تبلیغات
ایل شاهسون - مطالب ابر بزرگان ایل شاهسون لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
 
ایل شاهسون
ایل بزرگ شاهسون
درباره وبسایت


در كتاب یادنامه حكیم تیلیم خان شعری از نصرت‌الله زرگر به زبان زرگرهای ساكن شهریار نقل شده است:
دنیلوگی ناپی گاجوسكی مُلی اگه لِس تاپسا پِردو گودلو اووِل
چیلالو مانوشس پورتِسدار ناناك اگه توناك پِی شِل لاچو اووِل
چیلالو مانوشا آمال ناآستار هر گاجوسكی ناآن تودا كریستار
ناجاناجا هر نامورشس دارستار دووی تِریاندا لسگی بارو گا اووِل
چیلالو مانوشس نوول سیگ آمال خوخای ماستان سُوِِل ناخا مو پوِرال
كالو دئوس ناچید سیر چیریكناكال چیریكنیگی گا اِو بودلا چو اووِل
بیدادالوس كِرِه ناكِر هچ كان فال نانیكِلا دئولِس توتار اووافال
هر تانیس چیلالو آلاو ناپِن مو پورال مورشوس كورلو افتاتان اووِل
تیلیمِس آلاو هچ كان ناكِرتی خاخای آوِریس رومناكی نادیك مویاكای
هر نامورشِس ماریستا توناخای میرو آلاو توكانیستی موك اووِل
مدیرسایت :حجت فاتح
ارسال متن و اشعار در تلگرام با شماره :09125550828

مدیر وبسایت : admin blog
نویسندگان
برچسبها
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جواد خان امیرتومان حاج خواجه لو

سرداری شجاع ،غیرتمند و نام آور است که حماسه های جنگی و مقاومت دلاورانه اودر مقابل دشمنان و اشغالگران همیشه در اذهان مردان و زنان ارسباران و مغان باقی است.

صفحات زرین زندگانی جوادخان به حماسه های ماندگار اودر جنگ با متجاوزان روسی اختصاص یافته است .رشادت و مرادنگی اودراین جنگ ها چنان با عظمت بوده که مردان و زنان قره داغی به داشتن چنین سرکرده ای در میان ایل خود افتخار و مباهات میکنند.

نظر به گواه تاریخ ومستندات مندرج در مفاد کتابهای تاریخی ،جوادخان امیرتومان از طرفداران سرسخت انقلاب مشروطه و شیخ محمد خیابانی از رهبران مشروطه از جمله ستارخان و باقر خان بودند و خدمات شایانی در پیروزی انقلاب مشروطه ایفا فرمودند.

عزیزان و سروران تاریخ دوست جهت آشنایی با این سردار بزرگ میتوانند به کتاب سلحشور شاهسونان جواد خان امیرتومان حاج خواجه لو نوشته استاد ارجمند یعقوب نیکزاد مراجعه فرموده وبا رشادتها و مکاتبات و مراسلات و احکام نسبت به شخصیت والای جوادخان آشنایی پیدا کنند.

درود به همه ی کسانی که در راه دفاع از وطن از جان و مال خودگذشته و این دیار را تا ابد بیمه کردند.

ارسال ازآقای عابد





نوع مطلب :
برچسب ها : انقلاب مشروطه و شاهسون ها، نقش شاهسون ها در انقلاب مشروطه، بزرگان ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 23 شهریور 1396
admin blog

پیشینهٔ تاریخی ایل شاهسون بغدادی

 

اعتقاد بر این است که شاهسون‌های بغدادی در خلال عصر صفوی مهاجرت کرده و در نزدیکی بغداد مسکن گرفته‌اند و در زمان نادرشاه از آن‌جا به شیراز برگشته‌اند. در زمان کریم خان زند جای ثابت و مشخص نداشته‌اند، تا این که به آقامحمدخان قاجار پیوسته‌اند و او ایشان را در زیستگاه کنونی‌شان مستقر ساخته‌است.

فتح السلطان- علی‌اکبرخان قرابیگلو [قرابکلو]- از عمویش ایمانعلی خان نقل می‌کرد که هفتاد طایفهٔ لک و آرخلو در مرز عثمانی سرحددار ایران بوده‌اند که توسط نادرشاه به خراسان کوچانیده شده‌اند. پس از مرگ نادرشاه به شیراز آمده‌اند و پس از مرگ کریم خان توسط آقامحمدخان قاجار در منطقه ساوه استقرار پیدا کرده‌اند. شواهد چندی وجود دارد که نظر خود شاهسون‌های بغدادی را مقرون به واقع نشان می‌دهد:

الف – وجود چنین باوری که نادرشاه آن‌ها را به خراسان کوچانیده‌است. ب- وجود ترانه‌هایی که در آن‌ها مسیر احتمالی مهاجرت اینان (تبریز، خراسان، شیراز، و مناطق آخرین محل استقرار) اشاره شده‌است.

ج- این که در منابع تاریخی معاصر نادر از انتقال ایلات و عشایر از نواحی ذهاب و کرکوک به خراسان سخن رفته‌است. به طوری که محمد کاظم در ذیل وقایع حملهٔ نخست نادر به بغداد می‌نویسد که وی از منطقهٔ ذهاب “… جماعت قرابیات و زنگنه و باجلان را کوچ داده، روانه دیار خراسان نمود که رفته در محال دارالسلطنه هرات سکنا نمایند… و به قدر چهار-پنج هزار نفر از آن جماعت ملازم گرفته مامور رکاب گردانید.

میرزا مهدی خان استرآبادی نیز در ذیل وقایع نخستین حمله نادر به بغداد از کوچانیده شدن گروهی از طایفه از بغداد به خراسان سخن می‌گوید. وی می‌نویسد:”… دو هزار نفر از طایفه بیات [را] که در هشت فرسخی کرکوک سکنی داشتند، کوچانیده روانه خراسان ساختند.

د- وجود جماعت شاهسون در نواحی کرکوک:در سیاحت‌نامهٔ حدود محمد خورشید پاشا عضو کمیسیون تعیین حدود ایران و عثمانی – به وجود سی خانوار چادرنشین «شَهسَوَن» (افراد ایل شاهسون بغدادی نیز خود را شَسَوَن می‌نامند) در دوز خورماتو به سال ۱۲۶۴ هـ. ق. اشاره شده‌است.

هـ – امکان ردیابی برخی از طوایف مهم ایل شاهسون بغدادی در سابقه تاریخی مناطق شرق و جنوب ترکیه، شرق و شمال سوریه، و شمال عراق.

لک: عباس عزاوی می‌نویسد که لک‌ها از قبایل ایرانی هستند که در شمال و جنوب عراق پراکنده‌اند و در بخش مندلی تابع قبیله قراالوس بوده‌اند.

در مورد لک‌های تابع قبیلهٔ قراالوس نکتهٔ جالب توجه در این‌جاست که اینان در سال ۱۱۲۰هـ. ق.(یعنی در حدود ۲۵سال قبل از کوچ احتمالی ایل بغدادی به خراسان) ترک زبان و شیعه مذهب بوده‌اند

که با توجه به وحدت مکانی، بعید نیست لک متعلق به قبیلهٔ قراالوس از بقایای لک مورد اشاره اسکندر بیک بوده باشد. محمد خورشید پاشا نیز در سیاحت‌نامهٔ حدود به وجود پنجاه خانوار چادرنشین لک در دوزخورماتو و هشت خانوار در کرکوک اشاره دارد.

کوسه‌لر: کوسه‌لر بزرگ‌ترین طایفهٔ شعبهٔ لک ایل شاهسون بغدادی است. بر اساس گزارش‌های اسکان عشایر در عثمانی، در سال ۱۷۰۸ میلادی. جماعت حاجی بهاءالدین‌لو در قریهٔ «کوسه‌لر» از توابع گلنار اسکان داده می‌شوند.در قرن نوزدهم نیز، بنابر تحقیقات فاروق سومر، طایفهٔ کوسه‌لر در «نازیللی» ولایت آیدین زندگی می‌کرده‌اند.

موصلو: از طوایف ترکمان نواحی دیاربکر و یکی از دو طایفه بزرگ آق قوینلوها بوده، و حکومت آن جا را در زمان سلطنت آق‌قویونلوها در دست داشته‌است. موصلوها به سرکردگی امیر بیک موصلو در سال۹۱۳هـ. ق. به نیروی شاه اسماعیل پیوستند و از جمله قزلباشان شدند

از سال ۹۲۷ تا ۹۳۵ هـ. ق. نزدیک به یک دهه حکومت در بغداد در دست بزرگان موصلو بود، تا این‌که در سال اخیر شاه طهماسب آن‌جا را فتح کرده و به حکومت آنان خاتمه می‌دهد.

دوگر: از طوایف مهم ساکن آناطولی، سوریه و عراق- موصل- ماردین و کرکوک – دقوق – که درگیری‌های بین قراقویونلوها و آق‌قویونلوها موجبات تقسیم و پراکندگی بسیار آنان را فراهم آورد. از طوایف دوگر در ناحیهٔ اردبیل نیز وجود دارند که توسط قراقویونلوها به آن‌جا کوچانده شده‌اند و اصالتاً متعلق به دوگرهای “اورفا” می‌باشند.

کلوند: بنابر گزارش محمد خورشید پاشا در سیاحت‌نامه حدود، در سال ۱۲۶۴هـ. ق. بیست و پنج خانوار چادرنشین از طایفه کله‌وند در دوزخورماتو زندگی می‌کرده‌است.

و- وجود مشابهت لهجه‌ای و همگونی ضرب‌المثل‌ها و داستان‌ها بین شاهسون‌های بغدادی و طوایفی از ترک‌های کرکوک که ساکن “تل عفر”، “آلتین کوپرو”، “تیسین”، “بشیر”ریا، “تازه خرماتو”،” توزخرماتو”، “امام زین العابدین”، “قاراتپه”، و “بیات لار” هستند.

دربارهٔ نحوه مهاجرت و وضعیت ایل طی مدت استقرارش در خراسان و شیراز منبع موثقی در دسترس نیست. مرحوم فتح‌السلطان، که بیش از یک صد سال عمر کرد (وفات۱۳۵۷)، از قول عمویش ایمانعلی خان که یکصدو بیست سال عمر کرده بود، برای نویسنده نقل می‌کرد که: جانی بیگ بزرگ ایل در سرحد عثمانی بوده‌است. سرخاب، یوسف و قاسمعلی خان برادران او بوده‌اند و قاسمعلی خان سرکرده نظامی ایل بوده‌است. در دوران؛ آشوب و سقوط اصفهان، احمدپاشا از قاسمعلی خان قول عدم تعرض گرفته مناطق غرب ایران را به تصرف خود در می‌آورد. نادر در حمله به بغداد پس از غارت ایل امر به کشتن قاسمعلی خان می‌دهد ولی با وساطت میرزا مهدی خان از کشتن او صرف نظر می‌کند. طوایف لک و آرخلو به خراسان عزیمت می‌کنند و قاسمعلی خان به خدمت نادر در می‌آید و به مقام میرآخوری می‌رسد. در بازگشت از هند به دلیل سرپیچی از امر نادر و به همراه آوردن غنایم مغضوب واقع شده و (به امر نادر گوش و یا بینیاو را می‌برند). وی در همین زمان در خراسان فوت می‌کند و در کنار سقاخانه حرم امام رضا(ع) به خاک سپرده می‌شود. به دنبال این حادثه، ایل شاهسون بغدادی اعتبار نخستین خود را از دست داده و در پی مرگ نادر از خراسان به شیراز مهاجرت کرده‌است. در شیراز، کریم خان زند به امید چیرگی بر دشمنان با علی خان شاهسون از تیره قاسملو پیمان اتحاد می‌بندد. پس از پیروزی کریم خان، علی خان شاهسون رئیس سواره نظام ایل شاهسون بغدادی در نزد او می‌شود. با مرگ کریم خان ایل شیراز را ترک می‌کند و سرانجام توسط آقامحمدخان در منطقهٔ ساوه مستقر می‌گردد.

مع‌الوصف، وجود طوایف و تیره‌های همنامی چون: لک، آرخلو، احمدلو، موصلو، و قوتولو بین ایل‌های بغدادی و قشقایی، و اظهار صریح عشایر متعلق به تیره توللی در هر دو ایل مبنی بر وجود همبستگی تاریخی با یکدیگر، جای شبهه‌ای در انتقال ایل شاهسون بغدادی از شیراز به منطقه ساوه باقی نمی‌گذارد. به علاوه این‌که، ترانه‌ای بین عشایر شاهسون بغدادی وجود دارد که در وصف کوه‌های شیراز است و گوینده آرزوی گذر از آن‌ها را می‌کند.

 

طایفه‌های ایل شاهسون بغدادی

ایل شاهسون بغدادی از دو شاخهٔ اصلی لک و آرخلو تشکیل شده‌است:

طایفه‌ها: کوسه‌لر – یاریجانلو – مخته‌بندلو (میخ‌توندلو) – دللر (دلیرلر) – قاراقویونلو (قراقویونلو) – حق‌جانلو (حاق‌جانلو) – احمدلو – الی‌قوردلو (علی‌قورتلو) – ساتلو (ساتولو – ساتلی) – قوتولو – دولتوند – چلبلو – شرفلو – کُردبخش لک
ایل شاهسون بغدادی
طایفه‌ها: قاسملو – کلوند – موصولو (موسولو) – سولدوز – حسین‌خانلو – دوگر – کَرَملو – قَرنلو – خدرلو – غریب‌لکلو – نقدورلو – اتک‌باسانلو – نلقاز (نیک‌کز) – خمسه‌لو (خمیسلو) – زیلیفلو – ذولفقارلو – آلوار یا کاروانلوبخش آرخلو

تیره‌های طایفهٔ کوسه‌لر

طایفهٔ کوسه‌لر شامل دو تیرهٔ اصلی است: ۱ – تیرهٔ اصلی کوسه (خاصا – تیره‌های اولیه) ۲ – تیرهٔ اصلی کوسه (تیره‌های ثانویه)

تیره‌های انشعابی: (خاصا): جانیلوی بزرگ (علی‌کُرلو – اسماعیل‌لو – جانیلوی کوچک) – قرابکلو – سرخابلو – یوسفلو – مدرم‌خانلو – (تیره‌های اولیه): خداورنلو – علی‌بکلو (علی‌بَی‌لی) – کَرلوتیره‌ی اصلی کوسه (تیره‌های خاصا، اولیه)؛
تیره‌های طایفه‌ی کوسه‌لر
تیره‌های انشعابی: کیچکین‌علی‌لو – تمیرلو (تیمورلو) – کیتین‌علی‌لو – شنبه‌لو – جمعه‌لو – یساول‌لو – رمضانلو – چایچامورلو – کُرداسدخان (قنبرلو) – ترکمن – سلمانلوتیره‌ی اصلی کوسه (تیره‌های ثانویه)؛

خالدلو و نظر لو و حرانلو نیز از تیرههای اصلی و خاصا کوسه لر میباشد.

چت اورداپ





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 6 شهریور 1396
admin blog
سلاملار سایین ائلداشلاریم
ائله اوجور کی بیلیریز بیزیم شاهسون ائلیمیزدن افغانستان دار قالان وار
او افغان لاران کی ساوایا گلن گئدن وار
سوروشوبام دئیلر کی هرات منطقه سینده عشایر کی داها ساکن اولوبلار شاهسون ادیدان واردیلار
فاما تورکو دیلیدن دانیشمیللار
دیللری دونوب وپشتو دانیشیللار
وهراتین چوخ کندلرینده سکونت وارلاری
وافغانلار کی ساوایا گلیب گدیرلر
اولارا دئیبلر کی ساوا دا شاهسونلر چوخدولار




نوع مطلب :
برچسب ها : سلاملار سایین ائلداشلاریم، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 18 فروردین 1396
admin blog
کوسه‌لر

تیره‌های طایفه‌ی کوسه‌لر

درباره ایل شاهسون بیشتربدانیم

کوسه ‌لر

کوسه لر بزرگترین طایفه شعبه لک ایل شاهسون بغدادی است. بر اساس گزارش های اسکان عشایر در عثمانی، در سال 1708م. جماعت حاجی بهاءالدین لو در قریه «کوسه‌لر» از توابع گلنار اسکان داده می شوند.(18)  در قرن نوزدهم نیز، بنابر تحقیقات فاروق سومر، طایفه کوسه لر در «نازیللی» ولایت آیدین زندگی می کرده اند.(19) در داستان «دوقلوهای ترک» خانم جاهید اوچوق از «مزرعه کوسه لر» یاد شده است.(20) هم اکنون در شمال آنتالیا محلی بنام کوسه لر وجود دارد و افراد بسیاری نیز در محلات فاتح، بایرم پاشا، زیتون بورنو، باغچه لیاولر، کوچوک کوی، یدی کوله، باغجیلار، قاضی عثمان پاشا، مرتر، حوجا مصطفی پاشا، و باکیرکوی استانبول زندگی می کنند که نام فامیل‌شان «کوسه لر» است.


مجله تاریخ/سال یکم-شماره یکم، بهار 1379/دکتر عطاءالله حسنی 



کوسه‌ لر


کوسه‌ لر نام طایفه‌ای بزرگ از ایل شاهسون بغدادی است که توسط شاه عباس در ائتلاف اتحادیه‌ی ایل‌های تشکیل دهنده‌ی سپاهیان شاهسون قرار گرفت و پس از بازگشت آنان به عراق نادرشاه قریب به اتفاق آن‌ها را از منطقه‌ی کرکوک و موصل به خراسان و افغانستان کوچاند. این ایل پس از استقرار در ایران دوران صفوی و زند و افشار و قاجار در جغرافیای ایران جابه‌جا شده و در حوالی آذربایجان، قزوین، شیراز، اصفهان و تهران که پایتخت بوده‌اند، اسکان یافته‌اند. پیش از آخرین اسکان که در منطقه‌ای بین ساوه، همدان و قزوین بوده‌، دارای تاریخچه‌ی مشخص بوده و متعاقب آن در دوران پهلوی اول مانند سایر عشایر کوچ‌رو، تخته‌قاپو  شده و اسکان یافته است. اسکان عشایر این ایل و طایفه‌ها و تیره‌های وابسته را به شهرهای اطراف کوچانده و نسل امروزی این مردم هم اکنون در شهرهای تهران، کرج، ساوجبلاغ، قم، اراک، ساوه و برخی در روستاهای قدیمی اطراف ییلاق‌ها وقشلاق‌هایی گذشته روزگار خود را سپری می‌کنند.

به نظر روستای کوسه ‌لر از محل‌هایی باشد که زمانی این طایفه از شاهسون‌ها در آن سکونت داشته یا ییلاق و قشلاق آن‌ها بوده است. مقایسه‌ی لهجه‌ی روستاییان یا دامداران آن اطراف یا داستان‌های پیرمردها و پیرزنان باقی مانده می‌تواند تا حدودی به روشن شدن این مطلب کمک کند.

روایتی نیز در طایفه است که واژه‌ی کوسه‌لر مخفف و ترکی شده‌ی واژه‌ی کوه‌سار است، چرا که در گذشته این طایفه بیشتر در منطقه‌های کوهستانی به سر می‌برده است.



 

طایفه‌های ایل شاهسون بغدادی:

الف - بخش لک:

1.کوسه‌لر
2. یاریجانلو
3. مخته بندلو (میخ توندلو)
4. دللر (دلیرلر)
5. قاراقویونلو (قراقویونلو)
6. حق جانلو (حاق جانلو)
7. احمدلو    
8 . الی‌قوردلو (علی قورتلو)
9. ساتلو (ساتولو - ساتلی)
10. قوتولو
11. دولتوند                      
12. چلبلو
13. شرفلو
14. کُرد

ب - بخش آروخلو:

1. قاسملو
2. کلوند
3. موصولو (موسولو)
4. سولدوز
5. حسین‌خانلو
6. دوگر
7. کرملو
8 . قرنلو
9. خدرلو
10. غریب‌لکلو
11. نقدورلو
12. اتک‌باسانلو
13.  نلقاز (نیک‌کز)  
14. خمسه‌لو (خمیسلو)
15. زیلیفلو
16. ذولفقارلو
17. آلوار یا کاروانلو



 




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 22 اسفند 1395
admin blog
اشعار فولکلور شاهسون ائل بغدادی

اخبار شاهسون
بچه ها اشعار مخصوص به خود داشتند که در ذیل به یک نمونه اشاره می کنیم 

این شعر از استاد حمید قرایی از طایفه دلیلر ( دللر ) روایت میشود :

اوشودوم آی اوشودوم
داغدان آلما داشیدیم
آلمالاریم آلدیلار
منه ظولوم قیلدیلار

من ظولومنان بئزارام
درین قویو قازارام
درین قویو بئش گئچی
بئشی ده ارکک گئچی

گئچی قازاندا قاینار
قنبر یانیندا اوینار
قنبر گئتدی اودونا
کرکی ده ییب بودونا

کدکی دویو قمیشدی
دسته واری گوموشدو
گوموشو وئردیم تاتا
تات منه داری وئردی

دارینی سپدیم قوشا
قوش منه قانات وئردی
قاناتلاندیم اوچماغا
حاق قاپوسون آچماغا


حاق قاپوسو کیلیددی
کیلیدی بابام بوینوندا
بابام گیلان یولوندا
گیلانی دولان سر به سر
هامی یئرین آهو گزر
آهونون بالالاری
منی گوروب کیشنه دی
دئدی الییده کی اوخدو ؟
آرپا یا بوغدای یوخدو ؟

دئدیم : منده هئچ زاد یوخدو
شاهین قیزینده چوخدو
اوتوروب کیلیم توخوییر
یانیندا قوشلار اوخوییر

یازار بویوک قارداشی 
الینده حق کلامی
اوخوییر کیچیک قارداشی

هرنه دئدیم اوزومه
الیم قویدوم گوزومه
گلین گئدک یئویمیزه
ناغیل دئییم من سیزه

ابوالفضل فردوسی ( عارف )




نوع مطلب :
برچسب ها : حمید قرایی از طایفه دلیلر، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 22 اسفند 1395
admin blog

ایلات خمسه


ایلات خمسه یک کنفدراسیون ایلی در فارس است که شامل ایلی فارسی زبان به نام باصری[۳]، سه ایل ترک زبان به نام‌های بهارلو ،اینانلو ونفر؛ و همچنین ایلی عرب زبان به نام عرب خمسه است.[۴]

اتحادیه ایلی یا بزرگ ایل، از اتحاد چند ایل و طایفه بزرگ تشکیل می‌شد که و از لحاظ گستردگی همانند یک دولت کوچک در ایران عمل می‌کرد که توسط ایلخانی و ایل‌بیگی اداره می‌شد، نمونه دیگر اینگونه اتحادیه، ایل بختیاری، بویراحمدی و قشقایی است است که مانند بسیاری از اتحادیه‌های ایلی متأخر ایران مخلوطی از قبیله‌هایی با ریشه‌های قومی گوناگون است.ایلات خمسه از حیث زبان و نژاد متفاوت اند. ایل باصری، فارسی زبان و ایرانی هستند. ایلات بهارلو، اینانلو و نفر؛ ترک زبان و منشأ ترکی دارند. ایل عرب، نیز عرب زبان و عرب نژاد است. میرزا حسن فسایی، به تفصیل درباره ایلات خمسه (اینالو، باصری، بهارلو، عرب و نفر) در فارسنامه، سخن گفته است.[۵][۶]

در واقع جمع این ایلات اتحادیه‌ای است سیاسی که دولت مرکزی در برابر نفوذ و قدرت روزافزون قشقائی‌ها به تشکیل آن دست زده است. با اینکه ایلات پنج‌گانه فوق از برخی جهات با هم تفاوت فاحش دارند، با این حال علاوه بر اتحادیه سیاسی که آنها را با هم متحد ساخته است، در ساخت اجتماعی سیاسی، نیز تابع یک نظام و سلسله مراتب ایلی هستند.ایوانف، به درستی می گوید:«ائتلاف عشایر خمسه نه یک اتحاد نژادی که یک اتحاد سیاسی [بوده] است.»

عشایر خمسه بر خلاف قشقائی‌ها که هیچ‌گاه عادت چادرنشینی و کوچ کردن خود را ترک نکرده‌اند بیشتر آن‌ها به استثنای تعداد کمی که هنوز در واحدهای کوچک کوچ می‌کنند در نقاط مختلف استان فارس به خصوص شهرهای شیراز، داراب، بوانات، لار، سعادت شهر، فسا،استهبان،حاجی آباد،دبیران، مرودشت و جهرم ساکن شده‌اند

با ارزش‌ترین پژوهشی که در ایلات خمسه فارس انجام گرفته، کاری است که فردریک بخت روی ایل باصری انجام داده است.[۷]

در ایلات خمسه تعدادی طایفه مستقل نیز وجود دارند که از لحاظ سیاسی به هیچ ایلی وابسته نیستند و معمولاً بازمانده ایلی بزرگ بوده اند که در اثر حمله یا مهاجرت پراکنده شده اند و جمعیت چندانی هم ندارند که ایل نامیده شوند.ازین قیبل طوایف،طایفه کردشولی را می‌توان نام برد.





نوع مطلب :
برچسب ها : ایلات خمسه، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 4 اسفند 1395
admin blog
ماهنامه ائل بیلیمی
خدمت خوانندگان سایت شاهسونلر عرض سلام و ادب دارم .
عکسهای فوق از ماهنامه ائل بیلیمی است که دوستان عزیز بخصوص جناب مهندس علیرضا صرافی زحمت چاپ آن را می کشند .
بنده هم بعنوان عضو کوچکی از خانواده بزرگ ایل شاهسون بر خود لازم دیدم به دعوت این ماهنامه لبیک گفته و دانسته هایی که از گذشتگان به بنده حقیر رسیده را به مشتاقان دنیای فولکلور ترکان انتقال دهم

این دو عکس نوشته ای است به زبان ترکی شاهسونی که ترجمه آن را در ذیل تقدیم می کنم : 
حرمت اجاق در میان شاهسونان 
ابوالفضل فردوسی 
اجاق به جایی اطلاق میشود که در آن آتش روشن می کنند و بر روی آن نان می پزند ، دیگ بار می گذارند ، و جهت  پخت و پز برپا می گردد.
اجاق دارای حرمت باید از سه پایه سنگی درست شده باشد که در میان شاهسونها دارای حرمت فراوانی بوده است و میباشد .
۱ . اگر کسی به اجاق خود یا اجاق کس دیگر قسم میخورد اگر سرش می رفت سخنش را نمی شکست.
۲ . آن زمان که عروس را می خواستند روانه خانه بخت کنند . پدر یا عموی بزرگ عروس دست او را می گرفت و سه مرتبه به دور اجاق خانه پدر عروس می گرداند سپس عروس خم میشد و پای پدر و در صورت فوت وی از پای عموی بزرگش می بوسید . پدر یا عمو یک اورکن ( طناب ویژه ای که بصورت نوار باریک است ) به عروس می داد و او را دعا می کرد مثلا : 
انشاالله در خانه شوهر جایگاهت عزیز باشد .

photo_2017-02-21_21-26-24photo_2017-02-21_21-26-32
ادامه دارد ...




نوع مطلب :
برچسب ها : ماهنامه ائل بیلیمی، ابوالفضل فردوسی، سایت شاهسونلر، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 3 اسفند 1395
admin blog
یاشماق چیست 
از رسوم کهن ترکان به معنی نیمه پوشاندن صورت و تمرین سکوت در برابر بزرگتر است این عمل نوعی قداست محسوب می‌شود و در میان شاهسون ها، ترکمنان و افشارها ادامه دارد
#لباس شاهسون
photo_2017-02-21_21-23-46




نوع مطلب :
برچسب ها : یاشماق، لباس شاهسون، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 3 اسفند 1395
admin blog
شرحی بر تاریخچه طایفه قورد ایلرکی اینالو

 وجه نامگذاری شهر هفتکل

دراوایل ورود لرکی ها اینانلوشاهسون به خوزستان، بختیاری ها عمداً حدود مرزی خود را مخصوصاً در قشلاق به آنها دادند و ایلراه لرکی ها هم طوری بود که در مسیر نا امن کوچ به چهارمحال مرتباً درخطر دستبرد برخی راهزنان طوایف منطقه بودند. علاوه بر آن ایلراه لرکی بُعدِ مَسافت بسیار بیشتری نسبت به تمام طوایف بختیاری داشت و با در نظر گرفتن شرایط آن زمان، میتوان گفت طولانی ترین و سخت ترین مسیر کوچ در خوزستان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، فارس و اصفهان ایلراه لرکی بود! 
در اولین کوچها از قشلاق به ییلاق چند تیره از طایفه لرکی در منطقه ای بنام تخت کهو در نزدیکی هفتکل کنونی اُتراق میکنند. چادرها به شکل موقت برپا شده، سنگچین های دایره ای موقت (قاش) برای نگهداری گوسفندان پرشمار خود میچینند. به جرات میتوان گفت کمتر طایفه ای در خوزستان به اندازه لرکی ها در پرورش گوسفند تبحر داشت. 
همچنین بعد از اعراب خوزستان که بصورت سنتی شتر دار بودند. بزرگترین گله های شتر از آنِ لرکی ها بود و مسیر کوچ را با شتر می پیمودند. [لرهای بختیاری بدلیل مسیر سخت کوهستانی و صعب العبور کوچ به چهارمحال ترجیح میدادند به پرورش بز بپردازند چرا که خلق و خوی وحشی بز نسبت به گوسفند از آنها موجودات جان سخت تری ساخته و با جغرافیای کوهستان سازگار تر بود.]
خروس خوان حاجی گرگعلی بیگ به سرکشی دامها میرود و نگهبانان را دست و پا بسته و زخمی و  قاش ها را باز شده میبیند !
حاجی عیوض را خبر میکند
حاجی اروجعلی هم پا در رکاب مینهد...
تفنگچی ها همه سوار بر اسب میشوند.
لرکی ها خوب می دانند اولین دزدی، آخرین نخواهد بود و اگر قصد ماندن دارند به کم شدن یک رمه هم نباید رضایت دهند! 
با پیگیری رد پا و دفعیات گوسفندان به محل تپه ای در ورودی کنونی شهر هفتکل میرسند،
حاجی گرگعلی بیگ قدی کوتاه و هیکلی فربه داشت، میگفتند تفنگ او از خودش بلندتر بود! 
اخطار میکند که رمه هایم را پس بدهید با شما کاری ندارم و...
افراد طایفه[ق] حرف او را وقعی نمینهند 
درگیری شروع میشود، ساعتی میگذرد 
از هشت نفر دزد هفت نفر کشته میشوند 
نفر هشتم با التماس تقاضای بخشش میکند 
در هر دو سوی، کسی درست زبان دیگری را نمیداند!
گوش نفر هشتم بریده میشود! 
و برای نشان دادن حد و مرز مشخص
بر آن تپه هفت سنگچین یا سامان بنا میشود. 
[ چند ده سال بعد با کشف نفت و گاز در آن منطقه هفتکل که بیابانی بیش نبود به یکی از قطبهای اقتصادی ایران تبدیل میشود و نام هفتکل به شهرت جهانی میرسد! ]
مدتی بعد ریش سفیدان طایفه ق[کشته شدگان] برای گرفتن دیه خون پسرانشان نزد لرکی ها میروند 
حاجی گرگعلی بیگ اینانلوشاهسون میگوید: بروید به طایفه تان بگویید آنها را گرگ و توله هایش خوردند! 
من تاوان کشتن دزد نمیدهم!
photo_2017-02-21_21-20-08




نوع مطلب :
برچسب ها : شرحی بر تاریخچه طایفه قورد ایلرکی اینالو، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 3 اسفند 1395
admin blog
ازءلدن لذذتله ،یوغرولوب آشین 
سنده گوزون آچان،بیلمه دی یاشین
اونا سئوینج وئریر ،توپراقین داشین
ائله بئزه نیب سن ،قوماشا دونیا
.............

بیر شیرین میوه سن ، مین بیر هوسده 
قوجا دا برک توتور ، آخیر نفسده 
سنه    مئیل سالان ، قالدی   قفسده 
حسرت -حسرت ائتدی ،تاماشا دونیا
.............

چوخو گلدی سنده ،گوموش زر گزدی 
گورمه دی اطرافین، فقط شر گزدی 
ائله سی وار عمرونده دردسر گزدی
سانکی چیخیب دیلار ،ساواشا دونیا 
...........

قارا گوز گلمه دن ،فراقه گئتدی 
مجنون گزدی لیلی، سراغه گئتدی 
عارف لر ترک ائتدی ،طلاقه گئتدی 
حسرت قالدی یارا  -یاواش آ دونیا 
............
"ساکیت" بیر ایشیق دی اینانماز سنه 
درس آلیب دیر، باخماز اءوتن -یئتنه 
پیرلر پیری ،قویماز  دوشه  چتینه 
آغیار  گوزو  ،نوردا   گاماشا  دونیا
............

اکبر اینانلو .پارس آباد.1380/05/17




نوع مطلب :
برچسب ها : ازءلدن لذذتله، یوغرولوب آشین، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 3 اسفند 1395
admin blog
رتبه بندی طوایف موغان از نقطه نظر جنگجو بودن


1. طایفه ی حاج خواجه لو با ریاست جواد خان.

2. طایفه ی الارلو با ریاست نجفقلی خان.

3. طایفه ی قوجه بیگلو با ریاست بهرام خان.

4. طایفه ی گیگلو با ریاست حاتم خان گیگلو.

5.طایفه ی اجیرلو با ریاست نصرت شاهین.

6. طایفه ی عیسی لو با ریاست امیر اصلان بیگ.

7. طایفه ی طالش میکائیل لو با ریاست فرض الله بیگ.

8. طایفه ی قره داغلو با ریاست مصطفی خان.

9. طایفه ی زرگر با ریاست بدل بیگ.




نوع مطلب :
برچسب ها : رتبه بندی طوایف موغان از نقطه نظر جنگجو بودن، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 3 اسفند 1395
admin blog
نام آوران شاهسون
 طایفه در دوران فتحعلی شاه قاجار از گنجه ی امروزی وارد ایران دشت مغان شده اند که جزو بزرگترین طوایف شاهسون محسوب میشود . از دلاور مردان این طایفه میتوان به جواد خان امیر تومان اشاره کرد که فردی نترس و جنگاور بوده است.
جواد خان امیر تومار :

از طرف مادر از تیره حاج محمد لو از طایفه حاجی خواجه لو و از طرف پدر از تیره محمد خانلو از طایفه حاجی خواجه لو می باشد . نام مادرش گل اندام دختر حاج محمد بود .
جواد خان حاج خواجه لو در سال 1320 روز قبل از تجاوز نیروهای روس به نواحی شمال و شمال غرب ایران دار فانی را وداع گفت.
نام آوران شاهسون 
جنگ سرانداز خانم خواهر جوادخان امیر تومان با لشگریان روس سرانداز خانم که جوادخان به خاطر رشادت وسلحشور ی وی، او را برادر خطاب می کرد در زمان حمله شوروی به خاک ایران عزیز دوشادوش برادر خویش با پوشش لباس جنگی مردانه در میدان نبرد با لشگریان روسیه می جنگید و مواظب سنگر حوادخان نیز میشد وبا استفاده از تاکتیک جنگی صدها سالدات روسی را به قتل می رساندند شهامت وشجاعت این زن وطن پرست عشایر ،پس از گذشت یک قرن هنوز هم در اذهان عشایر ورد زبان شده واشعار آن زمان را که در وصف او سروده اند در مجالس ومحافل اعم از زن ومرد بیان می نمایند
یند از ایشان سئوال می فرمایند که چه لزومی است شما به مانند برادر خود در میدان نبرد با بیگانگان دوشادوش برادر نامدار خود مشغول جنگ می شوید ؟
بیان فرموده که با شوهر خویش عهد وپیمان کرده ام که در زمان جنگ باید به برادر خودم جوادخان کمک کنم وتحمل تنها گذاشتن او در میدان جنگ را ندارم وبه رزمندگان جنگی کمک  وخود فرماندهی قسمتی از جنگ را به عهده می گیرم وشوهرم نیز آن را قبول کرده بنابرین در تمامی جنگ برادرم شرکت وتحمل تنهایی  وی را در جنگها ندارم.
شعر سروده در قهرمانی سرانداز در زمان جنگ روس لعنتی وایران که به تقویت روحیه سلحشوران می سرودند:
توفنگی دولدور سرانداز !    
بایراغی قالدور سرانداز !
گوجووی بیلدور سرانداز !     
آی سرانداز، آی سرانداز *





نوع مطلب :
برچسب ها : نام آوران شاهسون، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 3 اسفند 1395
admin blog
نبرد گنجه ودلاوری ایرانیان

ژنرال سیسیانوف در ۲۲ نوامبر۱۸۰۳ (۷ شعبان۱۲۱۸ هـ.ق) با نیرویی بزرگ وارد حومه و دروازه‌های شهر گنجه شد.

جوادخان به مدافعه برخاست و مهاجمان را به شهر راه نداد. او به دفعات درخواست ژنرال روسی را دایر به تسلیم و تحویل قلعه رد کرد، و در آخر پیغام داد که:

 (شما باید جسد مرا در پای دیوار قلعه پاره‌پاره بکنید تا بتوانید داخل قلعه شوید.)

جوادخان در اثر خیانت تعدادی از ارامنه و متفرق شدن نیروهای شمکور و شمس‌الدینلوها به قلعه شهر پناه برد، و به امید رسیدن قوا از آذربایجان به وسیله عباس میرزا، تا آخرین قطره خون از قلعه مدافعه کرد.

 بنا به نوشته مآثر سلطانیه نامه‌های او به دربار رسید و فتحعلی شاه هم نیروهایی به فرماندهی سعیدخان‌دامغانی را روانه گنجه کرد  ولی به علت فصل شدید سرما (دی ماه) و دوری راه، قوای اعزامی نتوانستند به موقع به گنجه برسند، مگر سعید بیک غلام چاپار که خود را به قلعه رسانیده بود.

قوای مهاجم، راه آب شهر را بستند و مردم و مدافعان را به مخاطره انداختند. در شب سرد و تاریک آخرین روز رمضان، روس‌ها با شلیک توپ‌های عظیم از جانب دروازه‌های قراباغ و تفلیس، شهر را از طرف غرب و شرق مورد حمله قرار داده تا سپده‌دم زیر آتش گرفتند.

 در بامداد روز عید فطر به ۶۰ قدمی قلعه رسیدند. مردم شهر نمدها و پارچه‌ها را به نفت آغشته و آتش می‌زدند و بر سر روس‌ها می‌ریختند.

جنگ خونین تا ظهر ادامه پیدا کرد. بعدازظهر نیروهای ژنرال پورتیناکین در حمایت آتش توپخانه، نردبان‌ها به دیوار قلعه نهادند و سه برج حصار را گرفتند. ولی جوادخان و یارانش دشمنان را از این برج‌ها بیرون راندند.

 در حین جنگ دو برج دیگر به اشغال روس‌ها درآمد و جوادخان هم مجروح شد. حسینقلی آقا پسر جوادخان به امداد پدر آمد ولی او فرزندش را به دفاع موضع دیگر فرستاد و خود با شمشیر آخته سرتوپ ایستاده تا آخرین قطره خون دلیری و مدافعه کرد و سرانجام جان سپرد و فرزندش نیز کشته شد .

هنگامی که خبر کشته شدن جوادخان و حسینقلی آقا به خانه رسید، صدای شیون بلند شد، اما سرونازخانم، همسر جوادخان فریاد زد:

(جوادخان کشته شد؛ اما ایران که نمرده است، همه جا را سنگر ببندید و آماده باشید تا به جوادخان بپیوندیم. آنگاه گفت شاهنامه را بیاورید تا تفالی بزنیم، امروز روز رزم است و دیوان حافظ را جایی نیست . وقتی که کتاب را گشود، با بانگ رسا گفت که گوش کنید که چه می گوید:

همه سر به سر تن به کشتن دهیم            از آن به که کشور به دشمن دهیم

کتاب را بست و گفت: شنیدید، پس عمل کنید.)

روس‌ها در دوم شوال ۱۲۱۸ هـ.ق قلعه گنجه را گرفتند و دروازه‌های شهر را به روی مردم بستند، و جمله را قتل عام نموده دارایی شهر را به غارت بردند و مساجد را ویران کردند.

در شهرگنجه ۷۰۰۰ نفر کشته شده و ۱۸۰۰۰ نفر اسیر شدند که اکثرشان زنان بودند. ۵۰۰ نفر از اهالی شهر که بیشترشان زنان و مردن مسن و اطفال خردسال بودند به مسجد پناه بردند.

به دستور سیسیانوف همه آن‌ها را در مسجد قتل‌عام کردند. به فرمان وی، جامع بزرگ شهر به کلیسا تبدیل شد و نام شهر نیز به الیزابت پول تغییر کرد.

 حتی پس از اینکه حکومت تزاری از بین رفت، باز نام آن شهر را تغییر دادند و نام آن را (کیروف آباد) گذاشتند، تا سرانجام پس از فروپاشی شوروی، گنجه بار دیگر نام اصلی خود را بازیافت.
بازماندگان

خانواده جوادخان که پس از کشته شدن وی در زندان بودند، به دست مارکز پاولوچی همراه چند تن از خان‌های قزلباش آزاد می‌شوند. فرزند ارشد جوادخان، حسینقلی خان بود که همراه با پدر در نبرد گنجه کشته شد.

 فرزند دیگر او اغورلوخان پس از پیروزی سپاه ایران بر قوای روس در آغاز جنگ دوم ایران و روس و در پی باز پس گیری گنجه توسط لشکریان ایران، به فرمان شاهزاده عباس میرزا نایب السلطنه به عنوان حاکم گنجه تعیین شد.

 ولی او فقط چند ماه حاکم گنجه بود زیرا پس از شکست ایران از روسیه و عقد قرارداد ترکمانچای و تصرف مجدد گنجه به وسیله قوای روسیه تزاری، برای همیشه به حکومت زیاد اوغلی خان گنجه پایان داده شد.




نوع مطلب :
برچسب ها : نبرد گنجه ودلاوری ایرانیان، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 3 اسفند 1395
admin blog
خاندان جواد خان و بیگلربیگی گنجه

جوادخان از تیره زیادلو یا زیاداوغلوی ایل قاجار بود که از زمان صفویه در گنجه سمت بیگلربیگی داشتند. قاجارها ظاهراً مقارن با قیام شاه اسماعیل در گنجه ساکن شده‌اند و زیاداوغلوها از دوره شاه طهماسب در گنجه حکومت یافتند.

در تاریخ‌های صفویه، مخصوصاً در «عالم آرای عباسی» تألیف اسکندربیگ منشی، جای جای ذکر حکومت تعدادی از سران آن خانواده در گنجه و کوشش‌های آنان در جنگ‌ها آمده است.

نیای بزرگ جواد خان، خضر بیگ قاریمیش قاجار اولین فرد از خاندان زیاد اوغلی بود که نزدیک سال ۹۰۰ قمری از آناتولی و شام به همراه ایل قاجار به ایران آمده و در مسلک پیروان صفوی درآمد.

 شاهوردی خان (درعصر شاه طهماسب) اولین کسی از خاندان زیاد اوغلی قاجار بود که درسال ۹۶۱ قمری به فرمانروایی قره باغ منصوب گردید و گنجه را کرسی نشین ایالت قراباغ کرد. شاهوردی خان در جنگ‌های ایران با عثمانی و شورشیان لزگی و گرجی، هنرنمایی‌های جنگی فراوانی از خود نشان داد.

درزمان شاه عباس صفوی، محمد خان زیاد اوغلو، از نیاکان جوادخان، فرمانروای گنجه بود و هنگامی که دولت عثمانی در ۲۸ اکتبر ۱۵۴۹ به گنجه هجوم کرد، محمدخان زیاداوغلو با خالی کردن کل شهر و مردمان، به کناره‌های ارس کوچ نمود و چیزی برای دشمن باقی نگذاشت (زمین سوخته).

 هنگامی که شاه عباس بصورت موقت با عثمانی صلح کرد، محمد خان زیاد اوغلو با جمعی از امرای قزلباش، قلعه گنجه را محاصره کرده بود.

 اما به دستور شاه عباس دست از محاصره کشید تا شانزده سال بعد با پیروزی نیروهای ایران، دوباره فرمانروای گنجه شد.

پس از محمدخان زیاداوغلو، محمد قلی خان و مرتضی خان زیاد اوغلو، به فرمان حکومت مرکزی بیگلربیگی گنجه بودند و در ۱۶۶۴ میلادی، اغورلوخان بیگلربیگی گنجه و قراباغ شد.

 دیوان او به زبان فارسی، چهارهزار و دویست بیت دارد و در کتابخانه آستان قدس رضوی به شماره ثبت ۵۵۵ نگهداری می‌شود که به دستور نوه او یعنی جوادخان زیاد اوغلو نسخه برداری شده است و بعنوان زیادی و مصاحب تخلص می کرد.

نادرشاه – که قزلباش نبود - برای کاهش نفوذ و اقتدار این خاندان و تسری قدرت خود در مناطق متعلق به این خاندان و تقویت قدرت و نفوذرقبای محلی آنان، قلمرو آنان را به ناحیه گنجه محدود کرد و قراباغ را از حکومت خاندان زیاد اوغلی جدا نمود.

به گفته عباسقلی آقا باکیخانوف :

(حکام گنجه و قراباغ نیز به لقب زیاد اوغلی قاجار از پل خدا آفرین تا قریه شولاور گرجستان بالاتر از پل سنق حکمرانی می‌نموده‌اند. چون در شورای کبرای مغان به سلطنت نادر شاه رضا نداده و در طلب استقرار دولت صفویه بودند،

نادرشاه نیز بعد از تمکن بر سریر سلطنت ایران به مقام کسر حشمت و اقتدار ایشان برآمده بسیاری از اهالی قراباغ را به خراسان کوچانده ملکان برگشاط و خمسه را از تحت اختیار ایشان به در کرده و به سردار آذربایجان سپرد

و محال قزاق را که هلاکو خان از ترکستان و محال بوزجالو را که شاه عباس اول از بوزجالوی عراق آورده در سرحد گرجستان نشانیده بودند به اختیار والی گرجستان داد. به این سبب خوانین مذکوره به غایت ضعیف گشته به حکومت حوالی گنجه اکتفا داشتند.)

تغییراتی را که نادرشاه در قلمرو حکومت موروثی گنجه و قراباغ به وجود آورده بود، پس از قتل او برقرار ماند و از طریق تشکیل حکومت محلی قراباغ توسط پناه خان جوانشیر، تثبیت شد و حکومت موروثی خاندان زیاد اوغلی منحصر به ناحیه گنجه گردید و تا تهاجم ارتش روسیه به قفقاز وضع به همین حال باقی ماند.

ناحیه‌ای که امروزه جمهوری آذربایجان و ارمنستان نامیده می‌شود، تا پیش از جنگ‌های ایران و روسیه و انعقاد قراردادهای گلستان ( ۱۲۲۸ ق) و ترکمانچای ( ۱۲۴۳ ق)، در قلمرو کشور ایران قرار داشت و حکومت‌های موروثی نواحی مختلف آن نظیر لنکران، باکو، قراباغ، شماخی، شیروان، قبه و دربند، گنجه، نخجوان و حتی ملکان خمسه ارمنی نشین قراباغ، اتباع دولت ایران بودند.

 این حکومت‌ها بطور عمده از دوران صفویه و افشاریه شکل گرفته و به رغم اینکه بعضی از آنان در دوران‌های فترت و یا ضعف دولت‌های حاکم بر ایران به وجود آمده بودند، پس از اینکه ثباتی در اوضاع و احوال کشور و دولت ایران فراهم می آمد، اطاعت خود را از دولت حاکم بر ایران، ابراز می‌داشتند.

در این میان وضعیت حکومت موروثی ناحیه گنجه و خاندان حکومتگر زیاد اوغلی قاجار، یعنی حکام گنجه و قراباغ، از سایر حکومتهای محلی آن سامان تمایز داشت و تقریباً می‌توان گفت که قدیمی‌ترین حکومت موروثی محلی آن سامان به شمار می‌رفت.




نوع مطلب :
برچسب ها : خاندان جواد خان و بیگلربیگی گنجه، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 3 اسفند 1395
admin blog
بختیار علی مرادى"موغان اوغلو"شاهسون
له له

دوزو دوز گؤره نى،اَیرینى اَیرى
باسیرلار گؤزلرى كور اولور له له
نامرد قاباغیندا كیم بویون اَیَر؟
ظالیمى دیكلدن زور اولور له له

یامانلیق دونیانین دَییشیر رنگین
حاقّى دانیشانین ازیرلر اَنگین
مئشه لر سولطانى،شیرین،پلنگین
یئرى تؤلكو قوران تور اولور له له

باغبان ناشى اولسا،باغ الدن گئدیر
چوبانسیز-چولوقسوز داغ الدن گئدیر
بوستانلار پوزولوب تاق الدن گئدیر
یئمیشلر،قارپیزلار اور اولور له له

"موغان اوغلو"منه دوست اولوب قنیم
اؤزگه دَییرمان دا دارتیلیر دَنیم
باخ گؤر بو دردلردى سینه مده منیم
كؤزه ریب،قیزاریب قور اولور له له

بختیار علی مرادى"موغان اوغلو"شاهسون




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 3 اسفند 1395
admin blog
هر کیم ایتیره اصلینی اینسان اولا بیلمز

قارتال نه قدر آج قالا ترلان اولا بیلمز

اوزگه دیلین اورگشسن اگر اوز دیلین آتما

هر قیرمزی داش دریادا مرجان اولا بیلمز

اوزگه دیلی سئل تک آخان اولسا دئنن آخسین

چایلار نه قدر داشسادا عمان اولا بیلمز

اورگتدی آنام لای لای ایله تورکو بئشیگده

تورک اوغلو ندن ال چکه اوندان اولا بیلمز
استاد شهریار




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 3 اسفند 1395
admin blog

♣♣♣♣♣♣

اگر شاعیر اولام شعریم ائلیمدی

اگر عاشیق اولام عشقیم ائلیمدی

اگر بیر عؤمر یازام مطلب کیتابه

اونون کؤهنه جیلدی منیم ائلیمدی

گره ک قوربان اؤلام من اوز ائلیمه

باشیم اوجا فخر ائدیرم دیلیمه

علی یازیر بؤیوک عاریف تیلیمه

یازدیغیم سئودیگیم سوزلر ائلیمدی

علی حاجیلی تیرماه93





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 1 اسفند 1395
admin blog

شاهسون ایل بغدادی ازدو سر شاخه زیر تشکیل شده است :

1 لک

2 آرریخلی .

که هر کدام از این سر شاخه ها دارای طوایفی می باشند .

مجموع طوایف ایل شاهسون بغدادی 32 طایفه به شرح زیر می باشد :

1 قاراقویونلو

2 کوسه لر

3 دلیلر ( دللر )

4 سولدوز

5 یارجانلی

6 حاققی جانلی

7 احمدلی

8 موسولو

9 شرفلی

10 کرملی

11 کله ون

12 موختابند لی ( موخته ون لی )

13 قرنلی ( قرللی )

14 چلبلی

15 ذولفوغارلی

16 کاروانلی

17 اتک باسانلی

18 میغن

19 نیلغاز

20 دوگر

21 قوتولو

22 ساتیلی

23 حوسن خانلی ( حسین خانلی )

24 اینانلی ( ایناللی )

25 الی قوردلو ( علی قوردلو )

26 خیدیرلی

27 قسیملی ( قاسم لو )

28 زیلیق لی

29 قریب لک

30 حسن لی

31 آغ قویونلو

32 دئولته ون

قشلاق این ایل از گوی داغ ( کیلومتر ۵۰ اتوبان قم - تهران ) شروع و تا اطراف شعر ساوه و زرند پراکنده اند

ییلاق این ایل هم اطراف شهرستانهای قروه ، رزن و آوج همدان بوده است.






نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 1 اسفند 1395
admin blog

اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی

کوه در زندگی یک شاهسون دارای اهمیت های ویژه ای داشت و گاه اتفاق می افتاد که یک شاهسون مجبور میشد در زمستان گذارش به کوهستان پر برف بیفتد و این گذار و بازگشت از کوه منجر به دلواپسی نزدیکان میشد و مبارزه این شخص با کوه و برف برای وی و اطرافیان مهم بود اما گاه این سفر به طول می انجامید و شخص جهت بازگشت به ایل زمان زیادی را صرف می کرد و خوب می دانست چه دلهایی برای او می تپد و چه چشمهایی نگران وی به جاده می نگرند تا او برگردد .

و این عرض حال یک شاهسون پیروز در مبارزه با کوه سرما و برف ...

داغیستاندا داغام من

دیلیم یوخدو لالام من

دوستلارا خبر وئرین

اولمئیبم ساغام من

داغیستان : کوهستان

داغ : کوه

دیل : زبان

اولمئیبم : نمرده ام

ساغ : سلامت . صحیح

در کوهستان من مانند یک کوه مقاوم هستم

درست است از سرما زبانم بند آمده است

اما به دوستان خبر دهید

نمرده ام و زنده ام .

حال این طرف این قضیه نزدیکان و دوستان آن شخص نگران و ناراحت هستند و چشم انتظار .

اینک عرض حال این دوستان...

نم دوشوبدو اوز اوسته

گوزوم قالیب دوز اوسته

یاردان خبر وئره نین

موشتولوغو گوز اوسته

نم : در اینجا اشک

اوز : صورت

اوسته : بر روی ِ

گوز : چشم

دوز : جای صاف ، در اینجا جاده

موشتولوق : مژدگانی

بر روی صورتم اشکی نشسته است

و چشم به جاده دوخته ام

آنکه از یار خبری بدهد

مژدگانی اش بر روی چشمانم.

اشعار از کتاب بایاتی چل یکدنه علی حاجیلی

نویسنده : ابوالفضل فردوسی ( عارف )





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 1 اسفند 1395
admin blog

چتین‌دیر

؛

آولاق‌لاری آشان، آوچی‌لار بیلر

بره‌نی قافلاندان آلماق چتین‌دیر !

سونالار گؤل‌لرده هالای توتارلار

بیر ترلانی، توْرا سالماق چتین‌دیر !

؛

ایتیك گزه‌نینه تكجه بولونار

اۆره‌ک‌دی آیریلیق اوْدوندا یانار

نئچه ایل امكدن موللا اوْلونار

آدام اوْلوب آدام قالماق چتین‌دیر !

؛

كیمسه اؤز دیله‌یین تانریدان دیلر

قانان اۆره‌یینده گؤز یاشین چیلر

درس آلمایان آشیقلیقدان نه بیلر

اوستاد یاندا چؤگۆر چالماق چتین‌دیر!

؛

یاز گلر چؤل‌لری گۆل‌لردن بویار

خزه‌ل یئلی اسر وئردیگین سویار

قوشدا گلر دایاز گؤله باش قویار

"بختیار" دنیزه دالماق چتین‌دیر!

؛

(بختیار فرٌخ. ١/ ٤/ ١٣٩٣ )

@Bakhtiar_Farrokh

.





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 1 اسفند 1395
admin blog

شاه عباس دوره سینین کاروان سراسی هجیب کندینده...
گؤندرن کلوند طایفاسینین زغل تیره سیندن محسن کیومرثی

 

photo_2017-02-18_09-02-33





نوع مطلب :
برچسب ها : شاه عباس، کاروان شاه عباسی هجیب، محسن کیومرثی، طایفه کلوند، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون،
لینک های مرتبط : اخبار، ایل شاهسون،

       نظرات
شنبه 30 بهمن 1395
admin blog
عزیز یؤلداشلار بیر ..حکت..

ائله اوجور کی قدیم کی لردن ائشیدیبیگ کندلر ده  ییغیشیب بیر نفر آق سققل باسواد و قرآن اوخویان گئتیریر میشله وبیر ماهیانه اونا وئریرمیشله هم اوشاقلارا درس وئره هم مسایل مذهبی ناماز  شککیات و کنده ائلجه بیلن اولا

گونله رین بیر گونونده بیر موللا نین بیر کنده ایلی باش اولوبموش وگئدیرمش اوز دیارینا  چاتار بیر گئدیک اوسته باخار باش آشاغی گؤرر بیر سرسبز کند دره نین تهینده آباد خوش آب و هوا خلاصه گئچمه لی دویول  اوتورار گئدیگین باشیندا الین قویار چه نه سی آلتدا گئدر نقشه یه  بیر دن باخار گؤرر نئچه نفر  اپیره میش قوجا کیشی او آشا قادا دام کؤلگه سینده چوبوق چکیلله  گئدر اولارین یاننا دئیر سلام علیکم ماشا ءالله نه قشنگ کندیز واز فقط او بیردنه بؤیوک قیه خاراب ائله ییب اگر او دیقیر لانا گله آشاقی کند آدامی نین یاریسین قیراجاق من باشاررام دوعاینان اؤ نو یئر به یئر ائله یم ......
خلاصه نه باشیز آغریدیم اوزونو اوکنده یئر ائلر وبئش آی بؤر یئیر بؤر دولانار وبیر گون دئیه ر  کتابا باخیبام آیین یئد دیسینده قمر در عقرب دویو  هر ائوده کیننیر وار ییغیشدیرین انشاءالله قیه نی یئر به یئر ائیله یگ .......
عزیز یؤلداشلار بیر ..حکت..

ائله اوجور کی قدیم کی لردن ائشیدیبیگ کندلر ده  ییغیشیب بیر نفر آق سققل باسواد و قرآن اوخویان گئتیریر میشله وبیر ماهیانه اونا وئریرمیشله هم اوشاقلارا درس وئره هم مسایل مذهبی ناماز  شککیات و کنده ائلجه بیلن اولا

گونله رین بیر گونونده بیر موللا نین بیر کنده ایلی باش اولوبموش وگئدیرمش اوز دیارینا  چاتار بیر گئدیک اوسته باخار باش آشاغی گؤرر بیر سرسبز کند دره نین تهینده آباد خوش آب و هوا خلاصه گئچمه لی دویول  اوتورار گئدیگین باشیندا الین قویار چه نه سی آلتدا گئدر نقشه یه  بیر دن باخار گؤرر نئچه نفر  اپیره میش قوجا کیشی او آشا قادا دام کؤلگه سینده چوبوق چکیلله  گئدر اولارین یاننا دئیر سلام علیکم ماشا ءالله نه قشنگ کندیز واز فقط او بیردنه بؤیوک قیه خاراب ائله ییب اگر او دیقیر لانا گله آشاقی کند آدامی نین یاریسین قیراجاق من باشاررام دوعاینان اؤ نو یئر به یئر ائله یم ......
خلاصه نه باشیز آغریدیم اوزونو اوکنده یئر ائلر وبئش آی بؤر یئیر بؤر دولانار وبیر گون دئیه ر  کتابا باخیبام آیین یئد دیسینده قمر در عقرب دویو  هر ائوده کیننیر وار ییغیشدیرین انشاءالله قیه نی یئر به یئر ائیله یگ .......

گون اورتادان قاباق دستور وئردی خالق تامام ییغیلدی  اورا و کیندیر لری دویوننه دیله بیر بیرنه  ایککی دور دولادی قیه نین دورونا  وایککی اوجون آلدی اوز الینه  وسالدی چیینی نه وباشلا دی  انا انزلنا اؤخوماغا  وبیردن یاعلی قاوزایین  کندین آدامی هرنه گوجلری واری دی  خرجه وئردیله  گؤردوله خیرا هئچ باشا گلن ایش دویو  بوهالدا موللا اوتوردو یئره وا ویردی باشینا دئدی من نه کول تؤکوم باشیما  سیز قاوزادا بیلمیریز قویاییز منیم چیینیم اوسته تا آپارام  اویانی.......
گون اورتادان قاباق دستور وئردی خالق تامام ییغیلدی  اورا و کیندیر لری دویوننه دیله بیر بیرنه  ایککی دور دولادی قیه نین دورونا  وایککی اوجون آلدی اوز الینه  وسالدی چیینی نه وباشلا دی  انا انزلنا اؤخوماغا  وبیردن یاعلی قاوزایین  کندین آدامی هرنه گوجلری واری دی  خرجه وئردیله  گؤردوله خیرا هئچ باشا گلن ایش دویو  بوهالدا موللا اوتوردو یئره وا ویردی باشینا دئدی من نه کول تؤکوم باشیما  سیز قاوزادا بیلمیریز قویاییز منیم چیینیم اوسته تا آپارام  اویانی.......




نوع مطلب :
برچسب ها : عزیز یؤلداشلار، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط : خبر،

       نظرات
شنبه 30 بهمن 1395
admin blog

معراج نامه استاد حکیم تیلیم خان به روایت آشیق گونش

معراج نامه استاد حکیم تیلیم خان به روایت آشیق گونش

معراج نامه استاد حکیم تیلیم خان به روایت آشیق گونش

مرغئیلے حکیم تیلیم خانین شئعرلری آراسیندا مئعراج نامه آدینا بیرشئعرے گونش ایلے ۱۳۷۱نجے ده استریوشباهنگ قوم دا ۲ کاسئت اوخوموشام .
الیف حؤکم اولدو گلدے زمینه
میمیدےجیمےنن گئتدےسمایه
ح حیدریدےاصلان کیمےیئریدے
یولومسدودائتدےاوُل مصطفایـه

الیف ایسم ـ رحمان ،ت تاج ـ حیدر
ب بوراقدے سوار اولدے پیغمبر
ث ثناے حقدیر دیلیمده ازبــر
گئجه گوندوزشوکرائیلرم خودایه

عـزم مئعراج ائتدےرسول ـ ثانے
سیّدالمرسلین حقّین میهمانـے
اوُ مکاندا گؤردو شیر یـزدانــے
انگشترین وئــردے اسد الله

نئچه نئچه حجابلاردان سؤووشدو
تااحمــدین یـولـو جنّتــه دوشدو
دولانیب سئیرائتدےباغ ــ بهشتے
ال اوزاتـدو بیربـوداغـدا آلمایـه

شیطان فریب وئردےیئدےبوغدانے
چیخارتـدےجنّتدن صفــے الله نـے
سورا مونس وئـردےاونا حــوّانــــے
آدمے دیــراول گلــــــدے دونیایــه

وارابیلمَــم ارکانونا ، کانـــونــا
هئچ کس بـلد اولمازحقّ مکانونا
عطا ائتدےاوُرسولون شأنـو نــا
آلتےمین آلتےیوزآتمیش آلتےآیه

گاو و آب و مایا زمین آسمان
عرش وکرسو لوح وقلم لامکان
کلّ حورےملک الحان خوشخوان
تمام ذکر ائیلل لرقدیــر آللاهه

داوود ـ سولیمان شهنشه خوب
چکدیگےجفایه صبر ائتدےایّوب
آغلایا آغلایا کـوراولـدو یعقـوب
فرزند ـ عزیزین سالدولار چاهـه

زیندانـدا چــورودو یوسیفین جانے
نوحون کشتےسےده اولدوطوفانے
اؤلـدور دولـر ذکـریـا و یحیــانــے
یـونس ندن اؤزون سالـدےدریایه

موسےٰنبےطورقیبله سےگز رے
عیسےٰ اولــدو آسمــاتا سفـرے
خلیل تا تاپمادےسنگ ـ حـجرے
کعبه ـ بئیت الله توتمــادے پایه

ابراهیمـا آتیش اولدو گولستان
اسماعیل جان دریغ ائتمه دےدوستدان
حقّین کــرمیندن دئییــم بیـرداستان
قـوچ و فوربان گلـدے ذبیح اللّهه

واختے کےرحلت ائیلـه دےپیغمبر
زهرانین پهلےسین سیندیردےعُمر
بَلنَـدے آلقــانـه محــراب و منبـر
چـوخ ستملر اولـدو ولــے اللاهـه

گؤیلوم قبول ائتمز نامردمالینے
دولانسا تاپار هرکیم اؤزاوستادینے
عالــم ذرّاتـدا پنج تن آدینے
حؤکم اولدو یازدیلارعرشاعلایه

بارالهے قسمت ائیله سن منه
گؤیلوم انتظاردےتا مهدےگلـه
زهـرباده سےنصیب اولدوحسنه
حسین عازم اولـدو اوُ نئینوایـــه

تمام هجران لاردان واردےسوراغیم
سینمده سیزیللاردوگـونـومداغیــم
آرتـوخ اولــدودرد ـ غــم وفراغــیم
یئتیشدےماتـم ـ کرب و بلایــــه

عـزم جـهادائتدےمیرعلمدار
داغیتدےلشگرےائتدےتارومار
فرات شطّین توتوب یَل ـ پروقار
تشنه شهیداولـدو باخ بیروفایــه

قاسیم آتےمیندےشاه ـ تشنه لب
مظلـــوم کـربـلا امـام ــ عــرب
داماد جاوان اؤلدوقان آغلارزینب
گلینےحجلــه ده گیـردےقـرایه

یاربّ نئیلمیشدےاوُطفل ــ صغیر
اوُنون حَلقے اولدو نیشانه ے تیر
اکبرشهیـداولـدو به ضرب ـ شمشیر
بــوخبـر یئتیشدے اُم الیــلایــه

بیر ـ بیرشهید اولدو هفتاد ودوتن
نه کافور،وار نـه غسـل نه سدر وکفن
شاه اوچـون قالمادےبیراهل ـ وطن
وصییت ائیلـــه دے اوُ ذؤالجناحـه

زینب چوخ گرفتاراولـدوهجرانه
تمام جاوانلارے غرق اولدو قانه
اوزمان کے حسین گلدے مئیدانه
اهل ـ حــرم ال گـؤتوردو دوعـایـه

گئیدےزرهینے گــؤتـوردو سِپر
بئلینه باغلادے خنجر ـ دو سـر
وارداولدو مئیدانا شاه ـ بےلشگر
ضرب شصت گؤستردےاوُ رزمگاهه

داغیتدے لشگرےائتدے تارومار
قیردے خارجےدن نئچــه بیشمار
هاتف دن سس گلدےکےاےشهسوار
عجب شفیع اولـدون روز جــزایـه

دعوادان ال چکدے شه غرقه خون
اوخو دواناّلله انّا الیـه راجـعــون
حؤکم ائتدےلشگره بن سعددون
حمله ائیله دیلراوبینوایــه

بیریسے اوخ آتدےبیریسے شمشیر
سینه سین ائتدیلر نشانه ے تیر
دوشدو ذوالجناحدان شهنشه پیر
جیسمے یکسان اولدو خاک ـ بلایه

مئیدانا گلمیشدےبیرکفرکافر
دئیردے حسینے ائیلرم بے سر
چکدےخنجرینےشمر ـ ستمگر
ووردو بوسه گاهه رسول اللاهه

اوواختےکےبیسراولدوشه دین
لرزه یئدےعرش ـ ربّ العالمین
حؤکم ائتدےلشگره ابن سعددون
بیرواخت توکولدولر اوُ خیمه گاهـه

تالادولارخیمه لرےبیر به بیر
زینب و کلثومو ائتدیلر اسیر
امام ساجیدین اولدو دستگیر
چوخ ستملراولدوزین العبایه

مئیدانا توکولدو تشنه جیگرلر
گئچدے نیزه لره منوّر سرلـر
اسیرشام اولدو ماه ـ انورلر
جهان ناکام اولدو آل ـ عبایه

تورکمان تیلیم ایشے دوشوب موشکله
چشمیم اینتظاردیر تامهدےگله
کیمیدیراوخومامیش حق علمین بیله
اوّل ابتدادن تا انتهــایـــــه





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 17 بهمن 1395
admin blog

اشعار از حمید قرایی طایفه دللر ایل شاهسون بغدادی

اشعار از حمید قرایی طایفه دللر ایل شاهسون بغدادی

اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی

یک شاهسون در غربت ، همیشه به یاد ایل و طایفه و دوستان خود است .
او می نالد و با روزگار سخت خویش کنار می آید تا آنگاه که درد غربت او را به بستر بیماری می اندازد … او در وصیتی کوتاه و مختصر چنین می سراید ….

داغلارا دولو دوشر
غار یاغار ، دولو دوشر
قبریمی یول اوسته قاز
دوست گلر یولو دوشر

به کوهها تگرک می بارد
برف می بارد تگرگ می بارد
قبرم را در کنار را حفر کنید
چرا که گذر دوست به این سمت خواهد افتاد
حال آنکه به هر علتی رنجیده و قهر کرده و به دیار غربت رفته را چگونه به ایل برگردانند ، او انتظار نداشته است که از سمت برادر مورد رنجش واقع شود پس می رود تا نباشد … چون نمی تواند به خود اجازه دهد که به برادر بزرگتر سخن درشتی بگوید یا گلایه گذاری کند پس در کمال عشق و علاقه می رود تا نباشد و موجب ناراحتی را فراهم آورد اما این سمت دیگر برادران می روند تا او را بیاورند اما نمی دانند چگونه دل او را بدست آورند ؟ …

بیر آغاجدا اوچ آلما
اونو نئجه یئندیریم ( اندیریم )
قارداشیم کوسوب گئدیب
اونو نئجه دیندیریم
در یک درخت سه سیب می بینم
چگونه آن سیب ها را پایین بیاورم
برادرم قهر کرده و رفته است
چگونه دل او را بدست آورم.

اشعار از حمید قرایی طایفه دللر ایل شاهسون بغدادی

نویسنده ابوالفضل فردوسی ( عارف )





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 17 بهمن 1395
admin blog
درگذشت الغ بیگ شاهزاده ریاضیدان و فضا شناس دودمان تیموریان
در سال 1449 میلادی الغ بیگ پسر شاهرخ و نوه امیر تیمور لنگ (گوركان) كه در 1393 میلادی در سلطانیه زنجان به دنیا آمده و رصدخانه معروف سمرقند را ساخته كه در آن، محل 992 ستاره شناسایی شده بود در همین شهر درگذشت.

وی كه از ریاضیدانان برجسته قرون وسطا و دانشمندان علم هیات (فضا شناسی) بشمار می رود در سمرقند كه در عین حال خود او فرماندارش بود یك دانشكده علوم ریاضی تاسیس كرده بود و شصت دانشمند علوم ریاضی از جمله «جمشید كاشانی» را برای تدریس در آن و كار در رصدخانه به سمرقند دعوت كرده بود. همین گروه و بویژه جمشید کاشانی فرمولهای سینوس و تانژانت را در ریاضی نوشتند.

رصد خانه سمرقند برای مشاهده ستارگان، لوله تنوره مانندی به ارتفاع 35 متر و قطر پنج متر داشت.
الغ بیگ كه پایتخت پدرش شهر هرات خراسان بود تنها یك پنجم از اوقات خود را صرف امور دولتی می كرد و بقیه را در تحقیقات علمی می گذرانید. وی پسر چهارم شاهرخ میرزا بود. مروری بر تاریخ آن دوران نشان می دهد كه توجه به علم، ادب و هنر در خاندان تیموریان امری عمومی بوده است.

تاریخ ایران و جهان/دکتر کیهانی زاده

ارسال کننده:آقای ابوالفضل فردوسی





نوع مطلب :
برچسب ها : الغ بیگ شاهزاده، ریاضیدان و فضا شناس، دودمان تیموریان، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 12 بهمن 1395
admin blog
 ایل شاهسون از دیدگاه مورخین:

"شاهسون ها" به اقتضای وضع زندگی، مردمی چالاک، سوارکارانی بی باک و تیر اندازان ماهری بودند. و به قدری در این کارها مهارت داشتند که در هولناک ترین معرکه جنگی، زیر شکم اسب می خوابیدند و در حالت تاخت و تاز تیر را بر هدف می نشانیدند. بعضی از آنها مانند "طایفه قوجابیگلو" در جنگجویی و اقتدار کم نظیر بودند.

"شاهسون ها" از آداب قوی و سنتی خود که حاکی از اصالت و قدمت تاریخ آنان است، برخوردارند و از گذشته های دور همانند همه مردم جهان از حوادث و خطرات دور نمانده و تحولات زمان بر آنان بی تاثیر نبوده است. مردم "ایل شاهسون" سلحشور، جنگجو، وطن پرست، قوی و قدرتمند هستند.

باباصفری

#طایفه_قوجابیگلو
#باباصفری
#شاهسون_از_دیدگاه_مورخین




نوع مطلب :
برچسب ها : طایفه_قوجابیگلو، باباصفری، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 12 بهمن 1395
admin blog
چگونه حرف زدن را از قرآن بیاموزیم!

دوازده ویژگی یک"سخن خوب" از دیدگاه قرآن کریم:

 ۱. آگاهانه باشد. 
"لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ" 

۲. نرم باشد.
 "قَوْلاً لَّیِّناً" زبانمان تیغ نداشته باشد.

 ۳. حرفی  که می زنیم خودمان هم عمل کنیم.
"لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ" 

۴. منصفانه  باشد.
"وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا" 

۵. حرفمان  مستند باشد.
"قَوْلًا سَدِیدًا" منطقی حرف بزنیم.

 ۶. ساده  حرف بزنیم.
"قَوْلاً مَّیْسُورًا" پیچیده حرف زدن هنر نیست. "روان حرف بزنیم"

 ۷. کلام  رسا باشد.
" قَوْلاً بَلِیغًا"

 ۸. زیبا باشد.
"قولوللناس حسنا"

 ۹. بهترین کلمات را انتخاب کنیم. 
"یَقُولُ الَّتی هِیَ أحْسَن" 

۱۰. سخن هایمان روح معرفت و جوانمردی داشته باشد. "و قولوا لهم قولا معروفا"

 ۱۱. همدیگر  را با القاب خوب صدا بزنیم. 
"قولاً كریماً"

 ۱۲. کمک  کنیم تا درجامعه حرف های پاک باب شود.
 "هدوا الی الطّیب من القول"





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 6 بهمن 1395
admin blog

اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی

تشبیه کردن یار به ماه و به گل سرخ نشان از زیبایی شناسی و زیبایی پرستی و در نهایت عشق به آفریدگار زیبایی را در دل یک شاهسون پرورش می دهد .
چرا رخسار سفید یار چون ماه می درخشد و گونه سرخ یار گل سرخ را در ذهن وی تداعی میکند ...

چیخدیم دام آراسینا 
باخدیم آی پاراسینا
قیزیل گول جارگا وئریر
یار گیریب آراسینا

درمیان  پشت بام دو خانه ایستادم 
و به صورت چون ماه یار نگریستم
یار در میان گلهای سرخ ایستاده است 
گویی گل سرخ یار است و یار گل سرخ

عشق به معشوق در قلب یک شاهسون مثال زدنی است آنجا که نام زیبای یار که بر کاغذ سفیدی نوشته شده ، آن کاغذ به شیئی مقدس بدل می گردد و محبوب میشود...
قیزیل گول پنجه پنجه
سنی کیم ایستیر منیم جه
آدیی یازدیم کاغاذا
دولانتیردام یانیمجا

گل سرخ خرمن شده است
آیا کسی هست تو را اندازه من دوست داشته باشد؟
نامت را بر کاغذی نوشته ام
و آن را با خود به هر کجا می برم.

اشعار برگرفته از کتاب بایاتی علی حاجیلی 

نویسنده : ابوالفضل فردوسی ( عارف )




نوع مطلب :
برچسب ها : اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی، ابوالفضل فردوسی ( عارف )، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 6 بهمن 1395
admin blog
معنای نام اردبیل، سره، سرافراز آزربایجان 

اردبیل یا ارده بئل شهری است که درمورد قدمت ومعنی لغوی آن سخنان زیادی گفته شده است . گروهی این شهررادارای سابقه 1500ساله دانسته اند که یک اشتباه محض تاریخی است ومعنی لغوی آنرابه کلمه جعلی آرتاویل منسوب داشته اند. درزبان اوستایی آرتامعنی مقدس و ویل معنی شهر نمی دهد، قبل ازورود زرتشت به شهراردبیل ، اردبیل شهری آباد وبزرگ بوده است ودلیل اینکه زرتشتیان این شهررامقدس می دانند به این علت است که زرتشت اولین بار درشهر اردبیل به تبلیغ دین زرتشتی پرداخته است .

 درمورد معنی لغوی اردبیل وتاریخ ساخته شدن این شهر می توان به قدیمیترین سنگ نوشته هاومتون قدیمی به زبان ترکی سومری مراجعه کردکه درآنها شهر آرآتا اشاره شده است که بزرگترین ایالت آن دوران بوده است که درزبان ترکی به معنی پدر قهرمان می باشد. ترکان سومری دارای تمدنی والا وباقدمتی درحدود 7 الی 8 هزارسال می باشند. سومر یک کلمه مرکب ترکی است که ازدوواژه" سوم"به معنی کامل، خالص، توپر، تنومند ودرشت و"آر" به معنی مرد قهرمان وجنگنده تشکیل شده است . #سومر به #زبان_ترکی باستان معنی مرد کامل می دهد این واژه هنوزهم دراردبیل کاربرد دارد. مثلا طایفه ای دریکی ازروستاهای حوالی اردبیل زندگی می کنند که سومرین ( که به غلط ثمرین نوشته می شود.) نام دارد که به شجاعت ودلیری شهره اند، کلمه سومرین ازدو واژه سوم+ارین (آره ن) تشکیل شده که که درزبان ترکی اره ن به معنی مردان می باشد وسومرین معنی مردان کامل می دهد. همچنین درکلمه سومو یا سومی که یک نان محلی دراردبیل می باشد به این واژه برمی خوریم که درزبان #ترکی به معنی نان کامل ، توپر است . ازاشتراک لغوی زبان ترکی امروزی شهر اردبیل با ترکی_سومری کلمه چیبین به معنی مگس می باشد که در #ترکی_سومری نیز به صورت زیبین به همان معنا آمده است. 

کلمه اردبیل یا ارده بئل ازسه واژه "ار" که در زبان ترکی به معنای مرد قهرمان وجنگجو و "ده" در اصل به صورت "دا" و "آدا" بوده است که در اثر قانون هماهنگی اصوات در زبان ترکی، صوت کوتاه و ظریف فتحه را به خود گرفته و به شکل کنونی درآمده. درزبان ترکی سومری به معنی پدرمی باشدکه درترکی امروزی نیز به صورت آتا ، تاتا وده ده درآمده است. کلمه "بئل" درسرزمینهای ترک نشین بسیاربه کاررفته است : 
شوربیل ( یاشورقان بئل به معنی کمره شوره زار) ، بئلاساغون ( پناهگاهی درکمره کوه)، اربیل ( اربئل به معنی دامنه کوه مرد قهرمان) ، بئلداشی ( سنگ دامنه کوه) ، بیله دره ( بیله درق به معنی دماغه کوه وگندمی که در دامنه کوه سالها بماند و مزه اش ازبین برود) و بئلو (نام شهرکی است درسرزمین آرغوی ترکستان که بردامنه کوه آمده است. در نتیجه معنی کلی ارده بئل درزبان ترکی یعنی دامنه کوه پدر قهرمان یا" سرزمین پدرقهرمان" می باشد. به نقل ازنشریه آوای اردبیل شماره 54 – 11 اردیبهشت 1378

منابع: 

– دیوان اللغات الترک – محمود کاشغری – 466 ه. ش 

– فرهنگ زبان آذربایجانی به فارسی – بهزاد بهزادی 1369 ه . ش 
– تاریخ قدیم ترکان ایران ( ایران تورک لرینین اسکی تاریخی) دکترمحمد تقی زهتابی- 1377 شمسی 

 – نوشته های دکترمحمد علی سجادیه درمجله دانستنیها




نوع مطلب :
برچسب ها : معنای نام اردبیل، سره، سرافراز آزربایجان، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 6 بهمن 1395
admin blog
نگاهی به زندگی انسان از نطفه تا قیامت 

اثر ماندگار مرحوم حکیم تیلیم خان 

به روایت آشیق علی رمضانی ( گونش )

سلاملار وسایغیلارلا حؤرمتلے دیلداشلاریم !مـره غئیلے حکیم خانین اثرلرے داخیلینده ( اینسانین حیاتے ) عنوانیندا بیر قوشما وارے کے اینسان آتا صولبیندن ،آنا بطنینه گلیرومختلیف مرحه لرے کئچدیکدن سورا اؤلومله باشا چاتیر .وبویارانیش شعرلر اینسانین یارانماسے دینے زمینه ده وئریلمیش ونطفه نے نظمه چکیب واؤلوم مرحله سے ودینے مفهوملاردا اولان قبیرعذابے،نکیرومنکیر سئوال جاوابلارے، نهایت قیامت جریانے ایله باشا چاتیر 
، شعرلرے بودور :

عالم ذرّات دان مخلوقات اولدوم 
شوکر آللاها من اینسانا یئتیشدیم 
مَحَمّده اؤمّت ، آللاها بنــده
اقرار وئریب من ایمانا یئتیشدیم 

ذات ـ وجودوما قویدولار بینه
تا گلدیم قاروشام مذهب و دینه
مُلحق ائیله دیلرآتام صُلبیته
مَنے اولوب من ایمتحانا یئتیشدیم

یئتمزدیم دونیانین اختلاطینه 
چون قادر دئییلدیم ظاهیر باطینه
داخل ائیله دیلر آنام بطنینه 
ملحق اولوب من القانه یئتیشدیم

مودّتے اولدو گئچدے  بوماجرادان 
صفے الله نے خلق ائیله دے یارادان
قرینه لر کے ییقیشیلدے آرادان 
اوواخت ترکیب اینسانا یئتیشدیم

قیرخ گون گئچدے  شبیه جسد اولدوم
آرالاندیم قاندان نیک و بد اولدوم
سرو پاے و بدن مثل ـ  آدم اولدوم
انتظار زندگانا یئتشدیم 

بیرملک گلیب رنگ توکدو استواراولدوم
جسمیم تمام کامل ییقدے وار اولدوم 
اوچ یوز آتموش آلتےپئےدامار اولدوم
قیرخ یوز قیرخ دؤرد استخوانا یئتیشدیم

نقش بند ائیله دے بو جانسیز تنے 
بے ثمن گؤهریدے اولدو ثمنے 
شب وروز پرورش ائیله دے منے
دؤردآےاون گون ده جانا یئتیشدیم

بومودّت ده منے یئتیردے جانه
گوبگیندن چکدیم بس آب و دانه
ترکیب ایله اوخشادوم من اینسانه
قدوقامت ،شؤکت وشأنا یئتیشدیم

ایککے ملک گلدیلر منیم ساییمه 
آنام گومان قیلدے اؤزون قاعده 
بیلدے یئتیریبدے دوققوز آییمه
سانانمیش گؤهرتک سانا یئتیشدیم 

غیرے ملک مخبر اولوب حالیمدان 
دانیشدیریب ایلقار آلدے دیلیمدن 
آدے دلیل ملک توتدو منیم الیمدن
تاگلیب بو خاک ودانا یئتیشدیم

آردے وار...




نوع مطلب :
برچسب ها : نگاهی به زندگی انسان از نطفه تا قیامت، مرگ در اشعار تیلیم خان، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 1 بهمن 1395
admin blog


( کل صفحات : 2 )    1   2