لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
 
ایل شاهسون
ایل بزرگ شاهسون
درباره وبسایت


با سلام خدمت شما همراهان عزیز وجود یک وبسایت برای ایل بزرگ شاهسون قابل محسوس بود تصمیم گرفتیم با کمک عده ای از فرهیختگان عزیز اولین سایت ایل شاهسون را راه اندازی کنیم به امید اتحاد ایل شاهسون .
درباره ایل شاهسون:شاهسون بغدادی. [سَ وَ نِ بَ] از ایلات تُرک اطراف تهران، ساوه، زرندوگرماب وزنجان و قزوین بوده‌اند که ییلاق‌شان خلجستان و فراهان و قشلاق‌شان ساوه و زرند بوده‌است و در اطراف قزوین به سی طایفه منقسم می‌شدند ... . (جغرافیای سیاسی کیهان ص۱۱۲)
مذهب شاهسون‌های بغدادی از زمان صفوی یا پیش از آن شیعهٔ دوازده امامی بوده‌است. شاهسون‌ها در تغییر مذهب رسمی ایران به شیعه نقش مهمی داشته‌اند.

شاهسون ایل بغدادی ازدو سر شاخه زیر تشکیل شده است :

1 لک

2 آرریخلی .

که هر کدام از این سر شاخه ها دارای طوایفی می باشند .

مجموع طوایف ایل شاهسون بغدادی 32 طایفه به شرح زیر می باشد :

1 قاراقویونلو

2 کوسه لر

3 دلیلر ( دللر )

4 سولدوز

5 یارجانلی

6 حاققی جانلی

7 احمدلی

8 موسولو

9 شرفلی

10 کرملی

11 کله ون

12 موختابند لی ( موخته ون لی )

13 قرنلی ( قرللی )

14 چلبلی

15 ذولفوغارلی

16 کاروانلی

17 اتک باسانلی

18 میغن

19 نیلغاز

20 دوگر

21 قوتولو

22 ساتیلی

23 حوسن خانلی ( حسین خانلی )

24 اینانلی ( ایناللی )

25 الی قوردلو ( علی قوردلو )

26 خیدیرلی

27 قسیملی ( قاسم لو )

28 زیلیق لی

29 قریب لک

30 حسن لی

31 آغ قویونلو

32 دئولته ون

قشلاق این ایل از گوی داغ ( کیلومتر ۵۰ اتوبان قم - تهران ) شروع و تا اطراف شهر ساوه و زرند پراکنده اند

ییلاق این ایل هم اطراف شهرستانهای قروه ، رزن و آوج همدان بوده است.

مدیرسایت :حجت فاتح

ارسال متن و اشعار در تلگرام با شماره :09125550828

مدیر وبسایت : admin blog
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسامی ماه ها به زبان ترکی

فروردین : آغلارگولر

اردیبهشت : گون آی

خرداد : قیزاران آی

تیر : قورا پیشیرن

مرداد : قویروق دوغان،

شهریور : زومار آیی،

مهر : خزل آیی ،

آبان : قیرؤو آیی،

آذر : آزر،

دی : چیلله ،بهمن : دوندوران آی ️

اسفند : بایرام آیی

اسامی روز ها به زبان ترکی

️شنبه ⇦⇦⇦ یئلی گونی

یکشنبه ⇦⇦⇦ سوت گونی

️دوشنبه ⇦⇦⇦ دوز گونی

سه شنبه ⇦⇦⇦ آرا گونی

️چهارشنبه ⇦⇦⇦ اوت گونی

پنج شنبه ⇦⇦⇦ سو گونی

️جمعه ⇦⇦⇦ آدنا گونی،

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون، شاهسون قم، شاهسون بغدادی، شاهسون زنجان، شاهسون نی ریز، شاهسون مغان، سو گونی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 26 آذر 1397
admin blog
شاهسون ها 

ما شاهسون ها مرز نشین نبودیم
مرزها آنقدر عقب آمدند که به ما تکیه کردند
اصالتمان را موزه ها فریاد میکشند..
اگر از تاریخ نشان مرا خواهی ، خواهد گفت:
پدرانم همه اهل سخاوت بودند...
برادرانم شیردلانی ...که در سخت ترین نبردها خم به ابرو نیاوردند...
از دشمن هم سراغم بگیری ...
خواهد گفت :شاهسون ها مرد مردند!!!
239220 admin




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون ها، ما شاهسون ها مرز نشین نبودیم، شاهسون، ایل شاهسون، شاهسون ساوه، شاهسون قم، شاهسون شیراز،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 16 آبان 1397
admin blog

مردان شاهسون 

مرد شاهسون باید حواسش به همه چی باشد

rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01

یکی از مسئولیت های پدر خانواده تهیه وتدارک آرد برای پختن نان ،کاه و جو برای آذوقه زمستانی حیوانات می باشد.

..........برای تهیه آرد اول باید گندم از کشاورزان خریداری و سپس برای تبدیل آن به آرد به آسیاب برده تا توسط آسیابان(دئیرمنچی)گندم( بوقدا) را به آرد(یون،اون) تبدیل کرد .......

در یک روز خوب دو همتبار برای آسیاب رفتن، گندم ها را در چال ریخته و با نشاندن شتر ها بر روی پاهایشان چال را بصورت خورجینی بار آنها می کنند و شترها را بصورت قطار قرار داده و برای آرد کردن گندم راهی آسیاب می شوند...‌..... گویند برای بعضی ها گرفتن افسار شتر جذابیت خاصی داشته ،اوجور کی نقیل ائیلیبله ...... چوخ قئدیم بئیر شاه وزیرینن سئره اوسته دور موشدولا و یولا گوز تئیکمیشدیله بئیردن( بئیر لحظئ)وزیر هاناساچئکیب ،شاه وزیرَ باخیب(باخئب) یئنگشدن یولا باخیب(باخئب) گوریب بئیر زاد(چیزی) گوزه گئلمر

شاه دئیب :وزیرنوچو(چرا)؟ افسوسلئقینان هاناسا چکدی، سنئی کی ماشالله وضعی چوخ یاخچئده

وزیردئدی: جانی سالامات اولسون هچ، دَری گوزومَ کوچ گوروگدو

شاه ددی :نجور مئگر؟

وزیر ددی :قوربان من ایلیاتچیام وقتی اوُ، بوکوک، بوکوک یولو گوردم ،یاد ائیلدیم بئیر یکه قئطر دیو اولئیدی،و اونون اولَینه آق مایا باغلیدی او قئطر دیونین افساریین اَلی یه توتوپ چکئیدی ،دیوَلرین زنگینن، سسینن الی قوییدی قولاغیا بئیر بئش دئیدی، اونا اورکی بوزلاردی.... بله قدر زر زرگر داند و قدر گوهر گوهری......

بعد از اینکه چالها را از شترها باز می کنند این حیوانهای زحمت کش را باز می گذارند تا کمی برای خودشان باشند وبا چریدن در بیابان و خوردن گون و دیگرگیاهان نیروی تعدیل رفته خود را باز ستانند......

و اگر آسیاب شلوغ باشد چال های گندم را در نوبت قرار می دادندتا.......

سلیمان امیری فرد





نوع مطلب :
برچسب ها : مردان شاهسون، سلیمان امیری فرد، شاهسون، ایل شاهسون، شاهسون ساوه، شاهسون قم، شاهسون شیراز،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 10 آبان 1397
admin blog

تیلیم خان

مشرف بویوردین تشریف گتیردین

گلمزدین سن بیزه قربان اولدوغوم

آز قالیب حسرتین آلا جانومو

شوقیم چکر سیزه قربان اولدوغوم

سن گلدین اوطاغا نور دولدو طاغا

سن گلن یولارا قربان صدقا

دوروم قربان کسیم سن تک قوناغا

هم یولا هم ایزه قربان اولدوغوم

بئله باخ بئله باخ ترکمن نوه سی

چوخدور اورگیمده یارین هوسی

سن یادا دوشنده اورگ تله سی

رعشه دوشر دیزه قربان ادلدوغوم

سنی گورمم جان قاییتماز دیزیمه

عزرائیل چنگگین سالور گوزومه

قاییت دالو بیر باخ منیم یوزومه

دهنینده سوزه قربان اولدوغوم

سن منی ائیلدین ائلدن اولوسدان

اولونجه چکمم ال سن کیمی دوستدان

سرانداز آسدیغین جوت ممه‌ن اوستدن

تیلیمه بیر بوسا قربان اولدوغوم

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : تیلم، تیلیم خان، شاهسون، شاهسون ساوه، شاهسون قم،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 30 مهر 1397
admin blog

بو گنش دونیادا بیر قوش اولایدیم

یوردوما یوواما کاش توش اولایدیم

چکنده جومودلار عشقین کروانن

اونلارا قوشولوب دیل خوش اولایدیم

رسول پناهی ...و@معللیم





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم ، شاهسون ساوه، شاهسون ، ایل شاهسون، شاهسون تفرش، شاهسون جعفریه، شاهسون همدان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 17 مهر 1397
admin blog
عشایر ایل شاهسون 
ایل شاهسون 

شاهسون نام گروهی از ایلات کوچ روی مسلمان و ترک زبان در مناطق گوناگون از شمال غربی ایران است که بیشتر در دشت مغان و اردبیل سکونت می کنند. 

ایل شاهسون از سال های بسیار دور تا کنون شیوه کوچروی همراه با دامداری را برگزیده و عموما بین مراتع زمستانی در دشت های پست، حاصلخیز و بسیار پر آب مغان و اقامتگاه های تابستانی در دامنه های سبلان، در مناطق اردبیل، مشکین شهر، و سراب در حرکت است. 



قلمرو ایل شاهسون به خاطر منابع غنی طبیعی همواره مورد توجه افراد و حکومت های گوناگون بوده است تا جایی که مثلا نادر شاه افشار و آقا محمدخان قاجار هر دو در این منطقه تاجگذاری کردند، و یا حکومت های مختلف پارسی، عثمانی و حتی روسیه و بعدها شوروی سعی در فتح و اشغال آن داشتند. ایل شاهسون اما در این میان بیشترین پیوند را با شاهان صفوی ایجاد کرد و قابل توجه ترین حمایت، همراهی و وفاداری را نسبت به آنان از خود نشان داد؛ چنین شد که می گویند این ایل نام شاهسون به معنی دوستدار شاه را یافت.



ایلات آذربایجانی شاهسون در چادرهای نیم کروی به نام آلاچیق زندگی می کنند و گذر زندگی ایشان از راه پرورش دام و محصولات لبنی آن است. ایل شاهسون قالی های زیبا و شناخته شده ای در سطح جهانی دارد که البته در گذشته اصلا به منظور فروش بافته نمی شد، اما امروزه با تغییر سبک زندگی و مناسبات اجتماعی قالی های زیبای شاهسون برای عرضه در بازارهای داخلی و خارجی هم بافته می شوند. 
234886 admin
234885 admin
234884 admin
234883 admin
چت اورداپ


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : عشایر ایل شاهسون، عشایر شاهسون، ایل شاهسون، شاهسون، شاهسون آذربایجان، شاهسون قم، شاهسون شیراز،
لینک های مرتبط : شبکه اجتماعی، اورداپ، کدام حیوان ناشنواست؟، مخاصمه، چت، مرگ لیلا فروهر، پدر تاریخ جهان، سوغات شهر کرد، سوغات اصفهان، سوغات رشت، سوغات یزد، بازار لوله شیراز، بازار لوله قم، بازار لوله ساوه، بازار لوله تهران،

       نظرات
شنبه 31 شهریور 1397
admin blog
 تیره نقدعلی

طایفه احمدلی


بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع:گریزی به تاریخ ایل سون  (جمع آوری شده ازریش سفیدان تیره نقدعلی حسنلی طایفه احمدلی که سینه به سینه به ایشان رسیده و برخی هم از تاریخچه ای که روی پوست حیوانات که تا سال 1358 موجود بوده وبه دلایل نامشخص ازبین رفته گرفته شده است واطلاعاتی که در پایین در اختیار شما قرار میگیرد تجمیعی از این اطلاعات است ) .

محل اسکان اولییه ایل سون منطقه گرجستان  بوده وبه دلایلی از مناطق گرجستان ایل به دشت مغان اردبیل کوچ میکند ودر دشت مغان به دلیل کمی مراتع برای چرا ودلایل دیگر که دراین مقال ذکر انها ممکن نیست طوایفی از ایل جدا میشوند وبه منطقه ارومیه کوچ میکنند وبعد از مدتی کوتاه کوچانده میشوند به مراتع ومناطق مختلف فارس وشیراز کنونی ودرسال 550هجری شمسی درحالی که از فارس 15طایفه ویک تیره از شیراز به مناطق مرکزی ایران کوچ داده میشوند وشاه در ان زمان که این طوایف درحال کوچ بودند  به این کاروان برخورد میکند و میهمان آنها میشود دران زمان شاه وقتی با این مردم درحال کوچ برخورد میکند وبا فرشی بسیار زیبا مواجه میشود که توجهش را بسیار جلب میکند وان را نام های خوانوادگی موجود دربین تیره های مختلف طایفه احمدلی در بخش جعفریه واستان قم:احمدلی /احمدلو/روستا /وفایی/خوشرو/ساده/سعادتعلی/سخا/ترکزاده/جوکار/آقاعلی/کریم/صالح/زیرک/زندی نژاد/محسن زاده/آقایی /رضوانی نسب/فوقانی پور/فیضی/دلیر /جمشیدی/گور/وحیدی والا/بهمن پور/صفا/یوسفی.....................

درضمن در این اطلاعت احمدلی های گوی داق که در قم هستن به دلیل نداشتن اطلاعات کافی ذکر نشده اند 

میپسندد واز آنجا اسم ایل از السون تبدیل به شاهپسند /شاهسون میشود .

اطلاعاتی درخصوص طایفه احمدلی وتیره های مختلف ان در بخش جعفریه استان قم :در بخش جعفریه در روستاهای حسین آباد زند (مصطفی بیگی)/محمود آباد /شریف اباد/عبدل اباد /صفدر/حیدر اباد وبستان/نزدیک به240خوانوار ونزدیک همین تعداد خوانوار به قم وتهران مهاجرت کردند .اکثر این خوانوار های از تیره خانلوق ونقدعلی حسنلی هستند وتعداد کمی هم از تیره دال قرالی واسکندرلی هستند .

گردآورنده: امیر حسین روستا ابن مهدی ابن اسماعیل(محل تولد روستای حسین آباد جعفریه) ابن اسحاق(صفی آباد جعفریه) ابن جواد(علی آبادگوی داق) ابن حسین(گوی داق) ابن یوسف (گوی داق)ابن گوی رستم(جنوب شرق دوز داقی کوه نمک شمال دامشهر قم) ابن .اوچه قاسم

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 




نوع مطلب :
برچسب ها : طایفه احمدلی، تیره نقدعلی، امیر حسین روستا ابن مهدی ابن اسماعیل، شاهسون قم، شاهسون جعفریه، احمدلی های گوی داق،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 31 مرداد 1397
admin blog

سو سوز گول

یازار رسول پناهی

گول اگر قالسا سوسوز دردینی باغبانه دییر

عاشیق اوز دردینی البته کی جانانه دییر

نه جفا کاریدی شمع یاندرر اوز عاشیقینی

آتش عشقه یانان عاشیقه پروانه دییر

ذلیل اینسان تئله شانه وروب چوخ داراماز

قارشان باشی سوزین زولف پریشانه دییر

نقدر یاسالار احوال یتیم قورتارماز

او اورگ غملرینی خلقه ذلیلانه دییر

یوخسل اینسان اگر علمیده طغیان ایلسه

پولی بزمینده کلامین چوخ حقیرانه

دییر

بختی یاتمش بشره چوخلاری قه قهله گولر

بئله بدبخته قوهوم قارداشی بیگانه دییر

چوخلاری واردی کی محتاجدی ولی خلقه دئمز

ساخلیار سرینی دیلده دیل نالانه دییر

اوت سالر جانیمه اوتلاندری بولبول او زامان

اوندا کی درد دیلین خار مغیلانه دییر

.

یاخشی اینسان سوزین یاخشی لارننان دانشار

سوزی دئیرلی اولار چونکی حکیمانه دییر

ای پناهی سوزووینن جوهری واردور الحق

جوهری اولماسا اشعارووین افسانه دییر

ولی موعللیم





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون بغدادی، شاهسون ساوه، شاهسون قم ، شاهسون شیراز، شاهسون ترکیه، شاهسون سوریه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 26 مرداد 1397
admin blog

طایفه کوسه لر 

بنام خداوند کریم

در دشت بسیار زیبا با آنکه زیبائی های ایل داشت فراموش می شد .... قلب پاک شاهسون و صمیمیت آنها نسبت به هم اوج نوع دوستی وعشق به همنوع را به نمایش می گذاشت ...... در منطقه ییلاق چند چادر از طایفه کوسه لر از تیره های مختلف مثل گلهای ارغوانی زینت بخش دشت زیبای شده و دوستان خوب و فامیلهای عزیز را بعد از مدتی در کنار هم قرار داده بود ،

....سرفرصت در کنار هم زیر یکی از چادرها و یا دم غروب با وزش نسیم ملایم مروری به خاطرات گذشته می زدند و جوانان و نوجوانان از تعریف های آنها به وجد آمده .......

در یکی از روزها چوپانان (چووانلار)حیوانات را به صحرا برده بودند خبر آوردند یکی از حیوانات شیخ جواد گم شده و معلوم نیست چی شده این موضوع باعث کل کل کردن طرفین و...... شد ،کلبا( کلبی) مح مد محمدآقا(محمدعلی مطیع) و عاواس (عاباس) اوغلو درویش با رفیق شان شیخ جواد شروع به شوخی و کل کل کردند ....

کلبی( کالبی )مح مد آقا می گفت:شیخ شما فقط اسم در آوردی! اگر راست می گی (می گوی) خواب ببین حیوانت کجاست؟

عاباس اوغلو درویش هم در ادامه صحبتش می گفته :کلبلی مح مد آقا اذیت ائیلمه شیخ گِهداً بیر نظر وئیرر، اودا شانسی دوز گئلر، بئیزده شیخی چوخ ائیستریک قابئل ائیلریک ...

خنده های هرسه در بیابان خدا نوای شور و صمیمیت را می داد و .... بعد از چند دقیقه شیخ در جواب آنها می گفت: تاری قارا گلمسین سیز کی قارنی قارا دویلویدوز به نئیه بوجور ،اولومویوز

این بگو و مگو و شوخی ها بالخره به شرط بندی می کشد قرار می گذارند اگرشیخ نتواند جای حیوان گم شده اش رابگوید باید به آنها نهار بدهدو اگر شیخ توانست جای حیوان را بگوید آنها به شیخ نهار بدهند

.......... شیخ بعداز نماز صبح یه چشمی روی هم می گذارد تا ......(گوز ائیستیدر)....... از خواب بیدار و کمی مکث می کند می گوید حیوان را پیدا کردم.......

بعد از چند ساعت مثل همیشه با دوستانش دور هم جمع می شوند

چون این ماجرا کمی طولانی شده بود،یکی از آن بزرگواران می گوید :شیخ نهار را کی بخوریم

شیخ در جواب می گوید : هر موقع که بپزید، بنده آماده خوردنم

هر سه زدن زیر خنده .....

کالبی مح مد می گوید :انگار خیلی مطمعن هستی

شیخ در جواب می گوید: البته که مطمعن هستم، ادامه میدهد بعد از نماز صبح در فکر صحبت هایمان خوابم برد در خواب دیدم دو نفر در مورد حیوان گم شده من صحبت می کردند یکی از آنها گفت در بین گله ائی ست که از اینجا خیلی دور می باشد، فردا دم غروب در کنار دیگر حیوانات روستا برای آبخوری به پیش ....کهریز خواهند برد ، من فردا صبح راه می افتم تا دم غروب آنجا باشم

.......فردای آنروز خودش را به محلی که گفته شده بود می رساند ،

تا غروب منتظر می شود، بلخره گله برای خوردن آب به کنار کهریز می آید شیخ خیلی خونسرد حیوان خود را جدا کرده .......

....دوستان او می گویند الحق که.......

داستانی بود از گفته های پدرم و نقل از کسانی که در آن ییلاق همسایه وی بودند...

سلیمان امیری فرد


سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : سلیمان امیری فرد، ایل شاهسون بغدادی، شاهسون ساوه، شاهسون قم، شاهسون شیراز، شاهسون ترکیه، شاهسون سوریه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 19 مرداد 1397
admin blog

داستان واقعی

سرگذشت یک انسان

با طبیعت و اطرافیانمان مهربان باشیم

سالهای نه چندان دور در یکی از روستاهای اطراف ساوه شخصی زندگی میکرد

در زمانهای قدیم چون یخچال نبود خانواده ها وقتی گوسفندی را می‌کشتند آن را قطعه میکردند و در انباری آویزان میکردند تا خشک شود به این صورت آذوغه را برای فصل زمستان و بهار نگهداری میکردند

اما داستان از آنجا شروع میشود که مرد خانه گوسفندی را سر میبرد و قطعه میکند و مادر خانواده گوشت ها را بعد از قطعه قطعه کردن در انباری خانه آویزان میکند

فردای آن روز پسر خانواده وقتی به خانه می آید میبیند مادرش گریه میکند وقتی علت گریه مادر را جویا میشود

مادر چنین پاسخ میدهد

فرزندم آن گربه ای که میبینی دیشب تمام گوشت ها را از مکانی که آویزان کرده بودم خورده و تلف کرده است و پدرت به علت همین اتفاق مرا سرزنش کرده و ادامه ...

نوجوان وقتی ماجرا را میشنود با خود نقشه ای میکشد گربه را با هر ترفندی شده می‌گیرد و گربه را به تنور خانه که پر از آتش و ذغال بوده می اندازد گربه در آتش می سوزد و جان میدهد

سال ها از آن ماجرا میگذرد تا اینکه پسر خانواده ازدواج میکند

بعد از مدتی بچه دار میشود متاسفانه نوزاد نمی‌ماند و همچنین نو زاد های بعدی .

در نوزاد های بعدی مادر نیز به همراه فرزند فوت می‌کند

مرد دوباره ازدواج میکند و این قضیه دوباره تکرار میشود این بار نیز همسر دوم با فرزندش فوت می‌کند

مرد دوباره ازدواج میکند ودر همسر سوم نیز ماجرا تکرار میشود و بچه ها یکی بعد از دیگری فوت میکنند

در این مدت به روی هم از سه همسر مجموعا ۲۱بچه فوت می‌کند و دو مادر نیز فوت میکنند

همسر سوم بچه بیست و دوم را به دنیا می آورد و عمه بچه اینبار بچه را بعد از زایمان با خود می‌برد تا او بزرگ کند بچه بزرگ میشود و نوجوانی رعنا میگردد وقتی عمه میبیند برادرزاده اش بزرگ شده اورا نزد برادرش می‌برد تا در کنار پدر و مادر واقعی خود زندگی کند

بعد از مدتی فرزند خانواده دام ها را برای چرا به صحرا می‌برد و در کارهای خانه کمک حال پدر می‌باشد

روزی از روزهای تابستان که فرزند خانواده گوسفندان را به صحرا می‌برد آسمان ابری میشود و رعد برق میزند و فرزند بیست و دوم نیز بر اثر رعد و برق فوت می‌کند

پایان ...

جمع بندی پایانی داستان با شما

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : داستان کوتاه ساوه، داستان واقعی ساوه، شاهسون ساوه، ایل شاهسون، شاهسون، شاهسون قم، شاهسون نیریز،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 15 مرداد 1397
admin blog


رسم ارثیه در شاهسون ایل بغدادی

این رسم زمانی اجرا می شد که ایل در کوچ بود امروزه این رسم اجرا نمی شود .

وقتی دختر و پسری ازدواج می کردند و خداوند فرزندانی به ایشان عنایت می کرد اعم از دختر و پسر .

این فرزندان قد کشیده و بزرگ شده و ازدواج می کردند .

دختر یه خانه بخت می رفت و پسر همسرش را به خانه پدریش می آورد سالها می گذشت تا اینکه فرزندان دیگر از جمله دختر و پسر ازدواج می کردند .

به ترتیب پسر بزرگتر با گرفتن چندین گوسفند یک شتر و چند بز و یک یا دو سیاه چادر تشکیل یک خانواده مستقل می داد و برای ایشان نیز در قشلاق یک خانه خشت گلی توسط خانواده پدری ساخته می شد .

به این ترتیب همه پسرها و دخترها از خانه پدری جدا می شدند .

کوچکترین پسر وارث نهایی آنچه می ماند میشد و صاحب یورد پدر می شد .

حتی بعد از مرگ پدر برادرها و خواهر ها روز اول عید به دیدار یورد پدر می رفتند و به اجاق پدر سلام می کردند و این تا زمان مرگ آن پسر کوچکتر ادامه می یافت.

دختر ها از گرفتن ارث از خانه پدری و اموال پدر خودداری می کردند و این حق برایشان محفوظ بود که اگر با خانواده شوهر به اختلاف می خورد یا به دلیل فوت همسر مجبور میشد خانه شوهر را ترک کند به خانه پدری بیاید و پسر کوچک موظف بود به بهترین نحو ممکن از خواهرش مراقبت نماید .

ابوالفضل فردوسی ( عارف )

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون ساوه، ایل شاهسون بغدادی، شاهسون، شاهسون قم، شاهسون شیراز، شاهسون نیریز، شاهسون پارس اباد،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 14 مرداد 1397
admin blog


کلمات و اصطلاحات که در آنها قان وجود دارد و کاربرد آن در ایل شاهسون بغدادی .

قان : خون

قان باغلاماق : خون بس . تعدادی از بزرگان و ریش سفیدان و خوانین جمع می شدند و خانواده مقتول و قاتل را یکجا جمع کرده و بین آنان صلح برقرار می کردند و معمولا با دادن گوسفندان یا شتران یا دختری از خانواده قاتل را به عقد یکی از پسران خانواده مقتول در می آوردند تا خانواده مقتول از قصاص قاتل بگذرند و کینه و دشمنی بین آنان خاتمه یابد .

قان سالماق : حرف یا عملی را انجام دادن تا بین دو کس یا دو خانواده و ... اختلاف سنگین انداختن به نحوی که احتمال قتل و دست و پا شکستن در آن باشد .

قانلی : قاتل .

قان سیز : بی تعصب .

قانلی پیچاقلی : اختلاف ناشی از قتل بین دو خانواده یا دو طایفه و ...

قارا قان : به منطقه ای بزرگ اطلاق میشود که در آن دشت و کوه و رودخانهک باشد ( قارا : بزرگ ،،، قان : منطقه ای که شامل کوه و دشت و رودخانه باشد ) .

منطقه ای بین ساوه و همدان و آبگرم و قزوین و ...

قانجیخ : سگ ماده

قانان : درک کننده . فهمیده

قانماق : فهمیدن . درک کردن

قان توکمک : قربانی کردن

قاناتماق : زخمی کردن

قان اورک : دل پرخون . دل پردرد

ابوالفضل فردوسی ( عارف )

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون ساوه، شاهسون قم، شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 10 مرداد 1397
admin blog

قلب نالانم

سراینده رسول پناهی

از مشگین شهر

بیا این تو

واین هم

قلب نالانی

که من دارم

بیا این تو

واین

آشفته بازاری

که من دارم

بیا این تو

واین

آثار اشعاری

که من دارم

بیا این من

واین دل

بغض فرو بسته

دلی نالان وافسرده

رهیده گوشه ای

زار وپریشان

حال درمانده

یه عیده

در پی مال ومنال

روزی آسان

زخاک خاک خورده

امان از این

دغل بازان پر نیزنگ وپرکینه

واون نامردمان

یاغی و دون

فرومایه

بیا این تو

واین هم

قلب نالانی

که من دارم...؟!

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام





نوع مطلب :
برچسب ها : قلب نالنم، قلب پر دردم، قلب نالانی، شاهسون ساوه، شاهسون قم، شاهسون نی ریز، شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 6 مرداد 1397
admin blog

اینسانلیق عالمین ساتان زاماندا

آنلادیم آغ گونوم قارا گلیرمیش

بئله جه گولوردو آغلار گوزومه

سانیردیم دردیمه چارا گلیرمیش

اینانا بیلمیرم داها کولگه مه

آیریلیخ دردینی سالیب اولکه مه

قورخورام پوششونو سالا بولگه مه

بولگودن بو کونلوم زارا گلیرمیش

نه بیلیم گئلجک گونلریم یامان

بیلسه یدیم اوزومه تاپاردیم امان

بابالار دئییبسه گلیبدیر زامان

اینسان دا اینسانا هارا گلیرمیش

دانیشان دوز دیله حسرتم ایندی

باخیرام اورگلر نیفرتدی کین دی

هایلادیم دادیما هامی ایسیندی

حاییف کی گلن لر وارا گلیرمیش

کوچجک گئدجک آلیشیب یانان

دوزونن ایرینی هم سئچیب قانان

(یانار)ین اولدوغو حقینی دانان

گوره جک اوره گی پارا گلیرمیش

مهدی قاسم نژاد

یانار چایپارالی

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون، شاهسون قم، شاهسون ساوه، شاهسون شیراز، شاهسون پارس اباد، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 6 مرداد 1397
admin blog

محمدعلی پیشاهنگ

عضو شورای نویسندگان

شاهسون کلمه‌‌ای‌ست مرکب از «شاه» فارسی و «سَوَن» ترکی آذری به معنی شاه‌دوست و دوستداران شاه. شاه‌عباس صفوی (996-1038 هجری قمری) این نام را بر روی فوجی (دسته‌ای) از سپاهیان گذاشت و فرمان داد هر فرد، طایفه، یا ایلی که مایل است، به فوج شاهسون بپیوندند و خود را شاهسون نامد.

صاحب فرهنگ ناظم‌الاطبا گوید: در همان روزهای اول که این حکم و فرمان صادر شد، ده هزار نفر در آن داخل شدند.شاهسون‌ها یکی از هفت ‌دسته‌ی قزلباش (ارتش سرخ کلاه صفوی) بودند.

خلاصه‌ی اسم عده‌ای از قبایل ترک‌زبان ساکن ایران، شاهسون است. در دوران حکومت صفویه کارهای بسیار بزرگی از جمله نگهداری فرمانروایان صفویه به دست این گروه انجام شد. این گروه که در دسته‌ی طرفداران خاندان صفویه بودند، در ترویج و گسترش عقاید مذهبی صفویه که همان مذهب شیعه بود بسیار مؤثر بودند.

جعفر شاهسونی متولد 1345 خورشیدی در شهر طیبه‌ی نی‌ریز، در یکی از اشعار ترکی خود می‌گوید:

«لیلی جان دنیادن یالان دنیا

بو عجوزه منه‌گلین اولماز»

«همه صحرا و دشت گردیدم

جیرا نه گوز لرین سنین اولماز »

معنی شعر: «لیلی‌جان، دنیا، دنیای دروغ است، این عجوزه برای من عروس نمی‌شود، همه‌ی صحرا و دشت را گردیدم، چشم‌های آهو مثل چشم‌های تو نمی‌شود.»

در جغرافیای سیاسی کیهان صفحه‌ی 87 نوشته شده «شاهسون» تیره‌ای از شعبه‌ی ایل جباره (کوچ‌رو یا کوچی) ایل عرب از ایلات خمسه‌ی فارس است.

طایفه‌ی شاهسون که به زبان ترکی مخلوط به فارسی سخن می‌گویند، فارسی را خوب می‌دانند و حرف می‌زنند. گذشته از طایفه‌ی شاهسون، ایل قرایی ساکن تنگ‌حنا بخش آباده‌طشک شهرستان نی‌ریز هم ترک‌زبانند.

طایفه‌ی شاهسون از زمان‌های گذشته به‌ویژه در عهد دولت قاجاریه (1209-1343 هجری قمری) به فارس (پارس) آمدند و در حوزه‌ی شهرستان نی‌ریز (حاجی‌آباد و سورمق) ساکن شدند.

سپس در حیدرآباد، چنارو، لای‌حنا، نصیرآباد، هرگان و... نیز سکونت گزیدند. همچنین در شهرستان استهبان و در روستاهای محمدآباد، بنوان، قلعه‌قرمز، دهویه و ... زیستند.

پس از مدتی که جزء ایل عرب جباره به سرپرستی طایفه‌ی لبومحمدی «از سال 1304 خورشیدی برابر با سال 1344 هجری قمری مطابق با 1925 میلادی» بودند، از طایفه‌ی لبومحمدی جدا شدند، به کارهای کشاورزی، دامداری، باغداری، کسب‌وکار در بازار و ... اشتغال ورزیدند.

این طایفه به تیره‌هایی به نام «آفکینلی»، «مرگیلی»، «جانعلی»، قره‌سنلی یا قره‌حسنعلی»، «دوغلی» «قره‌قوینلی» و... نیز تقسیم شدند.

شهرت اکثر آن‌ها شاهسونی، برخی محمدی و کشاورز و... می‌باشد. جمعیت شعبه‌های طایفه‌ی شاهسون به حدود پانصد خانوار می‌رسد.

سرپرستی، کلانترها و کدخدایان طایفه‌ی شاهسون

در این‌جا نام برخی از این بزرگان را ذکر می‌کنیم:

در دوران قاجاریه شخصی به نام «برات‌علی» پسر «شیرمحمد» حکم کلانتری را از قوام‌الملک شیرازی ‌گرفت، اما پس از یک سال، حکم کلانتری به «حاج‌مرادقلی» پسر عموی «برات‌علی» داده شد. انتظامات و وصول مالیات که قبلاً توسط کلانتران لبومحمدی وصول و به صندوق دولت تحویل می‌گردید، به «مرحوم حاج‌مرادقلی» که مردی بسیار شایسته بود و تمام افراد طایفه او را دوست داشتند، داده شد. بعد از او فرزندش «حاج‌قدرت‌ا... شاهسون» به سرپرستیِ طایفه منسوب شد.او هم مانند پدرش، مردی رئوف و نسبت به افراد طایفه دلسوز و مهربان بود.پس از فوتش سرپرستی طایفه‌ی شاهسون به فرزند وی«مرادقلی دوم»منتقل گردید.او و برادرانش مردانی درستکار و در امر کشاورزی،دامداری و باغداری،بسیار فعال بودند.

خلاصه این‌که افراد طایفه‌ی شاهسون، مردی درستکار،کارگر،دامدار،کشاورز، باغدار و زحمتکش هستند که تعدادی از آن‌ها نیز در کارهای دولتی و در پست‌های گوناگون،مشغول خدمت به جامعه هستند.زنان شاهسون نیز در گذشته به ریسندگی پشم،بافندگی قالی و گلیم و جاجیم ‌و خانه‌داری اشتغال داشتند.

در سابق سیدمحمد قطبی و سیدمظلومی در حاجی‌آباد مکتب‌خانه داشتند و به فرزندان آن‌ها سواد یاد می‌دادند. در حال‌حاضر در محل سکونت طایفه‌ی شاهسون، دبستان و مدرسه‌ی راهنمایی و دبیرستان ایجاد شده که دانش‌‌آموزان پس از پایان دوره، جهت کسب معلومات بیشتر برای ادامه‌تحصیل به شهرستان‌های نی‌ریز، استهبان، شیراز و سایر استان‌ها می‌روند و در نتیجه‌ عده‌ای دارای تحصیلات عالیه در رشته‌های گوناگون می‌باشند. در ضمن یادآوری می‌شود «خان‌میرزا»و «بیگ‌میرزا»و بعد از آن‌ها«عبدالرضا شاهسون»از کدخداهای شاهسون مقیم حاجی‌آباد نی‌ریز و «ا...‌مراد»و پسرش «خدامراد شاهسون» مقیم سورمق نی‌ریز بودند.

نکته‌ی قابل‌توجه این‌که طایفه‌ی شاهسون با دیگر طوایف وصلت کرده و اقوام شده‌اند.عده‌ای از آن‌ها با طایفه‌ی عرب‌مزیدی مقیم هرگان نی‌ریز و تعدادی با طایفه‌ی جابری ساکن معزآباد خرامه و... فامیل سببی گردیده‌اند.

با وجودی‌که بیشتر شاهسون‌ها در حاجی‌آباد و سورمق و تنگ‌حنا و قلعه‌قرمز ساکن هستند، بعضی‌ها در فصل بهار از داخل ساختمان خارج شده، چادرهای خود را در نقاط خوش‌آب و هوا نصب کرده، و به دامداری می‌پردازند. وضع روحیه‌ی طایفه‌ی شاهسون خوب و عالی، و مانند دیگر طایفه‌ها به اعیاد ملی و مذهبی و مراسم سوگواری اعتقاد دارند و در عید قربان گوسفند قربانی می‌کنند. هرکس مستطیع رفتن مکه شود، به حج می‌رود. آن‌ها عیدهای ملی نظیر نوروز خجسته‌ را نیز به نحو شایسته و با یسته‌ای برگزار می‌کنند.

امیرمختار کریم‌پور شاهسون، صاحب روزنامه‌ی معروف شورش

مرحوم زنده‌یاد امیرمختار کریم‌پور فرزند قدمعلی برادر بطنی «مرحوم حاج‌قدرت شاهسون» کدخدای طایفه‌ی شاهسون بود که مادرش از اعراب بود. کریم‌پور در نی‌ریز تحصیل کرد. مرحوم سیدعلی‌اکبر فقیهی پدر شهید دکتر سیدمحمدابراهیم فقیهی (3/10/1326 - 19/7/1360 خورشیدی) به نگارنده‌ی این سطور گفت: هنگام تحصیل در مدرسه، هر دو روی یک نیمکت و کنار هم می‌نشستیم. امیرمختار کریم‌پور مشهور به «شورش شیرازی» زمان نخست‌وزیری «دکتر محمدمصدق» سردبیر و مسئول روزنامه‌ی معروف شورش بود که آن‌را منتشر می‌کرد و مطالب آن بیشتر بر علیه محمدرضا شاه پهلوی (شهریور 1320-20/10/1357 خورشیدی) بود. وی از اشخاص مشهور طایفه‌ی شاهسون نی‌ریز است.

روزنامه‌ی اطلاعات‌هفتگی در مورد کریم‌پور شاهسونی می‌نویسد: «... به او پیشنهاد شد، چنانچه حاضر باشد در دادگاه «مصدق السلطنه» حضور یابد و به صورت «دکتر محمدمصدق» نخست‌وزیر آب دهان بیندازد، موردعفو قرار خواهد گرفت اما او زیر بار این حقارت و خیانت نرفت».

در ادامه می‌نویسد: «در شامگاه یکی از روزهای زمستان سال 1332 خورشیدی «امیرمختار کریم‌پور» را دست ‌بسته به حیاط باشگاه لشکر دوم زرهی برده و او را به شهادت رساندند.»

شاهسون‌های نی‌ریز فارس که به خراسان مهاجرت کرده‌اند :

برخی از طایفه‌ی شاهسون می‌گویند که در سال 1280 خورشیدی، تعدادی خانوار شاهسون، از نی‌ریز به استان خراسان رضوی مهاجرت کرده‌اند که هم‌اینک برخی از آن‌ها در حومه‌ی سرخس (روستاهای «بق‌بقو»، «سنگ سپر»، «کهنو»، «شهرک جدید شهید رجایی» و «شهرک رضویه» از حومه مشهود مقدس ساکن‌اند.)

روی هم رفته جمعیت آن‌ها به چهارصد خانوار می‌رسد و شهرت شاهسون دارند. یکی از اشخاص معروف حومه‌ی سرخس مشهد مقدس «حاج‌حسین‌خان شاهسون» می‌باشد. یکی از بزرگان طایفه‌ی شاهسون «علیخان‌شاهسون» بوده که نواب وکیل به ا و مأموریت می‌دهد تا به کرمان رود و «تقی‌خان درانی» را سرکوب نماید.

جعفر شاهسونی

در این‌جا شرح یکی از افراد طایفه‌ی شاهسون که دارای تحصیلات عالیه و از شعرای معاصر نی‌ریز مشکبیز می‌باشد را از کتاب «از آتش شعله‌خیز نی‌ریز» انتخاب کرده و می‌نویسیم. جعفر شاهسونی فرزند خیرا... در سال 1345 خورشیدی در نی‌ریز شکرریز دیده به جهان گشود و در سال‌های 1366 و 1373 در رشته‌های دینی و عربی از تربیت معلم مفتح جهرم و مدیریت و برنامه‌ریزی آموزشی دانشگاه شیراز فارغ‌التحصیل شد. او اکنون در دبیرستان‌های نی‌ریز انجام‌وظیفه کرده و به تعلیم و تربیت دانش‌آموزان مشغول می‌باشد.

وی از شعرای شیرین‌سخن و خوش‌ذوق نی‌ریز عنبرآمیز است که دارای طبعی روان و رسا می‌باشد. اشعارش بیشتر غزل، و غزل‌هایش شیرین و دلنشین می‌باشد.

چون در این مقاله سخن از ایل، طایفه و تیره‌ی شاهسون است، لذا شعری تحت عنوان «دختر ایل» از ایشان انتخاب کردیم که در زیر می‌خوانید:

«دختر ایل»

هنگام کوچ ایل شد بشتاب جیران

بگشای چشمان سیه از خواب جیران

آن‌سوی‌تر،نی‌می‌زند مردی دوکاره

چوپان و گله این طرف بی‌تاب جیران

از پشت کوه شرق کم‌کم قرص خورشید

سر می‌زند با رنگی از مهتاب جیران

آوای مادر می‌رسد از پشت چادر

هان کودکان ایل را دریاب جیران

تو می‌روی دست خدا پشت و پناهت

این سبزی،این آیینه،این هم آب جیران

من ماندم و تنهایی و یک دفتر شعر

ای رنگ چشمانت شراب ناب جیران

در پایان از برادران وخواهرانی که از طایفه‌ی شاهسون اطلاعاتی دارند به‌ویژه افرادی که از خود طایفه‌ی شاهسون هستند،دعوت می‌شود جهت کامل‌تر شدن این مقاله،اطلاعات خود را به صورت نثر یا نظم در اختیار هفته‌نامه گرانسنگ عصر نی‌ریز قرار دهند تا با نام خودشان چاپ شود.

منابع :

1- جغرافیای سیاسی کیهان،صفحه 78

2- فرهنگ لغت‌نامه ناظم‌الاحیاء به کوشش سعید نفیسی

3- لغت‌نامه دهخدا

4- وقایع ایلات خمسه پژوهشی در تبارشناسی ایل عرب جباره(کوچ‌رو) و پشتیبانی نوشته علی‌محمد نجفی

5- از آتش‌شعله‌خیز نی‌ریز تألیف سیداحمد موسوی مقدم

6- تاریخچه‌ی ایلات وعشایر عرب خمسه تألیف هوشنگ سهامپور

7- روزنامه اطلاعات هفتگی شماره 2549

8- فارسنامه ناصری، تألیف محمدحسن فسایی،تصحیح وتحشیه از دکتر منصور رستگار فسایی.

9- یادداشت‌ها ی نگارنده

10- دو بیت شعر سروده جعفر شاهسونی

(منبع مربوطه هفته نامه عصرنیریز)

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام






نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون، شاهسون ساوه، شاهسون قم، ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 31 تیر 1397
admin blog

بوش سفره

یازانی رسول پناهی

اوشاق دسترخانی بیردن بوش گوریرر

زاریئر آی آناچورگیمز یوخ

آناسی باشنا بیر قاپاز ورر

انودور آجدقی اوشاق اولور توخ

نیله سین قونشدا گوریرر یاغلنی

یوخا چخب نجه یاوان چوریی

باغرنن قاننی آز آز ئیرکن

یرئنن آز قالر چخا اوریی

کورپلیک دخیلین گوتیریب اله

تابشام آی آنا چوری پولونی

بیرگوزی آنادا بیری دخیلده

سندروب ساخسنی تاپب یولونی

آی گوروم دونیانی وئران قالیدی

آچمامش غنچانی غنندا ازیر

نیاری ساخلاییر دمیر قفسده

نبنی یوللایر داغ داشی گزیر

سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون، ایل شاهسون، شاهسون بغدادی، شاهسون ساوه، شاهسون قم،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 28 تیر 1397
admin blog

ترکا بخونن

یکی بهم گفت تورکی یادم بده گفتم باشه

دوز یعنی نمک

دوز یعنی درست

دوز یعنی بچین

دوز یعنی خوک

دوز یعنی صبرکن

لبخندی زد وگفت اینو نمی توانم یکی دیگه بگو... گفتم باشه:

................................................

اوزوم یعنی خودم

اوزوم یعنی صورتم

اوزوم یعنی شناکنم

اوزوم یعنی جداکنم

اوزوم یعنی انگور

...............................................

کفت : اینم نمی توانم بنویس بده از رویش بخوانم.گفتم باشه نوشتم

:کتی گتی کتی گتی گتی چست؟

گفت یعنی چی ؟؟؟

گفتم یعنی: دهاتیه رفت کت رو برداشت و برگشت

...............................................

اندر عجایب زبان ترکی...

فعل " چیخدیم"

کنکوردان چیخدیم(قبول شدم)

پله دن چیخدیم(بالا رفتم)

حسابیندان چیخدیم(کسر کردم)

اداره دن چیخدیم(خارج شدم)

سالدیم چیخدم(نشستم فکر کردم)

بکارچیلیغا چیخدیم (تعطیل شدیم)

...............................................

و او همانجا جان به جان آفرین تسلیم کرد!!!!!!!!!!!!!

در زبان تورکی 9 نوع گریه کردن داریم: آغلاماق ، سیزلاماق، زیرلاماق، سیزیلداماق، اینله مک، زاریماق، هوکورتمک، ایچین چالماق، وییلداماق. دکتر صابر مقدم که پزشک فارس زبان و مشهوری در تبریز است می گفت: اوایل آمدنم به تبریز مریضی داشتم که می گفت "معدم گوینییر" گفتم " درد می کنه؟" گفت یوخ آغریمیر گوینییر! و من بعد ها فهمیدم که ترک ها به زخم معده می گویند گوینییر و به درد عصبی معده می گویند آغریماق و به التهاب معده می گوین سانجی. یعنی بدون آندسکوپی می توانم برایشان دارو تجویز کنم! چون زبانشان انواع درد کردن را تجزیه تحلیل می کند!" به افتخار همه ترک زبان ها.

"ویژگی ﻫﺎﯼ ﺯﺑﺎﻥ ﺗوﺮﮐﯽ"

ﺍعضای ابتدایی گوارش ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﺗوﺮﮐﯽ با ﺣﺮﻑ "د" شروع ﺷﺪﻩاند:

ﺩﯾﻞ‏(ﺯﺑﺎﻥ‏)

ﺩﻭﺩﺍﻕ‏(ﻟﺐ‏)

ﺩﺍﻣﺎﻕ‏(ﮐﺎﻡ‏)

ﺩﯾﺶ‏(ﺩﻧﺪﺍﻥ‏)

ﺩﯾﻤﺪﯾﮏ‏(ﻣﻨﻘﺎﺭ‏)

ﻫﺮ ﺍﻧﺪﺍﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﺣﺮﻑ "ﻕ" :

ﻗﯿﭻ‏(ﭘﺎ‏)

ﻗﻮﻝ‏(ﺩﺳﺖ‏)

ﻗﺎﻧﺎﺩ‏(ﺑﺎﻝ‏)

ﻗﻮﯾﺮﻭﻕ‏(ﺩﻡ‏)

ﻗﺎﺭﻭﻥ‏(ﺷﮑﻢ‏)

ﻗﻮﻻﻕ‏(ﮔﻮﺵ‏)

ﺍعضای ﭼﺸﻢ ﺑﺎ "گ" :

گؤﺯ‏(ﭼﺸﻢ‏)

ﮔﺎﺵ‏(ﺍﺑﺮﻭ‏)

ﮔﯿﻠﻪ‏(ﻋﻨﺒﯿﻪ‏)

ﮔﯿﭙﺮﯾﮏ‏(ﻣﮋﻩ‏)

ﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮ ﺗﺎ ﮐﻤﺮ ﺑﺎ "ﺏ" :

ﺑﺎﺵ‏(ﺳﺮ‏)

ﺑﻮﯾﻨﻮﺯ‏(ﺷﺎﺥ‏)

ﺑﻮﯾﻮﻥ‏(ﮔﺮﺩﻥ‏)

ﺑﺌﻞ‏(ﮐﻤﺮ‏)

ﺑﻮﺧﻮﻥ‏(ﭘﺸﺖ‏)

ﺑﻮﺭﮎ‏(ﻗﻠﻮﻩ‏)

ﺑﺎﺭﺳﺎﻕ‏(ﺭﻭﺩﻩ‏)

ﺷﺎﯾﺪ ﺣﺘﯽ بؤﺭﮎ‏(ﮐﻼﻩ‏) ﻭ ﺑﺎﺷﻤﺎﻕ‏(ﮐﻔﺶ‏) ﮐﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺳﻮﯼ ﺑﺪﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ میپوﺷﺎﻧﻨﺪ, ﺍﺯ ﺭﻭﯼ این ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﻮﺩﻩ؛

ﻫﺮ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺗﯿﺰ دارای زاویه با "د" :

ﺩﯾﺮﻧﺎﻕ‏(ﻧﺎﺧﻦ‏)

ﺩﯾﺰ‏(ﺯﺍﻧﻮ‏)

ﺩﯾﺮﺳﮏ‏(ﺁﺭﻧﺞ‏)

ﺩﺍﺑﺎﻥ‏(ﭘﺎﺷﻨﻪ‏)

وقتی میگن زبان ترکی جز سه زبان برتر و باقاعده دنیاست به این میگن؛

اتاق

اتاق+لار

اتاق+لار+دا

اتاق+لار+دا+کی

اتاق+لار+دا+کی+لار

اتاق+لار+دا+کی+لار+دان

اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری

اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری+نی

اتاق+لار+دا+کی+لار+دان+بیری+نی+گتی

تــــــــــــــــــورکی هنــــــــــــــــر است

آیا مى دانید:

1-زبان توركى سومین زبان زنده و توانمند دنیاست؟

آیا مى دانید:

2- زبان توركى 500 میلیون متكلم در جهان دارد؟

آیا مى دانید:

3- زبان توركى 7200 سال قدمت دارد؟

آیا مى دانید:

4- زبان توركى 100/000 وازه ى اصیل دارد؟

آیا مى دانید:

5- زبان توركى 3500 فعل اصلى دارد؟

آیا مى دانید :

6- زبان توركى 24/000 فعل غیر اصیل دارد؟

آیا مى دانید:

7- زبان توركى 46 زمان فعلى دارد؟

آیا مى دانید:

8- 100% كلمات زبان تركى ریشه دارند؟

آیا مى دانید:

9- زبان توركى زبان اكثریت مردم ایران است؟

آیا مى دانید :

10- زبان توركى داراى 9 آوا است؟

آیا مى دانید :

11- زبان توركى بعنوان زبان بین المللى در جهان به ثبت رسیده است؟

آیا مى دانید :

12- زبان توركى بعنوان شاهكار زبان ها و ادبیات بشرى شناخته شده است؟

آیا مى دانید:

13- از زبان توركى براى ارسال دیتاهاى رادارهاى جهان استفاده مى كنند؟

آیا مى دانید :

14- زبان توركى را بعنوان زبان استاندارد یونسكو در اروپا و آمریكا مى شناسند؟

آیا مى دانید:

15- زبان توركى داراى 450/000 عنوان كتاب در جهان است؟

آیا مى دانید:

16- زبان توركى صاحب اولین دومین و سومین خط بشرى در جهان است..

(گوندرن حاج ولی دنیادوست)


سایت ایل شاهسون 
rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام






نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون، شاهسون ساوه، شاهسون قم، ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 خرداد 1397
admin blog

قالخیْب شاه‌داغیْنا سؤز ایسته‌ییرم،

چاتسین های-هاراییم دینله‌ینلره،

من 'نانکوْر' دئییرم، 'ناجینس' دئییرم -

اؤز آنا دیلینی بیلمه ینلره!

بو دیل شیرین‌لیک‌ده شربت کیمیدیر،

صافلیغی قوْرونان سرحد کیمیدیر،

آنامیز وطن‌ده، غربت کیمیدیر -

اؤز آنا دیلینی بیلمه ینلره!

ایتسین گؤزلریمدن قوی ایلیم-ایلیم،

غضب عمانی‌یام، یوْخدور ساحیلیم.

ایلان زهریندن آجیْدیر دیلیم -

اؤز آنا دیلینی بیلمه ینلره!

دؤیۆشده برکیییب ائل پولاد اولور،

زیروه‌یه اوُچماغا دیل قاناد اولور.

تورپاغین سئوینجی، دردی یاد اولور -

اؤز آنا دیلینی بیلمه ینلره!

من قدیم "قاراباغ شیکسته‌سی"یم،

اوزئییر نفسلی گۆل دسته‌سی‌یم.

واقیفین، وورغونون نفرت سسی‌یم-

اؤز آنا دیلینی بیلمه‌ینلره!

یاد دیلدن پای اوُموب کیشی دیله‌نمز،

بو لکه اۆستۆندن هئچ واخت سیلینمز.

فضولی شعرده کیمدیر بیلینمز -

اؤز آنا دیلینی بیلمه‌ینلره!

بئینینه گیرمه‌دی، آنا اؤیۆدۆ،

اصیل‌سیز یاشاییب او کۆت بؤیۆدۆ،

گؤرۆم حرام اولسون آنانین سۆدۆ -

اؤز آنا دیلینی بیلمه‌ینلره!

یاد ال‌له بیر چیچک، گۆل دریلمه‌سین،

جانلی مئییت اوْلسون، او دیریلمه‌سین.

بو آنا تورپاقدا یئر وئریلمه‌سین -

اؤز آنا دیلینی بیلمه‌ینلره!

نانکو‌ْرون قیْزیلدان اولسا دیرگی،

دار گۆنده میلّتین اولماز گره‌یی.

حرامدیر وطنین حلال چؤرگی -

اؤز آنا دیلینی بیلمه‌ینلره!

بو دیلده بیر قیْزمیش پلنگم، شیرم،

آسلانلار دؤشۆندن من سۆد امیرم.

یئددی اوْغول دوْغسون، آنا دئمیرم -

اؤز آنا دیلینی بیلمه ینلره.

یۆز دیلی اؤیرنسن، آلقیشلاییرام،

هر دیلی اۆزۆگه بیر قاش سانیرام.

گولـله‌دن کسرلی سؤز توشلاییرام

اؤز آنا دیلینی بیلمه ینلره.

بیرینه اصلینی دانیْب دئسه لر،

بو نفرت اؤلۆنجه اوْنا بس ائدر،

بیر گۆن اؤز اؤولادی قنیم کسیلر -

اؤز آنا دیلینی بیلمه‌ینلره.

قدرینی بیلمه‌سه کامانین، نئیین،

سامان چوُوالیدیر او باش، او بئیین

بو آنا تورپاقدا فراری دئیین -

اؤز آنا دیلینی بیلمه‌ینلره!

اؤولاد کی، یادلاشدی، درد بؤیۆک اولور،

چکدیگی خجالت عمرلۆک اولور.

وجدان‌دا، غیرت‌ده آرتیْق یۆک اولور -

اؤز آنا دیلینی بیلمه‌ینلره!

بو گۆن آزاد دیللی آذربایجانام،

او تایلی، بو تایلی واحید بیر جانام،

باخیْر اؤگئی کیمی آغ‌ بیرچک آنام -

اؤز آنا دیلینی بیلمه‌ینلره!

شاعیرم، آدیم دا توفیق بایرامدیر،

بو دیل جنگی سسیم، آنا لایلامدیر.

وطنداش سؤزۆنۆ دئمک حرامدیر،

وطنین کارینا گلمه‌ینلره.

بو قانون ان آغیْر بیر اتهامدیر -

اؤز آنا دیلینی بیلمه‌ینلره!

توفیق بایرام





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون، شعر ترکی، بایرام مبارک، شاهسون بغدادی، شاهسون ساوه، شاهسون قم ،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 25 خرداد 1397
admin blog


دانلود موزیک شاهسونی 


rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01

دانلود اهنگ محمد ترکمن 92 جدید

دانلود اهنگ 92  نازلی یار (عاشق حسین یاری ) شاد

دانلود اهنگ 92 (سجاد توکلیان ) شاد

دانلود اهنگ امید ترکمن شاد 92

دانلود اهنگ عاشق حسین یاری 92

دانلود اهنگ اکبر غلامی91

دانلود اهنگ محمد ترکمن91

دانلود اهنگ عاشق ارشد جلالی91

دانلود اهنگ عاشق امیر علی صابر 91

دانلود اهنگ عاشق حمید مرادی 91

دانلود اهنگ عاشق نادر رنجبر

دانلود اهنگ علی شوکت

دانلود اهنگ عاشق مسیح الله رضایی

دانلود اهنگ شاد اکبر غلامی

دانلود اهنگ عاشق ارشد جلالی

دانلود اهنگ محمد ترکمن

دانلود اهنگ شاد محمد ترکمن

دانلود اهنگ شاد محمد ترکمن اشارام

دانلود اهنگ شاد اکبر غلامی

دانلود اهنگ امید ترکمن

دانلود اهنگ اکبر غلامی

تصویری پوریا ترکمن/البوم گوزل لر

تصویری حسین یاری / البوم نازلی یار

تصویری سجاد توکلیان/ البوم نازلی یار 92

تصویری امید ترکمن / البوم نازلی یار 92

تصویری محمد ترکمن / همایش فشک فراهان ۹۲

دانلود موزیک شاهسونی

دانلود آهنگ هالای شاهسونی


دانلود آهنگ شاهسونی ناری ناری


دانلود آهنگ هالای ترکی


دانلود آهنگ هالای ترکی شاهسونی

دانلود اهنگ اکبر غلامی


دانلود اهنگ محمد ترکمن

دانلود اهنگ های گروه ال سون


رقص شاهسونی

دانلود اهنگ اکبر غلامی

دانلود اهنگ اکبر غلامی هالای توتان

اکبر غلامی جدید


دانلود آهنگ هالای شاهسونی


اکبر غلامی ناری ناری

اکبر غلامی خواننده


اکبر غلامی باخما یار

دانلود فول البوم اکبر غلامی

جدیدترین موزیک های شاهسونی برای دانلود بر روی خواننده مورد نظر کلیک کنید 

ادامه مطلب مراجعه شود 

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود اکبر غلامی، دانلود امید ترکمن شاد، دانلود اهنگ شاهسونی، دانلود ساز دوهل، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 2 خرداد 1397
admin blog

داستان کرم و اصلی

#پارت5

در پارت چهارم داستان آنجا تمام شد که کرم هوس دیدن اصلی میکند و به سمت چادر ایل ارمنی میرود که اصلی برای عبادت به کلیسا رفته است ودایه یک نفر را به دنبال اصلی میفرستد ...

کرم در وصف اصلی شعری میخواند

گنه کلیسا دان گلر

آق سینه است وار ارمنی

اوتور باشیای دولانوم

سنه اولوم یار ارمنی

اصلی خانم اشعار کرم را میشنود و ناراحت میشود

اصلی از روزی که کرم را دیده بود در دل مسلمان شده بود گویی شعر کرم به مزاج اصلی خوش نیامده

کرم دوباره اینچنین ادامه میدهد

منم گنجنن لارچونی

اوپی اغزوین ایچینی

اتان قویب عرق چینی

اسون سالوب شال ارمنی

اصلی قدم از قدم برنداشت تا کرم شعرش را چنین ادامه داد

کرم دیر گدمه هنده

قاپیا گلرم گونده

حیف ای قالما بو دینه

گل مسلمان اول ارمنی

اصلی از از اشعار کرم ناراحت شد و برگشت قدم زنان رفت

کرم روبه له له کرد و گفت چی شد

و له له کرم را بابت اشعارش که خواند سرزنش نمود

کرم دوباره سازش را برداشت و چنین برای اصلی خواند ...

نه ددیم گوینی الالو اصلی جانوم

بیلمدیم اصلی جان بیلمدیم

بش دقیقه مهمان اولردی

بیلمدیم اصلی جان

اما اصلی همچنان مسیرش را ادامه داد کرم دوبار چنین ادامه داد

الیدیه مروارید دشیلری گومشله

سنی من مریم باغوشلا

کرم دیر قید گدمه

خنجری باغروم بیدمه

بی کس کرمی اینجیدمه

بیلمدیم من بیلمدیم اصلی جان

اصلی منصرف شد و برگشت به چادر دایه و کنار کرم نشست

کرم روبه له له کرد و از زیبایی و جمال اصلی تعریف کرد

کرم دوباره سازش را بر می‌دارد و چنین عشق بازی میکند در پیش یار

جمالی گورنده تاپدوم تصور

گل اوتو باشویا دولانوم اصلی

هچکس یوخوم ادیب دیوان السین

قیامته قالسون دیوانوم اصلی

اشعار و توصیف کرم از اصلی ادامه پیدا می‌کند و کرم سرمست ازاین دیدار ...

سن نادانای بیلمی عاشیق حالین

من امی دیم لب لرین بالونو

له له درخواست میکند که طوری رفتار کند که مبدا جوانان ارمنی متوجه حضور کرم نشوند که اگر چنین شود مصیبت بزرگی رخ خواهد داد .

کرم در ادامه چنین ادامه میدهد

سن نادانای دونیا گلمس عینیه

خداوندین ایشی دی منیم محبتم سالوب گوینی

پاییزین فصلینده گیدم اوینا

بهارین فصلینده اویانام اصلی

بعد از کلی اشعار گویی در وصف اصلی تصمیم به رفتن گرفتند

در حین رفتن کرم از چادر اصلی شخصی متوجه حضور کرم در چادر اصلی میشود و از روی حسادت و بخل سریع نزد پدر اصلی قارا ملک میرود و جریان را بازگو میکند وچنین میگوید:

قاراملک به خیالت با ضیاد خان مسلمان و پسرش کرم عهدی که بستی وفادارند؟

خبر نداری که چند ساعت می‌باشد که اصلی و کرم در چادر دایه باهم صحبت میکنند

ضیاد خان سریع دایه قری را احضار میکند

وتحقیق میکند و متوجه میشود

بله قضیه صحت دارد

قاراملک بزرگان ایل را جمع آوری میکند و جلسه ای میگذارد مبنی بر تصمیم گیری که چه واکنشی نشان دهند

شخصی از بزرگان ارامنه بلند میشود و میگوید این قول و قرار از ابتدا هم اشتباه بود

باید شبانه ایل را از این منطقه کوچ دهیم و به دیار خود برگردیم

اصلی از پچ پچ زنان ایل متوجه تصمیم پدر میشود دایه را صدا میزند تا مطمعن شود

دایه تایید میکند و به اصلی میگوید پدرت متوجه حضور کرم شده و تصمیم برکوچ دادن ایل گرفته است

اصلی از دایه تقاضای یک نفر از باسوادن ایل را میکند و میخواهد شخصی باسواد را نزد او بیاورد که به زبان ترکی کاملا مسلط باشد

میرزا را دایه معرفی میکند

اصلی از میرزا درخواست میکند نامه ای به کرم بنویسد و آنچه او میگوید برای کرم یاداشت کند

اصلی صحبت هایش را باشعر برای کرم چنین میخواند و کاتب می‌نویسد

قاراملک ائلری میزی کوچدی

من بو کاغذ یازانا ائل کوچردی

بو داغ اوستینن سنه ددیم کرم اوزی چکمه یراقا گوترمیک دوداخ دوداخ اوستونن

اصلی به زبان شعر میگوید و کاتب یاداشت میکند

غم لشکری اوستومیزه جار اولدی

داغلدی ائلرمیز تار و مار اولدی

شبنم دوشدی گول یارپاقو اوستینه منظور اصلی از شبنم و گل در شعر بالا این می‌باشد که با اشک بر روی گونه هایش جاری می‌باشد

فلک قویامز نه شاد اولاک گولک

امان فلک داد فلک بیداد فلک

بیر دردیم واریدی مین ده قویدی اوسنن

اصلی دیر کرم جان داها دوشدیم غربت ائلره

بی روانام گوز تیکرم یولارا

شیدا بلبل اوچا قونا گولره

اوخویا چهچه وورا با داغ اوستینه

صحبت های اصلی تمام شد

ایل ارمنی کوچ کرد و کرم نیز راهی شد

چند روزی از کوچ ایل قاراملک گذشت کرم دوبار هوای اصلی کرد و با هر زحمتی بود له له را راضی کرد که دوباره به طور مخفیانه به دیدار اصلی بیایند

کرم همراه له له راهی شد به سمت اصلی اما از کوه مابین که گذشتن نگاه کرم به دشت خالی از ایل ارمنی افتاد و پریشان از له له علت نبود ایل ارمنی را پرسید

له له پاسخ داد شاید به علت چرای دام مکان خود را تغییر داده باشند





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان کرم واصلی، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397
admin blog

اسامی ترکی

آدار – (Adar) آذر. آتش. نام خدای آتش. جستجوگر. نامدار.

آداش‎ – (Adaş) همنام. هم اسم. دو تن که یک نام داشته باشند، هرکدام نسبت به دیگری آداش خوانده می‎شوند. به همین صورت و معنا وارد فارسی شده است.

آدال – (Adal) صادق. راستگو.

آدالان – (Adalan) آد+آلان. نام آور.

آدالی – (Adalı) اهل جزیره. جزیره نشین.

آدان – (Adan) لیاقت. سزاواری.

آدانیر – (Adanır) نام آور. خوشنام.(ناپ).

آدای – (Aday) خشنودی. تشکر. خرسندی. نامزد. کوچکترین خویشاوند. سگ.

آدبای – (Adbay) آد+ بیگ. بزرگنام.(ناپ).

آدرا – (Adra) زمین بایر.

آدراش – (Adraş) خداحافظی. وداع.

آدسای – (Adsay) مرد محترم.

آدلی – (Adlı) نامدار. بنام. دارای نام. به یاد ماندنی.

آدلیم – ‌(Adlım) نامدار. مشهور.

آدی بای – (Adı bay) آدی+ بیگ. بزرگنام.(ناپ).

آدین – (Adın) دیگری. جدا. غیر. مشهور. نام آور.

آدینا – (Adına) جمعه. از طرف. بنام. به نمایندگی.

آذرتاش – (Azərtaş) سنگ آذرین.

آرات – (Arat) شخص جسور. آبیاری زمین قبل از کشت و بذرپاشی. جسارت. ماهی مرگ یا ترسناک در باور ترکان.

آراتا – (Arata) مزرعه‎ای که شخم خورده، آبیاری شده و آماده کاشت است. مزرعه‎ای که پس از کاشت، شخم و آبیاری شده.

آراتان – (Aratan) ماهی مرگ یا ترسناک در باور ترکان.

آراتی – (Aratı) امانت. جایزه.

آراز – (Araz) غوغا. جار و جنجال. جنگ. بخت. اقبال. سعادت. نیک بختی. دشمن. پهلوان آذربایجانی. رودخانه ارس. قهرمان منسوب به قوم آس. قهر کرده. با فاصله. درد. بیماری. سرما. سیل. جریان شدید آب. رمضان.

آرازان – (Arazan) خوشبخت. سعادتمند.

آراس – (Aras) موی اسب. پشم ضخیم. طالع. بخت. پهلوان آذربایجانی.

آراسا – (Arasa) سیار. بسیار گردش کننده.

آراستا – (Arasta) معصوم. بی گناه.

آراسیل – (Arasıl) موازی. پارالل.

آراش – (Araş) دو رگه. جستجو. کاوش.

آراشان – (Araşan) آب معدنی.

آراشما – (Araşma) جستجو. کاوش. خبرگیری.

آرال – (Aral) دریایی که میان کوهها باشد. دریاچه. میانه بالا. اتاق. میانه. جنگل. نیزار یا خارزار دور برکه ها. جزیره. رشته کوه. کوهی که مرز میان اروپا و آسیاست.

آرالاش – (Aralaş) متمرکز. پشته. انبوه. مخلوط. نیمه. جسمی شامل دو یا چند ماده ناهمگون و قابل جداسازی به روشهای مکانیکی. دو حالت متفاوت. دخالت.

آراما – (Arama) تحقیق. کاوش.

آرامان – (Araman) سمبل پاکی. مرد پاکیزه. هوس.

‎آران – (Aran) جای گرم. دشت. هموار. قشلاق. طویله اسب. آخور. ناحیه‎ای در میان رودهای کور و ارس. در اغلب منابع جغرافیایی به صورت ارّان و آلبان آمده است. نوعی مکتب فرش در قره‎باغ. سیخهایی که برای صید در رهگذر وحوش نصب ‎کنند. محوطه‎ای که برای خوابگاه دواب سازند.

آرانتا – (Aranta) بسیار جستجو کننده.

آراوان – (Aravan) فلاخن. تیرکمان مخصوص بچه ها برای زدن پرنده. خاک انداز.

آرایان – (Arayan) بررسی کننده. کنترلچی.

آرباس – (Arbas) مرد بسیار قوی.

آربان – (Arban) سعادت. کامروایی.

آربای – (Arbay) آر+بیگ. دلاور و بلندپایه. حاکم.

آربیل – (Arbil) آر+بیل. دلاور دانا.

آربین – (Arbin) زیاد. بسیار. ژرف. بیشمار.

آرتا – (Arta) مرتبه. رتبه. مقدس.

آرتابای – (Artabay) سپهسالار.

آرتات – (Artat) آشفته. خراب.

آرتاس – (Artas) آبشار.

آرتاش – (Artaş) همراه. دوست.(ناپ).

آرتالان – (Artalan) پس زمینه.

آرتام – (Artam) باارزش. رجحان. برتری. پایان. بهره.(ناپ).

آرتان – (Artan) افزایش یابنده. افزوده. زمان طلوع خورشید. خرابکار.

آرتوت – (Artut) ارمغان. هدیه.

آرتوم – (Artum) تلاشگر. با ارزش. برتری.(ناپ).

آرتون – (Artun) جدی. متین. باوقار. باوجدان. زیره (گیاه).

آرتیت – (Artıt) ارمغان. هدیه.

آرتیلان – (Artılan) زیاد شونده.

آرتیمان – (Artıman) سمبل زیادت.

آرتین – (Artın) معصوم. سرشار. بلور.

آرجان – (Arcan) پاک نهاد. دلاور. قوی هیکل. (ناپ).

آرچان – (Arçan) روشن. نورانی.

آرچیل – (Arçıl) پاکیزه. تمیز. خجالتی. آزرمگین.

آرچین – (Arçın) مأمور بلندپایه. کدخدا. کمان(ناپ).

آرخاداش – (Arxadaş) پشتیبان. دوست. حامی. به صورت «آرقداش» به همین معنا وارد لهجه های عراقی و لیبیایی زبان عربی شده است.

آرخاش – (Arxaş) پشت به پشت. هماهنگ. مداوم. جایی که باد آنجا را نگیرد.

آرخاما – (Arxama) رسیدگی.

آرخان – (Arxan) رهبر پاک. عقب. پس. طناب. سو. جهت. طرف. دور. بعید. نهایت.(ناپ)

آرخانا – (Arxana) آسوده خاطر. آب پنیر.

آرخاییش – (Arxayış) پشتوانه.

آرخایین – (Arxayın) مطمئن.

آردارا – (Ardara) ادامه. دوام. پستو. پیچیده. مبهم.

آرداش – (Ardaş) متوالی. پی در پی.

آرداشان – (Ardaşan) کنده ای که روی آن هیزم شکنند.

آردال – (Ardal) نایب قهرمان.

آردالا – (Ardala) درشت. بزرگ. پس و پیش. کیف آویزی بغلی. زنگ بزرگی که به آخرین شتر کاروان بندند.

آردالان – (Ardalan)






نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 24 اردیبهشت 1397
admin blog

گره‌ک

؛

بیر گۆن، آی اوْلدوم

آی ، آی

آی اوْلدوم

آییلدیم،

سوْروشما

گؤردویومدن

گؤرمه‌دیییمدن!

سوْر

سوْروش

سوْروشما،

گؤردویومو

نئجه دئییم!؟

گؤرمه‌دیییمی نئجه!؟

گؤرمه‌یین گره‌ك...

گؤر

گؤرمه

دى

یی

مى

گؤر

گؤرمه

گؤرمه‌یین...!

(بختیار فرٌخ)

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397
admin blog

سئو سئومك

؛

گئجه‌لریم دانا چکیر، دان اولدوزویدان یولداشام

قارانلیغا قایغی چکمز سوسقونلوغا بیر سیرداشام

باتماز گۆن-چیخماز بیرجاندان‌‌‌ اؤلوشگه‌میش دیلک‌لرله

آلاتوْرانلیق ایچینده، یاشاماقدان باشاباشام!

کیریمیش‌جه بوجاغیمی، سانما آیمازلیق یوخوسو

ائیله‌سه قیرپیم‌جا باخیش،سئل‌لر قارشیندا سرت داشام

گؤرمه‌لى‌دیر نه‌دئمه‌لى، سوسقونلوقداكى گؤرونتو

چکیمینه دویغولانان سؤزجوک‌لردن جوْشوب داشام

ایلقارینی ایلغارلایان یاغی سؤزو اینانیلماز

اۆز کره دئسه ده سنه، آرخایین اوْل كی قارداشام

اولاس گؤزلر یوْرغون-آرغین یاتاندا یاى قاش‌لار آستا

گؤرونمه‌ین قاشلارینی،سوْی‌سوز سؤیلر چاتماقاشام

دره‌لردن آخان سئل‌لر توْختاقلاشار آرانلیقدا

گؤزومده گیزله‌نن اؤزلم، قوْیماز داها یوْلدان چاشام

سئومك وورغونو سئودالى‌؛ سئویلن‌لر اۆره‌ك قانی!

"بختیار" بونو آنلادى، تكجه سئو سئومك دیر، یاشام!

(بختیار فرٌخ )

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397
admin blog

سنین قوجاغیندا

؛

قوْى گلیب بیرجه دیرچه‌لیم

ائلیم ، سنین قوجاغیندا

بو تانسیق دوْداقدان گۆلوم

گۆلوم، سنین قوجاغیندا

؛

بیر اوْینایا یاى قاش‌لارى

وئریب اوْزان‌لار باش‌لارى

آخان گؤزومدن یاش‌لارى

سیلیم، سنین قوجاغیندا

؛

گؤروم یئنى‌دن اۆزونو

دئییم سؤزون قوْى دۆزونو

داندیرانین شوْرگؤزونو

دیلیم، سنین قوجاغیندا

؛

"بختیار"ین دیله‌گى سن

بیر دینجه‌لسین خسته بدن

یاشاماغى آنلایاركن

اؤلوم، سنین قوجاغیندا

؛

(بختیار فرٌخ)

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397
admin blog

ایل اینانلو

اینانلو ایلی ترک زبان از ایلات خمسه می باشد که در نواحی آذربایجان و فارس زندگی می‌کنند.

اصل ایل اینانلو از «ترکستان است که در زمان سلاطین مغول به فارس آمده، توقف نموده‌اند و در بیشتر اوقات چندین هزار نفر لشکر سواره و پیاده ازاین ایل در رکاب سلاطین خدمت نموده‌اند.

تاریخچه ویرایش

غلامحسین‌خان شاهسون سرتیپ توپخانهٔ مبارکه ولدالصدق حسین‌خان شهاب‌الملک می‌گفت: در زمان شاه عباس که بعضی از ایلات شاهسون شدند اجداد من با طایفه خود ازاین کوگ‌پر برخاسته شاهسون شدند؛ یعنی شاه‌دوست؛ محمود بگلو، یا عزلو.

آگاهی‌های بیشتر دراین زمینه حاکی از آن است که پنج‌هزار خانوار از ایل اینانلو «از سنه ۱۲۹۵ زندگانی چادرنشینی را ترک گفته و به زراعت (پرداخته‌اند) و محل اقامت آنها بیشتر در مشرق و جنوب‌شرقی ایالت فارس است ….».

سرزمین و کوچ

قشلاق این ایل بلوک خفر و داراب و فسا است و ییلاق آنها بلوک رامجرد ، مرودشت و… می باشد.

دین و زبان

اینانلوها؛همانند اکثر ایلات ترک زبان ایران به زبان ترکی سخن گفته ؛مسلمان و شیعه دوازده امامی می باشند.

طوایف

این ایل دارای ۲۱ طایفه می باشد که اسامی آن ها عبارتند از:

ابوالوردی

اسلام‌لو

افشاراوشاغی

امیرحاجی

ایران‌شاهی

بلاغی

بیات

چهارده‌چریک

چایان

رادبگلو

دهو

دیندارلو

بیگ اینالو

زرندقلی

سُرکلو

سکّز

قورت

قره‌قره

چغی‌لو

کرائی

گوک‌پر

جرغه (حسین آبادجرغه)

زنگنه

قزلباش(غلباش)

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397
admin blog


شاهسون های اصفهان


جداعلای این خاندانها لطفعلی خان بوده است ..که ازطایفه بیات شاملو ایل اینانلو محسوب میشدند وبه فرمان شاه عباس کبیر به عنوان قشون وارتش شاهسونان قزلباش جهت تدابیر امنیتی ونگهبانی اصفهان پایتخت صفویان وهم چنین به گفته عده ای ازمورخین ترازاول درقشون الله وردی خان گرجی حاکم فارس وبعدها پسرش امام قلی خان وجنگ با پرتغالی ها وآزاد کردن بندر گمبرون که بعد ازاین واقعه به بندر عباس تغییرنام پیداکرد.به علت این خدمات ارزشمند تیول ومراتعی ازطرف شاه عباس به این ایل به عنوان پاداش داده شد .که مناطقی چون چادگان واطراف میباشد ..ودران زمان چون ایل اینانلوی شاهسون حالت کوچرو داشته است در اطراف شیراز محلی بنام بیدزرد(ساری سوگوت )قشلاق واملاک داشته اند..که درزمان حدودا اواخرصفویه درگیری های شدیدی باحاکم وقت شیراز اتفاق می افتد واین امرباعث میشود ویکی ازبزرگان فارس به دست لطفعلی خان وطوایف همراه ایل اینالو کشته شود . ولطفعلی خان وطوایف مذکور املاک بیدزرد رابه عنوان خونبها داده وقشلاق را کلا ترک نموده ووارد ییلاق فریدن شوند.واولین مکان انها میرآباد تیران وکرون بوده که هنوزهم خاندان لطفی درانجا ساکن هستند بعدها مجددا با قشون فارس درمیراباد درگیرشده وطایفه بیات ایل اینانلو که به شجاعت وتیراندازی شهره عام وخاص بوده اند دونفر ازقشون حکومتی فارس راکشته وبه ییلاق اصلی خود درمنطقه چادگان نقل مکان می کنند..ودردشت بزرگ شافلق استقرار یافته وبه همراه طوایف دیگر اینانلو همچون طایفه ینگی جک (ینگی جکلو)که دراسناد قدیمی وبنچاق روستا همگی به عنوان طایفه ینگی جکلوی اینانلوکه یکی ازدوشعبه اصلی اینانلوهای شاهسون هستندنام برده شده اند.درآمده وبه علت سرمای شدید منطقه شافلق وعدم امنیت کامل به مزرعه اینانلوجه که در دامنه کوه قرار داشته ومکان امن تری بوده نقل مکان میکنندکه بعدها بنام روستای اینالوجه نام گذاری میشود

به قلم روح الله میرزایی اینانلو

برگرفته از سخنان ارزشمند حاج علی اوسط محمدی وبرادرشان حاج اکبر محمدی .حاج محمد میرزایی .وخاندان وابسته که اکثریت مطالب وشجره نامه اززبان مرحوم مشهدی عزیزآقای محمدی پدر بزرگوار اخوان محمدی بیان شده استa


ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام






نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397
admin blog

این دلنوشته از دکتر خشایار کرمی دانش آموخته دبستان عشایری بابامیدان رستم است.

برای روز معلم

بوسه آموزگار

اولین بار که پایم به مدرسه باز شد، کمتر از شش سال سن داشتم و جثه ام خرد بود.مأمور سپاه بهداشت به پدرم گفت: "این بچه سوء تغذیه دارد".هیچ وقت نفهمیدم چرا پدرم آن جمله را تا مدتها برای دیگران نقل می کرد.آن وقتها مهد کودک و پیش دبستانی در روستا نبود و دانش آموزان غیر رسمی به نام "مستمع آزاد" در کلاس اول می نشستند.جایم آخر کلاس و هم نیمکتی ام "تاج گل"؛ دختری از فامیل پدری ام و همسایه دیوار به دیوارمان بود که جثه ای درشت و حرکاتی کند داشت. بعدها فهمیدم که محصول زایمانی سخت و مبتلای "فلج مغزی" بوده است. هر دوتایمان به حساب آموزگار و دانش آموزان دیگر نمی آمدیم و سرمان به کار خودمان بود.کار من این بود که دست تاج گل را بگیرم تا بتواند حروف را به سختی بر کاغذ بنویسد. شبها با مادرم به خانه آنها می رفتیم. مادر او و مادر من در کنار چاله ای پر از آتش بلوط، قلیان می کشیدند و ما در گوشه ای به درس و مشقمان مشغول می شدیم. در اتاقی با دیوارهای خشتی، سقفی چوبی و دوداندود و دری ساخته شده از حلبی و چوب که اغلب اوقات گوساله یا بزغاله ای هم در گوشه دیگر آن همزیست اهالی خانه بود و خوراکمان "توله"۱ آب پز؛سیمای"فقر مطلق"!

پائیز به آخر نرسیده؛ تاج گل خزان شد. کالبد بی جانش را پیچیده در پتو بر "بات"۲ گذاشتند.قدش بلندتر شده بود. گرگ‌و میش یکی از آخرین غروب های آذرماه بود و این بیخودترین نامی است که بر این ماه سرد و بی"آذر" گذاشته اند. در پیش چشمان وحشت زده و مغموم من و در میان شیون و ضجه های جانخراش زنانی که صورتشان را به ناخن خراشیده بودند، مردان ده، بات را بر دوش گذاشتند و بردند تا او را در جوار "امامزاده باپیر" به خاک بسپارند.تاج گل که رفت من هم دل و دماغی برایم نماند؛ مدرسه را رها کردم.

سال بعد که به سن مدرسه رسیدم، هنوز جثه ام ریز بود.با این تصور که هنوز "مستمع آزاد" هستم، من را بر روی نیمکت آخر کلاس نشاندند.آموزگارمان خانم معلمی بود تازه کار که از دانشسرای عشایری آمده بود. نامش"ثریا"، هم نوجوان بود و هم نو عروس؛ در لباس های رنگین عشایری چون طاوسی خوش خط و خال رخنمایی می کرد و صورت شادابش در میانه شبستان چارقد و لچک۳ و طرّه زلفهای سیاهش چون"خوشه پروین"می درخشید. اول انقلاب بود و دبستانهای آموزش و پرورش در روستا هنوز زیر سایه تعلیمات عشایری کار می کردند.هنوز قامت خانم معلم های عشایری و روستایی در چادر و مقنعه و روپوش"سیاه" دفن نشده بود. خود، از عشایر بودند و دست پرورده آن عشایر زاده دانشمند، محمد بهمن بیگی که دلبسته طبیعت بود و عاشق زندگی زانرو به شاگردانش دستور داده بود که با لباس خودشان بر سر کلاس بروند. لباس پر نقش و نگار آنها با الهام از طبیعتی که در آن می زیستند رفرفی از نقش خیال بود بر قامت آن فرشتگان"عشق" و "آگاهی"و امید بخش"زندگی"و "نشاط" و آنها نیز چه خوب درس استاد را در گوش شاگردان زمزمه می کردند.چه پرشور اما بی توقع، آموخته هایشان را در جان ما می ریختند تا ثابت کنند که معلمی کردن و "آموختن" تنها به"عشق" میسر می شود نه به "مزد".بر جلد کتابهایمان هنوز خاکستر "مرگ" ننشسته بود و خداوندان خشم و کین،صفحاتشان را به "عزا"ی "کلمات" ننشانده بودند.بر سطرهای آن کتاب ها خدایی اگر نوشته شده بود، خدای مهربانی و در میان آن سطرها، شوری اگر موج می زد شور زندگی بود.

پائیز و زمستان گذشت و بهار از راه رسید.دانش آموز رسمی،نشسته بر آخرین نیمکت، خاموش و منتظر، نام"مستمع آزاد" را بر خود می کشید.تعطیلات نوروز که تمام شد آموزگار پرسیدن آغاز کرد.گویی همه درسها در چهارده روز تعطیلی از کله ها پریده بود.کسی جواب نداد.آموزگار دوباره پرسید.با ترس از شنیدن جواب"نه" دست بلند کردم و گفتم:

- خانم اجازه!

-مگر بلدی؟

-خانم اجازه بله

-بفرما

برای نخستین مواجهه رسمی با تخته سیاه به پیش تاختم. قامتم به تخته سیاه نمی رسید. خانم با بزرگواری و مهربانی یا شاید ترحم و دلسوزی، چهارپایه ای زیر پایم گذاشت و من مسلط و چابک ،سراسر میدان فراخ "تخته سیاه "را یک تنه، با سلاح" گچ سفید" و رگبار "کلمه"ها فتح کردم.

آموزگارم جیغی کشید و سرخ شد.از خوشحالی بود یا شرم از بی توجهی؛ نمی دانم. هر چه بود متواضعانه خم شد، مرا بغل کرد و بوسید.مهربانی او در میان امواج عطرآگین گردن آویز میخک و مَهلویش۴ دوچندان بر من نشست.بی درنگ مرا بر نیمکت اول نشاند و دفتری از وسایل شخصی خود به من هدیه داد.همان سال شاگرد اول شدم و سالهای دیگر هم.

امروز در گذر از میانسالی با خود می اندیشم اگر در زندگی توفیقی داشته ام و اگر از "انسانیت" چیزی بر جان من نشسته باشد به اعجاز آن "مهربانی بی دریغ" و آن نخستین" بوسه آموزگار " بوده است.

۹۷/۲/۱۱ شیراز

=========================

۱-توله:پنیرک

۲-بات: چهارچوپی معادل تابوت

۳-لچک:

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 17 اردیبهشت 1397
admin blog

شجاعت

در سلسله صحبتها راجع به خصال ایل به بحث قورخمامازلیق : (شجاع بودن نترسیدن ) می رسیم :

شجاعت از دیرباز یک صفت پسندیده و تحسین برانگیز در میان اقوام بوده است و در ایل شاهسون با توجه به اینکه زندگی عشایری داشته اند و گاه مکاری گری نیز می کرده اند و عملا و بطور مستقیم با حیوانات وحشی راهزنان دزدان و .... سر کار داشته اند امری ضروری بود که فرد و افراد نترس و شجاع باشند و از این خصلت در برابر تهاجم دفاعی شایسته و بایسته انجام دهند .

به نمونه ای از این شجاعت در قالب داستان بدون ذکر نام انسانها اشاره ای می نماییم :

روزی یکی از نفرات شاهسون ایل بغدادی با اهل خانواده خود از قشلاق به سمت ییلاق می رفتند در بین راه خانی از خوانین که نفرات قابل ذکری هم در کنار خود داشت راه بر این شخص می بندد که اگر میخواهی از این گذر رد شوی باید باج بدهی .

آن شخص به خان می گوید : من و تو دایی یئگن ( دایی و خواهر زاده ) هستیم و دیگران اگر ببینند که دایی از خواهرزاده باج می خواهد به من و تو می خندند . من و خود را مضحکه مردم نکن و بگذار رد شویم .

آن خان به نفرات خود اشاره می کند و می گوید :

حال که جلوی تو را گرفته ام ناگزیر از گرفتن باج هستم .

صحبتهایی رد و بدل میشود که خان عصبانی شده و با اسب به سوی این شاهسون می تازد و آن شخص با چوبدستی خود که از بادام تلخ بوده چنان چوبی بر خان فرود می آورد که خان و اسب با هم به زمین می خورند اطرافیان خان به آن شخص حمله می کنند که زن و دختر بزرگ و یکی دو تن از پسرها چنان ضرب شصتی نشان می دهند که اطرافیان خان مجبور به عقب نشینی میشوند

آن شاهسون به خان می گوید :

قورددان قورخان قویون ساخلاماز

هرکه از گرگ بترسد میش داری نمی کند

من اگر در خود هنری نبینم با این همه گوسفند و اهل و عیال به بیایان نمی زنم .

سخن در باب شجاعت و نترسیدن زیاد است به همین مقدار بسنده کرده و مابقی درک مطلب را به خوانندگان عزیز می سپارم .

ابوالفضل فردوسی ( عارف )

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 17 اردیبهشت 1397
admin blog
اشعار حکیم تیلیم خان 

وجودنامه تیلیم خان

آتادان گلدیم آنایه
بیرجه قطره،قانه دوندوم
یاتدوم آنا بشرینده
دوردآی گچدی جانه دوندوم

دوقوزآی سیران ایلدیم
منزل ومکان ایلدیم
قوت جانی قان ایلدیم
بی جانودوم جانه دوندوم

ایکیه جنگ امدیم مایه
بدرلندیم دوندوم آیه 
آنا دوتدی منه دایه
بیرطفل نادانه دوندوم

دورده گزدیدیم علامی
استاده وردیم سلامی
تانیدوم حروف لامی
اوخویوب روانه دوندوم

آلتیده مکتبه دوشدوم
دوقوزدا ارکانی آشدوم
اون بشده دولوب داشدوم
دریای عمانه دوندوم
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید 
تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : وجودنامه تیلیم خان، اشعار حکیم تیلیم خان، حکیم تیلیم خان، تیلیم خان، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 15 اردیبهشت 1397
admin blog
یکی از آداب و رسوم ایل شاهسون بغدادی گوبک کسمه  ( نشان کردن یک دختر برای پسری هنگام بریدن ناف ) بود که اینک به بوته فراموشی سپرده شده است 

گوبک کسمه بیر رسمی دی کی شاهسون ایچینده واریدی .

بیر قیز کی دونیایا گلئردی . اونون عمی سی آروادی یا دایی سی آروادی یا بی بی یا خالاسی کی اوغلان لاری واریدی تا ۴ یاشینا چئیین ، او قیزین گوبگینی بو  اوغلانین آدینا کسیردیلر .

یعنی او قیزین گوبگینی قویئردیلر اوغلانین شصت بارماغی نین  دیرناغی اوستونه و اونون آدینا کسئردیلر .

او زامان کی بیر آرواد گومانلی ایدی 

اوغلان صاحاب او گومانلی آروادا و کیشی سینه دئردی : ایه قیز اولا بیزیم ( احمد ) یندی .

اولار دا ایه راضی اولمئیدیلر قابول ائله مئردیلر 

گویونلری اولئیدی سس ائله مئردیلر یا دا دیل ایدن دئردیلر.

هئچ زامان بو ایکی یئو سوزلریندن دونمئردیلر ، گرک او قیز و اوغلان بیر بیر ایدن توی ائلئیدیلر .

آیری ائلچی ده تاپیلئردی 

دئردیلر : بو قیز فلانی نین اوغلونا گوبک کسمه دی

ابوالفضل فردوسی ( عارف ) به روایت از بزرگان و ریش سفیدان ایل شاهسون بغدادی




نوع مطلب :
برچسب ها : گوبک کسمه، شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 14 اردیبهشت 1397
admin blog


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5