تبلیغات
ایل شاهسون - مطالب ابر صور اسرافیل لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران
 
ایل شاهسون
ایل بزرگ شاهسون
درباره وبسایت


با سلام خدمت شما همراهان عزیز وجود یک وبسایت برای ایل بزرگ شاهسون قابل محسوس بود تصمیم گرفتیم با کمک عده ای از فرهیختگان عزیز اولین سایت ایل شاهسون را راه اندازی کنیم به امید اتحاد ایل شاهسون .
درباره ایل شاهسون:شاهسون بغدادی. [سَ وَ نِ بَ] از ایلات تُرک اطراف تهران، ساوه، زرندوگرماب وزنجان و قزوین بوده‌اند که ییلاق‌شان خلجستان و فراهان و قشلاق‌شان ساوه و زرند بوده‌است و در اطراف قزوین به سی طایفه منقسم می‌شدند ... . (جغرافیای سیاسی کیهان ص۱۱۲)
مذهب شاهسون‌های بغدادی از زمان صفوی یا پیش از آن شیعهٔ دوازده امامی بوده‌است. شاهسون‌ها در تغییر مذهب رسمی ایران به شیعه نقش مهمی داشته‌اند.

شاهسون ایل بغدادی ازدو سر شاخه زیر تشکیل شده است :

1 لک

2 آرریخلی .

که هر کدام از این سر شاخه ها دارای طوایفی می باشند .

مجموع طوایف ایل شاهسون بغدادی 32 طایفه به شرح زیر می باشد :

1 قاراقویونلو

2 کوسه لر

3 دلیلر ( دللر )

4 سولدوز

5 یارجانلی

6 حاققی جانلی

7 احمدلی

8 موسولو

9 شرفلی

10 کرملی

11 کله ون

12 موختابند لی ( موخته ون لی )

13 قرنلی ( قرللی )

14 چلبلی

15 ذولفوغارلی

16 کاروانلی

17 اتک باسانلی

18 میغن

19 نیلغاز

20 دوگر

21 قوتولو

22 ساتیلی

23 حوسن خانلی ( حسین خانلی )

24 اینانلی ( ایناللی )

25 الی قوردلو ( علی قوردلو )

26 خیدیرلی

27 قسیملی ( قاسم لو )

28 زیلیق لی

29 قریب لک

30 حسن لی

31 آغ قویونلو

32 دئولته ون

قشلاق این ایل از گوی داغ ( کیلومتر ۵۰ اتوبان قم - تهران ) شروع و تا اطراف شهر ساوه و زرند پراکنده اند

ییلاق این ایل هم اطراف شهرستانهای قروه ، رزن و آوج همدان بوده است.

مدیرسایت :حجت فاتح

ارسال متن و اشعار در تلگرام با شماره :09125550828

مدیر وبسایت : admin blog
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
علی اكبر خان منصور نظام شاهسون بغدادی

(بازوی نظامی مجلس مشروطه)



شاهسون های بغدادی نقش مهمی در تاریخ معاصر ایران از افشاریه تا پهلوی داشته اند كه این مقاله اشاره ای گذرا به یكی از سركردگان این ایل به نام علی اكبر خان منصور نظام دارد و نقش نظامی او و سوران شاهسون بغدادی در محافظت از امنیت داخلی تهران توسط مجلس مشروطه را نشان می دهد؛ هم چنین اهمیت این سوران در واقعة به توپ بستن مجلس را بیانگر است كه محمد علی شاه تصمیم می گیرد با پراكنده كردن سواران شاهسون بغدادی و دور كردن منصور نظام از تهران ، دخالت احتمالی این نیروی نظامی را به نفع مشروطه خواهان از میان بردارد. هم چنین پناه آوردن ملك المتكلمین و صور اسرافیل به خانة منصور نظام دارای اهمیت است. به طور كلی روحیة آزادی خواهی ایلی كه نوعی مفهوم آزادی و حریت ایرانی است ، را می توان تشخیص داد كه با مفهوم غربی آن متفاوت می باشد.


لازم به یادآوری است كه برخی از سرفصل ها را نگارنده افزوده و در اصل بازگفته و دست نوشته ای علی اكبر خان قرابلگو( فتح السلطان) نبوده است.




ایلات و عشایر و اقوام گوناگون ایرانی در طی تاریخ طولانی این فلات پرماجرا در گرد فرهنگ و تمدن خاصی، به یك اتحاد ملی دست یافته اند1كه در حول سه محور طریقت، شریعت و سیاست، « دولت» های مستحكمی را تشكیل داده اند.
ایل شاهسون بغدادی كه تا به اكنون مورد بی مهری پژوهشگران قرار گرفته 3نقش مهمی در طول تاریخ داشته است كه در دو بخش عمده قابل بررسی و بحث است. یك، پیش از رواج نام «شاهسون» كه شاخه های ایلی این قوم بخصوص آق قوینلو ها و قره قوینلوها در طول تاریخ حایز اهمیت بوده اند و پشینة آنها تا به اقوام تركمن اوغوز   می رسد كه حدیث طولانی دارد4 ؛و دیگر بعد از پیدایش این نام در متون تاریخی كه كنفدراسیونی از ایلات تشكیل شد و در دولت صفوی جهت بالانس قدرت سیاسی و نظامی رول مهمی را به عهده گرفت5؛ اما پیشینیة تاریخی شاخة بغدادی این ایل به دورة نادری باز می گردد و اسناد تاریخی منتشر نشده 6و برخی از متون و مآخذ تاریخی اشارات جسته و گریخته ای به سرداران و سرگردگان و خوانین این طایفه دارند كه  توسط نادر از بغداد به ایران كوچانده می شوند. ایل شاهسون بغدادی در قشون دورة زندیه و قاجاریه حضور فعالی داشته اند.7 بخصوص در منطقة شیراز و كرمان تا قزوین و همدان و ساوه از بازوان قدرت نظامی حكومت مركزی به شمار می رفته اند. در این باره، در پژوهش ها و خاطرات و اسناد منتشر نشده یا در دست انتشار اطلاعات كافی بدست می آید ولی بخشی از این منابع و مدارك و شواهد قابل توجه است چرا كه آن بخشی از تاریخ مردم ایران را روشن می سازد كه در سیر تكاملی روند آزادی و دموكراسی این ملت روشنایی های بی بدیل می افكند . روحیة آزادی خواهی ایلات ایرانی از قشقایی، لر و كرد، و تركمن ... در طول تاریخ معاصر بر هیچ كس پوشیده نیست و همین روحیه و اندیشه نیز برداشت خاصی از مفهوم «آزادی» و «قانون» را به همراه داشت كه به قول استاد ماشاء الله آجودانی از مفهوم غربی آن متفاوت بود.8
  به تحریك همین اندیشة آزادی خواهانة ایلی، شاهسون های بغدادی در نهضت مشروطه و بخصوص در جریان به توپ بستن مجلس از پشتیبانان مشروطه شدند و ، از قوای نظامی حامی مجلس بودند كه با حذف آنها جرأت و جسارت حمله به مجلس توسط مُستبدان پیدا شد؛ هم این حمایت از آزادی و آزادی خواهی و حس وطن دوستی این ایل بعدها از دوران جنگ های جهانی و اشغال ایران و حتی قضیة ملی شدن  9 صنعت نفت نیز دیده می شود كه همین فضایل و ویژگی ها نیز بعدها موجب مخالفت دولت پهلوی با شاهسون های بغدادی می گردد.
 2. علی اكبر خان منصور نظام
    در نهضت مردمی مشروطه، سواران شاهسون تحت فرماندهی علی اكبر خان منصور نظام بزرگ در تهران حضور فعال داشتند؛ این علی اكبر خان منصورنظام در هیجده سالگی به طور رسمی سركردگی ایل شاهسون بغدادی را به عهده گرفته بود اما به طور غیر رسمی[به علت خردسالی و سپس بزرگ شدنش] در سال 1299 هجری قمری سركردة ایل بوده است؛ یعنی از حدود سال های 1306 الی 1307 ه.ق به طور رسمی به این سمت برگزیده میشود؛10 وی در دورة مظفر الدین شاه سوران ایل شاهسون را با فرمان شاه به خدمت قزاقی در می آورد و با فرمان شاهی به درجة میرپنجی(سرلشكری) انتخاب می گردد. این فرمان در ییلاق خان نشین ایل واقع در روستای آب باریك همدان از توابع شهرستان رزن به ایشان ابلاغ می گردد. منصور نظام از همان روستا، مشغول سربازگیری می شود و با سیصد سوار شاهسون بغدادی به قزاق خانه می آید؛ در تهران، غوغای مشروطه بالا گرفته بود؛ 11 برخی از سواران شاهسون بغدادی نیز با سرپرستی جعفر قلی وكیل باشی منصور نظام در شاه عبدالعظیم به بست نشسته بودند كه با آمدن منصور نظام از مأموریت اصفهان از بست خارج می شوند؛ در این زمان سواران ایل شاهسون بغدادی حاضر نبودند كه در خدمت قزاق خانه باشند لذا دوبارة اسدخان نصیرنظام كه دایی منصور نظام بود و ایل بگی بخش لك ایل را به عهده داشت با حمایت برخی از ریش سفیدان ایل، بار دیگر در شاه عبدالعظیم به  بست می نشینند و در وقتی مقتضی بست را به مجلس می كشانند و خواستار خروج از قزاق خانه می شوند؛ این بلوا و بست نشینی موفق می شود و سرانجام سواران ایل از قزاق خانه خارج می شوند ،و به یورت های خویش بازگشتند و با حمایت نكردن از مستبدان، از مشروطه دفاع نمودند و به خدمت دولت استبدادی در نیامدند؛ در این حین منصور نظام به زیارت كربلا رهسپار می شود و پس از زیارت به همدان و روستای آب باریك باز می گردد.
    در این زمان محمد علی شاه قدرت را به دست می گیرد و تهران، طی حكمی منصور نظام را به پایتخت فرا می خواند. مشروطه چی ها ، منصور نظام را به مجلس احضار می كنند و در آنجا او را به قران سوگند می دهند كه در حمایت از مشروطه  كوشش نماید و به آن خیانت نكند. وی نیز قسم یاد می كند و تا آخرین روز شهادت خویش پای بند قسم خود باقی می ماند. منصور نظام در مجلس با صوراسرافیل و ملك المتكلین دوستی بسیار نزدیكی پیدا می كند كه از متن سند ذیل كاملاً هویداست. 12
 3. منصور نظام و یاد كردن قسم در مجلس و حفظ  امنیت تهران
علی اكبر خان فتح السلطان كه خود در وقایع مشروطة تهران حضور داشته است و از سواران ایل شاهسون بغدادی بوده ، می گوید:«..... به علت مخالفت محمد علی شاه با مجلس به وسیلة شترخانه و قاطرخانه دستور داده می شود13 كه شهر را شلوغ و ایجاد ترس و وحشت نمایند. از طریق مجلس امنیت شهر تهران را به منصور نظام واگذار  می نمایند تا شبانه روز مواظب امنیت باشد،14 و اراذل و اوباش را دستگیر نمایند.15
    منصور نظام به نمایندگان شهربانی تهران به [ناخوانا] 16 بین سی تا پنجاه سوار      می دهد17 كه شبانه شهر را حفاظت نمایند، حتی منصور نظام به عرض مجلس        می رساند  كه سواران با تفنگ نمی توانند مردم را بزنند، از مجلس دستور می دهند كه با چوب دستی امنیت را برقرار كنند و منصور نظام، سواران شاهسون را به چوب دستی كه [در كار بردآن]18 تخصصی بالاتر از تفنگ نزد انان برای جنگ و دعوا داشته است 1، مجهز 20می سازد؛ و شبانه [هر شب] بین ده تا بیست نفر از اراذل و اوباش را دستگیر و تحویل مجلس [محبوس = مجلس] می دادند.21
    از جمله دو نفر بسیار قدرتمند و با نفوذ شهر تهران و طرفدار محمد علی شاه [یعنی] سنی حضرت 22 و مختار السلطنه [كه] از قدرتمندان آن روز بودند و به دستور مجلس [توسط] منصور نظام، شبانه هر دو دستگیر و به دوشان تپه اعزام می دارند، و سپس از دوشان تپه به دستور مجلس پنجاه سوار شاهسون، آنها را به كلات نادری برده و تحویل می دهند. 23
    [این] جریانات به شاه گزارش می گشته و محمد علی شاه از در مخالفت باطنی با منصور نظام در می آید؛
از طرفی [دیگر] مشاوران به عرض می رسانند، چنانچه بخواهید به مجلس توپ ببندید، منصور نظام در مجلس قسم یاد كرده كه طرف آنان را گرفته و نگذارد و تا زمانی كه منصور نظام در تهران است، بخصوص سوارانش نیز همراهش هستند، خطر جدی برای دولت است.

 4. پراكندن سواران شاهسون بغدادی به وسیلة مستبدان
    پس از اندیشه، محمد علی شاه تصمیم می گیرد كه سواران منصور نظام را پراكنده ساخته و قدرتش را بكاهد، از طرفی چون منصور نظام وابسته به دولت بوده 24 و در اختیار دولت، [پس] بلافاصله چندین فرمان صادر می گردد، جهت پراكنده كردن قوای منصور نظام؛ [فرمان ها] به ترتیب زیر:
1. یكصد و پنجاه سوار به فرماندهی حسن خان سرهنگ؛25 سواران شاهسون بغدادی را روانة كرمان می نمایند. (كه [من] علی اكبر خان فتح السلطان در هفده سالگی ام همراه این سواران به كرمان رفتم. اولین مأموریت خودم)26
2. پنجاه سوار به فرماندهی جوادخان سلطان به خلخال روانه می گردند.
3. یكصد سوار الباقی را به خرم آباد گسیل می دارد. 
    اكنون سواران منصور نظام را پراكنده ساخته ولی خودش در تهران است.
    باز می اندیشند كه خطرناك است و به شاه می گویند؛ قربان، ایل شاهسون فقط این عده كه شما پراكنده ساختید نیستند، چنان چه منصور نظام اراده كند در عرض 48 ساعت از ایل خود تا ده هزار الی بیست هزار سوار پیاده را می تواند به تهران احضار [كند] و كنترل تهران را در اختیار بگیرد!
    اكنون در تهران فقط منصور نظام مانده [است] ؛ [با] میرزا عبدالله خان سردسته سواران و عزت الله خان ضرغام نظام .
 5 منزل منصور نظام و پناهگاه مشروطه خواهان
    برای دور كردن منصور نظام از تهران، شاه به دستور و امضاء خودش فرمانی به مضمون زیر به منصور نظام می دهد: علی اكبر خان منصور نظام به محض وصول این حكم حركت كرده و به سنندج (كردستان) [بروید] و خود را به حكومت كردستان معرفی كنید.27
    منصور نظام این حكم را صبح وصول می كند و آماده جهت حركت می گردد كه روز بعد روانه شود، غروب ان روز صوراسرافیل و ملك المتكلمین شبانه به منزلش می آیند و از منصور نظام درخواست پناهندگی می كنند 28 كه منصورنظام، شاه دستور داده ما را دستگیر 29 نمایند؛ ما را مخفی كن.
    منصور نظام آنان را به اندرون منزل خود برده و خودش هم می رود و نزد آنان در اندرون می نشیند و می گوید: بگوید كه منصور نظام رفته به كردستان .
منزل آن روز منصور نظام در خیابان سپه فعلی نرسیده به میدان حسن آباد، درست جنب بیمارستان [ناخوانا] 30فعلی بوده است كه عبارت از سه حیاط بزرگ (بیرونی ـ اندرونی ـ طویله) بود. 31
روز بعد، میرزا عبدالله خان [كه] هر روز به قزاق خانه می رفته و با اكثر صاحب منصبان و سران قزاق خانه دوست بوده است،  یكی از دوستان متنفذ میرزا عبدالله خان [بطور] خصوصی به میرزا می گویند، كه میرزا عبدالله خان به شاه گفته اند كه منصور نظام به كردستان نرفته و در منزلش می باشد؛ بنابراین دستور است كه برای تفتیش ، فردا صبح به منزلش بیایند.
میرزا عبدالله، جریان را به منصور نظام گزارش می دهد. منصور نظام چاره می اندیشد كه من مهمان دارم اینها كه از من فراری تر32 هستند، اینجا را چه كنم؛ چاره می اندیشد، به میرزا عبدالله خان می گوید كه من می روم پیش آنها [یعنی صوراسرافیل و ملك المتكلمین] و تو بیا و نزد آنها جریان را گزارش كن.
میرزا عبدالله خان به جمع دوستان می پیوندد و جریان را برای بار دوم به عرض منصور نظام می رساند كه بله فردا می آیند به تفتیش منزل شما. صوراسرافیل و ملك المتكلمین متوجة جریان شده و از منصور نظام می خواهند آنها را از اینجا به جای امنی روانه سازد. منصور نظام ، شبانه با درشكه، صوراسرافیل و ملك المتكلمین را به شمیران، باغ یكی از دوستان خودشان روانه می نماید.
سپیده دم صبح نزده، تاریك هنگام، منصورنظام و طاووس خانم با درشكه به شاه عبدالعظیم رهسپار می گردند و میرزا عبدالله خان و ضرغام نظام می مانند تا منزل را بكوچانند.
میرزا عبدالله خان و ضرغام منزل منصور نظام را بر چهل شتر كه از ایل به تهران گندم آورده بوده است، بار می نمایند و ضمن این كه میرزا عبدالله خان در خیابان سپه مشغول خریداری طناب بوده است، قوای دولتی از باغ شاه به طرف مجلس حركت  می نمایند؛ و در آن وقت محمد قلی خان میرپنج رئیس توپخانة قزاق كه پیش آ پیش قوا بوده است، به میرزا عبدالله خان در خیابان سپه می گوید:
می روم سراغ برادر هایت.
 ۶. قهوه قجری شربت شهادت
مجلس به توپ بسته می شود و منزل منصور نظام به شاه عبدالعظیم می رسد و به اتفاق منصور نظام از آنجا به طرف قم حركت می نمایند. در قلعة محمد علی خان دو روز، در منزل ظفرنظام می مانند و سپس از آنجا به طرف آب باریك همدان حركت           می نمایند؛ و منصور نظام به كردستان نمی رود، چند روزی كه در آب باریك می ماند از تهران تلگراف می رسد كه منصور نظام از رفتن به كردستان خود داری كرده و به تهران باز گردید.
    منصورنظام خود از این تلگراف می فهمد كه كارش تمام است و آخر عمرش فرار رسیده [است]. این را به اطرافین نیز باز می گوید؛ 33 ولی با این حال پس از چند روز به طرف تهران حركت می كند؛ 34اكنون فصل تابستان و سال 1326 قمری است . منصور نظام به تهران وارد شده و خود را به وزارت جنگ به امیر بهادر  كه وزیر جنگ می باشد، معرفی می نماید.
    امیر بهادر با روی خوش به وی می گوید كه خسته هستید، بروید، و فردا صبح تشریف بیاورید، منصور نظام می رود و فردا صبح به حضور امیر بهادر شرف یاب می گردد. امیر بهادر از وی استقبال نموده و وی را دعوت به نشستن می نماید؛ . پس تعارف بجای می آورد و سپس دستور قهوه می دهد، 35 منصور نظام پس از صرف قهوه به دستور امیر بهادر كه شما خسته هستید و بفرماید منزل تا حكم و دستور برایتان بگیرم.
منصور نظام به همراه میرزا عبدالله خان و صمصام نظام به تهران رفته بود. 36
بنا به گفتة میرزا عبدالله خان وصمصام نظام، منصور نظام كه به منزل رسید، وی را حالت استفراق و سرگیجه گرفت؛37 و تا دكتر برسانند، جان به جان آفرین تسلیم       می نماید.
وی در زیر[با] سرپوشی [و] به وسیله ای حكومت ـ كه یكی از مشروطه خواهان بود ـ 38 سر به نیست می شود؛ بدون آن كه نامی از وی باشد و یا آبی از آب تكان بخورد.
منصور نظام مردی متوسط لقامه، چهارشانه و تا حدودی چاق و زمخت قیافه بود 39 و حالتی مردانه داشت. 40
وی در حدود سال 1288 قمری به دنیا آمده و در تابستان سال 1326 قمری با خوردن سم و زهر مسموم می گردد. به علت جوانی و به دست گرفتن امورات ایل و          خانواده اش در جوانی و ثروت بی كران پدرش ـ فتحعلی خان سرتیپ ـ را با          بخشش های بی جاو پیش كش های زوركی از طرف شاهزادگان قاجار اعمال می گردیده است، تقریباً به پایان رسانده و تا حدودی از ثروت خود را به علت مخالفت با دایی خود اسدخان مصرف و در راههای پوچ مبارزه با اسدخان نصیرنظام كه ایل بگی نیز بوده به مصرف می رساند...»41
 7. نتیجه گیری
این بخش از خاطرات و نوشته ها و بازگفته ها و اسناد مرحوم علی اكبر خان قرابگلو معروف و ملقب به فتح السلطان روشنایی قابل توجهی در تاریخ مشروطة ایرانی        می اندازد كه در فرصتی مناسب با هم كاری آقای هرمز محیط منتشر خواهد شد.
در هر صورت این مقاله كوشید تا یكی از شهیدان جوان مشروطة ایرانی را به اختصار بشناساند و یكی از بازوهای نظامی انقلاب را معرفی كند. علی اكبر خان منصور نظام دارای شخصیتی قابل توجه است . وی در سنین جوانی مدیریت یك ایل را به عهده می گیرد . وارد درگیری های خانوادگی خوانین ایل می گردد اما این نزاع های كوچك او را از مسایل مهم مملكتی دور نمی سازد؛ توجة این جوان شجاع به نهضت بزرگی كه در كشورش پیدا شده بود و همراه شدن با این نهضت قابل تقدیر است. از همه مهمتر این نكته است كه وی با شجاعت تمام، دوستان انقلابی خود را در خانة خویش پناه می دهد و از فرمان محمد علی شاه سر می پیچد و به كردستان نمی رود و با سیاست، دوستانش را به جای امنی می برد و سیاست محتاطانه ای را اختیار می نماید و از سوی دیگر شجاعانه به استقبال مرگ می رود و شربت شهادت قجری را می نوشد.
با این كه منصور نظام متعلق به طبقة فئودال است اما از جمله رجال عصر قاجار       می باشد كه از منافع و مزایای طبقاتی خود چشم پوشیده و غرق در ثروت خانوادگی نمی گردد و گام در راه آزادی می نهد و همراه و هم سو با مردم ستم كشیدة ایران        می شود. او چون نمونة بارزی از رهبران و سرداران آزادی خواه هرگز پای بر روی قسم خود كه در راه حفظ مشروطه یاد كرده است، نمی گذارد و تا آخرین روزهای حیات، منزلش پناهگاه آزادی خواهان است.
هر چند كه جبر تاریخ به وسیلة قهوة قجری كوشید تا نامش را به فراموش خانه سیاست ببرد اما عقل تاریخ بر آن شد تا روح آزادی، نام آزادی خواهان را در روند تكاملی خویش و تا رسیدن به حكومت خرد پاس دارد و پنهان كاری قهوة قجری شربت شهادت در راه آزادی رقم بخورد. این آزادی از نوع ایرانی آن با اندیشة لیبرالی غربی كاملاً متفاوت است و همین روحیه ایرانی - ایلی توانایی پرداختن به نوع سیاست ماكیاولی را نیز ندارد 42 كه خاستگاه مدنی و شهرنشینی دارد و در حالی كه ساخت دولت و حكومت در ایران ساختی ایلی و روستایی و روستاهای باد كرده (= شهر)      می باشد 43 لذا تفكر علمی و اندیشة سیاسی نوع خاص ایرانی خود 44 را شكل می دهد كه با وجود آگاهی از خطر مرگ، به استقبال آن می روند؛ یكی از این  نمونه های تاریخی منصور نظام بود. نامش و یادش جاوید باد.
 یادداشت ها و منابع
1. كیاوند، عزیر؛ «حكومت، سیاست و عشایر»ص 37 به بعد [از قاجاریه به بعد](واحد تحقیقات و مطالعات شورای عالی عشایر 1368)
لمتون، آن. كی. اس: «نظریه دولت در ایران» فصل اول ترجمه و اضافات چنگیز پهلوان(نشرگیو1379)
مینورسكی، ا.م: «سازمان اداری حكومت صفوی تحقیقات تذكره الملوك»ص 236 به بعد ایرانیان و تركان مقیم ایران ترجمة مسعود رجب نیا (امیركبیر 1368)
2. شعبانی، رضا: مبانی تاریخ اجتماعی ایران، فصل سوم ص 72ـ92 (قومس 1282)
3. در این بین باید از همت والای دكتر عطا الله حسنی شكرگذار بود كه به طور بسیار دقیق و علمی در چندین مجلد پژوهش گسترده ، سال ها در این باره تحقیق نموده اند كه انشاء الله در فرصت مناسبی این پژوهش های ذی قیمت را به زیور طبع بیآرایند.
ـ حسنی ، عطاالله: « ایل شاهسون بغدادی گزارشی از نیمه راه » شمارة اول مجلة دانشكدة ادبیات دانشگاه تهران نشریه گروه تاریخ، سال یكم ، شمارة اول، بهار 1379.
ـ حسنی، عطاالله: «تاریخ فرهنگی ایل شاهسون بغدادی» ( انتشارات ایل شاهسون بغدادی،1381)
4. سومر، فاروق: «قراقوینلوها» ترجمه دكتر وهاب ولی( مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی 1369)حسن زاده، اسماعیل: «حكومت تركمانان قراقوینلو و آق قوینلو» (سمت1379)
گوندوز، طوفان؛ «ریشه های تركمنان آق قوینلو» ترجمة اسرالشوفی و بلال خاكی ، ویراستة و مقدمة فرهنگ جهانبخش(انتشارات گواه، زیرچاپ)
5. سومر، فاروق؛ «اوغوزها(تركمن ها) ترجمة آنادردی عنصری ( انتشارات حاج طلایی، گنبد قابوس 1380) ت




نوع مطلب :
برچسب ها : منصور نظام، ایل شاهسون بغدادی، علی اكبر خان فتح السلطان، صور اسرافیل،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398
admin blog