تبلیغات
ایل شاهسون - مطالب ابر شاهسئونلر ییغیناغی لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
 
ایل شاهسون
ایل بزرگ شاهسون
درباره وبسایت


در كتاب یادنامه حكیم تیلیم خان شعری از نصرت‌الله زرگر به زبان زرگرهای ساكن شهریار نقل شده است:
دنیلوگی ناپی گاجوسكی مُلی اگه لِس تاپسا پِردو گودلو اووِل
چیلالو مانوشس پورتِسدار ناناك اگه توناك پِی شِل لاچو اووِل
چیلالو مانوشا آمال ناآستار هر گاجوسكی ناآن تودا كریستار
ناجاناجا هر نامورشس دارستار دووی تِریاندا لسگی بارو گا اووِل
چیلالو مانوشس نوول سیگ آمال خوخای ماستان سُوِِل ناخا مو پوِرال
كالو دئوس ناچید سیر چیریكناكال چیریكنیگی گا اِو بودلا چو اووِل
بیدادالوس كِرِه ناكِر هچ كان فال نانیكِلا دئولِس توتار اووافال
هر تانیس چیلالو آلاو ناپِن مو پورال مورشوس كورلو افتاتان اووِل
تیلیمِس آلاو هچ كان ناكِرتی خاخای آوِریس رومناكی نادیك مویاكای
هر نامورشِس ماریستا توناخای میرو آلاو توكانیستی موك اووِل
مدیرسایت :حجت فاتح
ارسال متن و اشعار در تلگرام با شماره :09125550828

مدیر وبسایت : admin blog
نویسندگان
برچسبها
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بنام خدا 
... روز گار آبستن حوادث است بعد از کشته شدن کلبی و اتفاقاتی که برآن خاندان افتاد سالها گذشت ..... پسر سوم پهلوان کلبی   قدرت وتوان خود را به رخ حریفان بکشد 
......در ایل شاهسون  وقتی عروسی می شد بجزء رقص وپای کوبی قدرت نمای مردان رشید  ایل  جای  رفیعی در بین مردم ایل  داشت مثل کشتی گرفتن (گولشمک یا الشمک  )چوب بازی (ال آقاجی اویناماق )دوی استقامت ( دوش آپاردی ) 
......جشن عروسی پسر اسد خان از همه طوایف و تیره ها حضور داشتند 
چادر های برای این منظور واستراحت مهمانان برپاشده بود 
صدای ساز و دهل دشت زیبا را به میدن مشق شاهسونها تبدیل کرده بود 
مردان و زنان دست در دست ، باصف منظم درحال  چوپو رفتن با تمام وجود هیجان عشق و رزم را به هم آمیحته و با آهنگ ساز که از وجود نوازنده بر دل هنرمندان‌رقص می نشست و باشوق دستمال را در دست سر چوپی به انواع رقص ها می کشاند قاراخان، اوچ آیاق، نوازینیم و........هنری که با صدای دهل هنرمندان را غرق در شادی و شور و نشاط می کرد مثل نسیم نوازنده بهاری در دشت لاله های واژگون شیراز، باد با وزش خود در بین لاله ها تماشاگر را محو زیبایی حرکات منظم  ودل فریبنده  حرکات موزون وار  خود می کرد
.....با هر آهنگی مردم منتظر هنرنمای مردان رشیدشان بودند رقص چوپو یواش یواش از ناز و نوازش به سمت قدرت نمای جوانان ایل می رفت 
....مردی قوی ونیرومند از طایفه .....جوانان جویای نام را محو قدرت ومیدانداری خود کرده بود حریفی در برابر او تاب مقاومت نداشت 
....خان وقتی وضعیت را اینچنین دید برای شکست این پهلوان نیرومند از نایبها کمک همفکری خواست آنها گفتند بعد از فوت پهلوان کلبی در بین مردان ما کشتی گیری قوی پا به عرصه نگذاشته  ولی پسر پهلوان کلبی مدتی است از مسافرت بر گشته شنیدیم اصول کشتی را  بلد است شاید او بتواند در مقابل وی خوب ظاهر شود  
......خان دستور داد فورا کسی به دنبال علی برود واو را بیاورد
.......علی پهلوان به محل عروسی آمد و  چادری را برای استراحت او در نظر گرفتن 
علی روبه شوهر خواهر خود کرد 
گفت: این پهلوان چه جور آدمیست 
بداغ گفت :
مرد تنومند وبسیار قویست وقتی سر شاخ می شود حریف را با یک فن بن داز از بغل پرت (پیش انداز) می کند 

.....علی وقتی حریف را دید به شوهر خواهرش گفت من جوان هستم ونیرومند خدا را خوش نمی آید من زحمات این مرد را هیچ کنم از اون طرف هم اگر بخواهم کشتی نگیرم سابقه پهلوانی پدرانم را زیر سئوال می برم 
شما زحمت بکش به اون پهلوان پیشینه مرا بگو ونظر من را هم تعریف کن شاید دلیلی بیاورد و با هم کشتی نگیریم واعتبار و ارزش هر دو حفظ شود 
وقتی بداغ با پهلوان روبه روشد وصحبت علی پهلوان را به وی گفت او قبول نکرد ومیدان کشتی را ملاک عمل دانست 
.....روز بعد میدن رقص، رزمگاه دوپهلوان از دو طایفه شد
بعد از این مبارزه پهلوان علی شد شهره  وافتخارات بسیاری در میدان کشتی نسیب مردم قدرشناس ایل کرد 
ادامه دارد 
سلیمان امیری فرد
شاهسئونلر ییغیناغی(شسونلر )




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسئونلر ییغیناغی، سلیمان امیری فرد، داستان کلبی، کلبی کیست،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 5 مهر 1396
admin blog
بنام خدا 
ماه محرم ....
....دل به دریا و چشم به افق 
 نگاه ها نگران چه خواهد شد 
.......کاروانی خسته از سفردوردر انتظار استقبال ولی در دشت نینوا تحت الحفظ 
...گویند نامش حسین  《حضرت امام حسین علیه سلام 》با اندکی از اقوام وقبایل متعهدی حدودا ۱۰۰۰ نفرمرد جنگی  بعضیها آنرا بیشتر و بعضی ها با اهل خانواده خوانده اند 
.....نیروهای دولتی به فرمانده هی حُر با۲۰۰سرباز به امر حاکم کوفه مراقب حرکات این کاروان  
آنچه گفته شده در اول محرم کاروان  به نینوا وارد
 چون مانع حرکت به سمت کوفه شد
 در پی اتراق موقت سرگردان با همسفران ناخوانده قدمهای آهسته را شریک شدند 
....وقتی سربازان عظمت واحترام کاروان را دیدند در دل خود به تفکر نشستند در پی شناخت
آیا خارجی است ویا .......
حر ریاحی فرمانده ماموران وقتی به کاروان رسید قافله سالار را شناخت وخاطرات یک دوره از این عمر طی شده را در ذهن مرور کرد با دیدی مامورانه ونگاه عاشقانه منتظر فرداهاشد 
....قافله سالار وقتی خوب به این بیابان ونحوه حرکت خود به این سمت را مرور کرد یاد گفته جد خود وپدر و برادر گرامی خود افتاد 
......از این به بعد خیلی با احتیاط دستورات را به برادر خود می فرمود 
.....گویند تا شب هفتم محرم که آب به روی کاروان اوبسته شود خیلی عمیق به فکر فرو می رفت 
....خواهر گرامی او نگران برادر واحوالات او و دلشور از  پریشانی افکار او   به وی نزدیک وعلت را جویا شد
... با کمی تامل  برادر شباهت این منطقه را با فرمایشات بزرگان بیان ونگرانیت خود را فرمود 
نگران نه از خود بلکه ...........
سلیمان امیری فرد تهران 
شاهسئونلر ییغیناغی(شسونلر )
ایل بزرگ شاهسون (( در اقصی نقاط ایران )




نوع مطلب :
برچسب ها : سلیمان امیری فرد، شاهسئونلر ییغیناغی، ایل بزرگ شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 5 مهر 1396
admin blog

تیره کیچکین

بنام خدا

.........تیره کیچکین علی با چهار گوبگ در ایل شاهسون بغدادی شناخته می شود این تیره بخاطر شجاعت و رشادت مردانش همیشه مورد احترام طوایف و تیره های دیگر بوده است

.......دایی محمد آقا با گفتاری جدی وبسیار شیوا از تاریخ ما را به حال و هوای آن زمان کشاند

... وقتی از رشادت مردان سخن به میان می آمد مثل آدمهای تماشگر از قدرت نمای این یلان خوشحال ودر ناراحتی آنها غمگین می شدیم

دایی داستان کلبی را اینگونه آغاز کرد

.....علی قلی پسر محمدعلی برای پسر نیرومند و پهلوانش امیر دختر قارابی (شاید از قارابیلی) را می گیرد حاصل این وصلت جوان رشیدی می گردد که آوازه او تا پایتخت روسیه کشیده می شود

وقتی دایی محمد آقا از منش و معرفت کلبی پهلوان صحبت می کرد گفتن پایتخت روسیه مرا وسوسه کرد تا علت این رفتن کلبی پهلوان به روسیه را از دایی سئوال کنم ...دایی گفت :

هما نطور که مطلع هستید سابق بر این نیروها از ایلات تامین می شد

.... از مرکز درخواست می شود ایل شاهسون نیرویی را برای ماموریت به شیراز به تهران اعزام کند

......برای تامین نیرو تیره ها با توجه به نفوس و دارای هایشان باید تجهیز نیرو را عهده دار می شدند

از تیره کیچکین علی امیر باید پسر بزرگش حق وردی را آماده این ماموریت می کرد ولی به عللی امیر از رفتن حق وردی ممانعت و این سفر را برای کلبی پهلوان در نظر می گیرد

......برای آماده کردن نیروهای معمولی یا قارا نوکر که همان قارسوران ...سابق براین در شمال ایران گفته شد ه و همخوانی دارد نیرو را تشکیل می دادند

نیروی شاهسون در یک زمان خاص به تهران می رسد تا از اینجا با نیروهای دیگر به ماموریت شیراز بروند

....شهر غوغای به پا بود مسابقات کشتی پهلوانی آنچنان هوش وهواس مردم حتی دربار را به خود جلب کرده بود آمدن نیرو ها در این هیاهو گم و قدرت نمای یک خارجی همه را مبهوت کرده بود

.....داستان پهلوان رشید از روسیه وشکست دان حریفان یکی پس از دیگری نقل محافل شده بود

.....پهلوانان نامی وقتی حریف را قدر دیدند پا را پس کشیدن ....

در پی حریف برای این نامدار

....... یکی از بزرگان از خان ایل شاهسون سئوال کرد در بین نیروهای شما کسی نیست که به کشتی پهلوانی وارد باشد تا با این روس کشتی بگیرد

خان با کمی مکث گفت والله در ایل ما آدم رشید زیاد است ولی اینکه کسی کشتی پهلوانی را بلد باشد یانه باید سئوال کنم

خان با زیر دستهای خود مشورت کرد و آنها گفتند امیر پهلوان کشتی پهلوانی را بلد بود فکر کنم به فرزندانش هم آموخته باشد خودش نیست ولی پسر کوچکش اینجاست گفت برید بیاورید

کلبی را به حضور خواستند

کلبی حاضر شد و خان وقتی جوان رشید با بازوهای قوی وسینه ستبر حدودا بیست ودو ساله ائی را دید احساس کرد که توان مبارزه را دارد

سئوال کرد کشتی پهلوانی می دانی گفت بله از پدرم چیزهای را یاد گرفته ام

.......

ادامه دارد

سلیمان امیری فرد

شاهسئونلر ییغیناغی

ایل بزرگ شاهسون





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسئونلر ییغیناغی، سلیمان امیری فرد، نویسندگان ترک زبان ساوه، مفاخیر ایل شاهسون، بزرگان شاهسون، طایفه های شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 22 شهریور 1396
admin blog