانكه‌ بارویى‌ تازه‌ و مستحكم‌ بر گرد شیراز كشید (حمدالله‌، نزهة...، 137). ابن‌ بطوطه‌ هنگام‌ گذر از یزد به‌ شیراز وصف‌ كاروانسرایى‌ را مى‌كند كه‌ آن‌ را محمودشاه‌ آباد‌ كرده‌ بود (ص‌ 202-203). از مأنوسان‌ و معاشران‌ وی‌ یكى‌ امین‌الدین‌ بلیانى‌ ممدوح‌ نام‌ آور حافظ بود. امین‌الدین‌ پس‌ از شرف‌الدین ‌ نامة ادیبانة تسلیت‌ آمیزی‌ به‌ مسعود شاه‌ فرزند او نوشت‌ كه‌ متن‌ آن‌ اكنون‌ در دست‌ است‌ (صفا، 3(2)/877 - 878). از شرف‌الدین‌ محمودشاه‌ 6 فرزند پسر برجای‌ ماند كه‌ هر یك‌ ولایت‌ و امارت‌ یافتند، از جمله‌:

جلال‌الدین‌ مسعودشاه‌: وی‌ در 725ق‌/1325م‌ از سوی‌ پدر ادارة ولایات‌ فارس‌ را در دست‌ گرفت‌ و بعداً ابوسعید نیز حكومت‌ كرمان‌ و مكران‌ تا حدود سند و هند را بدو سپرد (شبانكاره‌ای‌، 297)، اما در 730ق‌/1330م‌ برای‌ مدتى‌ برادر دیگر وی‌ - غیاث‌الدین‌ كیخسرو - عهده‌دار امور فارس‌ شد (احمد زركوب‌، 102). مسعودشاه‌ كه‌ پس‌ از قتل‌ پدر به‌ روم‌ گریخته‌ بود، اندكى‌ بعد با كمك‌ شیخ‌ حسن‌ بزرگ‌ ایلكانى‌ كه‌ امیر یاغى‌ باستى‌ را همراه‌ او كرد، به‌ شیراز بازگشت‌ (738ق‌) (معین‌الدین‌، 93-94؛ قزوینى‌، یحیى‌، 264- 265؛ اقبال‌، تاریخ‌ مفصل‌ ایران‌ از صدر، 568 -569)، اما چندی‌ بعد یاغى‌ باستى‌ با مسعودشاه‌ كه‌ سخت‌ مورد توجه‌ شیرازیان‌ بود، درگیر شد و او را در 743ق‌/1342م‌ به‌ قتل‌ رساند (حافظ ابرو، 214- 215؛ قزوینى‌، یحیى‌، همانجا). پس‌ از كشته‌ شدن‌ مسعودشاه‌، مادرش‌ - تاشى‌ خاتون‌ كه‌ زنى‌ مدبّر بود - مردم‌ شیراز را شوراند و آنان‌ امیر یاغى‌ باستى‌ را از شهر بیرون‌ راندند (شبانكاره‌ای‌، 312). جلال‌الدین‌ مسعودشاه‌ امیری‌ كاردان‌ بود و در آبادانى‌ شیراز اهتمام‌ داشت‌ و آثار بسیار و بقاع‌ خیر از خود برجای‌ نهاد، از جمله‌ باید از مدرسة مسعودیةشیراز، رباط ایزد - خواست‌ و چند بنای‌ دیگر نام‌ برد ( منتخب‌ التواریخ‌، 173).

 غیاث‌الدین‌ كیخسرو: وی‌ به‌ روزگار پدر زمانى‌ نیابت‌ حكومت‌ فارس‌ را بر عهده‌ داشت‌ و با سركوب‌ گردنكشان‌ آرامشى‌ در آن‌ ناحیه‌ پدید آورد. در دوران‌ تبعید برادر خود مسعودشاه‌، حكومت‌ همانجا را در دست‌ داشت‌. هنگامى‌ كه‌ مسعودشاه‌ به‌ فارس‌ بازگشت‌ (738ق‌)، غیاث‌الدین‌ كیخسرو از تحویل‌ حكومت‌ به‌ او سر باز زد و همین‌ امر اختلافى‌ درمیان‌ دو برادر پدید آورد كه‌ به‌ دنبال‌ آن‌ غیاث‌الدین‌ دستگیر شد و به‌حبس‌ افتاد.او در سال‌بعد (739ق‌/1338م‌)در زندان‌درگذشت‌ (فصیح‌، 3/55).ابواسحاق‌ اینجو: وی‌ از ناموران‌ خاندان‌ اینجو و ممدوح‌ حافظ بود (نك: ه د، 5/161- 165).

شمس‌الدین‌ محمد (717-740ق‌): وی‌ چهارمین‌ پسر محمودشاه‌ بود كه‌ در شیراز مقام‌ داشت‌ و هنگامى‌ كه‌ مسعودشاه‌ به‌ شیراز بازگشت‌، با او نافرمانى‌ آغاز كرد. پس‌ در قلعة سفید شولستان‌ به‌ بند افتاد (غنى‌، 1/34). در 740ق‌/1339م‌ كه‌ پیرحسین‌ چوپانى‌ از سوی‌ امیر شیخ‌ حسن‌ چوپانى‌ مأمور حكومت‌ فارس‌ و مقابله‌ با مسعودشاه‌ شد، شمس‌الدین‌ محمد از زندان‌ گریخت‌ و به‌ او پیوست‌ (فصیح‌، 3/57). پیرحسین‌ به‌ یاری‌ وی‌ مسعودشاه‌ را از شیراز راند و حكومت‌ فارس‌ را در دست‌ گرفت‌. اما مردم‌ به‌ شمس‌الدین‌ بیش‌ از او توجه‌ داشتند و این‌ امر حسادت‌ وی‌ را برانگیخت‌، تا آنكه‌ شمس‌الدین‌ را در 28 رمضان‌ 740 به‌ قتل‌ رساند (شبانكاره‌ای‌، 315؛ فصیح‌، 3/57؛ قزوینى‌، محمد و اقبال‌، 377، حاشیة 3). پس‌ از اندكى‌ مردم‌ شهر، پیرحسین‌ را به‌ انتقام‌ خون‌ او از شیراز بیرون‌ راندند و بار دیگر مسعودشاه‌ به‌ شیراز بازگشت‌ (عبدالرزاق‌، 1/155؛ كتبى‌، 16-17).

ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون، ایل شاهسون، ایلات اینانلو، تخته قاپو کردن عشایر، اینانلو، شاهسسون اینانلو، شاهسون مرند،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 29 بهمن 1396
admin blog

ائشیدمیشم اینجی میسن

آی تئللری سوسن مندن

یاتمیش قارا باختیم کیمی

اوز دؤندریب کوسن مندن

سن سن منیم خانیم،پاشام

یاد گؤزله اویمامیشام

منکی سندن دؤیمامیشام

نه تئز دؤیدون دء سن مندن؟

داشقین دئییر اوج آلمادیم

فلک ووردو قوجالمادیم

نه اولدوکی کام آلمادیم

نه سن مندن نه من سندن

توپلویوب؛یازانی:آشیق معصوم احمدی اینانلو

تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام





نوع مطلب :
برچسب ها : ایل شاهسون، شاهسون، اینانلو، شاعران ترک،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 25 بهمن 1396
admin blog
مروری برپیشینه تاریخی طایفه قورت اینانلو
طایفه قورت ازطوایف بزرگ اینانلو می باشدوجزو طوایفی هستند که همراه محمدعلی خان قورت برادرزن نادرشاه به فارس امده اند,این طایفه شامل تیره های قورت بیگلو,قورت لرکی قورت رحیم شمشیری,سبزعلی اوشاغی وچیچکلو می باشدهم اکنون تیره هایی ازاین طایفه درایل قشقایی ادغام شده اند,شعبه هایی ازاین طایفه هم اکنون دراذربایجان واردبیل اسکان دارند,,ازجمله بزرگان این طایفه هادی خان قورت وجانی خان قورت درزمان سلطه پهلوی ها ازمخالفان حکومت بوده اند,
به قلم روح الله میرزایی اینانلو
برگرفته ازکتاب ایل اینانلو درگذرزمان نوشته استادارجمند حاج خرم احسانی اینانلو




نوع مطلب :
برچسب ها : اینانلو، طایفه قورت، روح الله میرزایی اینانلو، ایل اینانلو درگذرزمان، حاج خرم احسانی اینانلو، رحیم شمشیری،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 28 تیر 1396
admin blog