لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
 
ایل شاهسون
ایل بزرگ شاهسون
درباره وبسایت


با سلام خدمت شما همراهان عزیز وجود یک وبسایت برای ایل بزرگ شاهسون قابل محسوس بود تصمیم گرفتیم با کمک عده ای از فرهیختگان عزیز اولین سایت ایل شاهسون را راه اندازی کنیم به امید اتحاد ایل شاهسون .
درباره ایل شاهسون:شاهسون بغدادی. [سَ وَ نِ بَ] از ایلات تُرک اطراف تهران، ساوه، زرندوگرماب وزنجان و قزوین بوده‌اند که ییلاق‌شان خلجستان و فراهان و قشلاق‌شان ساوه و زرند بوده‌است و در اطراف قزوین به سی طایفه منقسم می‌شدند ... . (جغرافیای سیاسی کیهان ص۱۱۲)
مذهب شاهسون‌های بغدادی از زمان صفوی یا پیش از آن شیعهٔ دوازده امامی بوده‌است. شاهسون‌ها در تغییر مذهب رسمی ایران به شیعه نقش مهمی داشته‌اند.

شاهسون ایل بغدادی ازدو سر شاخه زیر تشکیل شده است :

1 لک

2 آرریخلی .

که هر کدام از این سر شاخه ها دارای طوایفی می باشند .

مجموع طوایف ایل شاهسون بغدادی 32 طایفه به شرح زیر می باشد :

1 قاراقویونلو

2 کوسه لر

3 دلیلر ( دللر )

4 سولدوز

5 یارجانلی

6 حاققی جانلی

7 احمدلی

8 موسولو

9 شرفلی

10 کرملی

11 کله ون

12 موختابند لی ( موخته ون لی )

13 قرنلی ( قرللی )

14 چلبلی

15 ذولفوغارلی

16 کاروانلی

17 اتک باسانلی

18 میغن

19 نیلغاز

20 دوگر

21 قوتولو

22 ساتیلی

23 حوسن خانلی ( حسین خانلی )

24 اینانلی ( ایناللی )

25 الی قوردلو ( علی قوردلو )

26 خیدیرلی

27 قسیملی ( قاسم لو )

28 زیلیق لی

29 قریب لک

30 حسن لی

31 آغ قویونلو

32 دئولته ون

قشلاق این ایل از گوی داغ ( کیلومتر ۵۰ اتوبان قم - تهران ) شروع و تا اطراف شهر ساوه و زرند پراکنده اند

ییلاق این ایل هم اطراف شهرستانهای قروه ، رزن و آوج همدان بوده است.

مدیرسایت :حجت فاتح

ارسال متن و اشعار در تلگرام با شماره :09125550828

مدیر وبسایت : admin blog
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آموزش زبان شاهسون 

آموزش زبان شاهسونی 

آموزش زبان ترکی 

234884 admin

این لغات زیبا و رسا چندی پیش جز واژگان اصلی زبان مادریمان بودند که متاسفانه الان تنها درصد ناچیزی از آنها برای خیلی ها آشناست و بقیه فراموش شده یا می شوند و اگر هم اندک کسانی در روستاها و یا افراد مسن استفاده می کنند کسی نمی خواهد آنها را محافظت کرده و به نسل بعد بسپارد

شما هم بخوانید ولی با صبر چون شاید خیلی از این کلمات برایتان آشنا نباشد، لغات فراموش شده و در حال فراموشی زبان مادری ما:

ﮔﺌﺪﻳﺶ: ﺭﻭﻧﺪ

ﮔﺆﺭﺗﻮﮔﻪ: ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ، ﻓﺮﻡ، ﺯﻳﺮﺑﻨﺎ، ﻃﺮﺡ

ﮔﺆﺭﻛﻢ : ﻇﺎﻫﺮ، ﻧﻤﺎ

ﮔﺆﺭﻛﻤﻠﻲ : ﺧﻮﺵ ﻣﻨﻈﺮ

ﮔﺆﺭﻣﻪﻣﻴﺶ : ﻧﺪﻳﺪ ﺑﺪﻳﺪ

ﮔﺆﺭﻣﻪﻣﻴﺶ : ﻧﺪﻳﺪ ﺑﺪﻳﺪ

ﮔﺆﺭﻩﺟﻚ: ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ

ﮔﺆﺭﻭ : ﻭﻇﻴﻔﻪ

ﮔﺆﺭﻭﺵ : ﺑﻴﻨﺶ، ﻧﻘﻄﻪ ﻧﻈﺮ

ﮔﺆﺭﻭﺵ : ﺩﻳﺪﺍﺭ

ﮔﺆﺭﻭﻧﺘﻮ: ﭘﺪﻳﺪﻩ، ﻓﻨﻮﻣﻦ

ﮔﺌﺮﻱ: ﻋﻘﺐ

ﮔﺆﺯﺩﻩﻥ ﺩﻭﺷﻤﻮﺵ : ﻣﻐﻀﻮﺏ، ﺩﻝﺁﺯﺍﺭ

ﮔﺆﺯﻟﻪﻣﻚ : ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﻮﺩﻥ، ﻫﺎﺩﻳﺮ ﺍﻭﻟﻤﺎﻕ، ﺍﻳﺮﻩﻟﻴﮓ ﺍﻭﻟﻤﺎﻕ

ﮔﺆﺯﻟﻪﻳﻴﻦ : ﻣﻮﺍﻅ ﺑﺎﺷﻴﺪ

ﮔﺆﺯﻟﻮﻙ : ﻋﻴﻨﻚ

ﮔﺆﺯﻩﻟﻠﻤﻪ : ﺗﻮﺻﻴﻒ، ﻣﺪﺡ

ﮔﺆﺳﺘﺮﻳﺶ : ﻧﻤﺎﻳﺶ

ﮔﺌﻦ : ﺍﺋﻨﻠﻲ، ﮔﺸﺎﺩ

ﮔﺌﻨﺌﻞ : ﻋﻤﻮﻣﻲ

ﮔﺆﻧﺪﻩﺭﻥ : ﻓﺮﺳﺘﻨﺪﻩ

ﮔﺌﻨﻴﺶ : ﻭﺳﻴﻊ،ﭘﻬﻨﺎﻭﺭ

ﮔﺆﻭﺩﻩ : ﺑﺪﻥ

ﮔﺆﻳﻪﺭﺗﻲ : ﺳﺒﺰﻱ

ﮔﺆﻳﻪﺭﭼﻴﻦ: ﻛﺒﻮﺗﺮ

ﮔﺒﺰﻩ، ﺁﺩﻡ ﭼﺸﻢ ﺯﺍﻏﻲ

ﮔﺌﻴﻴﻢ : ﭘﻮﺷﺎﻙ، ﻟﺒﺎﺱ

ﮔﺪﻳﻚ : ﮔﺮﺩﻧﻪ

ﮔﺮﭼﻚ : ﺣﻘﻴﻘﺖ

ﮔﺮﺩﻩﻙ : ﺣﺠﻠﻪ

ﮔﺮﮔﻴﻦ : ﺑﺤﺮﺍﻥ

ﮔﺮﻩﻙ : ﺑﺎﻳﺪ، ﻻﺯﻡ، ﻧﻴﺎﺯ، ﻭﺍﺟﺐ، ﺑﺎﻳﺴﺘﻪ

ﮔﺮﻩﻛﻠﻲ : ﻻﺯﻡ

ﮔﺰﻩﮔﻦ : ﺳﻴﺎﺡ، ﺳﻴﺎﺭﻩ، ﺗﻮﺭﻳﺴﺖ

ﮔﺰﻳﻨﺘﻲ: ﺳﻴﺎﺣﺖ

ﮔﻠﻪﺟﻚ : ﺁﻳﻨﺪﻩ

ﮔﻠﻪﺟﻪﻳﻲ : ﺳﺎﻝ ﺁﻳﻨﺪﻩ

ﮔﻠﻪﻧﻚ : ﺩﺏ، ﺭﺳﻢ، ﺗﻜﻨﻮﻟﻮﮊﻱ

ﮔﻠﻴﺮ : ﺩﺭﺁﻣﺪ

ﮔﻠﻴﺸﻤﻪ : ﺷﻜﻞ ﮔﻴﺮﻱ، ﺗﺒﻠﻮﺭ، ﺭﻭﻧﺪ

ﮔﻠﻴﻦ : ﻋﺮﻭﺱ

ﮔﻤﻲ : ﻛﺸﺘﻲ

ﮔﻤﻴﺮﮔﻪﻥ : ﺟﻮﻧﺪﻩ

ﮔﻪﻣﻴﺮﭼﻚ : ﻏﻀﺮﻭﻑ

ﮔﻪﻳﻴﺶ : ﻣﺸﻮﺭﺕ

ﮔﻪﻳﻴﺸﻤﻪﻙ : ﻣﺸﻮﺭﺕ ﻛﺮﺩﻥ

ﮔﻪﻳﻴﺸﻤﻪﻥ : ﻣﺸﺎﻭﺭ، ﺭﺍﻳﺰﻥ

ﮔﻮﭘﻮﻥ : ﭘﺘﻚ ﺳﻨﮕﻴﻦ

ﮔﻮﺟﻮﺭﻩﻣﻪ : ﺗﺠﺎﻭﺯ ﺑﻪ ﻋﻨﻒ

ﮔﻮﺩﺍﺯ : ﻟﻮ

ﮔﻮﺩﺍﺯﺍ ﻭﺋﺮﻣﻚ : ﺑﻪ ﺑﺎﺩ ﺩﺍﺩﻥ

ﮔﻮﺩﻛﭽﻮ : ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ، ﺩﻳﺪﻩﺑﺎﻥ

ﮔﻮﺭﻧﺞ: ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ، ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ

ﮔﻮﺯﮔﻮ : ﺁﻳﻨﻪ

ﮔﻮﺯﻟﻮﻙ : ﭘﺎﻳﻴﺰﻩ

ﮔﻮﻛﺴﻞ : ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ

ﮔﻮﻟﻤﻪﺟﻪ : ﻟﻄﻴﻔﻪ، ﺟﻮﻙ

ﮔﻮﻟﻪﺵ : ﻛﺸﺘﻲ

ﮔﻮﻟﻪﺷﻤﻪﻙ : ﻛﺸﺘﻲ ﮔﺮﻓﺘﻦ، ﺯﻭﺭ ﺁﺯﻣﺎﻳﻲ ﻛﺮﺩﻥ

ﮔﻮﻟﻪﮔﻦ : ﺧﻨﺪﻩﺭﻭ

ﮔﻮﻟﻮﻧﺞ : ﻣﻀﺤﻚ، ﺁﺩﻡ ﻣﺴﺨﺮﻩ

ﮔﻮﻥ ﺁﺷﻴﺮﻱ : ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ

ﮔﻮﻥ ﺁﻳﺪﻳﻦ : ﺭﻭﺯ ﺑﺨﻴﺮ

ﮔﻮﻧﺌﻲ : ﺟﻨﻮﺏ

ﮔﻮﻧﺪﻡ : ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻛﺎﺭ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ

ﮔﻮﻧﻪ ﺑﺎﺧﺎﻥ: ﺁﻓﺘﺎﺏ ﮔﺮﺩﺍﻥ

ﮔﻮﻭﺷﻪﻳﻦ : ﻧﺸﺨﻮﺍﺭ ﻛﻨﻨﺪﻩ

ﮔﻮﻭﻩﻧﺠﻪ: ﻛﻔﺎﻟﺖ، ﺗﻀﻤﻴﻦ ﻣﺎﻟﻲ

ﮔﻮﻭﻩﻧﻤﻚ : ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻛﺮﺩﻥ، ﺑﺎﻟﻴﺪﻥ

ﮔﻴﺪﻱ: ﭘﺴﺖ، ﺭﺫﻝ، ﺑﻲﺍﻋﺘﺒﺎﺭ

ﮔﻴﺮﺩﻩ، ﺩﻳﻐﻴﻠﻤﺎﺯ، ﺗﻮﭘﭙﺎﺥ: ﻣﺪﻭﺭ، ﮔﺮﺩ

ﮔﻴﺮﻳﺶ : ﻭﺭﻭﺩ

ﮔﻴﺮﻳﻨﺞ : ﺑﻪ ﺗﻨﮓ ﺁﻭﺭﺩﻥ، ﺫﻟﻪ ﻛﺮﺩﻥ، ﺑﻴﺰﺍﺭ ﻛﺮﺩﻥ

ﺷﺌﻪ : ﺷﺒﻨﻢ، ﻧﻢ، ﺭﻃﻮﺑﺖ

ﺷﺎﭘﺎﻻﻕ : ﺳﻴﻠﻲ، ﭼﻚ

ﺷﺎﺧﻠﻮﻭ : ﺗﺎﺑﻨﺪﻩ، ﺳﻮﺯﺍﻥ

ﺷﺎﻧﻠﻲ : ﺫﻱ ﺷﺎﻥ، ﻋﻈﻴﻢ، ﻣﺤﺘﺮﻡ

ﺷﻼﻟﻪ : ﺁﺑﺸﺎﺭ

ﺷﻠﻪ : ﺑﺎﺭ، ﻛﻮﻟﻪ

ﺷﻨﻪ : ﭼﻬﺎﺭ ﺷﺎﺥ

ﺷﻮ : ﺍﻳﻦ

ﺷﻮﻣﻼﻣﺎﻕ : ﺧﺎﺭﻻﻣﺎﻕ

ﺷﻮﻧﻘﺎﺭ : ﻣﺮﻍ ﺷﻜﺎﺭﻱ، ﻋﻘﺎﺏ

ﺷﻮﻭﻩﺭﻩﻙ : ﺑﺎﺭﻳﻚ ﺍﻧﺪﺍﻡ

ﺷﻴﺸﻤﺎﻥ : ﭼﺎﻕ، ﺗﻨﻮﻣﻨﺪ

ﺷﻴﻐﻴﺠﻲ ﻃﻴﺎﺭﻩ: ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﻱ ﺷﻜﺎﺭﻱ

ﺷﻴﻐﻴﺠﻲ : ﺷﻜﺎﺭﻱ

ﺷﻴﻠﻼﻕ : ﺳﻮﻧﺠﻮﻕ، ﺟﻔﺘﻚ

ﺿﻴﺎ : ﺍﻳﺸﻴﻖ

ﻓﻴﺮﺗﻴﻨﺎ : ﺗﻮﻓﺎﻥ، ﮔﺮﺩﺑﺎﺩ

ﻗﺌﻴﺠﺎﺝ : ﻣﻮﺭﺏ، ﻛﺞ

ﻗﺎﺑﺎﺭﻣﺎﻕ : ﺷﻴﺸﻤﻚ، ﻏﺮﻭﺭﻻﻧﻤﺎﻕ، ﺑﺎﺩ ﻛﺮﺩﻥ، ﻣﻐﺮﻭﺭ ﺷﺪﻥ

ﻗﺎﺑﺎﺭﻳﻖ: ﻭﺭ ﺁﻣﺪﻩ، ﻗﻠﻤﺒﻪ، ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ

ﻗﺎﺑﺎﻗﺠﻴﻞ : ﭘﻴﺸﺮﻭ ﻣﺘﺮﻗﻲ

ﻗﺎﺑﺎﻥ : ﮔﺮﺍﺯ

ﻗﺎﭘﺎﺯ : ﺳﺮﻛﻮﻓﺖ

ﻗﺎﭘﺎﻕ: ﺩﺭﭘﻮﺵ

ﻗﺎﭘﺎﻟﻲ : ﺑﺴﺘﻪ

ﻗﺎﺗﻲ: ﺷﺪﻳﺪ، ﺩﻭﺁﺗﺸﻪ

ﻗﺎﭼﺎﺭ : ﺩﻭﻧﺪﻩ، ﺣﻴﻮﺍﻥ ﺩﻭﻧﺪﻩ

ﻗﺎﭼﺎﺭﻏﻲ : ﻓﺮﺍﺭﻱ، ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ

ﻗﺎﭼﺎﻏﺎﻥ : ﻓﺮﺍﺭﻱ

ﻗﺎﭼﺎﻱ : ﺩﻭﻧﺪﻩ

ﻗﺎﭼﻴﻨﻴﻠﻤﺎﺯ : ﺍﺟﺘﻨﺎﺏ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ

ﻗﺎﺧﻴﻨﺞ : ﺑﺎﺷﺎ ﭼﺎﻟﻤﺎﻕ، ﺷﻤﺎﺗﺖ، ﺳﺮﺯﻧﺶ، ﻣﻨﺖ

ﻗﺎﺩﺍ : ﺩﺭﺩ ﻭ ﺑﻼ

ﻗﺎﺩﺍﻕ : ﺑﻨﺪ، ﻗﻔﻞ

ﻗﺎﺩﻳﻦ : ﺧﺎﻧﻴﻢ، ﺧﺎﻧﻢ

ﻗﺎﺭﺍﻟﺘﻲ : ﺳﻴﺎﻫﻲ، ﺷﺒﺢ، ﺳﺎﻳﻪ

ﻗﺎﺭﭘﻴﺰ : ﻫﻨﺪﻭﺍﻧﻪ

ﻗﺎﺭﺕ : ﺳﺨﺖ، ﺯﻣﺨﺖ، ﺯﺑﺮ، ﺳﻔﺖ

ﻗﺎﺭﺗﺎﻝ : ﻋﻘﺎﺏ

ﻗﺎﺭﺳﻴﻠﻦ : ﺑﺮﻑ ﭘﺎﻙ ﻛﻦ ﻣﺎﺷﻴﻦ

ﻗﺎﺭﺷﻮ : ﻗﺎﺭﺷﻲ، ﻣﻘﺎﺑﻞ

ﻗﺎﺭﺷﻲﻟﻴﻖ :

ﻗﺎﺭﺷﻴﻠﻴﻖ : ﺟﻮﺍﺏ

ﻗﺎﺭﻏﻲ : ﻧﻔﺮﻳﻦ

ﻗﺎﺭﻣﺎﻕ : ﭼﻨﮕﺎﻝ، ﻗﻼﺏ

ﻗﺎﺭﻳﺶ : ﻭﺟﺐ

ﻗﺎﺭﻳﺸﻴﻖ : ﺩﺭ ﻫﻢ، ﻣﺨﻠﻮﻁ

ﻗﺎﺭﻳﻦ : ﺷﻜﻢ

ﻗﺎﺯﺍﻻﻕ: ﭼﻜﺎﻭﻙ

ﻗﺎﺯﺍﻥ : ﺩﻳﮓ

ﻗﺎﺯﺍﻧﺞ : ﺳﻮﺩ، ﺩﺭﺁﻣﺪ

ﻗﺎﺯﻣﺎ : ﻛﻠﻨﮓ

ﻗﺎﺯﻳﻨﺘﻲ : ﺣﻔﺮﻳﺎﺕ

ﻗﺎﺳﻴﺮﻏﺎ : ﺗﻮﻓﺎﻥ

ﻗﺎﺳﻴﻖ : ﺷﺮﻣﮕﺎﻩ

ﻗﺎﺵ : ﺍﺑﺮﻭ

ﻗﺎﻓﻼﻥ : ﭘﻠﻨﮓ

ﻗﺎﻻﺑﺎﻟﻴﻖ : ﺷﻠﻮﻍ، ﭘﺮ ﻫﻴﺎﻫﻮ

ﻗﺎﻻﺭﻏﻲ : ﺟﺎﻭﻳﺪ، ﭘﺎﻳﺪﺍﺭ، ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭ

ﻗﺎﻻﻕ : ﭘﺸﺘﻪ

ﻗﺎﻟﺨﺎﻥ : ﺳﭙﺮ

ﻗﺎﻟﺪﻳﺮﺍﺝ : ﺍﻫﺮﻡ، ﺟﺮﺛﻘﻴﻞ

ﻗﺎﻟﺪﻳﺮﻣﺎﻕ : ﻗﻮﻭﺯﺍﻣﺎﻕ، ﺩﻳﻜﻠﺘﻤﻚ، ﺑﻠﻨﺪ ﻛﺮﺩﻥ، ﺑﺎﻻ ﺁﻭﺭﺩﻥ

ﻗﺎﻟﻴﺠﻲ : ﻭﺍﻣﺎﻧﺪﻩ، ﭘﺲﺭﻭ

ﻗﺎﻟﻴﻦ : ﺿﺨﻴﻢ

ﻗﺎﻣﭽﻲ : ﺷﻠﻼﻕ

ﻗﺎﻧﺎﺕ : ﺑﺎﻝ

ﻗﺎﻧﭽﻴﻞ: ﺧﻮﻧﻤﺮﺩﮔﻲ

ﻗﺎﻧﺪﺍﻝ : ﺯﻧﺠﻴﺮ

ﻗﺎﻧﺪﻳﺮﻳﺠﻲ : ﺟﻮﺍﺏ ﻗﺎﻧﻊﻛﻨﻨﺪﻩ

ﻗﺎﻧﺸﺎﺭ : ﺭﻭﺑﺮﻭ، ﻣﻘﺎﺑﻞ

ﻗﺎﻧﻘﺎﻝ : ﻛﻨﮕﺮ

ﻗﺎﻧﻴﻖ: ﺳﻴﺮﺍﺏ، ...

ﻗﺎﻫﻤﺎﺭ: ﺁﺭﺧﺎ، ﭘﺸﺖ

ﻗﺎﻭﻭﻥ : ﺧﺮﺑﺰﻩ

ﻗﺎﻳﺪﺍ : ﻗﺎﻋﺪﻩ

ﻗﺎﻳﺮﻳﻠﻲ : ﻣﺼﻨﻮﻋﻲ، ﺳﺎﺧﺘﮕﻲ، ﺟﻌﻠﻲ

ﻗﺎﻳﻐﻲ : ﻓﻜﺮ، ﺍﻧﺪﻭﻩ، ﻏﻢ، ﺗﻌﺼﺐ

ﻗﺎﻳﻨﺎﻕ : ﻣﻨﺒﻊ

ﻗﺎﻳﻨﺎﻗﭽﻲ : ﺟﻮﺷﻜﺎﺭ

ﻗﺮﻩﻗﺌﻴﻴﺪ : ﺷﻮﻣﻲ، ﺑﺪ ﻳﻤﻨﻲ

ﻗﺰﺋﺖ : ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ

ﻗﻨﻴﻢ : ﺩﻭﺷﻤﻦ

ﻗﻮْﭘﻮﺯ : ﺳﺎﺯ، ﺳﺎﺯ ﺁﺷﻴﻘﻬﺎ

ﻗﻮْﭘﻮﻕ : ﻛﻨﺪﻩ ﺷﺪﻩ

ﻗﻮﺗﺴﺎﻝ : ﻣﻘﺪﺱ

ﻗﻮﺗﻠﻮ : ﻣﺒﺎﺭﻙ

ﻗﻮْﺗﻮﺭ: ﮔﺮ

ﻗﻮْﺟﺎﻣﺎﻥ : ﺑﺰﺭﮒ، ﺳﺘﺮﮒ، ﻛﻬﻨﺴﺎﻝ

ﻗﻮْﺧﻮ : ﺑﻮ، ﺭﺍﻳﺤﻪ

ﻗﻮْﺧﻮﻣﻮﺵ : ﮔﻨﺪﻳﺪﻩ

ﻗﻮﺩﻭﺭﻏﺎﻥ : ﺳﺮﻣﺴﺖ، ﻫﺎﺭ ﺷﺪﻩ

ﻗﻮﺩﻭﺯ : ﻫﺎﺭ

ﻗﻮْﺭ : ﺍﺧﮕﺮ، ﮔﺮ

ﻗﻮْﺭﺍﺟﺎﻧﺎﻕ : ﺷﺮﺍﺭﻩ

ﻗﻮﺭﺍﻝ : ﻗﺎﻋﺪﻩ، ﻗﺎﻧﻮﻥ

ﻗﻮﺭﺍﻥ : ﻣﻌﻤﺎﺭ

ﻗﻮﺭﺗﻮﻟﻮﺵ : ﺁﺯﺍﺩﻱ، ﺭﻫﺎﻳﻲ

ﻗﻮﺭﺗﻮﻡ: ﺍﻳﭽﻴﻢ، ﺟﺮﻋﻪ

ﻗﻮْﺭﺧﺎﻕ : ﺗﺮﺳﻮ

ﻗﻮْﺭﺧﻤﺎﺯ : ﻧﺘﺮﺱ، ﺷﺠﺎﻉ

ﻗﻮْﺭﺧﻮ : ﺧﻮﻑ

ﻗﻮْﺭﺧﻮﻧﺞ : ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﻙ

ﻗﻮﺭﺷﺎﻳﻴﺠﻲ : ﻣﻌﺎﻭﻥ ﺟﺮﻡ، ﺗﺤﺮﻳﻚ ﻛﻨﻨﺪﻩ، ﻭﺳﻮﺳﻪ ﻛﻨﻨﺪﻩ

ﻗﻮْﺭﻗﭽﻮ: محافظ

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : آموزش زبان ترکی، آموزش زبان شاهسونی، آموزش زبان ترکی محلی، آموزش زبان ترکی شاهسونی، فرهنگ لغت شاهسون، زبان شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 18 مهر 1397
admin blog
زبان شاهسون 
ساتماق: فروختن  / مصدر فعل 
سات: بفروش / وجه امری فعل / بن فعل 
ساتیر: می‌فروشد / حال ساده خبری 
ساتار: می‌فروشد / آینده غیر قطعی 
ساتدی: فروخت / ماضی ساده 
ساتیردی: می‌فروخت/ ماضی استمراری خبری 
ساتاردی: می‌فروخت / ماضی استمراری ابدی 
ساتیب‌دیر: فروخته است/ماضی نقلی 
ساتمیش‌دیر: فروخته است/ ماضی نقلی 
ساتیرمیش: می‌فروخته است/م.نقلی مستمر 
ساتارمیش:   "       "      / آینده درگذشته نقلی غیر قطعی 
ساتمیشدی: فروخته بود / ماضی بعید 
ساتیرمیشدی: می‌فروخته بود/ م.بعید مستمر 
ساتارمیشدی:می‌فروخته بود/ آینده در گذشته بعید  غیر قطعی
ساتمیش‌ایمیش: فروخته بوده است/ماضی ابعد حکایی  
ساتیرمیش‌ایمیش: می‌فروخته بوده‌است!/ ماضی ابعد مستمر 
ساتارمیش‌ایمیش:می‌فروخته بوده‌است! / آینده در گذشته حکایی 
ساتمیش‌ایمیشدی: فروخته بوده بود!/ ماضی ما ابعد روایی 
ساتیرمیش‌ایمیشدی: می‌فروخته بوده بود!/ ماضی ما ابعد مستمر 
ساتارمیش‌ایمیشدی: می‌فروخته بوده بود/ آینده در گذشته روایی 
( ب.فرخ)





نوع مطلب :
برچسب ها : زبان شاهسون، کلمات شاهسون، فرهنگ شاهسون، بختیار فرخ،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 5 مهر 1396
admin blog

زبان تورکی

یوهان واندواله (Johan Vandewalle) اهل بلژیک و مسلط به ۳۵ زبان زنده دنیاست. وی که بزرگ‌ترین پولیگلوت (متکلم به چندین زبان) و زبانشناس حال حاضر جهان است، در مورد زبان تورکی چنین می‌گوید:

بر این عقیده‌ام فردی که زبان مادری‌اش تورکی است، در قالب جملات کوتاه می‌اندیشد و به هنگام سخن گفتن، این جملات کوتاه را به طرق مختلف به یکدیگر پیوند داده و ساختارهای پیچیده‌ای را می‌آفریند.

این «تمایل به پیوند جمله‌ها» می‌تواند در برخی سخنوران ضعیف و در برخی دیگر به گونه‌ای دیوانه‌وار قدرتمند باشد.

ساختارهای زبانی که به این ترتیب خلق می‌شوند به زیباترین شکل ممکن منعکس کنندۀ قابلیت‌های فوق‌العاده ذهن آدمی است.

من زبان‌های بسیاری را که متعلق به خانواده‌های زبانی متفاوت است بررسی کرده‌ام، لیکن تا به امروز هیچ ساختار مسحور کننده‌ای را در زبان‌های دیگر به اندازۀ ساختار جمله‌های قانونمند و پیچیدۀ زبان تورکی مشاهده نکرده‌ام.

گاهی اوقات به خودم می‌گویم: کاش نوام چامسکی (پدر زبان‌شناسی نوین) در جوانی تورکی یاد می‌گرفت. مطمئنم که در این صورت، زبان‌شناسی معاصر نه بر اساس زبان انگلیسی بلکه بر پایۀ زبان قدرتمند و زیبای تورکی شکل می‌گرفت.

چت اورداپ





نوع مطلب :
برچسب ها : ساختار زبان ترکی، ساختار زبان شاهسون، زبان شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 18 شهریور 1396
admin blog

یکی بهم گفت تورکی یادم بده گفتم باشه

دوز یعنی نمک

دوز یعنی درست

دوز یعنی بچین

دوز یعنی خوک

دوز یعنی صبرکن

لبخندی زد وگفت اینو نمی توانم یکی دیگه بگو... گفتم باشه:

................................................

اوزوم یعنی خودم

اوزوم یعنی صورتم

اوزوم یعنی شناکنم

اوزوم یعنی جداکنم

اوزوم یعنی انگور

...............................................

کفت : اینم نمی توانم بنویس بده از رویش بخوانم.گفتم باشه نوشتم

:کتی گتی کتی گتی گتی چست؟

گفت یعنی چی ؟؟؟

گفتم یعنی: دهاتیه رفت کت رو برداشت و برگشت

...............................................

اندر عجایب زبان تورکی...

فعل " چیخدیم"

کنکوردان چیخدیم(قبول شدم)

پله دن چیخدیم(بالا رفتم)

حسابیندان چیخدیم(کسر کردم)

اداره دن چیخدیم(خارج شدم)

سالدیم چیخدم(نشستم فکر کردم)

بکارچیلیغا چیخدیم (تعطیل شدیم

...............................................

و او همانجا جان به جان آفرین تسلیم کرد!!!

در زبان تورکی 9 نوع گریه کردن داریم: آغلاماق ، سیزلاماق، زیرلاماق، سیزیلداماق، اینله مک، زاریماق، هوکورتمک، ایچین چالماق، وییلداماق. دکتر صابر مقدم که پزشک فارس زبان و مشهوری در تبریز است می گفت: اوایل آمدنم به تبریز مریضی داشتم که می گفت "معدم گوینییر" گفتم " درد می کنه؟" گفت یوخ آغریمیر گوینییر! و من بعد ها فهمیدم که ترک ها به زخم معده می گویند گوینییر و به درد عصبی معده می گویند آغریماق و به التهاب معده می گوین سانجی. یعنی بدون آندسکوپی می توانم برایشان دارو تجویز کنم! چون زبانشان انواع درد کردن را تجزیه تحلیل می کنند

"ویژگی ﻫﺎﯼ ﺯﺑﺎﻥ تورﮐﯽ"

ﺍعضای ابتدایی گوارش ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ تورﮐﯽ با ﺣﺮﻑ "د" شروع ﺷﺪﻩاند:

ﺩﯾﻞ‏(ﺯﺑﺎﻥ‏)

ﺩﻭﺩﺍﻕ‏(ﻟﺐ‏)

ﺩﺍﻣﺎﻕ‏(ﮐﺎﻡ‏)

ﺩﯾﺶ‏(ﺩﻧﺪﺍﻥ‏)

ﺩﯾﻤﺪﯾﮏ‏(ﻣﻨﻘﺎﺭ‏)

ﻫﺮ ﺍﻧﺪﺍﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﺣﺮﻑ "ﻕ" :

ﻗﯿﭻ‏(ﭘﺎ‏)

ﻗﻮﻝ‏(ﺩﺳﺖ‏)

ﻗﺎﻧﺎﺩ‏(ﺑﺎﻝ‏)

ﻗﻮﯾﺮﻭﻕ‏(ﺩﻡ‏)

ﻗﺎﺭﻭﻥ‏(ﺷﮑﻢ‏)

ﻗﻮﻻﻕ‏(ﮔﻮﺵ‏)

ﺍعضای ﭼﺸﻢ ﺑﺎ "گ" :

گؤﺯ‏(ﭼﺸﻢ‏)

ﮔﺎﺵ‏(ﺍﺑﺮﻭ‏)

ﮔﯿﻠﻪ‏(ﻋﻨﺒﯿﻪ‏)

ﮔﯿﭙﺮﯾﮏ‏(ﻣﮋﻩ‏)

ﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮ ﺗﺎ ﮐﻤﺮ ﺑﺎ "ﺏ" :

ﺑﺎﺵ‏(ﺳﺮ‏)

ﺑﻮﯾﻨﻮﺯ‏(ﺷﺎﺥ‏)

ﺑﻮﯾﻮﻥ‏(ﮔﺮﺩﻥ‏)

ﺑﺌﻞ‏(ﮐﻤﺮ‏)

ﺑﻮﺧﻮﻥ‏(ﭘﺸﺖ‏)

ﺑﻮﺭﮎ‏(ﻗﻠﻮﻩ‏)

ﺑﺎﺭﺳﺎﻕ‏(ﺭﻭﺩﻩ‏)

ﺷﺎﯾﺪ ﺣﺘﯽ بؤﺭﮎ‏(ﮐﻼﻩ‏) ﻭ ﺑﺎﺷﻤﺎﻕ‏(ﮐﻔﺶ‏) ﮐﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺳﻮﯼ ﺑﺪﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ میپوﺷﺎﻧﻨﺪ, ﺍﺯ ﺭﻭﯼ این ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﻮﺩﻩ؛

ﻫﺮ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺗﯿﺰ دارای زاویه با "د" :

ﺩﯾﺮﻧﺎﻕ‏(ﻧﺎﺧﻦ‏)

ﺩﯾﺰ‏(ﺯﺍﻧﻮ‏)

ﺩﯾﺮﺳﮏ‏(ﺁﺭﻧﺞ‏)

ﺩﺍﺑﺎﻥ‏(ﭘﺎﺷﻨﻪ‏)

وقتی میگن زبان تورکی جز سه زبان برتر و باقاعده دنیاست به این میگن؛

اتاق

اتاق+لار

اتاق+لار+دا

اتاق+لار+دا+کی

اتاق+لار+دا+کی+لار

اتاق+لار+دا+کی+لار+دان

اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری

اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری+نی

اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری+نی+گتیر

تـــــــــــــــــــورکی هنــــــــــــــــر است

آیا مى دانید:

1-زبان توركى سومین زبان زنده و توانمند دنیاست؟

آیا مى دانید:

2- زبان توركى 500 میلیون متكلم در جهان دارد؟

آیا مى دانید:

3- زبان توركى 7200 سال قدمت دارد؟

آیا مى دانید:

4- زبان توركى 100/000 وازه ى اصیل دارد؟

آیا مى دانید:

5- زبان توركى 3500 فعل اصلى دارد؟

آیا مى دانید :

6- زبان توركى 24/000 فعل غیر اصیل دارد؟

آیا مى دانید:

7- زبان توركى 46 زمان فعلى دارد؟

آیا مى دانید:

8- 100% كلمات زبان توركى ریشه دارند؟

آیا مى دانید:

9- زبان توركى زبان اكثریت مردم ایران است؟

آیا مى دانید :

10- زبان توركى داراى 9 آوا است؟

آیا مى دانید :

11- زبان توركى بعنوان زبان بین المللى در جهان به ثبت رسیده است؟

آیا مى دانید :

12- زبان توركى بعنوان شاهكار زبان ها و ادبیات بشرى شناخته شده است؟

آیا مى دانید:

13- از زبان توركى براى ارسال دیتاهاى رادارهاى جهان استفاده مى كنند؟

آیا مى دانید :

14- زبان توركى را بعنوان زبان استاندارد یونسكو در اروپا و آمریكا مى شناسند؟

آیا مى دانید:

15- زبان توركى داراى 450/000 عنوان كتاب در جهان است؟

آیا مى دانید:

16- زبان توركى صاحب اولین دومین و سومین خط بشرى در جهان است

پس به تورکی صحبت کردنت افتخار کن

یاشاسین بوتون تورک ملتی





نوع مطلب :
برچسب ها : اموزش زبان شاهسون، زبان شاهسون، گویش شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396
admin blog


بیایید همین 10 توصیه ذیل الذکر را رعایت کنیم تا ببینید چقدر ترکی را زیبا صحبت می کنید و شنونده (حتی شنونده ترک) مجذوب شما می شود:

1 ـ قانون هماهنگی آوایی را رعایت کنیم و بجای پسوندهای دوگانه (چی/لی/ین/...) از پسوندهای چهارگانه (چی ـ چو/لی ـ لو/...) استفاده کنیم. یعنی نگوییم: قوشچی! بگوییم: قوشچو. نگوییم: گوموشچی! بگوییم: گوموشچو.

2 ـ ترکی سرشار از فعل است آنهم افعال تک هجایی و دو هجایی زیبا. چرا باید افعال فارسی را ترجمه کرده و یک فعل مرکب را جایگزین فعل اصیل ترکی کنیم. پس نگوییم: منتظر اول (گؤزت)، مواظب اول (گؤزله)، صبر ائله (دؤز)، هواپیمادان پیاده اولدوم (یئندیم)، سنی فرماندارا سفارش ائله دیم (تاپیشیردیم)، هواپیما پرواز ائله دی (اوچدو ـ قالخدی).

3 ـ از بکارگیری "تکراری" حروف ربطی و شرطی و اضافی فارسی در ترکی پرهیز کنید چراکه دو بار این کار را می کنید. مثلا: اگر گؤرسم (س در گؤرسم همان اگر هست!)، میانادان تا تهرانا (الف در انتهای تهران همان معنای تا هست!)، آقایی کی گلیر (گلن آقا)، کاش بو اوستادینان درس گؤتورمییئیدیم (یئی در داخل فعل معنای کاش دارد!).

4 ـ از آوردن عدد فارسی در جمله ترکی پرهیز کنید مگر آنکه عدد فارسی به اسم فارسی بچسبد مانند سه راه و چهارراه ولی نگوییم:  سه طبقه ائو سالیب (اوچ طبقه)، اتاق چهار (اتاق دؤرد یا دؤردونجو اوتاق)، استاد، شیمی معدنی ده منه پنج و نیم وئردی ( بئش یاریم وئردی)، هفتاد درصد دانشگاه نماینده نین آدامی دی (یوزه یئتمیش).

5 ـ ترکیب وصفی و اضافی ترکی برعکس فارسی است و باید از بکارگیری آن تا حد متعارف پرهیز کرد. مانند: کارکنان دانشگاه حقوق آلانماییبلار (دانشگاهین کارکنانی، دانشگاهین کارمندلری)، به سفارش نماینده 23 نفر شرکت فولادا گیریب (نماینده نین تاپیشیرماغینان 23 نفر فولادا گیریب)، فرمانداری شهرستان میانه نین (میانانین فرمانداری سینین).

6 ـ از بریدن سر و ته کلمات و ادغامهای مشمئز کننده به شدت بپرهیزید و زیبا و شیوا صحبت کنید. مانند: گئشّت (کئچ گئت)، گئیدک (گل گئدک)، اویئده (آی گدا! آی آقا، آی قارداش)، گّ (گل)، گؤتی (گؤتور)، قاشّه بورا(قاچ گل بورا)، قیشلاریم (قیچلاریم)، اوش دنه (اوچ دنه)، چؤرح (چؤرک)، اوزریح (اوزرلیک)، دؤهتور (دوکتور)، آللام (آلارام).

7 ـ در محاوره میانه نگوییم: سوز! بگوییم: سیز. نگوییم: سوزونکی! بگوییم: سیزینکی. نگوییم: آلدوز!  بگوییم: آلدیز. نگوییم: آچون! بگوییم: آچین.

8 ـ در ترکی ماق یا اق برای حروف ثقیل و مک یا اک برای حروف ظریف بکار می رود ولی ما به اشتباه آنرا ماخ و مخ می گوییم. هرچند در عمل ادای ماخ اجتناب ناپذیر است لیکن بجای مخ از مک و بجای خ از ک استفاده کنیم و نگوییم: گئدخ! بگوییم: گئدک. نگوییم: وئرمخ! بگوییم: وئرمک.

9 ـ کلمات فراوانی از ترکی به فارسی رفته و ما دوباره به اشتباه به لهجه یا ترکیب فارسی به ترکی آورده ایم که خطای بزرگی است. مثلا "دوقلو" در اصل "دوغولو" به معنای باهم زاده شده (دوغماق) از ترکی به فارسی رفته و در آنجا به اشتباه به سه قلو و چهارقلو! تبدیل شده و دوباره به ترکی برگشته و در یک ابتکار عجیب می گوییم: اوچ قلو اولوب!! یا قوورما سبزی به فارسی رفته و ما آنرا قورمه سبزی می گوییم. یا خاو یا هاو (پرز فرش) بصورت خواب به فارسی رفته و با آنرا بصورت خاف! به ترکی برمی گردانیم.

10 ـ از ابدال های مشمئز کننده زیر که زیبایی های ترکی را فرو می پاشد و برای شنونده عذاب آور می شود بسیار اجتناب کنید:

ک ـ ج : چوچه (کوچه)، چچل (کچل)

ک ـ هـ : دؤهتور (دوکتور)، اهبر (اکبر)، چؤره (چؤرک)

رل ـ رر : کورراماق (کورلاماق)، گوررو سو گلیر (گورلو)

لر ـ لل : گللم (گله رم)، آللام (آلارام)
#هر_تورک_بیر_اؤیرتمن 
#ترکی_هنر_است 

در زبان ترکی برای بیان زمان انجام فعل طیف بسیار گسترده ای وجود دارد که در ترجمه آنها به زبانهای دیگر باید از جمله استفاده کرد. اگر مطرح ترین زبانهای دنیا 10 تا 15 زمان دارند در زبان ترکی 46 نوع زمان وقوع فعل وجود دارد که تصورش هم محال است.

بیان تمامی این ازمنه در حوصله این مجال نیست لیکن به اختصار به تعدادی از آنها اشاره می کنیم. از توضیح درباره زمانهای ماضی، حال و آینده که در هر زبانی موجود است پرهیز می کنیم:

در ترکی زمان دائم وجود دارد که دامنه زمانی اش از گذشته ی دور تا آینده دور است و از اضافه شدن "ار" به فعل امر ساخته می شود. مانند: چیخار، گلر، ایتر ، باتار. مثلا می گوییم: "گون چیخار" ترجمه فارسی اش می شود: "آفتاب طلوع می کند" درحالیکه در ترجمه زمان حال "گون چیخیر" نیز می گوییم: "آفتاب طلوع می کند"! ترک زبان می داند که این دو در ترکی متفاوتند. فعل دائم انجام یک فعل بصورت قطعی و مبرهن در تمامی ازمنه است و اگر می گوییم: "گون چیخار" ، در ترجمه اش باید گفت: "قطعا آفتاب باید طلوع کند".
در ترکی زمان های "گذشته در آینده" و "آینده در گذشته" داریم. مثلا برای آینده در گذشته می گوییم: "آلاجاغیمیشام" یعنی "بایستی در گذشته آنرا می گرفته ام".
در ترکی ماضی استمراری دائم داریم. در ترکی برای آلماق (گرفتن) در زمان ماضی می گوییم: آلدیم (گرفتم) و برای ماضی استمراری می گوییم: آلیردیم (می گرفتم) و برای ماضی استمراری دائمی داریم: آلاردیم (همواره می گرفتم). این زمان تا حال ادامه داشته است. در فارسی هر دو زمان ماضی استمراری موقت و دائم یکی هستند.
حال بدون تعریف و اشاره به زمان ها مصدر آلماق را به چند زمان منتقل می کنیم تا تنوع و جذابیت زمان در ترکی را بیشتر احساس کنیم:

آلیم (بگیرم)
آلام (باید بگیرم)
آلدیم (گرفتم)
آلاجام (خواهم گرفت)
آلمیشام (گرفته ام)
آلمیشدیم (گرفته بودم)
آلمالییام (حتما باید در آینده گرفته باشم)
آلاجاغیمشیام (بایستی در گذشته می گرفته ام)
آلاجاغیدیم (اشتباه کردم نگرفتم باید می گرفتم)
آلیردیم (می گرفتم)
آلاردیم (همواره تا امروز می گرفته ام)
آلارمیشام (نمی دانستم که همواره می گرفته ام)
آلایدیم (ای کاش می گرفته ام)
آلیناجاق (گرفته خواهد شد)
آلیناجاغیمیش (بایستی گرفته می شده است)
آلسایدیم (اگر قبلا می گرفته ام)
آلمالیمیشام (بایستی قطعا قبلا می گرفته ام ولی نگرفتم)
آلمیشیمیش (نگو که قبلا گرفته بوده است)
آلدیغیم (آنچه را که گرفته ام)
آلدیردیم (با واسطه آنرا گرفتم)
آلدیرتدیم (با واسطه مجبور کردم که بگیرند)
#کلمات 
#ترکی_هنر_است
#هر_تورک_بیر_اؤیرتمن

توانستن: اوماقUmaq- 
توطئه: قوراماQurama-
تولید كردن: اوره‌تمه‌كÜrətmək- 
تولید: اوره‌تیمÜretim- ، اوره‌تمهÜrətmə- 
تئوری: قورامQuram- 
تئوریسین: قورامجی Quramcı- 
تئوریك: قورامسالQuramsal- 
جاودان: منگیMəngi-
جاودانی: منگیMəngi- 
جایزه: اؤدولÖdül- 
جلسه: اوتورومOturum- 
جمعیت: توپلولوقToplum- 
جنگ كردن: ساواشماقSavaşmaq- 
جنگ: ساواشSavaş- 
جنگیدن: ساواشماقSavaşmaq- 
جواب (سوال): یانیتYanıt- 
جواب (عمل): قارشیلیقQarşılıq- 
جواب دادن: یانیتلاماقYanıtlamaq- 
جواب: یانیت Yanıt-
جولای: اوراق آییOraq ayı- 
چشم براه بودن: گؤزله‌مه‌كGözləmək- 
چشم داشت: گؤزله‌نتیGözlənti- 
حاضر شدن: آنینماق Anınmaq- 
حاضر كردن: آنیتماقAnıtmaq- ، آنیقلاماقAnıqlamaq- 
حاضر: آنیقAnıq- 
حال: دورومDurum- 
حاوی بودن: ایچه‌رمه‌كİçərmək- 
حجت: دیلده‌كDildək- 
حرب: ساواشSavaş- 
حركت: ترپه‌نیمTərpənim- ، ترپه‌نیشTərpəniş- 
حقیقتگرا: گرچه‌كچیGerçəkçi- 
حیوان آزمایشگاهی: دئنه‌كDenək- 
خاطره: آنی Anı-
خائن: دؤنه‌كDönək- 
خریطه: یئركیپYerkip- 
خطر: توداTuda- 
خطیر: تودالیTudalı- 
خوانا: اوخوناقلیOxunaqlı- 
خواننده (آواز): ییرچیYırçı- ، ییرلاییچیYırlayıçı-، ییرامانYıraman- ، ییراوYırav- 
خواهش كردن: اؤتونمه‌كÖtünmək- ، اؤتوك ائتمه‌كÖtük etmək- 
خواهش: اؤتونجÖtünc- ، اؤتونوÖtünü- 
خواهشمند: اؤتوكچوÖtükçü- 
خودمختار: اؤز‌ارك Özərk- 
خودمختاری: اؤزاركلیك Özərklik- 
خورشید گونه‌شGünəş- 
خیابان: اورامUram-





نوع مطلب :
برچسب ها : اموزش زبان ترکی شاهسون، زبان شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 23 فروردین 1396
admin blog