لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
 
ایل شاهسون
ایل بزرگ شاهسون
درباره وبسایت


در كتاب یادنامه حكیم تیلیم خان شعری از نصرت‌الله زرگر به زبان زرگرهای ساكن شهریار نقل شده است:
دنیلوگی ناپی گاجوسكی مُلی اگه لِس تاپسا پِردو گودلو اووِل
چیلالو مانوشس پورتِسدار ناناك اگه توناك پِی شِل لاچو اووِل
چیلالو مانوشا آمال ناآستار هر گاجوسكی ناآن تودا كریستار
ناجاناجا هر نامورشس دارستار دووی تِریاندا لسگی بارو گا اووِل
چیلالو مانوشس نوول سیگ آمال خوخای ماستان سُوِِل ناخا مو پوِرال
كالو دئوس ناچید سیر چیریكناكال چیریكنیگی گا اِو بودلا چو اووِل
بیدادالوس كِرِه ناكِر هچ كان فال نانیكِلا دئولِس توتار اووافال
هر تانیس چیلالو آلاو ناپِن مو پورال مورشوس كورلو افتاتان اووِل
تیلیمِس آلاو هچ كان ناكِرتی خاخای آوِریس رومناكی نادیك مویاكای
هر نامورشِس ماریستا توناخای میرو آلاو توكانیستی موك اووِل
مدیرسایت :حجت فاتح
ارسال متن و اشعار در تلگرام با شماره :09125550828

مدیر وبسایت : admin blog
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

بیگ اینانلو در مرند در دوره مظفرالدین ومحمدعلی شاه قاجار :

چنانکه قبلا نیز اشاره شد اطلاعی از طایفه اینانلو های ساکن مرند که از کدام طایفه شاهسون در مغان بودند در دست نیست

اما زمانی که امیر ارشد قرجه داغی (سام خان حاج علیلو ) به ریاست عشایر ازربایجان انتخاب میشود ،طهمز بیگ در بین اینانلو های مرند بیگ طایفه بوده که بعداز مرگ طهمز بیگ از طرف امیر ارشد ایل بیگی عشایر ازربایجان حاج عبدالحسین برادر طهمز بیگ به بیگی اینانلو در مرند انتخاب میشود .

حاج عبدالحسین در دوره مشروطه بیگی عشایر را در مرند برعهده میگیرد وبه امورات واختلافات موجود در بین عشایر رسیدگی میکند .به گفته ریش سفیدان طایفه در مقابل خانه حاج عبدالحسین بیگ در آغ داغ قرخلار ( دار آغاجی ) وجود داشته وافراد خاطی را به فلک می بستند .

بهرام خان فرزند ارشد حاج عبدالحسین بیگ فردی شجاع بوده طوری که بر کمرش پنج عدد کمر میبست ودر جنگ امیر ارشد با مشروطه چی ها با چندین نفر از اینانلو ها به جنگ رفته ودر همان جنگ کشته میشود وقتی جنازه بهرام خان را به روستای اوخارا می اوردند سردار عشایر میگوید: سربازی که در جنگ کشته شده را در همان جا دفن می کنند، که یکی از سربازان میگوید جنازه بهرام خان است سردار ، سردار بر سرش میزند ومیگوید بیاورید خانه خراب شدم

شجاع نظام حاکم مرند در زمان محمد علی شاه قاجار ، که لقب شجاع نظام را از شاه گرفته بود از مخالفان سر سخت مشروطه در ازربایجان بوده مانع رسیدن آذوقه از جلفا ومرند به تبریز شده و تبریز را در محاصره نگه داشته بود روزی با سربازانش به منطقه آغ داغ قرخلار برای اخذ مالیات به خانه حاج عبدالحسین بیگ می اید خبر به بهرام خان می رسد که شجاع نظام امده بهرام خان خودش را می رساند ومی گوید: (تخم های اسبم از کله شجاع نظام بزرگتره برگرده بره مرند من جلو کسی نمی روم و َام را در مرند میدهم)

حاج عبدالحسین بیگ از طایفه حاج میرلی اینانلودر مرند بوده که شش پسر داشت :

بهرام خان ، کامران ، عمران ، سردار ، سواد ، جواد (بالابیگ)

بهرام خان در جنگ امیر ارشد شهید میشود و جواد ( بالابیگ) در جریان فرقه دموکرات توسط سربازان روس که از قرخلار عبور میکردند راه را بر سربازان روسی میبند که به علت خیانت یکی از هم روستایهایش کشته میشود بعد از فوت حاج عبدالحسین سردار به کداخدایی می رسد وکدخدای رسمی طایفه اینانلو در دوره رضاخان ومحمدرضا شاه میشود وکامران ریش سفید روستای قرخلار انتخاب می شود

وبعد از فوت کدخدا سردار برادرش مشهدی سواد تصمیم میگیرد که در شهر مرند ساکن شوند وییلاق قشلاق نکنند .

یازیب گوندرن ،یعقوب اینانلویی بی مرند دن

تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام





نوع مطلب :
برچسب ها : بیگ اینانلو، شاهسون، ایل شاهسون، شاهسون مغان، تحقیق در مورد ایل شاهسون، تاریخ شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 25 بهمن 1396
admin blog

شاهسَوَن نام تعدادی از گروه های ایلی است که در بخش هایی از شمال غرب ایران بویژه دشت مغان و اردبیل و نواحی خرقان و خمسه، واقع در میان زنجان و تهران به سر میبرند. شواهد موجود بیانگر آن است که اگر نه همه، دست کم تعدادی از این گروه ها از دشت مغان به خرقان و خمسه کوچیده اند.

824422da-473b-4e7a-aa13-0de0b0b7be29

خاستگاه ایل شاهسون

با وجود اسناد نسبتا فراوانی که راجع به تاریخ شاهسون‌ها وجود دارد، منشا پیدایش شاهسون‌ها و ایل شاهسون هنوز در پرده‌ی ابهام قرار دارد. گمان میرود ایل شاهسون مجموعه‌ای از گروه‌های قبایلی باشند که حدودا بین قرن شانزدهم و هیجدهم به صورت اتحادی ای گردهم آمدند. در قرن حاضر درباره‌ی منشا پیدایش شاهسون‌ها سه روایت متفاوت وجود دارد. از جمله این روایات از جانب سرجان ملکم است با این شرح که می‌گوید:

شاه عباس اول از همان آغاز سلطنت ناگزیر به مقابله با زیاده طلبی امیران بزرگ قبایل قزلباش برخاست. وی بدین منظور، برخی از سران قزلباش را به خاک هلاکت نشاند و برای مقابله با طغیان قبایل قزلباش قبیله‌ای تاسیس نمود و آن را شاهسون یعنی دوستدار شاه نامید و از همه مردان قبایل خواست تا به عنوان عضوی از این قبیله ثبت نام نمایند. شاه این قبیله را به عنوان فداییان و سرسپردگان خاندانش در نظر گرفت و با حمایت ویژه‌ای که از این قبیله به عمل آورد، آن را از دیگران متمایز و بر جسته ساخت.

ولادیمیر مینورسکی در مقاله ای با عنوان "شاهسون" که در دایره‌المعارف اسلامی درج گردیده است، خاطر نشان می‌کند که اسناد و شواهد موجود روایت مالکم را تا حدی مغشوش ساخته است زیرا منابع تاریخی عصر صفوی ما را به این حقیقت که شاه عباس اول قبیله‌ای را ایجاد نموده و آنرا شاهسون نامیده باشد رهنمون نمی‌سازد.

روایت شاهسون‌ها متفاوت با روایت مالکم است. اما در تضاد با آن نیست و تنها در جزئیات اختلاف وجود دارد. شاهسون‌ها نیز مهاجرت اجدادشان را ار آناتولی تائید نموده‌اند. روایت رسمی و مورد قبول افراد ایل که در نوشته‌های مربوط به ایل شاهسون نیز منعکس گردیده، در قرن حاضر الویت یافته است. به اعتقاد شاهسون‌ها ایل شاهسون از سی و دو طایفه با موقعیتی برابر تشکیل شده است. شاهسون‌ها مدعی هستند که آنان هیچ وقت تحت امر یک رئیس ارشد نبوده‌اند.. مطابق نظریه‌های رایج، شاهسون‌ها در زمان صفویه در مغان به سر می برده‌اند. اما در مورد بومی بودن و یا مهاجر بودن آن‌ها به منطقه و در صورت پذیرش مهاجرت، بر سر زمان مهاجرت اختلاف دیدگاه وجود دارد.

با توجه به روایات و سندیت های تاریخی موجود ، اتحادیه ایل شاهسون از چند طایفه شامل بومیان دشت مغان(احتمالا آلان ها ) و مهاجرینی مانند اعقاب طوایف افشار و طوایف شاملو (مهاجر از آناتولی) و برخی از قبایل قزلباش و غزهای ترک نژاد آسیای میانه) تشکیل یافته باشد که تحت یک اتحادیه سیاسی، نظامی و اجتماعی خاص با زبان رسمی ترکی برای افراد ایل، گرد هم آمده اند و در سده های ۱۶ ۱۸ میلادی نقش سیاسی و نظامی پر رنگی را در تاریخ منطقه و حتی ایران داشته اند.

پیشینه تاریخی شاهسون ها

از زمان های بسیار قدیم اقوامی در سرزمین مغان سکنی گزیده اند که ایرانیان به ایشان آلان یا آلانی گفته اند و این کلمه را در زبان اروپایی قدیم مخصوصا در یونانی آلبان و سرزمین آن ها را آلبانیا ضبط کرده اند. در زمان های بعد آران را شامل سرزمینی که در میان شروان و آذربایجان ایران بوده است می دانستند. به طور کلی نام آلان ها از آغاز قرن اول میلادی در تاریخ ذکر شده است.

مرحوم سعید نفیسی نام قدیمی مغان را آموکان میداند، او در بخش معرفی سرزمین آلانیان و مردم آن دیار مینویسد :

پای تازیان در سرزمین آران در خلافت عثمان بن عفان (۳۵-۲۳ هجری) باز شد. پیش از این خاندانی از آلانیان در این سرزمین پادشاهی داشتند که منقرض شده بودند ود. این خاندان را در این دوره آلانشاه و یا ایرانشاه خوانده اند. منطقه مغان نیز در این دوره به عنوان منطقه ای مستقل و تحت فرمانروای خاندان آموکان شاه اداره می شده است. آموکان نام کهن موقان (مغان) است که اکنون به غلط موغان یا مغان نوشته میشود.

حاج زین العابدین شیروانی در کتاب " بستان السیاحه" در مورد موقعیت مغان چنین مینویسد :

بعضی او را به واو نویسند. ولایتی است مشهور و دیاریست مذکور، مشتمل است بر بلاد قدیم و نواحی عظیمه و مراتع دلکش و موضع بسیار خوش از اقلیم پنجم و هوایش خرم و محدود است از شمال به ولایت شیروان و از جنوب به ملک آذربایجان و از شرق به ارض تالش و از مغرب به گرجستان .

امروزه، مردم محلی و بومی منطقه به خصوص شاهسون ها، مغان را آران یا گرمسیری می‌گویند.

17a3d6ba1b88a55dabcde1d628660148

مهاجرت چادرنشینان ترک به مغان و آذربایجان

ظهور ترکان در منطقه شرقی آذربایجان به مهاجرت گروهی از ترکان غز که نخستین هسته ترک را در آذربایجان تشکیل میدهند، مربوط می شود. ترکان غز که بیشتر در مناطق شرقی دریای مازندران ساکن بودند برای اولین بار در سال 396 ه.ق به خراسان روی آوردند.

سلطان محمود غزنوی که خود از سلاطین بزرگ ترک بود در سال 426 ه.ق (1025م) به فرارود (ماوراءالنهر) لشکر کشید و ارسلان اسرائیل را دستگیر کرد. پس ار آن اتباع سابق ارسلان به این ادعا که از جور و ستم امرای خود در زحمت بودند، از سلطان محمود تقاضا نمودند تا به آنان اجازه دهد در شمال خراسان مسکن کنند و حفاظت از آن نواحی را به عهده گیرن. سلطان محمود از این رو اجازه داد تا چهار هزار خانوار ترکمن (سلجوقیان و گروه های چادرنشین غز) از جیحون بگذرد و در نزدیک فراوه، سرخس و ابیورد سکونت نمایند.

این قوم در زمان سلطنت جانشینان سلطان محمود سر به طغیان برداشته و برای پیدا کردن اقامتگاه بهتر وسیع تر به شمال غرب ایران سرازیر شده و خود را به حوالی کوه سبلان رسانیدند. عده زیادی از آنان در اردبیل و دشت مغان و مجاور آن اقامت گزیدند و موجب ترویج زبان ترکی بین اهالی ساکن آذربایجان شدند که امروزه ما آن را زبان تركی آذری می گوییم.

صفویه و شاهسون

در اواخر قرن شانزدهم میلادی پس از این که بیشتر تیره های سنی و شیعه خود را از زیر سلطه ظالمانه امپراطوری عثمانی نجات بخشیده و به ایران پناهنده شدند ، یون سور پاشا هم به منظور کسب اجازه در مورد آوردن قبیله اش به ایران به نزد شاه عباس آمده مه مورد موافقت شاه عباس قرار گرفت و شاه عباس به آن ها آزادی انتخاب محل داد که این قبایل، دشت مغان (مرکز ایل شاهسون امروزی ) را انتخاب کردند. شاه عباس به آنان نام شاهسون داد و از این مقطع ایل شاهسون با ورود طوایف آناتولیلایی گسترش می یابد. یون سور پاشا ابتدا دارای مذهب سنی بود ولی بعد ها تغییر مذهب داده و به مذهب شیعه گرایید. پس از مرگ یون سور پاشا، شش فرزندش سرزمینی را که او تحت اختیار داشت بین خود تقسیم کردند. احتمالا یون سور پاشا را میتوان پیشگام و از سردودمان های اصلی ایل شاهسون امروزی دانست. از این تاریخ طرفداران شاه عباس به عنوان شاهسون درمی آیند و بعدها به شعبات دیگری به شرح زیر تقسیم می شوند :

24845837_2102110290012461_2134206353604870144_n

الف) شاهسون های آذربایجان

شاهسون‌های اردبیل (از مراتع ییلاقی بلندی‌های ارسباران استفاده می‌کنند)

شاهسون‌های مشکین‌شهر ( از مراتع ییلاقی بلندی‌های مشکین‌شهر استفاده می‌کنند)

ب)شاهسون‌های خرقان، خمسه، استان مرکزی، قم و تهران

ایل بزرگ شاهسون‌ بغدادی ( در زمان نادرشاه از مناطق شمالی عراق به خراسان کوچ داده شدند سپس به شیراز رفتند)

ایل بزرگ شاهسون اینانلو (بخش اعظم آن از شیراز به استان مرکزی، قزوین و بخش‌های شمالی اراک کوچانده شدند)

قاجاریه و شاهسون

شاهان قاجار نیز مانند سلاله ماقبل خود از قدرت نظامی عشایر برای ایجاد ثبات و تحکیم سیاسی خود و فشار مالیاتی بر طبقات تهیدست استفاده میکردند. در اوایل تاسیس حکومت قاجاریه طی لشکر کشی های آقامحمد خان به ایروان و تفلیس، فعالیت های زیادی در قلمرو شاهسون به وقوع پیوست، خصوصا موقع لشکرکشی عباس میرزا علیه روس ها، کوچ نشین های شاهسون در طی حوادثی که منجر به نبرد مصیبت بار اصلاندوز شد سهم بسزایی را به عهده داشتند. بر طبق قرارداد گلستان که در سال 1813 میلادی بین ایران و روسیه منعقد گردید، روس های در منطقه تالش و بخش های شمالی مغان ساکن شدند و این امر باعث تهدید سرزمین های قشلاقی شاهسون گردید. در دومین جنگ ایران و روس در سال 1826 م ایل شاهسون به نفع هر دو طرف وارد محاربه شدند . ظاهرا شاهسونان شمال مغان در پشتیبانی روس ها و شاهسونان جنوب به اتفاق قبایل افشار به حمایت از سپاه عباس میرزا میجنگیدند.بر اساس قرارداد ترکمن چای به سال 1828 میلادی مرزهای ایران از سمت شمال محدود و به شکل امروزی درآمد و در نتیجه قسمت بزرگی از منطقه قشلاقی شاهسون نیز از بین رفت.

n82707487-71952847

زبان شاهسونی

زبان شاهسونی زبانی ترکی، تاتی، تالشی و کردی است. این گویش‌ها و زبان‌ها از خانواده زبان پهلوی هستند و اما آذری شباهت بسیاری به زبان ترکی دارد در عین حال بعضی از کلمه‌های که در ترکی عثمانی وجود ندارد در آذری هست، مانند خ که زبان ترکی آنادولی از آن برخوردار نیست. تفاوت این دو زبان در نحوه تلفظ و کتابت برخی کلمات، اصطلاحات و افعال است.

ساختار اجتماعی ایل شاهسون

هرم سازمان تولیدی ایل شاهسون از خانوار آغاز و به تیره و طایفه ختم میشود. در گذشته ریاست طوایف را خان ها به عهده داشتند که امروز از مزایای اجتماعی-اقتصادی و سیاسی شایانی برخوردار بودند ولی قدرت آن ها در برابر خوانین ایلیاتی سایر عشایر مانند قشقایی بسیار ناچیز بود. در راس هر رده کوچک نیز مسؤلی قرار داشت که آق سقل نامیده می شد.

خصوصیات اجتماعی ایل شاهسون

مسکن

شاهسون ها به مجموعه چند آلاچیق و کومه ای که در یک نقطه برپا شده باشد ، اوبه میگویند. محلی که اوبه در آن قرار گرفته و یا به جایی که چادرها در آنجا برافراشته میشوند یورد اطلاق می گردد. مشخصه اصلی یورد سنگ چین های هلالی شکل(قوسی) است که به موقع استقرار اولین آلاچیق یا کومه در آنجا، برای گذاشتن فارماش (جا رختخوابی پشمی)و سایر اسباب و اثاث چیده شده و چوب های چادرها به این فاصله تقریبی یک متر خارج از این سنگ چین هلالی چیده میشوند. سبب اصلی چیدن این سنگ ها به خاطر مصون نگهداشتن اسباب و اثاث پشمین از تماس با کف زمین جلوگیری از نفوذ نم و رطوبت به داخل آنهاست. معمولا هر فرد عشایر تا آخر عمر به خاطر دارد که در کدام یورد به دنیا آمده است. همچنین هر کدام از این یوردها دارای القاب یا عناوین قراردادی به خصوص هستند که ممکن است برخی از اسامس یادآور یک جریان تاریخی و یا واقعه و پیشامدی نیز باشد.به دلیل اینکه در مقایسه با سایر مناطق عشایری ایران هر دو ناحیه سردسیر و گرم سیر شاهسون ، (تابستان ییلاق و زمستان قشلاق) آب و هوای سردی دارند به همین خاطر عشایر شاهسون به تجربه دریافته اند از چادری استفاده نمایند که حتی المقدور بیشترین هماهنگی را با شرایط محیطی داشته باشد.

thumb-qashqai-meeting

آلاچیق و کومه

آلاچیق و کومه مسکن اصلی عشایر شاهسون در ییلاق می باشد. آلاچیق یکی از مشخصات و نشانه های عشایر شاهسون است که چادر نیمکره ای شکل میباشد و کومه چادر دالانی شکل دارد و معمولا از آلاچیق کوچک تر است و از جنس خشنی و با آلاچیق که با دقت و مهارت و ظرافت درست می شود قابل مقایسه نمی باشد.آلاچیق همیشه با کومه همراه می باشد.

download (3)

پوشاک

امروزه پوشاک مردان و زنان شاهسون همانند پوشاک روستائیان اطراف منطقه می باشد و هرگونه تغییر و تحولی در نوع یا شکل لباس روستائیان بوجود آمه است در ترکیب و نوع لباس عشایر شاهسون نیز این تغییرات مشاهده شده است. در زمان های قدیم مردان و زنان منطقه دارای لباس مخصوص بوده اند که امروزه حتی در دور افتاده ترین نقطه آذربایجان و دیگر نقاط نیز هیچ اثری از آن پوشش دیده نمی شود. زنان شاهسون(البته برخی بخصوص زنان سالخورده) تا حدودی بافت سنتی پوشاک خود را حفظ کرده و در مواردی نیز هیچ الگو یا ترکیب جدیدی را دربافت سنتی لباس خود راه نداده اند

images

پوشاک زنان شاهسون شامل 9 تکه است که عبارتند از :

  • کوینک (پیراهن)
  • تومان (تنبان یا دامن شلیته ای)
  • یایلیق (روسری)
  • آلین یایلیقی (چارقدی که از روی یایلیق و برای نگهداشتن آن از بالای پیشانی بسته میشود)
  • آرخچین(عرقچین)
  • یل(نیم تنه ساده ای که زمستان ها روی جلیقه پوشیده می شود.)
  • جوراب
  • جلقا(جلیقه بی آستین)
  • باشماق (کفش)
  • b8dc36aa-9d33-4e66-a991-9a5641eab2db

صنایع دستی شاهسون

در مطالعه اقتصادی عشایر شاهسون صنایع دستی بعد از فعالیت های دامداری و کشاورزی قرار میگیرد. زندگی کوچ نشینی که بر پایه پرورش دام و تولید فرآورده های دامی بویژه گوسفند و بز استوار است امکان تهیه مواد اولیه برای تولید دست بافت های مختلف را با بکارگیری سلیقه و هنر خلاقه زنان شاهسونی فراهم نموده است.

از جمله صنایع دستی تولیدی توسط زنان عشایر شاهسون عبارتند از : قالی و قالیچه -گلیم، زیلو، جاجیم و خورجین - پلاس (چادر) - چوقا یا برک - کلاه - دستکش - جوراب - گیوه - پاپوش - حصیر - مفرش - نمک دان و ....

ورنی از جمله صنایع دستی مختص زنان ایل شاهسون است که جنس آن از پشم بوده و در طرح های گوناگونی که هر یک از نقش های آن گویای پیامی است که زنان عشایری از طبیعت پیرامون خویش الهام می گیرند، چشم هر بیننده خوش ذوقی را خیره میکند.خصوصیات ویژه ورنی سبک بافت آن می باشد.

از جمله دیگر صنایع دستی ایل شاهسون باستریخ است که نوار بافته شده از پشم با کرک بز می باشد و علاوه بر تزئین داخل آلاچیق، برای استحکام چوب های آلاچیق مورد استفاده قرار می گیرد.

آیین های مرسوم در نزد مردمان ایل شاهسون

  • مراسم عید نوروز و جهارشنبه سوری

عید نوروز و چهارشنبه سوری از شادترین روزهای شاهسون هاست . شب چهارشنبه سوری آجیل گوناگون از نخودچی و گندم بوداده و غیره درست می کنند، آتش بر می افروزند و بچه ها از روی آن می پرند و صبح روز چهارشنبه آب تنی می کنند . در عید نوروز تخم مرغ رنگ میکنند و به دید و بازدید می روند و تخم مرغ ها را بین بچه ها پخش می کنند و آخر سر نیز همگی جمع شده و به خانه آق سقل و یا رئیس طایفه می روند. آن ها معتقدند که به هنگام تحویل سال، یک لحظه آب های روان از حرکت باز می ماند و درختان سر خود را به زمین میگذارند.

  • مراسم خواستگاری و عروسی

در خواستگاری دو نفر ریش سفید از خانواده داماد به چادر پدر عروس رفته و عهد و پیمان می بندند که خیلی به آن اهمیت می دهند. پس از خوردن شیرینی و بلافاصله پس از موافقت و عهد و پیمان در خواستگاری، خانواده داماد به محل عروسی رفته و یک روسری کلاغی، گردن بند، آئینه وشیرینی همراه میبرند. ممکن است جشن عروسی تا بیست روز طول بکشد. در طول این مدت مهمانی ها برگزار می شود و در روز آخر هر مهمانی، مبلغی به عنوان طویانه (پول شیرینی) به صاحبخانه می پردازند.

shahsavan-4

  • مهمان نوازی

مهمان نوازی عشایر شاهسون مشهور است. بسیار دیده شده است که آن ها حتی زورگویی مهمان را قبول کرده اند. مدت توقف در خانه آن ها هر قدر طولانی باشد ارزش و منزلتش بیشتر می شود. اگر مدت این توقف به دو سه سالس برسد، موقع رفتن او را یکی از اعضای اصلی خانواده به شمار می آورند و از وسایل و لوازم خانه و نیز از پول و دارایی خود سهمی به میهمان می دهند.

عاشیق لار یا نوازندگان محلی را عشایر شاهسون دوست دارند و در تمام جشن ها و مراسم از وجود آن ها استفاده می کنند. اشعار عاشیق ها بیشتر حماسی و عاشقانه و یا در وصف مردانگی و شرافت و وطن پرستی است. عاشیق ها این اشعار را همراه با ساز مخصوص شاهسونی به نام چگور می خوانند.

  • پهلوانان افسانه ای

در نقل قول ها و ادبیات حماسی، از پهلوانان افسانه ای رستم ، کور اوغلی و نبی را میشناسند و داستان های پهلوانی آن ها را نقل می کنند. نیروی رستم را هدیه خدا می دانند ولی از دلاوری های نبی و کوراوغلی هم لذت می برند و از شعر هایی که عاشیق ها درباره آن ها می خوانند خوششان می آید.

Shahsavan_(6)

  • احترام خورشید و آتش

عشایر شاهسون به خورشید احترام میگذارند و به آن سوگند می خورند. آتش را نیز مقدس می شمارند و به نام اجاق به آن قسم می خورند. به نور چراغ نیز سوگند می خورند و از ریختن اب بر روی آتش احتراز می جویند و اگر آب روی آتش ریخته شد و آن را خاموش کرد سه بار بسم ا.. میگویند. نان و برنج را نیز محترم شمرده و از ریختن آن ها به زیر پا خود داری می کنند. اگر باران بیش از حد معمول و سیل آسا ببارد، دوغ به خاک نیریزند تا باران قطع شود.

0715483583eab386f0495ff4f899efb1

منابع

  • ریچارد تاپر. تاریخ سیاسی اجتماعی شاهسون های مغان . ترجمه حسن اسدی. نشر اختران 1384
  • دکتر عزیزی، پروانه. بررسی ساختار اجتماعی- اقتصادی ایل شاهسون.نشر قومس ۱۳۸۷
  • دانشنامه ایران و اسلام، زیر نظر احسان یار شاطر. بنگاه ترجمه و نشر کتاب - جلد اول . سال ۱۳۶۵
  • نفیسی، سعید . تاریخ اجتماعی ایران - دانشگاه تهران. سال ۱۳۴۲
  • شیروانی، حاج زین العابدین. بستان السیاحه . نشر ابن سینا. جلد اول
  • افشار سیستانی، ایرج. ایل ها - چادرنشینان و طوایف عشایری ایران. جلد اول . نشر مولف 1366
  • مجله بررسی تاریخی .سال سوم، شماره 5
  • شاهسوند بغدادی، پریچهره. بررسی مسائل اجتماعی-اقتصادی و سیاسی ایل شاهسون. نشر سازمان امور عشایر ایران 1370
  • رضوی، مرتضی. کلیاتی از شرایط اقلیمی و وضع اجتماعی-اقتصادی دشت مغان - وزارت کشاورزی. 1349
  • تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام




نوع مطلب :
برچسب ها : ایل شاهسون، شاهسون، شاهسون ساوه، شاهسون مغان، تاریخ سیاسی اجتماعی شاهسون، شاهسوند بغدادی، عشایر شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 22 بهمن 1396
admin blog

معرفی طوایف دشت مغان در سازمان قزلباش و صفویان

شاملو: در دشت مغان و ایل شاهسون طوایف بیگدیلی، عرب‌لو، اجیرلو، حاجی خواجه‌لو، همو‌ن‌لو، حسین حاجی‌لو و تیره‌ای از گیگلو خود را به این گروه عشیره‌ای منتسب می‌دانند که بعدها در منطقه به یدّی اویماق (هفت اوجاق) شهرت یافتند. از این ایل، شخصیت‌های بزرگی در تشکیلات دینی، سیاسی و نظامی صفویان صاحب منصب و مقام بوده‌اند.

روملو: گروهی از طوایف بودند که خاستگاه سرزمینی خود را روم شرقی می‌دانستند و در منطقة مغان، طوایف آتان‌خان‌لو، قوجه‌بیگ‌لو، نوروزعلی بیگ‌لو، رضا بیگ‌لو، بندعلی بیگ‌لو، شاه‌علی بیگ‌لو، ساریخان بیگ‌لو، بالا بیگ‌لو، مستعلی بیگ‌لو، علی بابالو و … خود را از این گروه می‌دانند. این گروه نیز در دولت صفوی جایگاه ارزشمندی داشتند.

ذوالقدر: از این ایل تیره‌های کم‌جمعیتی در ایل شاهسون مغان مانده‌اند.

افشار: طوایفی چون ساریخان بیگ‌لو، قوجه‌بیگلو و آتاخان‌لو در برخی از منابع قاجاریه از ایل افشار دانسته شده‌اند که آنها نیز در عین حال خود را روم ایلی می‌دانند. (نادر شاه افشار)

تکلو: با همان نام اولیه در ایل شاهسون مغان و مشگین و ایل اردبیل از طوایف بزرگ بوده است.

مغان‌لو و خلیفه‌لو: افراد این دو طایفة بومی دشت مغان، ده‌ها سال قبل از تشکیل دولت صفوی با این خاندان در ارتباط بوده‌اند و در تشکیل و توسعة این دولت در سازمان قزلباش حضور چشمگیری داشتند.

طالش: این قوم در مناطق کوهستانی شمال اردبیل و شرق مغان دارای زندگی نیمه‌کوچ‌نشینی بوده و در دهات جنگ‌ها و کوهپایه‌ها ساکن بودند. از این جماعات دو طایفة بزرگ طالش میکائیل‌لو و آلارلو به قلمرو شاهسون‌ها در دشت مغان آمده و جزء آن ایل شده‌اند. در دورة صفویه، بزرگانی از این قوم صحنه‌گردان و دست‌اندرکار دولت صفویان بودند.

images (2)





نوع مطلب :
برچسب ها : طوایف دشت مغان، شاهسون، ایل شاهسون، شاهسون مغان، طوایف بیگدیلی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 22 بهمن 1396
admin blog
سران عشایر مغان


استان اردبیل از ایل ها و عشایر متعددی برخوردار است که مهم ترین و منسجم ترین آن ها ایل های شاهسون وارسباران هستندکه درمناطق گوناگون استان پراکنده شده اند. ایل شاهسون از مهم ترین و معروف ترین ایل های استان های اردبیل و آذربایجان شرقی به شمار می رود که دارای پیشینه تاریخی زیادی بوده و از ویژگی های خاص
اجتماعی- فرهنگی برخوردار است. اعضای این ایل دامدار هستند و از مراتع
سرسبز کوه های خطه اردبیل استفاده می کنند. عشایر ارسباران نیز در نواحی کوهستانی به سر می برند و قلمروی عمده آن ها بخش باختری دشت مغان است.
درباره وجه تسمیه نام و پیشینه تاریخی ایل شاهسون؛ بایستی گفت: هنگامی که سرزمین ایران دچار هرج و مرج و آشوب بود و هرکدام از امرای تیموری و آق قویونلو و دیگر حکام محلی گوشه ای از این سرزمین را محل حکومت خود کرده بودند، اسماعیل میرزا که بعدها به شاه اسماعیل معروف شد، توانست با سرکوب آق قویونلوها (که یکی از قبایل با نفوذ حاکم بر ایران بودند) در سال 907 هجری قمری، بنیان حکومتی خود را به مدت دو و نیم قرن استوار سازد. افرادی که شاه اسماعیل را در این جنگ ها یاری می کردند، در تاریخ به نام قزلباش ها شهرت یافتند و شامل 32 قبیله مختلف بودند که شاه اسماعیل آنها را در زمره نُجبا در آورد و به ایشان عمامه خاصی داد که 12 ترک داشت
و میان آن کلاه سرخی مانند فینه می گذاشتند و به همین لحاظ به قزلباش ها
معروف شدند.
در سال های 991 تا 994 هجری قمری سلطان محمد خدابنده به منظور جلب حمایت
علیه ازبکان و عثمانی ها تصمیم گرفت افراد غیر نظامی را با رضایت خود به
خدمت نظام درآورد که این عمل او به شاه سون (یعنی دوست داران شاه شدن)
معروف شد. درسال 998 هجری قمری افراد قزلباش علیه نماینده شاه سر به شورش
برداشتند که از این رو شاه اسماعیل نسبت به قدرت آنان بدبین شد و گروه دیگری با نام شاهسون را برای درهم شکستن قدرت آن ها بسیج کرد.
بنابراین شاهسون ها (دوست داران شاه) به گروهی اطلاق می شدند که از سوی شاه عباس تشکیل یافته بود تا جای قبایل ترک را که از سلسله صفوی پشتیبانی کرده بودند، بگیرند.
محمد کریم‌زاده، در شاهسون‌های فارس، پیشینه تاریخی شناخت شاهسون‌ها می نویسد: (( پیشینه‌ تاریخیشاهسونان به زمان پادشاهان صفوی می‌رسد نویسندگان تواریخ و سفرنامه‌ها در این قول معتقدند که شاه‌عباس بزرگ برای کاستن نفوذ و نیروی حکمرانان سی‌ودو طایفه‌ قزلباش که درآن
روزگار تمشیت و اداره همه‌ امور مملکت را در دست داشتند و قدرتی بزرگ و
خودکامه در برابر پادشاه به شمار می‌آمدند به ایجاد سپاهی مجهز و منظم در
یکدسته پیادهی تفنگدار و یکدسته سواره همت کرد.علی‌الظاهر، بهانه‌ آن
پادشاه از تشکیل و تجهیز این قشون پدید آوردن نیروئی رزم‌آور و ورزیده در
برابر قوای «ینگیچری»
دولت عثمانی بود اما هدف واقعی و پنهانی وی مقابله با امرای خودسر و نافرمان قزلباش و ازمیان برداشتن قدرت و اعتبار ایشان به شمار می‌‌آمد.))
در کتاب بستان السیاحه تألیف حاج زین العابدین شیروانی (جلداول ازانتشارات سنایی، صفحه 347)در مورد شاهسونهاچنین آمده است :
(( جمعی از نمک به حرامان قزل باشیه برشاه عباس خروج کرده ، پای جرات
وجسارت پیش نهادند، شاه فرمود:شاه سون گلسون .یعنی هرکه شاه رادوست دارد
بیاید.لهذا از هرفرقه ای آمده طاغیان شاه راشکست دادند،پادشاه آن جماعت را
(شاه سون ) نام نهادند،درمیان آن طایفه ، طوایف مختلفه است.مسکن ایشان
درملک مغان وآذربایجان و فارس است وقلیلی در خراسان و کابل و کشمیر سکونت دارند و درغریب نوازی و مهمانداری و شجاعت برامثال خود طریق سبقت سپارند.نام طوایف این عشایربیشتربه (( لو )) ختم می شود ازقبیل سرخان بیگ لو،طالش مکاییل لو،جعفرلو،حاجی خانلو، مغانلو و... علاوه براین بعضی ازشاهسونها به دیگرنقاط ایران چون فارس ، خرقانو خمسه کوچانده شده اندکه اینها برخلاف شاهسونهای آذربایجان معمولا زیرسیاه چادر زندگی می کنند وبا آلاچیق های شاهسونهای آذربایجان تفاوت بسیار دارند.)) شاهسون ها از آداب و رسوم سنتی و قوی برخوردارند، هرچند که از گذشته های دور از
حوادث و خطرات دور نمانده و تحولات زمان برآنها بی تاثیر نبوده است. بر
اساس قرارداد ترکمن چای قسمتی از مرزهای شمالی ایران به روس ها واگذار شد و به این ترتیب قسمت بزرگی از منطقه قشلاقی شاهسون ها از بین رفت.
منطقه تابستانی (ییلاقی) شاهسون ها را ارتفاعات اهر، مشگین شهر و اطراف آن تشکیل می دهد و منطقه قشلاقی آن ها را بخش های خاوری جلگه کم عمق مغان (که در حدود 150 کیلومتر از منطقه سردسیر فاصله دارد و نزدیک رود ارس است) تشکیل داده است. منطقه ییلاق و قشلاق طایفه های شاهسون کاملا مشخص است.
هنگام کوچ ابتدا از قیشلاخ (گویش محلی قشلاق) یا منطقه زمستانی به یازلاخ
یا منطقه بهاره و سپس به ییلاخ (گویش محلی ییلاق) منطقه تابستانی می روند.
در مراجعت پیش از استقرار در قشلاق، در محلی پاییزه که همان اردوگاه های
پیرامون قشلاق هستند، توقف می کنند. جایگاه تابستانی شاهسون ها؛ شامل 4 تا 5 آلاچیق است که در حد فاصل 100 متری د رچراگاه برپا می شود.
قدمت تاریخی شاهسون ها سبب شده آداب و رسوم و شیوه های معیشت آنها برای افراد عادی جذاب و دیدنی باشد، چنان که بازدید از زندگی عشایر شاهسون یکی از پرطرف دارترین برنامه های گردشگری ناحیه آذربایجان شرقی واردبیل به شمار می آید.


رهبری طایفه ارثی نیست و بر اساس ریش سفیدی، درایت و اعتبار افراد است. در
حال حاظر ایلخان یا رهبری واحدی برای ایل وجود ندارد و تصمیمات مربوط به
وقت و مسیر کوچ و مراتع از طریق مشورت و ارتباط بزرگان طایفه صورت
می‌‌گیرد.

rhfz_photo_2017-01-13_19-11-01
کانال تلگرام ایل شاهسون 

join-to-channel





نوع مطلب :
برچسب ها : عشایر مغان، شاهسون، شاهسون مغان، ایل بزرگ شاهسون، ایل شاهسون، ساوه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 18 بهمن 1396
admin blog
خداحافظی خاص شهردار خلخال


فرزند برومند ایل شاهسون 

علی علایی شهردار سابق خلخال
گریه ها در جلسه تودیع علایی در خلخال
یاشاسین هر یرده مغان اوغلو
[
]




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون مغان، اخبار مغان، شهردار سابق خلخال، علی علایی مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 6 آذر 1396
admin blog

پیشینهٔ تاریخی ایل شاهسون بغدادی

 

اعتقاد بر این است که شاهسون‌های بغدادی در خلال عصر صفوی مهاجرت کرده و در نزدیکی بغداد مسکن گرفته‌اند و در زمان نادرشاه از آن‌جا به شیراز برگشته‌اند. در زمان کریم خان زند جای ثابت و مشخص نداشته‌اند، تا این که به آقامحمدخان قاجار پیوسته‌اند و او ایشان را در زیستگاه کنونی‌شان مستقر ساخته‌است.

فتح السلطان- علی‌اکبرخان قرابیگلو [قرابکلو]- از عمویش ایمانعلی خان نقل می‌کرد که هفتاد طایفهٔ لک و آرخلو در مرز عثمانی سرحددار ایران بوده‌اند که توسط نادرشاه به خراسان کوچانیده شده‌اند. پس از مرگ نادرشاه به شیراز آمده‌اند و پس از مرگ کریم خان توسط آقامحمدخان قاجار در منطقه ساوه استقرار پیدا کرده‌اند. شواهد چندی وجود دارد که نظر خود شاهسون‌های بغدادی را مقرون به واقع نشان می‌دهد:

الف – وجود چنین باوری که نادرشاه آن‌ها را به خراسان کوچانیده‌است. ب- وجود ترانه‌هایی که در آن‌ها مسیر احتمالی مهاجرت اینان (تبریز، خراسان، شیراز، و مناطق آخرین محل استقرار) اشاره شده‌است.

ج- این که در منابع تاریخی معاصر نادر از انتقال ایلات و عشایر از نواحی ذهاب و کرکوک به خراسان سخن رفته‌است. به طوری که محمد کاظم در ذیل وقایع حملهٔ نخست نادر به بغداد می‌نویسد که وی از منطقهٔ ذهاب “… جماعت قرابیات و زنگنه و باجلان را کوچ داده، روانه دیار خراسان نمود که رفته در محال دارالسلطنه هرات سکنا نمایند… و به قدر چهار-پنج هزار نفر از آن جماعت ملازم گرفته مامور رکاب گردانید.

میرزا مهدی خان استرآبادی نیز در ذیل وقایع نخستین حمله نادر به بغداد از کوچانیده شدن گروهی از طایفه از بغداد به خراسان سخن می‌گوید. وی می‌نویسد:”… دو هزار نفر از طایفه بیات [را] که در هشت فرسخی کرکوک سکنی داشتند، کوچانیده روانه خراسان ساختند.

د- وجود جماعت شاهسون در نواحی کرکوک:در سیاحت‌نامهٔ حدود محمد خورشید پاشا عضو کمیسیون تعیین حدود ایران و عثمانی – به وجود سی خانوار چادرنشین «شَهسَوَن» (افراد ایل شاهسون بغدادی نیز خود را شَسَوَن می‌نامند) در دوز خورماتو به سال ۱۲۶۴ هـ. ق. اشاره شده‌است.

هـ – امکان ردیابی برخی از طوایف مهم ایل شاهسون بغدادی در سابقه تاریخی مناطق شرق و جنوب ترکیه، شرق و شمال سوریه، و شمال عراق.

لک: عباس عزاوی می‌نویسد که لک‌ها از قبایل ایرانی هستند که در شمال و جنوب عراق پراکنده‌اند و در بخش مندلی تابع قبیله قراالوس بوده‌اند.

در مورد لک‌های تابع قبیلهٔ قراالوس نکتهٔ جالب توجه در این‌جاست که اینان در سال ۱۱۲۰هـ. ق.(یعنی در حدود ۲۵سال قبل از کوچ احتمالی ایل بغدادی به خراسان) ترک زبان و شیعه مذهب بوده‌اند

که با توجه به وحدت مکانی، بعید نیست لک متعلق به قبیلهٔ قراالوس از بقایای لک مورد اشاره اسکندر بیک بوده باشد. محمد خورشید پاشا نیز در سیاحت‌نامهٔ حدود به وجود پنجاه خانوار چادرنشین لک در دوزخورماتو و هشت خانوار در کرکوک اشاره دارد.

کوسه‌لر: کوسه‌لر بزرگ‌ترین طایفهٔ شعبهٔ لک ایل شاهسون بغدادی است. بر اساس گزارش‌های اسکان عشایر در عثمانی، در سال ۱۷۰۸ میلادی. جماعت حاجی بهاءالدین‌لو در قریهٔ «کوسه‌لر» از توابع گلنار اسکان داده می‌شوند.در قرن نوزدهم نیز، بنابر تحقیقات فاروق سومر، طایفهٔ کوسه‌لر در «نازیللی» ولایت آیدین زندگی می‌کرده‌اند.

موصلو: از طوایف ترکمان نواحی دیاربکر و یکی از دو طایفه بزرگ آق قوینلوها بوده، و حکومت آن جا را در زمان سلطنت آق‌قویونلوها در دست داشته‌است. موصلوها به سرکردگی امیر بیک موصلو در سال۹۱۳هـ. ق. به نیروی شاه اسماعیل پیوستند و از جمله قزلباشان شدند

از سال ۹۲۷ تا ۹۳۵ هـ. ق. نزدیک به یک دهه حکومت در بغداد در دست بزرگان موصلو بود، تا این‌که در سال اخیر شاه طهماسب آن‌جا را فتح کرده و به حکومت آنان خاتمه می‌دهد.

دوگر: از طوایف مهم ساکن آناطولی، سوریه و عراق- موصل- ماردین و کرکوک – دقوق – که درگیری‌های بین قراقویونلوها و آق‌قویونلوها موجبات تقسیم و پراکندگی بسیار آنان را فراهم آورد. از طوایف دوگر در ناحیهٔ اردبیل نیز وجود دارند که توسط قراقویونلوها به آن‌جا کوچانده شده‌اند و اصالتاً متعلق به دوگرهای “اورفا” می‌باشند.

کلوند: بنابر گزارش محمد خورشید پاشا در سیاحت‌نامه حدود، در سال ۱۲۶۴هـ. ق. بیست و پنج خانوار چادرنشین از طایفه کله‌وند در دوزخورماتو زندگی می‌کرده‌است.

و- وجود مشابهت لهجه‌ای و همگونی ضرب‌المثل‌ها و داستان‌ها بین شاهسون‌های بغدادی و طوایفی از ترک‌های کرکوک که ساکن “تل عفر”، “آلتین کوپرو”، “تیسین”، “بشیر”ریا، “تازه خرماتو”،” توزخرماتو”، “امام زین العابدین”، “قاراتپه”، و “بیات لار” هستند.

دربارهٔ نحوه مهاجرت و وضعیت ایل طی مدت استقرارش در خراسان و شیراز منبع موثقی در دسترس نیست. مرحوم فتح‌السلطان، که بیش از یک صد سال عمر کرد (وفات۱۳۵۷)، از قول عمویش ایمانعلی خان که یکصدو بیست سال عمر کرده بود، برای نویسنده نقل می‌کرد که: جانی بیگ بزرگ ایل در سرحد عثمانی بوده‌است. سرخاب، یوسف و قاسمعلی خان برادران او بوده‌اند و قاسمعلی خان سرکرده نظامی ایل بوده‌است. در دوران؛ آشوب و سقوط اصفهان، احمدپاشا از قاسمعلی خان قول عدم تعرض گرفته مناطق غرب ایران را به تصرف خود در می‌آورد. نادر در حمله به بغداد پس از غارت ایل امر به کشتن قاسمعلی خان می‌دهد ولی با وساطت میرزا مهدی خان از کشتن او صرف نظر می‌کند. طوایف لک و آرخلو به خراسان عزیمت می‌کنند و قاسمعلی خان به خدمت نادر در می‌آید و به مقام میرآخوری می‌رسد. در بازگشت از هند به دلیل سرپیچی از امر نادر و به همراه آوردن غنایم مغضوب واقع شده و (به امر نادر گوش و یا بینیاو را می‌برند). وی در همین زمان در خراسان فوت می‌کند و در کنار سقاخانه حرم امام رضا(ع) به خاک سپرده می‌شود. به دنبال این حادثه، ایل شاهسون بغدادی اعتبار نخستین خود را از دست داده و در پی مرگ نادر از خراسان به شیراز مهاجرت کرده‌است. در شیراز، کریم خان زند به امید چیرگی بر دشمنان با علی خان شاهسون از تیره قاسملو پیمان اتحاد می‌بندد. پس از پیروزی کریم خان، علی خان شاهسون رئیس سواره نظام ایل شاهسون بغدادی در نزد او می‌شود. با مرگ کریم خان ایل شیراز را ترک می‌کند و سرانجام توسط آقامحمدخان در منطقهٔ ساوه مستقر می‌گردد.

مع‌الوصف، وجود طوایف و تیره‌های همنامی چون: لک، آرخلو، احمدلو، موصلو، و قوتولو بین ایل‌های بغدادی و قشقایی، و اظهار صریح عشایر متعلق به تیره توللی در هر دو ایل مبنی بر وجود همبستگی تاریخی با یکدیگر، جای شبهه‌ای در انتقال ایل شاهسون بغدادی از شیراز به منطقه ساوه باقی نمی‌گذارد. به علاوه این‌که، ترانه‌ای بین عشایر شاهسون بغدادی وجود دارد که در وصف کوه‌های شیراز است و گوینده آرزوی گذر از آن‌ها را می‌کند.

 

طایفه‌های ایل شاهسون بغدادی

ایل شاهسون بغدادی از دو شاخهٔ اصلی لک و آرخلو تشکیل شده‌است:

طایفه‌ها: کوسه‌لر – یاریجانلو – مخته‌بندلو (میخ‌توندلو) – دللر (دلیرلر) – قاراقویونلو (قراقویونلو) – حق‌جانلو (حاق‌جانلو) – احمدلو – الی‌قوردلو (علی‌قورتلو) – ساتلو (ساتولو – ساتلی) – قوتولو – دولتوند – چلبلو – شرفلو – کُردبخش لک
ایل شاهسون بغدادی
طایفه‌ها: قاسملو – کلوند – موصولو (موسولو) – سولدوز – حسین‌خانلو – دوگر – کَرَملو – قَرنلو – خدرلو – غریب‌لکلو – نقدورلو – اتک‌باسانلو – نلقاز (نیک‌کز) – خمسه‌لو (خمیسلو) – زیلیفلو – ذولفقارلو – آلوار یا کاروانلوبخش آرخلو

تیره‌های طایفهٔ کوسه‌لر

طایفهٔ کوسه‌لر شامل دو تیرهٔ اصلی است: ۱ – تیرهٔ اصلی کوسه (خاصا – تیره‌های اولیه) ۲ – تیرهٔ اصلی کوسه (تیره‌های ثانویه)

تیره‌های انشعابی: (خاصا): جانیلوی بزرگ (علی‌کُرلو – اسماعیل‌لو – جانیلوی کوچک) – قرابکلو – سرخابلو – یوسفلو – مدرم‌خانلو – (تیره‌های اولیه): خداورنلو – علی‌بکلو (علی‌بَی‌لی) – کَرلوتیره‌ی اصلی کوسه (تیره‌های خاصا، اولیه)؛
تیره‌های طایفه‌ی کوسه‌لر
تیره‌های انشعابی: کیچکین‌علی‌لو – تمیرلو (تیمورلو) – کیتین‌علی‌لو – شنبه‌لو – جمعه‌لو – یساول‌لو – رمضانلو – چایچامورلو – کُرداسدخان (قنبرلو) – ترکمن – سلمانلوتیره‌ی اصلی کوسه (تیره‌های ثانویه)؛

خالدلو و نظر لو و حرانلو نیز از تیرههای اصلی و خاصا کوسه لر میباشد.

چت اورداپ





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 6 شهریور 1396
admin blog
کوسه‌لر

تیره‌های طایفه‌ی کوسه‌لر

درباره ایل شاهسون بیشتربدانیم

کوسه ‌لر

کوسه لر بزرگترین طایفه شعبه لک ایل شاهسون بغدادی است. بر اساس گزارش های اسکان عشایر در عثمانی، در سال 1708م. جماعت حاجی بهاءالدین لو در قریه «کوسه‌لر» از توابع گلنار اسکان داده می شوند.(18)  در قرن نوزدهم نیز، بنابر تحقیقات فاروق سومر، طایفه کوسه لر در «نازیللی» ولایت آیدین زندگی می کرده اند.(19) در داستان «دوقلوهای ترک» خانم جاهید اوچوق از «مزرعه کوسه لر» یاد شده است.(20) هم اکنون در شمال آنتالیا محلی بنام کوسه لر وجود دارد و افراد بسیاری نیز در محلات فاتح، بایرم پاشا، زیتون بورنو، باغچه لیاولر، کوچوک کوی، یدی کوله، باغجیلار، قاضی عثمان پاشا، مرتر، حوجا مصطفی پاشا، و باکیرکوی استانبول زندگی می کنند که نام فامیل‌شان «کوسه لر» است.


مجله تاریخ/سال یکم-شماره یکم، بهار 1379/دکتر عطاءالله حسنی 



کوسه‌ لر


کوسه‌ لر نام طایفه‌ای بزرگ از ایل شاهسون بغدادی است که توسط شاه عباس در ائتلاف اتحادیه‌ی ایل‌های تشکیل دهنده‌ی سپاهیان شاهسون قرار گرفت و پس از بازگشت آنان به عراق نادرشاه قریب به اتفاق آن‌ها را از منطقه‌ی کرکوک و موصل به خراسان و افغانستان کوچاند. این ایل پس از استقرار در ایران دوران صفوی و زند و افشار و قاجار در جغرافیای ایران جابه‌جا شده و در حوالی آذربایجان، قزوین، شیراز، اصفهان و تهران که پایتخت بوده‌اند، اسکان یافته‌اند. پیش از آخرین اسکان که در منطقه‌ای بین ساوه، همدان و قزوین بوده‌، دارای تاریخچه‌ی مشخص بوده و متعاقب آن در دوران پهلوی اول مانند سایر عشایر کوچ‌رو، تخته‌قاپو  شده و اسکان یافته است. اسکان عشایر این ایل و طایفه‌ها و تیره‌های وابسته را به شهرهای اطراف کوچانده و نسل امروزی این مردم هم اکنون در شهرهای تهران، کرج، ساوجبلاغ، قم، اراک، ساوه و برخی در روستاهای قدیمی اطراف ییلاق‌ها وقشلاق‌هایی گذشته روزگار خود را سپری می‌کنند.

به نظر روستای کوسه ‌لر از محل‌هایی باشد که زمانی این طایفه از شاهسون‌ها در آن سکونت داشته یا ییلاق و قشلاق آن‌ها بوده است. مقایسه‌ی لهجه‌ی روستاییان یا دامداران آن اطراف یا داستان‌های پیرمردها و پیرزنان باقی مانده می‌تواند تا حدودی به روشن شدن این مطلب کمک کند.

روایتی نیز در طایفه است که واژه‌ی کوسه‌لر مخفف و ترکی شده‌ی واژه‌ی کوه‌سار است، چرا که در گذشته این طایفه بیشتر در منطقه‌های کوهستانی به سر می‌برده است.



 

طایفه‌های ایل شاهسون بغدادی:

الف - بخش لک:

1.کوسه‌لر
2. یاریجانلو
3. مخته بندلو (میخ توندلو)
4. دللر (دلیرلر)
5. قاراقویونلو (قراقویونلو)
6. حق جانلو (حاق جانلو)
7. احمدلو    
8 . الی‌قوردلو (علی قورتلو)
9. ساتلو (ساتولو - ساتلی)
10. قوتولو
11. دولتوند                      
12. چلبلو
13. شرفلو
14. کُرد

ب - بخش آروخلو:

1. قاسملو
2. کلوند
3. موصولو (موسولو)
4. سولدوز
5. حسین‌خانلو
6. دوگر
7. کرملو
8 . قرنلو
9. خدرلو
10. غریب‌لکلو
11. نقدورلو
12. اتک‌باسانلو
13.  نلقاز (نیک‌کز)  
14. خمسه‌لو (خمیسلو)
15. زیلیفلو
16. ذولفقارلو
17. آلوار یا کاروانلو



 




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 22 اسفند 1395
admin blog

جانیم اوغلان باخما دونیا آباددی

بایقوش لارین یوردو ویران دونیادی

آدامی سالار دار گونلره سیندیرار

بوغازلاری توتوب سیخان دونیادی.

دردلر ایدن آداملاری سیندیرر

چوخلارینی گویدن یئره اندیرر

ائششک چینی آت اوستونه میندیرر

هر کیمسه نی بیر تهر سینان دونیادی

هئچ واخت دئمه دولتیم وار مالیم وار

ائولادی یا باخیب دئمه دالیم وار

آغ اوزومده چوخ زینت لی خالیم وار

هرنه وئریب دالا آلان دونیادی

آصلانی قوجالدار سالار آیاقدان

ییخیق ائوی بیرده ائدر دایاقدان

قاچا قاچا گنه گلر اوزاقدان

او بابام امیری قاوان دونیادی

اوره گییده داها کینه ساخلاما

هئچ کیمسه نین اوره گینی داغلاما

دونیا یا یالوارما جاندان آغلاما

عارفه وئرمه ین آمان دونیادی.

ابوالفضل فردوسی ( عارف )





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، محصولات شاهسون، عکس نیت شاهسون، ایل شاهسون اینانلو، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 19 اسفند 1395
admin blog
دومین جشنواره نوروزی ایل بزرگ  شاهسون  

با برنامه های :
موسیقی محلی عشایر شاهسون / غذاهای محلی  /پذیرایی در سیاه چادر/ بازی های محلی / برگزاری مسابقه و واهدای جوایز 
زمان 28 اسفندماه 95 لغایت پایان تعطیلات نوروز 96
مکان استان فارس :شهرستان نی ریز  /روبروی دانشگاه آزاد اسلامی 
تلفن هماهنگی :09132472165-09132470050
photo_2017-03-08_22-29-31

درباره ایل شاهسون بیشتربدانیم
photo_2017-03-08_22-23-10




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، عکس نیت شاهسون، ایل شاهسون اینانلو، شاهسون های فارس، شاهسون مغان، دومین جشنواره نوروزی ایل بزرگ شاهسون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 18 اسفند 1395
admin blog

سید ابولقاسم  متخلص به نباتی و مشهور به مجنون شاه و خان چوپان

 فرزند میر یحیی ( ملقب به سید محترم اشتبینی ) به سال 1191 هجری تولد یافت ، دوران جوانی خودرا در قریه اشتبین كه یكی از قراء با صفای قره داغ اذربایجان  و قره چای است با حشم داری و باغبانی گذرانید ، زیبایی های طبیعت اورا به سرودن اشعار بر انگیخت ، رفته رفته به عرفان گرایید  بعدها به شهر اهر رفت و در بقعه شیخ شهاب الدین اهری گوشه عزلت گزید و اواخر عمر باز به زادگاهش اشتبین برگشت

مرحوم عارف نباتی به كرات از آب رودخانه آراز می گذشته و اصلاً جایی از بدنش و یا لباس هایش خیس نمی شده و طوری ماهرانه و ظریفانــــه این عمل را انجام می داده كه همه را مات و مبهوت و حیرت زده مــــــی كرده است . شنیده شده است كه آن مرحوم آراز را گاهــی در روی آب به پشت خوابیده عبور میكرده است . و باز یكی از ملتزمین ركـــــابش در یكی از روزها در كنار آراز اظهار لعبه كرده و می خواهد از آب عبور كند و در باور خودش كرامتی نشان دهد ، ولی به محض اینــــــــكه وارد آب می شود نه تنها موفق نمی شود بلكه جسد نیمه جانش را دیگران نجـــــات می دهند . مرحوم این شعر را در حق وی سروده و اورا به ریاضـــــــت و تهذیب نفس و پخته شدن در كوره روزگار دعوت میكند :
گئت دولانگلن خام سن هنوز  
پخته اولماغا چوخ سفر گرك   
مرغ قاف ایله هم زبان اولوب   
زیروه قالخماقا بال و پر گرك



دیوان اشعارمجنون شاه

جمع اشعار به‌جامانده از نباتی به پنج هزار بیت بالغ می‌گردد که تقریبا نصف آن فارسی و نصف دیگر ترکی است. اشعار نباتی در جمهوری آذربایجان و قفقاز و ترکیه و ایران طرفداران بسیاری دارد..
یكی از آثار جهانی نباتی تصنیف «گئدین دئین خان‌چوبانا» است كه در موسیقی آذربایجان به زیبایی می‌درخشد و شهره‌ی تمام ترك ‌زبانان دنیاست. نباتی با تخلص زیبای «خان‌چوبان» چنان اشعاری را برای ما به یادگار گذاشته كه هنوز قافله‌ی ادب او را چنانكه است، نمی‌شناسد
آنچه كه نباتی را در اوج دل مردم آذربایجان قرار داده است، اشعار تركی او است؛ اشعاری كه قبل از وجود صنعت چاپ، توسط عاشیق‌ها و خوانندگان موسیقی آذربایجان در طول 200 سال دل عشاق را به نوا آورده و تسخیر كرده است.
ارامگاه:
وی پس از حدود هفتاد سال عمر، در ۱۲۶۲ قمری درگذشت. در خصوص آرامگاه نباتی در یک بلندی مشرف به روستای اشتبین و رودخانه ارس از اظهارات اهالی روستا چنین بر می‌آید که نباتی همیشه در یک نقطه‌ای از بلندی کوه می‌نشسته و به روستا و زادگاه خود و رودخانه ارس و جاده‌ای که اهالی و دختران جوان در آن تردد داشتند نگاه می‌کرده و اکثر شعرهای خود را در آن نقطه آفریده و و با صدای دل نشین به آواز خواندن می‌پرداخته که بعد از درگذشت وی، اهالی بنا به علاقه وافر نباتی به آن محل خاص، وی را در همان نقطه دفن کرده‌اند.
در شهریور 1372 كنگره بزرگداشت این شاعر به مدت سه روز در كلیبر بر گزار شد و به همین مناسبت دیوانش به طرز مطلوبی در دو جـــــــلد به اهتمتم دكتر حسین محمد زاده صدیق انتشار یافت . جلد اول آن اشعار فارسی و جلد دوم اشعار تركی نباتی است .
چاپ تزیینی و نفیس دیگری هم از اشعار فارسی او با تشریك مساعی جمعی از خوشنویسان و هنرمندان ، بكوشش غریبی كلـــــیبر تهیه و به علاقمندان شعر نباتی اتحاف شد 
   مرحوم فریدون كوچرلی ادبیات شناس مشهور در تحقیقات خــــود در مورد نباتی چنین می نویسد :
(( سید ابولقاسم نباتی برای آذربایجانی ها به منزله خواجه حافــــــــظ ، شمس تبریزی و حتی در بعضی اشعار و كلامش به منزله جلال الــــدین رومی (مولوی ) میباشد .))
علامه شهید مرحوم علی مدرس تبریزی در جلد چهارم كتاب ریحـــانه الادب می نویسد : ((سید ابوالقاسم میر مقدم اشتبینی قــــــره داغــی تبریزی از عرفای قرن سیزدهم هجرت كه درویش مسلك و صوفـــــــــــی مشرب بوده و اشعار و ذوقیات بسیاری به دوزبان تركی و فارسی گفته و به نباتی یا خان چوپانی یا مجنونشاه تخلص می كرده و دیوان او در تبریز چاپ شده است . ))
در كتاب دانشمندان  آذربایجان در مورد ابو القاسم نباتی چنین آمده است :
((خلف مرحوم سید محترم اشتبینی ، درویش مسلك و صوفی مشرب بوده ، گاهی مجنون شاه و خان چوپانی نیز تخلص كرده است . اوائل حال در قریه اشتبین كه كرسی محال دیزمار قراچه داغ است نشو و نما یافته و بعد ها به قصبه اهر مهاجرت نموده و در بقعه شیخ شهاب الدین اهری مشغول ریاضت و مجاهده گردیده است .))
هنوز هم اهالی قره داغ نباتی را نه تنها شاعر بزرگ ، بلكه عارفی بسیار مقرب و صاحب كرامات می دانند و كرامات اورا در مجالس و محافل نقــــل می كنند. خود می گوید :
از خامه خان چوپانی مـــــــــــن 
 عاجز شده كلك مانی من
خواهی كه شوی تو نیز موسی
  یك چند بكن شبانی من
در اواخر عمر به مسقط الراس خود مراجعت كرده و در 1262 مرحوم شده است و مزار ش دربالای تپه ای در اشتبین است . در ضمن ایشــــــان در سال 1191 ه. ق. برابر با 1149 ه. ش. در اشتبین متـــــــولد شده است .
در كتاب مفاخر آذربایجان نیز نویسنده در مورد سید ابو القاســـــــم نباتی چنین می نویسد :
((مرحوم سید ابوالقاسم بن میر یحیی اشتبینی ، متخلـــص به ( مجنون شاه ) یا ( خان چوپانی) یكی از شاعران آذربایجان از منطقه قــــــره داغ می باشد .
او شاعری علی گو و علی جو بوده است و در مدح و توصیف مولا علـــی (ع) گوی سبقت را از همگان و خیل شاعران مداح اهل بیت عصمت (ع) ربوده است  او اشعار فراوانی در حق آن بزرگوار ســـــــروده است كه در دیوانش ثبت است . زادگاه او روستای اشتبین مركز دهستان دیـــــــزمار شرقی از توابع ارسباران ، بسال 1191 متولد گردیده و سیر معرفت را از همان زمان از تعالیم و ارشادات و بركات وجودی شیخ شهاب الدین اهری كسب نمود و در شعر و ادب به مرتبت والایی نائل آمد كه توانست حدود 5000 بیت شعر را از خود بیادگار بگذارد . او شاعری مسلمان و شیــــعه دوازده امامی و مخلص اهل بیت و رسالت (ع) بوده است . سروده های او در نواحی قفقاز ، تركیه ، آذرباجان و سراسر ایران طـــرفدارانی دارد .))



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، عکس نیت شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان، اشعار سید ابوالقاسم نباتی، زندگینامه سید ابوالقاسم نباتی،
لینک های مرتبط : تلگرام ایل شاهسون، کانال تلگرام شاهسون،

       نظرات
چهارشنبه 18 اسفند 1395
admin blog
بختیار علی مرادى"موغان اوغلو"شاهسون
له له

دوزو دوز گؤره نى،اَیرینى اَیرى
باسیرلار گؤزلرى كور اولور له له
نامرد قاباغیندا كیم بویون اَیَر؟
ظالیمى دیكلدن زور اولور له له

یامانلیق دونیانین دَییشیر رنگین
حاقّى دانیشانین ازیرلر اَنگین
مئشه لر سولطانى،شیرین،پلنگین
یئرى تؤلكو قوران تور اولور له له

باغبان ناشى اولسا،باغ الدن گئدیر
چوبانسیز-چولوقسوز داغ الدن گئدیر
بوستانلار پوزولوب تاق الدن گئدیر
یئمیشلر،قارپیزلار اور اولور له له

"موغان اوغلو"منه دوست اولوب قنیم
اؤزگه دَییرمان دا دارتیلیر دَنیم
باخ گؤر بو دردلردى سینه مده منیم
كؤزه ریب،قیزاریب قور اولور له له

بختیار علی مرادى"موغان اوغلو"شاهسون




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 3 اسفند 1395
admin blog
هر کیم ایتیره اصلینی اینسان اولا بیلمز

قارتال نه قدر آج قالا ترلان اولا بیلمز

اوزگه دیلین اورگشسن اگر اوز دیلین آتما

هر قیرمزی داش دریادا مرجان اولا بیلمز

اوزگه دیلی سئل تک آخان اولسا دئنن آخسین

چایلار نه قدر داشسادا عمان اولا بیلمز

اورگتدی آنام لای لای ایله تورکو بئشیگده

تورک اوغلو ندن ال چکه اوندان اولا بیلمز
استاد شهریار




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 3 اسفند 1395
admin blog

♣♣♣♣♣♣

اگر شاعیر اولام شعریم ائلیمدی

اگر عاشیق اولام عشقیم ائلیمدی

اگر بیر عؤمر یازام مطلب کیتابه

اونون کؤهنه جیلدی منیم ائلیمدی

گره ک قوربان اؤلام من اوز ائلیمه

باشیم اوجا فخر ائدیرم دیلیمه

علی یازیر بؤیوک عاریف تیلیمه

یازدیغیم سئودیگیم سوزلر ائلیمدی

علی حاجیلی تیرماه93





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 1 اسفند 1395
admin blog

شاهسون ایل بغدادی ازدو سر شاخه زیر تشکیل شده است :

1 لک

2 آرریخلی .

که هر کدام از این سر شاخه ها دارای طوایفی می باشند .

مجموع طوایف ایل شاهسون بغدادی 32 طایفه به شرح زیر می باشد :

1 قاراقویونلو

2 کوسه لر

3 دلیلر ( دللر )

4 سولدوز

5 یارجانلی

6 حاققی جانلی

7 احمدلی

8 موسولو

9 شرفلی

10 کرملی

11 کله ون

12 موختابند لی ( موخته ون لی )

13 قرنلی ( قرللی )

14 چلبلی

15 ذولفوغارلی

16 کاروانلی

17 اتک باسانلی

18 میغن

19 نیلغاز

20 دوگر

21 قوتولو

22 ساتیلی

23 حوسن خانلی ( حسین خانلی )

24 اینانلی ( ایناللی )

25 الی قوردلو ( علی قوردلو )

26 خیدیرلی

27 قسیملی ( قاسم لو )

28 زیلیق لی

29 قریب لک

30 حسن لی

31 آغ قویونلو

32 دئولته ون

قشلاق این ایل از گوی داغ ( کیلومتر ۵۰ اتوبان قم - تهران ) شروع و تا اطراف شعر ساوه و زرند پراکنده اند

ییلاق این ایل هم اطراف شهرستانهای قروه ، رزن و آوج همدان بوده است.






نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 1 اسفند 1395
admin blog

اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی

کوه در زندگی یک شاهسون دارای اهمیت های ویژه ای داشت و گاه اتفاق می افتاد که یک شاهسون مجبور میشد در زمستان گذارش به کوهستان پر برف بیفتد و این گذار و بازگشت از کوه منجر به دلواپسی نزدیکان میشد و مبارزه این شخص با کوه و برف برای وی و اطرافیان مهم بود اما گاه این سفر به طول می انجامید و شخص جهت بازگشت به ایل زمان زیادی را صرف می کرد و خوب می دانست چه دلهایی برای او می تپد و چه چشمهایی نگران وی به جاده می نگرند تا او برگردد .

و این عرض حال یک شاهسون پیروز در مبارزه با کوه سرما و برف ...

داغیستاندا داغام من

دیلیم یوخدو لالام من

دوستلارا خبر وئرین

اولمئیبم ساغام من

داغیستان : کوهستان

داغ : کوه

دیل : زبان

اولمئیبم : نمرده ام

ساغ : سلامت . صحیح

در کوهستان من مانند یک کوه مقاوم هستم

درست است از سرما زبانم بند آمده است

اما به دوستان خبر دهید

نمرده ام و زنده ام .

حال این طرف این قضیه نزدیکان و دوستان آن شخص نگران و ناراحت هستند و چشم انتظار .

اینک عرض حال این دوستان...

نم دوشوبدو اوز اوسته

گوزوم قالیب دوز اوسته

یاردان خبر وئره نین

موشتولوغو گوز اوسته

نم : در اینجا اشک

اوز : صورت

اوسته : بر روی ِ

گوز : چشم

دوز : جای صاف ، در اینجا جاده

موشتولوق : مژدگانی

بر روی صورتم اشکی نشسته است

و چشم به جاده دوخته ام

آنکه از یار خبری بدهد

مژدگانی اش بر روی چشمانم.

اشعار از کتاب بایاتی چل یکدنه علی حاجیلی

نویسنده : ابوالفضل فردوسی ( عارف )





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 1 اسفند 1395
admin blog

چتین‌دیر

؛

آولاق‌لاری آشان، آوچی‌لار بیلر

بره‌نی قافلاندان آلماق چتین‌دیر !

سونالار گؤل‌لرده هالای توتارلار

بیر ترلانی، توْرا سالماق چتین‌دیر !

؛

ایتیك گزه‌نینه تكجه بولونار

اۆره‌ک‌دی آیریلیق اوْدوندا یانار

نئچه ایل امكدن موللا اوْلونار

آدام اوْلوب آدام قالماق چتین‌دیر !

؛

كیمسه اؤز دیله‌یین تانریدان دیلر

قانان اۆره‌یینده گؤز یاشین چیلر

درس آلمایان آشیقلیقدان نه بیلر

اوستاد یاندا چؤگۆر چالماق چتین‌دیر!

؛

یاز گلر چؤل‌لری گۆل‌لردن بویار

خزه‌ل یئلی اسر وئردیگین سویار

قوشدا گلر دایاز گؤله باش قویار

"بختیار" دنیزه دالماق چتین‌دیر!

؛

(بختیار فرٌخ. ١/ ٤/ ١٣٩٣ )

@Bakhtiar_Farrokh

.





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 1 اسفند 1395
admin blog

معراج نامه استاد حکیم تیلیم خان به روایت آشیق گونش

معراج نامه استاد حکیم تیلیم خان به روایت آشیق گونش

معراج نامه استاد حکیم تیلیم خان به روایت آشیق گونش

مرغئیلے حکیم تیلیم خانین شئعرلری آراسیندا مئعراج نامه آدینا بیرشئعرے گونش ایلے ۱۳۷۱نجے ده استریوشباهنگ قوم دا ۲ کاسئت اوخوموشام .
الیف حؤکم اولدو گلدے زمینه
میمیدےجیمےنن گئتدےسمایه
ح حیدریدےاصلان کیمےیئریدے
یولومسدودائتدےاوُل مصطفایـه

الیف ایسم ـ رحمان ،ت تاج ـ حیدر
ب بوراقدے سوار اولدے پیغمبر
ث ثناے حقدیر دیلیمده ازبــر
گئجه گوندوزشوکرائیلرم خودایه

عـزم مئعراج ائتدےرسول ـ ثانے
سیّدالمرسلین حقّین میهمانـے
اوُ مکاندا گؤردو شیر یـزدانــے
انگشترین وئــردے اسد الله

نئچه نئچه حجابلاردان سؤووشدو
تااحمــدین یـولـو جنّتــه دوشدو
دولانیب سئیرائتدےباغ ــ بهشتے
ال اوزاتـدو بیربـوداغـدا آلمایـه

شیطان فریب وئردےیئدےبوغدانے
چیخارتـدےجنّتدن صفــے الله نـے
سورا مونس وئـردےاونا حــوّانــــے
آدمے دیــراول گلــــــدے دونیایــه

وارابیلمَــم ارکانونا ، کانـــونــا
هئچ کس بـلد اولمازحقّ مکانونا
عطا ائتدےاوُرسولون شأنـو نــا
آلتےمین آلتےیوزآتمیش آلتےآیه

گاو و آب و مایا زمین آسمان
عرش وکرسو لوح وقلم لامکان
کلّ حورےملک الحان خوشخوان
تمام ذکر ائیلل لرقدیــر آللاهه

داوود ـ سولیمان شهنشه خوب
چکدیگےجفایه صبر ائتدےایّوب
آغلایا آغلایا کـوراولـدو یعقـوب
فرزند ـ عزیزین سالدولار چاهـه

زیندانـدا چــورودو یوسیفین جانے
نوحون کشتےسےده اولدوطوفانے
اؤلـدور دولـر ذکـریـا و یحیــانــے
یـونس ندن اؤزون سالـدےدریایه

موسےٰنبےطورقیبله سےگز رے
عیسےٰ اولــدو آسمــاتا سفـرے
خلیل تا تاپمادےسنگ ـ حـجرے
کعبه ـ بئیت الله توتمــادے پایه

ابراهیمـا آتیش اولدو گولستان
اسماعیل جان دریغ ائتمه دےدوستدان
حقّین کــرمیندن دئییــم بیـرداستان
قـوچ و فوربان گلـدے ذبیح اللّهه

واختے کےرحلت ائیلـه دےپیغمبر
زهرانین پهلےسین سیندیردےعُمر
بَلنَـدے آلقــانـه محــراب و منبـر
چـوخ ستملر اولـدو ولــے اللاهـه

گؤیلوم قبول ائتمز نامردمالینے
دولانسا تاپار هرکیم اؤزاوستادینے
عالــم ذرّاتـدا پنج تن آدینے
حؤکم اولدو یازدیلارعرشاعلایه

بارالهے قسمت ائیله سن منه
گؤیلوم انتظاردےتا مهدےگلـه
زهـرباده سےنصیب اولدوحسنه
حسین عازم اولـدو اوُ نئینوایـــه

تمام هجران لاردان واردےسوراغیم
سینمده سیزیللاردوگـونـومداغیــم
آرتـوخ اولــدودرد ـ غــم وفراغــیم
یئتیشدےماتـم ـ کرب و بلایــــه

عـزم جـهادائتدےمیرعلمدار
داغیتدےلشگرےائتدےتارومار
فرات شطّین توتوب یَل ـ پروقار
تشنه شهیداولـدو باخ بیروفایــه

قاسیم آتےمیندےشاه ـ تشنه لب
مظلـــوم کـربـلا امـام ــ عــرب
داماد جاوان اؤلدوقان آغلارزینب
گلینےحجلــه ده گیـردےقـرایه

یاربّ نئیلمیشدےاوُطفل ــ صغیر
اوُنون حَلقے اولدو نیشانه ے تیر
اکبرشهیـداولـدو به ضرب ـ شمشیر
بــوخبـر یئتیشدے اُم الیــلایــه

بیر ـ بیرشهید اولدو هفتاد ودوتن
نه کافور،وار نـه غسـل نه سدر وکفن
شاه اوچـون قالمادےبیراهل ـ وطن
وصییت ائیلـــه دے اوُ ذؤالجناحـه

زینب چوخ گرفتاراولـدوهجرانه
تمام جاوانلارے غرق اولدو قانه
اوزمان کے حسین گلدے مئیدانه
اهل ـ حــرم ال گـؤتوردو دوعـایـه

گئیدےزرهینے گــؤتـوردو سِپر
بئلینه باغلادے خنجر ـ دو سـر
وارداولدو مئیدانا شاه ـ بےلشگر
ضرب شصت گؤستردےاوُ رزمگاهه

داغیتدے لشگرےائتدے تارومار
قیردے خارجےدن نئچــه بیشمار
هاتف دن سس گلدےکےاےشهسوار
عجب شفیع اولـدون روز جــزایـه

دعوادان ال چکدے شه غرقه خون
اوخو دواناّلله انّا الیـه راجـعــون
حؤکم ائتدےلشگره بن سعددون
حمله ائیله دیلراوبینوایــه

بیریسے اوخ آتدےبیریسے شمشیر
سینه سین ائتدیلر نشانه ے تیر
دوشدو ذوالجناحدان شهنشه پیر
جیسمے یکسان اولدو خاک ـ بلایه

مئیدانا گلمیشدےبیرکفرکافر
دئیردے حسینے ائیلرم بے سر
چکدےخنجرینےشمر ـ ستمگر
ووردو بوسه گاهه رسول اللاهه

اوواختےکےبیسراولدوشه دین
لرزه یئدےعرش ـ ربّ العالمین
حؤکم ائتدےلشگره ابن سعددون
بیرواخت توکولدولر اوُ خیمه گاهـه

تالادولارخیمه لرےبیر به بیر
زینب و کلثومو ائتدیلر اسیر
امام ساجیدین اولدو دستگیر
چوخ ستملراولدوزین العبایه

مئیدانا توکولدو تشنه جیگرلر
گئچدے نیزه لره منوّر سرلـر
اسیرشام اولدو ماه ـ انورلر
جهان ناکام اولدو آل ـ عبایه

تورکمان تیلیم ایشے دوشوب موشکله
چشمیم اینتظاردیر تامهدےگله
کیمیدیراوخومامیش حق علمین بیله
اوّل ابتدادن تا انتهــایـــــه





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 17 بهمن 1395
admin blog

اشعار از حمید قرایی طایفه دللر ایل شاهسون بغدادی

اشعار از حمید قرایی طایفه دللر ایل شاهسون بغدادی

اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی

یک شاهسون در غربت ، همیشه به یاد ایل و طایفه و دوستان خود است .
او می نالد و با روزگار سخت خویش کنار می آید تا آنگاه که درد غربت او را به بستر بیماری می اندازد … او در وصیتی کوتاه و مختصر چنین می سراید ….

داغلارا دولو دوشر
غار یاغار ، دولو دوشر
قبریمی یول اوسته قاز
دوست گلر یولو دوشر

به کوهها تگرک می بارد
برف می بارد تگرگ می بارد
قبرم را در کنار را حفر کنید
چرا که گذر دوست به این سمت خواهد افتاد
حال آنکه به هر علتی رنجیده و قهر کرده و به دیار غربت رفته را چگونه به ایل برگردانند ، او انتظار نداشته است که از سمت برادر مورد رنجش واقع شود پس می رود تا نباشد … چون نمی تواند به خود اجازه دهد که به برادر بزرگتر سخن درشتی بگوید یا گلایه گذاری کند پس در کمال عشق و علاقه می رود تا نباشد و موجب ناراحتی را فراهم آورد اما این سمت دیگر برادران می روند تا او را بیاورند اما نمی دانند چگونه دل او را بدست آورند ؟ …

بیر آغاجدا اوچ آلما
اونو نئجه یئندیریم ( اندیریم )
قارداشیم کوسوب گئدیب
اونو نئجه دیندیریم
در یک درخت سه سیب می بینم
چگونه آن سیب ها را پایین بیاورم
برادرم قهر کرده و رفته است
چگونه دل او را بدست آورم.

اشعار از حمید قرایی طایفه دللر ایل شاهسون بغدادی

نویسنده ابوالفضل فردوسی ( عارف )





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 17 بهمن 1395
admin blog
چگونه حرف زدن را از قرآن بیاموزیم!

دوازده ویژگی یک"سخن خوب" از دیدگاه قرآن کریم:

 ۱. آگاهانه باشد. 
"لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ" 

۲. نرم باشد.
 "قَوْلاً لَّیِّناً" زبانمان تیغ نداشته باشد.

 ۳. حرفی  که می زنیم خودمان هم عمل کنیم.
"لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ" 

۴. منصفانه  باشد.
"وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا" 

۵. حرفمان  مستند باشد.
"قَوْلًا سَدِیدًا" منطقی حرف بزنیم.

 ۶. ساده  حرف بزنیم.
"قَوْلاً مَّیْسُورًا" پیچیده حرف زدن هنر نیست. "روان حرف بزنیم"

 ۷. کلام  رسا باشد.
" قَوْلاً بَلِیغًا"

 ۸. زیبا باشد.
"قولوللناس حسنا"

 ۹. بهترین کلمات را انتخاب کنیم. 
"یَقُولُ الَّتی هِیَ أحْسَن" 

۱۰. سخن هایمان روح معرفت و جوانمردی داشته باشد. "و قولوا لهم قولا معروفا"

 ۱۱. همدیگر  را با القاب خوب صدا بزنیم. 
"قولاً كریماً"

 ۱۲. کمک  کنیم تا درجامعه حرف های پاک باب شود.
 "هدوا الی الطّیب من القول"





نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 6 بهمن 1395
admin blog
اشعار فولکلور ایل شاهسون بغدادی .

یک شاهسون زمانی که یک پهلوان نامی را می بیند که بعلت ناملایمات روزگار به فقر مبتلا شده ضمن تشبیه این پهلوان به قوچ و اشاره به اصالت و پشتوانه قوی پیشینه وی افسوس خود را چنین بیان می دارد :
قارچیدا قوچ یاتیبدی
قوچ بوینوزون چاتیبدی
حئیف بو قوچ امه گی 
قوررو یئرده یاتیبدی

در دامنه کوه قوچی خوابیده است 
و این در حالی است که شاخهایش به هم رسیده است
حیف از زحمتهای این پهلوان
که به سختی روزگار مبتلا شده است.

اعتقاد یک شاهسون به پیامبر ص و ائمه اطهار ع واقعیتی انکارناپذیر است اما به سبب نسب امامزادگان به این شجره مبارک آنان را نیز سبب اتصال به خداوند می دانند و با توسل به ایشان گره گشایی می طلبند :

قارچیدا ایمام قسیم
ال صاندیغی یا باسیم
سن وئر موراد مطلبیم
ایل بئ ایل قوربان کسیم 

در دامنه کوه ای امامزاده قاسم
به نیت برآورده شدن حاجتم مبلغی را به صندوقت می اندازم ( یا میشود ترجمه کرد دل به شفاعت تو نزد خداوند می بندم )
تو مراد و مطلبم ( حاجتم )  را برآورده کن
من نیز سال به سال برایت قربانی خواهم کرد
فرستنده ابولفضل فردوسی 




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، بزرگان ایل شاهسون، ایل شاهسون بغدادی، ایل شاهسون، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 1 بهمن 1395
admin blog
 تومن " یا " تومان " به چه زبانی است ؟
امروزها با تغییر واحد پول ایران از " ریال " به " تومان "  باز مغولی نامیده شدن این کلمه در میان باستانگرایان آریایی و البته آنهائیکه از تُرکی بودن این واژه اطلاعی ندارند بازار داغی پیدا کرده است.  مضاف بر اینکه کسی از نام " ریال " که نه فارسی و نه ترکی است و یک واژه کاملا بیگانه است بحثی نمی کند ، اما همه فکرها روی " تومان " متمرکز شده است . تغییر واحد پول کشور از " ریال " به " تومان " تصمیم منطقی بود ، چرا که واحد ریال  در میان مردم هیچ کابردی ندارد و مردم حساب کتاب خودرا با تومان انجام میدهند و فقط دردسر ریال برای مردم می ماند که هنگام نوشتن چک و برداشتن پول از بانک باید تومان را به ریال تبدیل کنند که بعضی مواقع دچار اشتباه هم می شوند.
" تومن" ، " تومان "  کلمه اصیل ترکی است .  هزار سال پیش و  200 سال قبل از حاکمیت مغولان، در دیوان  "لغات التُرک " محمد کاشغری  این کلمه  به معنای  بسیار ، فراوان، هزار ، " تُمن منک = هزار هزار "   آمده است  که بعدها به 10 هزار استفاده شده است و هر 10 هزار سرباز را  یک تومان و  فرمانده 10 هزار سرباز را امیر تومان نامیده اند و مغولان هم از این کلمه ترکی استفاده کرده  و  فرماندهان قشون  ده هزار نفری خودرا با  این کلمه نامیده اند. ( دیوان لغات التُرک ، ترجمه دکتر سید محمد دبیر سیاقی ، صفحه 523 سال چاپ : 1375




نوع مطلب :
برچسب ها : شاهسون قم، ایل شاهسون ساوه، محصولات شاهسون، عکس نیت شاهسون، ایل شاهسون اینانلو، شاهسون های فارس، شاهسون مغان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 26 دی 1395
admin blog